قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

قرآن؛ نور حقیقى

یكى از مظاهر تجلّى خداوند نور است. خداوند خود را به نور تشبیه مى‌‌كند و مى‌‌فرماید: اَللهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الاْرْض(19)؛ خدا نور آسمان‌‌ها و زمین است. این نورِ وجود خداى متعال است كه تجلّى كرده و خلقت آسمان‌‌ها و زمین و مخلوقات صورت گرفته است. به بركت عنایت خداوند است كه عالم وجود برجاست و فیض وجود، پیوسته از جانب منبع جود، بر موجودات سرازیر است و در نتیجه پدیده‌‌ها و موجودات به حیات خود ادامه مى‌‌دهند.
گاه از كلام خدا نیز به نور تعبیر مى‌‌شود؛ زیرا در پرتو نور است كه انسان راه را پیدا مى‌‌كند و از بیراهه رفتن و سردرگمى نجات مى‌‌یابد. از آن‌‌جا كه بدترین و زیان‌‌بارترین گمراهى و ضلالت، ضلالت و گم‌‌راهى در مسیر زندگى و به خطر افتادن سعادت انسان است، نور حقیقى و واقعى آن است كه انسان‌‌ها و جامعه انسانى را از ضلالت و گم‌‌راهى نجات دهد و مسیر درست كمال انسانى را براى آنها روشن كند تا راه سعادت و تكامل را
﴿ صفحه 42 ﴾
از طُرق سقوط و ضلالت باز شناسند. بر همین اساس خداوند متعال از قرآن به نور تعبیر كرده است و مى‌‌فرماید: قَدْ جائَكُمْ مِنَ اللهِ نُوْرٌ وَ كِتابٌ مُبین(20)؛ به تحقیق از جانب پروردگارتان نور و كتابى روشنى بخش آمده است تا شما با بهره‌‌گیرى از آن، راه سعادت را از شقاوت باز شناسید. اینك از آن‌‌جا كه موضوع بحث، قرآن از دیدگاه نهج‌‌البلاغه است، از تفسیر و توضیح آیات وارده در این زمینه صرف نظر مى‌‌كنیم و به توضیح بیان حضرت على(علیه السلام) در این باره مى‌‌پردازیم.
حضرت على در خطبه 189، بعد از وصف اسلام و پیامبر(صلى الله علیه وآله) در وصف قرآن كریم مى‌‌فرمایند: ثُمَّ اَنْزَلَ عَلَیْهِ الْكِتابَ نُوراً لا تُطْفَأُ مَصابیحُهُ وَ سِراجاً لا یَخْبُو تَوَقُّدُهُ، وَ بَحْراً لا یُدرَكُ قَعْرُه؛ آن گاه خداى متعال قرآن را به صورت نورى كه چراغ‌‌هایش هرگز خاموش نمى‌‌شود و مانند خورشید فروزنده‌‌اى كه هیچ گاه از فروزش نمى‌‌افتد و مثل دریایى كه به قعر آن رسیدن براى هیچ كس میسر نیست بر پیامبرش نازل فرمود.
حضرت على(علیه السلام) در این خطبه در وصف قرآن ابتدا با سه تشبیهِ بسیار زیبا مى‌‌خواهند قلوب مسلمانان را با عظمت قرآن آشنا كنند و توجه آنها را به این سرمایه عظیم الهى كه در دسترس آنها قرار گرفته است بیش از پیش جلب نمایند.
ابتدا حضرت قرآن را به نور وصف مى‌‌كنند و مى‌‌فرمایند: اَنْزَلَ عَلَیْهِ الْكِتابَ نُوْراً لا تُطْفَأُ مَصابیحُه؛ خداوند قرآن را، در حالى كه نورى است، بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل فرمود؛ لكن این نور با سایر نورها متفاوت است. این حقیقت (قرآن كریم) نورى است كه نورافكن‌‌هاى آن هرگز به خاموشى نمى‌‌گرایند و هرگز از تابش نمى‌‌افتد. از باب تشبیه معقول به محسوس قرآن مانند آن منبع عظیم انرژى برقى است كه در شب ظلمانى از طریق شبكه برق‌‌رسانى به وسیله نورافكن‌‌هاى قوى، جاده‌‌هایى را كه به مقصد منتهى مى‌‌شود، روشن كرده است و با نصب چراغ‌‌هاى راهنما بر سر دوراهى‌‌ها و چند راهى‌‌ها مسیرى را كه به هدف منتهى مى‌‌شود از دیگر مسیرها كه به بیراهه و سقوط در دره‌‌هاى هولناك مى‌‌انجامد براى كسانى كه مى‌‌خواهند به سلامت به مقصد برسند روشن مى‌‌كند.
