قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

رستگارى پیروان قرآن در قیامت

چنان كه قبلا اشاره شد آنچه براى انسان در درجه اولِ اهمیت است و عقل ایجاب مى‌‌كند تمام همّت خویش را در جهت تحقق هر چه بهتر آن صرف كند، سعادت و رستگارى اخروى است؛ زیرا زندگىِ این‌‌جهانى مقدمه و زمینه‌‌ساز زندگى جاودانه اخروى است. مَثَل انسان در این عالم نسبت به عالم آخرت مَثَل آن مسافرى است كه در شهر غربت با كار و تلاش شبانه‌‌روزى و قناعت و پس انداز كردنِ حاصلِ كوشش خود و ارسال آن به وطن اصلى و زادگاه خویش در صدد است تا براى خود خانه و سرپناه و سرمایه‌‌اى فراهم كند تا در هنگام مراجعت به وطن خود با برخوردارى از امكانات پیش‌‌فرستاده، این چند روز باقیمانده عمر خویش را در رفاه و عزت و سربلندى زندگى كند، با این تفاوت كه زندگى اخروى، جاودانه و همیشگى است.
اعتقادات و اعمال و رفتارهاى انسان بذرهایى است كه در این جهان به دست انسان كاشته مى‌‌شود و در عالم آخرت، نتیجه و محصول آن آشكار مى‌‌گردد. در این عالم اگر كشاورزى بر اساس رهنمودهاى یك دانشمند آشنا و متخصّصِ امر كشاورزى بذرى را كشت كند، در هنگام درو بیش‌‌ترین محصولِ ممكن را با بهترین كیفیت، از زحمت خویش برداشت خواهد كرد. به همین منوال اگر انسان‌‌ها اعمال و رفتار خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن كریم و معارف و علوم اهل‌‌بیت(علیهم السلام) تنظیم كنند و امور فردى و اجتماعى و سیاسى خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن كریم سامان دهند، علاوه بر عزت و سربلندى دنیا، در عالم آخرت نیز از نتایج اعمال نیك خود برخوردار خواهند بود و از این كه با اعمال شایسته خود سرنوشتى سعادتمند در جوار رحمت خدا براى خود تدارك دیده‌‌اند خوشحال خواهند بود.
حضرت على(علیه السلام) مضمون مذكور را با تمثیلى بسیار زیبا بیان مى‌‌كنند و مردم را به عمل به قرآن و پاسدارى و حراست از احكام حیات‌‌بخش آن فرا مى‌‌خوانند: فَاسْئَلُوا اللهَ بِهِ وَ تَوَجَّهُوا اِلَیْهِ بِحُبِّهِ وَ لا تَسْئَلُوا بِه خَلْقَهُ اِنَّهُ ما تَوَجَّهَ الْعِبادُ اِلَى اللهِ بِمِثْلِهِ وَ اعْلَمُوا اَنَّهُ شافِعٌ و مُشَفَّعٌ وَ قائِلٌ و مُصَدَّقٌ وَ اَنّه مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیامَةِ شُفِّعَ فیهِ وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ یَوْمَ
﴿ صفحه 47 ﴾
الْقِیامَةِ صُدِّقَ عَلَیْه(24). آن حضرت بعد از بیان مطالب گذشته مبنى بر این‌‌كه قرآن درمان و شفاى بزرگ‌‌ترین دردهاى جامعه است، به مردم توصیه مى‌‌كند كه با پیروى از قرآن، شفاى دردهاى خود را از قرآن بخواهید و با عمل به آن به خداوند روى آورید و براى استمداد از انسان‌‌هاى دیگر، قرآن را وسیله قرار ندهید. بدانید قرآن شفاعت‌‌كننده‌‌اى است كه شفاعتش پذیرفته مى‌‌شود و گوینده‌‌اى است كه گفتارش تصدیق مى‌‌شود و كسى كه قرآن در قیامت او را شفاعت كند آن شفاعت در حق او پذیرفته است و كسى كه قرآن او را در روز قیامت تقبیح كند، به زیان او تمام مى‌‌شود.
آن گاه حضرت خطر جدایى مردم از قرآن را گوش‌‌زد مى‌‌كنند، سپس آنها را به پیروى از این كتاب آسمانى و الگو قرار دادن آن در فكر و عمل دعوت مى‌‌نمایند: یُنادى مُناد یَوْمَ الْقِیامَةِ اَلا اِنَّ كُلَّ حارِث مُبْتَلى فى حَرْثِهِ وَ عاقِبَةِ عَمَلِه غَیْرَ حَرَثَةِ الْقُرآن فَكُونُواْ مِنْ حَرَثَتِهِ وَ اَتْباعِهِ وَ اسْتَدِلُّوهُ عَلى رَبِّكُمْ وَاسْتَنْصِحُوهُ عَلى اَنْفُسِكُمْ وَ اتَّهِمُوا عَلَیْهِ آرَائَكُمْ وَاسْتَغِشُّواْ فیه اَهْوائَكُم(25)؛ آن گاه كه قیامت بر پا شود و خلایق براى حسابرسى و جزا و پاداش به پا خیزند منادى ندا مى‌‌دهد و این واقعیت را به اهل قیامت خبر مى‌‌دهد كه هان! اى انسان‌‌ها بدانید هر انسانى امروز در عاقبت و پایان كار، گرفتار و مبتلا به آثار و نتایج و محصولِ كِشتهِ خویش است، مگر كسانى كه در دنیا اعتقادات و اعمال و رفتار خویش را بر اساس دستورها و راهنمایى‌‌هاى قرآن شكل داده‌‌اند. تنها این افراد هستند كه از نتایج و آثار اعمال و رفتار و اعتقادات خویش راضى‌‌اند و هرگز احساس غبن نمى‌‌كنند.

