قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

تفسیر قرآن به قرآن

نكته سومى كه در فهم صحیح از كلام وحى بسیار مهم و توجه به آن ضرورى است، مسأله تفسیر قرآن به قرآن و توجه به ارتباط بین آیات است. هر چند آیات قرآن به حسب ظاهر به صورت جدا جدا و هر یك یا هر چند آیه از آنها بیانگر مطلبى خاص به نظر مى‌‌آید؛ لكن فهم درست و تفسیر صحیح در صورتى امكان تحقق مى‌‌یابد كه آیات قرآن در ارتباط با یكدیگر و ناظر به یكدیگر مورد توجه قرار گیرند. بسیارى از آیات قرآن و معارف این كتاب الهى یكدیگر را تفسیر مى‌‌كنند و بر صدق و درستى مضامین یكدیگر گواهى مى‌‌دهند.
على(علیه السلام) در این زمینه مى‌‌فرماید: كِتابُ اللهِ تُبْصِرُون بِهِ وَ تَنْطِقُونَ بِهِ وَ تَسْمَعُونَ بِهِ وَ یَنْطِقُ
﴿ صفحه 77 ﴾
بَعْضُهُ بِبَعْض وَ یَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلى بِعْض، و لا یَخْتَلِفُ فِى اللهِ وَ لا یخالِفُ بِصاحِبِه عَنِ الله(49)؛ قرآن این كتاب الهى شما را بینا و گویا و شنواى حق مى‌‌گرداند. قرآن كتابى است كه بعض آن بعض دیگر را تفسیر و نیز بعض آن گواه و شاهد بعض دیگرش مى‌‌باشد.
از موارد تفسیر قرآن به قرآن، براى نمونه مى‌‌توان به آیه 11 از سوره شورى، لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر و آیه 10 از سوره فتح، یَدُ اللهِ فَوْقَ اَیْدیهِم، اشاره كرد. لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىء از محكمات قرآن است و معناى آن روشن و واضح است. این آیه مى‌‌گوید هیچ چیز مانند خدا نیست؛ خداى متعال یك حقیقت بى‌‌مانند است. در آیه یَدُ اللهِ فَوْقَ اَیْدیهِم مى‌‌گوید دست خدا بالاى دست‌‌هاست. هرچند این آیه به خداوند، دست نسبت داده است، لكن آیه لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىء این معناى ظاهرى را نفى مى‌‌كند و با توجه به آن مى‌‌فهمیم مراد از «ید» معناى ظاهرى آن یعنى «دست» نیست؛ بلكه مى‌‌باید معانى كنایى از قبیل قدرت و امثال آن منظور باشد. بنابراین، تفسیر و توضیح آیه یَدُ اللهِ فَوْقَ اَیْدیهِمْ بدون توجه به آیه لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىء خروج از روش صحیح تفسیر است و ممكن است خطا از كار درآید و بر اساس تفسیر غلط، تصویرى ناصحیح و جسمانى از خدا ارائه شود.
بنابراین، در تفسیر قرآن باید به این نكته توجه كنیم كه آیات را در ارتباط با یكدیگر مورد توجه قرار دهیم و سعى كنیم مضمون آنها را به كمك خود قرآن بفهمیم.

رعایت اصول و قواعد محاوره عقلایى در فهم قرآن

چهارمین نكته‌‌اى كه مى‌‌باید در تفسیر قرآن بدان توجه شود رعایت اصول و قواعد محاوره عقلایى در فهم درست از قرآن كریم است. به خصوص آن‌‌جا كه در باب آیه‌‌اى، روایت صحیح و تبیین روشنى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یا ائمّه معصومین(علیهم السلام) در دسترس نباشد ضرورت رعایت اصول و قواعد محاوره عقلایى در فهم درست از آیات قرآن مضاعف مى‌‌گردد. در این مرحله است كه نقش بزرگان دین و مفسرین و آشنایان به علوم اهل‌‌بیت، كه عمر خویش را در فهم معارف قرآن و علوم اهل‌‌بیت مصروف داشته‌‌اند، در فهم
﴿ صفحه 78 ﴾
صحیح از قرآن و تبیین معارف دین ظاهر مى‌‌گردد. آنها هستند كه بر طبق اصول محاوره عقلایى، عام و خاص‌‌هاى قرآن را تشخیص مى‌‌دهند و محدوده معنایى هر یك را مشخص مى‌‌كنند، مطلق و مقیدها را مى‌‌شناسند و آیات را با یكدیگر تفسیر مى‌‌كنند و ناظر بودن آیه‌‌اى به آیه دیگر را تشخیص مى‌‌دهند و در مقام تفسیر بدان توجه دارند.

متناسب بودن فهم مفسران با صلاحیت‌‌هاى آنان

نكته دیگرى كه در این قسمت باید مورد توجه قرار گیرد اختصاص به فهم قرآن و معارف دین ندارد؛ بلكه در سایر رشته‌‌ها و تخصص‌‌هاى گوناگون علمى مورد قبول همگان است و آن، وجود مراتب فهم و متناسب بودن آن با توانایى ذهنى و مقدار كوشش و تلاش و دقت در فهم صحیح است. توضیح این‌‌كه:
در مباحث فقهى یكى از مسائلى كه تقریباً همه فقها بدان فتوا مى‌‌دهند و از وظایف مقلّد مى‌‌شمارند، مسأله تقلید از اعلم است. بر این اساس، گفته مى‌‌شود فقاهت و تخصص در رشته فقه و استنباط احكام، داراى مراتب است و هر مكلفى موظف است از فقیه اعلم، یعنى كسى كه در استنباط احكام از دیگران داراى فهم و مهارتى بیش‌‌تر و از شمّ فقاهت برترى برخوردار است، تقلید كند. البته دیگر مراجع كه از نظر قوه استنباط در حد آن فقیه اعلم نیستند نیز فقیه و مجتهد هستند؛ لكن در مراتب بعدى قرار دارند. ناگفته نماند فتواى فقها مبنى بر لزوم تقلید از اعلم نیز برخاسته از یك روش عقلایى است. درست مثلِ رجوع به پزشك متخصّصى كه سال‌‌ها تجربه طبابت دارد و ترجیحِ آن بر شخصى كه امروز مجوز طبابت گرفته است یك روش عقلایى است و عمل بر خلاف این روش مورد مذمت عقلا قرار مى‌‌گیرد. فهم و تشخیص دقایق معارف قرآن، جز در صلاحیت متخصصان و آشنایان به علوم اهل‌‌بیت(علیهم السلام)، كه عمر خویش را در فهم قرآن و معارف دینى صرف كرده‌‌اند، نمى‌‌باشد و با توجه به مراتب فهم قرآن و تفسیر این كتاب آسمانى، بدیهى است هر قدر امور و نكات مذكور مورد توجه و دقتِ بیش‌‌تر قرار گیرد از ضریب احتمال خطا در تفسیر آیات الهى كاسته مى‌‌شود و به فهم صحیح از این كتاب آسمانى نزدیك‌‌تر مى‌‌شویم.
﴿ صفحه 79 ﴾