﴿ صفحه 43 ﴾
قرآن نیز در جامعه دینى و اسلامى و در زندگىِ جویندگان سعادت و رستگارى چنین نقشى ایفا مى‌‌كند، با این تفاوت كه چراغ‌‌هایى كه از این منبع نور تغذیه مى‌‌نمایند و مسیر سعادت را روشن مى‌‌كنند هرگز خاموش نمى‌‌شوند در نتیجه راه حق، پیوسته مستقیم و روشن است و قرآن كریم و نورافكن‌‌هاى فروزان آن مدام پیروان قرآن را هشدار مى‌‌دهند كه مواظب باشید از مسیر حق منحرف نشوید.
در فراز دیگرى از همین خطبه مى‌‌فرماید: وَ نُوْراً لَیْسَ مَعَهُ ظُلْمَة؛ قرآن نورى است كه با وجود آن، تاریكى دوام نمى‌‌یابد؛ زیرا این كتاب آسمانى نورافكن‌‌هایى دارد كه از آن نور مى‌‌گیرند و پیوسته راه هدایت و سعادت را روشن مى‌‌كنند.
علاوه بر این، ائمّه(علیهم السلام) كه همان مفسرین وحى الهى هستند حكم آن نورافكن‌‌ها را دارند كه معارف قرآن را براى مردم بیان و با علم خدادادى، مسلمانان را با حقیقت قرآن آشنا مى‌‌كنند.

مصابیح و آیینه‌‌هاى قرآنى

همان طور كه مى‌‌دانیم طبق حدیث ثقلین، قرآن وعترت این دو ودیعه الهى در مسیر هدایت موحدین، مكمّل یكدیگرند كه با تمسك به یكى و رها كردن دیگرى هدف از نزول قرآن كه همان هدایت انسان‌‌هاست تحقق نمى‌‌یابد. ائمّه معصومین(علیهم السلام) چراغ‌‌هایى هستند كه از این منبع الهى نور مى‌‌گیرند و مسیر زندگى انسان‌‌هاى طالب سعادت را روشن مى‌‌كنند و علوم قرآن و حقیقت آن نزد آنهاست. آن ذوات مقدسه هستند كه مى‌‌توانند متشابهات را به محكمات برگردانند و راه را از بیراهه تشخیص دهند و مردم را به راه سعادت و كمال راهنمایى كنند. مردم نیز مى‌‌باید معارف قرآن را تنها از آنها بگیرند و به‌‌كار بندند.
حكمت الهى چنین اقتضا مى‌‌كند و سنّت خداوند بر این قرار گرفته است كه مردم از طریق اهل‌‌بیت(علیهم السلام) با معارف قرآن آشنا شوند و با به كار بستن آنها در تأمین سعادت دنیوى و اخروى خود بكوشند. لذا براى تحقق این منظور، خداى متعال با نصب امامت
﴿ صفحه 44 ﴾
مستمر، راه استفاده از معارف قرآن را براى طالبین سعادت هم‌‌چنان باز نگه داشته است. هر چند معاندان و دنیاپرستان در طول تاریخ در صدد برآمده‌‌اند تا مردم را از نور هدایت الهى كه در مكتب اهل‌‌بیت(علیهم السلام) تجسم مى‌‌یابد خاموش كنند؛ لكن قرآن مى‌‌فرماید هرگز بدین كار موفق نخواهند شد: یُریدُونَ لِیُطْفِئُوا نَوْرَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون(21).
از این جهت حضرت على(علیه السلام) قرآن را به چراغى كه هرگز از فروزش آن كاسته نمى‌‌شود و به خاموشى نمى‌‌گراید تشبیه مى‌‌كنند.