تنبه و بیدار باش

زندگى و حیات هر موجودى از جمله انسان، امرى محدود است. این زندگى از نقطه زمانىِ خاصى شروع مى‌‌شود و در نقطه زمانىِ خاصى با مرگ پایان مى‌‌پذیرد. انسان در این زمان محدود، پیوسته در حالِ شدن است و شخصیت او در حال شكل‌‌گیرى است.
﴿ صفحه 48 ﴾
شخصیت انسان كه برخاسته از اعتقادات و باورهاى اوست منشأ اعمال و رفتار وى مى‌‌گردد. اعمال و رفتار انسان نیز در روز قیامت تجسّم پیدا مى‌‌كند و هركس با آثار و نتایج اعمال خود دست به گریبان خواهد بود.
نكته‌‌اى كه در این‌‌جا بدان توجه داده مى‌‌شود این است كه تا انسان از دنیا نرفته است هر لحظه مى‌‌تواند با محاسبه و بازنگرى در افكار و عقاید و اعمال و رفتار خویش، گذشته خود را جبران كند و سرنوشت خود را در جهت سعادت و رستگارى دنیوى و اخروى تغییر دهد. چه بسیارند انسان‌‌هایى كه در لحظه‌‌اى به خود آمدند و با یك تصمیم و توبه حقیقى، گذشته تاریك خود را به آینده‌‌اى درخشان و سعادتمند مبدّل كردند و ره صد ساله را یك‌‌شبه پیمودند؛ لكن باید توجه داشت كه فرصت و امكان بازنگرى و تدارك گذشته، تنها در این جهان ممكن است و بعد از مرگ و ارتحال از این عالم فانى امكان تداركْ منتفى است.
اگر انسان در عالم دنیا اعمال و رفتار خود را بر اساس قرآن و دستورات و معارف الهى سامان داد و به بیان حضرت على(علیه السلام) از حرثه قرآن بود، در عالم آخرت از آثار و محصول آنها بهره‌‌مند و خوشحال خواهد بود. فرصت عمل و تدارك، تنها در دنیا وجود دارد و عالم آخرت جاى تدارك نیست: اَلْیَوم عَمَلٌ وَ لاحِسابَ وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَل(26)؛ امروز روز كشت و عمل است و محاسبه‌‌اى در كار نیست و فردا روز برداشت و محاسبه است و امكان عمل و تدارك وجود ندارد. على(علیه السلام) كه داناى به حقیقت دنیا و آخرت و رابطه میان آنها، و خیرخواه مسلمانان و دلسوز آنان است مى‌‌فرماید: فَكُونُوا مِنْ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ؛ اگر طالب سعادتید، كشت و كار خود را در كشتزار بابركت قرآن قرار دهید. از كسانى باشید كه با عمل به دستورات حیات بخش این كتاب آسمانى، دنیا و آخرت خود را آباد مى‌‌سازند. قرآن را الگوى خود قرار دهید تا هرگز زیان نبینید.
﴿ صفحه 49 ﴾