معارف قرآن چنان عمیق و گسترده است كه هر قدر آشنایان به علوم اهل‌‌بیت در باب آن بیندیشند در هر گامى به معرفت و نكته‌‌اى تازه دست مى‌‌یابند و از آن‌‌جا كه این كتاب آسمانى نسخه‌‌اى از علم الهى است هر قدر تشنگان حقیقت از آب زلال حقیقتِ آن بنوشند نه تنها خسته و دل‌‌زده نمى‌‌شوند كه به حقایق آن تشنه‌‌تر مى‌‌گردند. از همین روست كه مى‌‌بینیم اولیاى خدا و عارفان به حقیقت قرآن سعى مى‌‌كنند با تلاوت آیات الهى در نماز و تدبّر در آنها، روح خود را تلطیف نمایند و بیش از پیش خویش را در معرض الهامات خداوندى و بارش معارف بى‌‌پایان الهى قرار دهند. قرآن خورشید فروزنده‌‌اى است كه معارف آن پایان‌‌ناپذیر و فروزندگى آن ابدى است؛ زیرا این كتاب آسمانى مانند دریاى عمیقى است كه رسیدن به قعر و ژرفاى آن جز براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمّه معصومین(علیهم السلام) كه به «علم‌‌الكتاب» آگاه هستند میسّر نیست و هر كس و هر جامعه‌‌اى بخواهد با قرآن و كلام الهى آشنا شود و زندگى فردى و اجتماعى خود را بر اساس رهنمودهاى این كتاب آسمانى سامان دهد راهى جز تمسك به قرآن بر اساس تفسیر و تبیین پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمّه معصومین(علیهم السلام) و الگو قرار دادن سیره و روش آنها ندارد. براى تأیید این مطلب تنها به بخش‌‌هایى از دو روایت اشاره مى‌‌كنیم.
امام صادق(علیه السلام) مى‌‌فرمایند: وَ نَحْنُ قَنادِیلُ النُّبُوَّةِ وَ مَصابِیحُ الرِّسالَةِ وَ نَحْنُ نُوْرُ الاْنْوارِ وَ كَلِمَةُ الْجَبّارِ وَ نَحْنُ رایَةُ الْحَقّ الَّتِى مَنْ تَبِعَها نَجى وَ مَنْ تَاَخَّرَ عَنْها هَوى وَ نَحْنُ مَصابِیحُ الْمِشَكَاةِ
﴿ صفحه 45 ﴾
الَّتِى فِیها نُوْرُ النُّور(22)؛ قندیل‌‌ها و ظروف نبوت و چراغ‌‌هاى رسالت ماییم؛ یعنى مردم مى‌‌باید با راهنمایى ائمّه(علیهم السلام) به مقصد نبوت و رسالت كه همان هدایت به سوى حق است رهنمون شوند. نور همه نورها از ماست. حاكمیت خدا از طریق ولایت ما تحقق پیدا مى‌‌كند. ما هستیم آن پرچم حقى كه هر كس از آن پیروى كند نجات پیدا مى‌‌كند و هر كس از آن دور بماند سقوط مى‌‌كند و آن چراغ و مشكاتى كه روشنایى و نور در آن قرار دارد ماییم.
شبیه این بیان از امام سجاد(علیه السلام) نیز نقل شده است؛ حضرتش مى‌‌فرمایند:
اِنَّ مَثَلَنا فى كِتابِ اللهِ كَمَثَلِ الْمِشْكاة وَ الْمِشْكاةُ فِى الْقَنْدیلِ فَنَحْنُ الْمِشْكاةُ فیها مِصْباحٌ وَ الْمِصْباحُ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله) اَلْمِصْباحُ فى زُجاجَة نَحْنُ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّىٌّ تُوْقَدُ مِنْ شَجَرَة مُبارَكَة زَیْتُونَة مَعْرُوفَة لا شَرْقِیَّة وَ لا غَرْبِیَّة لا مُنْكَرَة وَ لا دَعْیَة یَكادُ زَیْتُها یُضىءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورُ الْقُرَآنِ عَلىَ نُور یَهْدِى اللهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَضْرِبُ اللهُ الاْمْثالَ لِلنّاسِ وَ اللهُ بِكُلِّ شَىء عَلیمٌ بِاَنْ یَهْدِى مَنْ اَحَبَّ اِلَى وِلایَتِنا(23). حضرت در این بیان، آیه 35 سوره نور را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اهل‌‌بیت و ائمّه معصومین(علیهم السلام) تفسیر كرده‌‌اند. حضرتش مى‌‌فرمایند مَثَلِ ما اهل‌‌بیت در قرآن مَثَلِ منبعى است كه از طریق آن، نور هدایت الهى، راه را بر بندگان روشن مى‌‌كند. ما اهل‌‌بیت حكم آن آبگینه شفافى را داریم كه نور مصباح و چراغ هدایت را، كه همان نور نبوت است، به بندگان منعكس مى‌‌كنیم. این نور از شجره مباركه‌‌اى از نور الهى، كه پرتو آن گسترده و غیر قابل انكار است، سرچشمه مى‌‌گیرد. این حقیقت نه شرقى و نه غربى است نه ناشناخته و نه وانهاده است.