رمز موفقیت و نقش قرآن

به نظر مى‌‌رسد براى موفقیت در هر برنامه و سیاستى، به‌‌خصوص در زمینه مسائل تربیتى و فرهنگى و اجتماعى، سه شرط اساسى وجود دارد.
1. درستى و صحت برنامه در جهت رسیدن به هدف مورد نظر؛
2. ایمان و باور نسبت به برنامه و دستور‌‌العمل‌‌هاى آن؛
3. عمل بر مبناى احكام و دستورالعمل‌‌هاى مطرح شده در برنامه.
بدیهى است هر كدام از شروط سه گانه منتفى باشد كارآیى برنامه مذكور آن‌‌طوركه باید به ظهور نمى‌‌رسد و هدف مورد نظر محقق نمى‌‌شود.
همه ما مى‌‌گوییم قرآن كلام خدا و برنامه زندگى ما مسلمانان است. امّا گفتنِ تنها و اقرار ظاهرى به این مطلب كافى نیست. اقرار و اظهار در صورتى ایمان به قرآن و دستورات حیات‌‌بخش آن محسوب مى‌‌شود كه از اعتقاد و باور قلبى حكایت كند وانسان از عمق جان به قرآن و دستورات امیدبخش آن ایمان داشته باشد و در مقابل سخنان و پیام‌‌هاى الهى تسلیم محض باشد. با چنین ایمان و اعتقاد و باورى است كه شرط كارآیى قرآن در هدایت جامعه، یعنى عمل بر مبناى دستورات حیات‌‌بخش قرآن، تحقق پیدا مى‌‌كند.
قرآن كریم مى‌‌فرماید: ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین. الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ. وَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِما اُنْزِلَ اِلَیْكَ وَ ما اُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالاْخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ. اُولئِكَ عَلَى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ اُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون(27)؛ آن كتاب الهى كه هیچ جاى تردیدى در آن نیست هدایت‌‌گر پرهیزكارانى است كه ایمان به غیب دارند و نماز را به پامى‌‌دارند و از آنچه ما به آنها روزى دادیم انفاق مى‌‌كنند؛ كسانى كه به احكام و دستوراتى كه به صورت قرآن بر تو نازل شده ایمان مى‌‌آورند و كتب آسمانىِ پیش از تو را باور و به قیامت یقین دارند. چنین انسان‌‌هایى از هدایت پروردگارشان بهره‌‌مندند و به رستگارى مى‌‌رسند.
﴿ صفحه 50 ﴾
البته توجه داریم كه ایمان داراى درجاتى است و جامعه اسلامى در صورتى مى‌‌تواند با غلبه بر مشكلات و پیروزى بر دشمنان خود به عزّت و عظمت و به تعبیر قرآن كریم فلاح و رستگارى دنیوى و اخروى امیدوار باشد كه دست اندركاران فرهنگى جامعه به حكومت دینى و دستورات و احكام قرآن ایمان و از صمیم قلب باور داشته باشند، نه آن كه تنها با استفاده ابزارى از دین و فرهنگ دینى مردم، براى كسب وجاهت، خود را معتقد به قرآن معرفّى كنند.
در قرآن كریم از انسان‌‌هایى كه به احكام و دستورات الهى ایمان ندارند و تنها براى فریب مسلمانان و رسیدن به مقاصد دنیوى خود اظهار ایمان مى‌‌كنند به نام منافقین یاد مى‌‌شود. خصوصیات ظاهرى و باطنى و رفتارى این گروه در آیات متعددى از قرآن كریم بیان شده است.
به هر حال نكته‌‌اى كه در این‌‌جا بر آن تأكید مى‌‌نماییم این است كه اگر بخواهیم بر اساس دستورات قرآن زندگى كنیم و این كتاب آسمانى مردم ما را سعادتمند كند، مى‌‌باید همه مردم و به خصوص دست اندركاران امور فرهنگى جامعه به قرآن ایمان و اعتقاد داشته باشند و در مقابلِ این كتاب الهى تسلیم باشند؛ تسلیمى ابراهیم گونه كه بر اساس آن، دستورات حیات‌‌بخش قرآن را بدون چون و چرا پذیرا باشند.