امام سجاد(علیه السلام) مى‌‌فرمایند حقیقت پیامبر و اهل‌‌بیتِ مكرّمش حكم چراغ بسیار شفافى را دارند كه بدون نیاز به شعله‌‌اى، نور مى‌‌دهد. نور قرآن مبتنى بر آن نورى است كه خدا هر كس را بخواهد هدایت كند او را بدان نور (ولایت اهل‌‌بیت(علیهم السلام)) هدایت مى‌‌كند.
﴿ صفحه 46 ﴾

رستگارى پیروان قرآن در قیامت

چنان كه قبلا اشاره شد آنچه براى انسان در درجه اولِ اهمیت است و عقل ایجاب مى‌‌كند تمام همّت خویش را در جهت تحقق هر چه بهتر آن صرف كند، سعادت و رستگارى اخروى است؛ زیرا زندگىِ این‌‌جهانى مقدمه و زمینه‌‌ساز زندگى جاودانه اخروى است. مَثَل انسان در این عالم نسبت به عالم آخرت مَثَل آن مسافرى است كه در شهر غربت با كار و تلاش شبانه‌‌روزى و قناعت و پس انداز كردنِ حاصلِ كوشش خود و ارسال آن به وطن اصلى و زادگاه خویش در صدد است تا براى خود خانه و سرپناه و سرمایه‌‌اى فراهم كند تا در هنگام مراجعت به وطن خود با برخوردارى از امكانات پیش‌‌فرستاده، این چند روز باقیمانده عمر خویش را در رفاه و عزت و سربلندى زندگى كند، با این تفاوت كه زندگى اخروى، جاودانه و همیشگى است.
اعتقادات و اعمال و رفتارهاى انسان بذرهایى است كه در این جهان به دست انسان كاشته مى‌‌شود و در عالم آخرت، نتیجه و محصول آن آشكار مى‌‌گردد. در این عالم اگر كشاورزى بر اساس رهنمودهاى یك دانشمند آشنا و متخصّصِ امر كشاورزى بذرى را كشت كند، در هنگام درو بیش‌‌ترین محصولِ ممكن را با بهترین كیفیت، از زحمت خویش برداشت خواهد كرد. به همین منوال اگر انسان‌‌ها اعمال و رفتار خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن كریم و معارف و علوم اهل‌‌بیت(علیهم السلام) تنظیم كنند و امور فردى و اجتماعى و سیاسى خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن كریم سامان دهند، علاوه بر عزت و سربلندى دنیا، در عالم آخرت نیز از نتایج اعمال نیك خود برخوردار خواهند بود و از این كه با اعمال شایسته خود سرنوشتى سعادتمند در جوار رحمت خدا براى خود تدارك دیده‌‌اند خوشحال خواهند بود.
حضرت على(علیه السلام) مضمون مذكور را با تمثیلى بسیار زیبا بیان مى‌‌كنند و مردم را به عمل به قرآن و پاسدارى و حراست از احكام حیات‌‌بخش آن فرا مى‌‌خوانند: فَاسْئَلُوا اللهَ بِهِ وَ تَوَجَّهُوا اِلَیْهِ بِحُبِّهِ وَ لا تَسْئَلُوا بِه خَلْقَهُ اِنَّهُ ما تَوَجَّهَ الْعِبادُ اِلَى اللهِ بِمِثْلِهِ وَ اعْلَمُوا اَنَّهُ شافِعٌ و مُشَفَّعٌ وَ قائِلٌ و مُصَدَّقٌ وَ اَنّه مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیامَةِ شُفِّعَ فیهِ وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ یَوْمَ
﴿ صفحه 47 ﴾
الْقِیامَةِ صُدِّقَ عَلَیْه(24). آن حضرت بعد از بیان مطالب گذشته مبنى بر این‌‌كه قرآن درمان و شفاى بزرگ‌‌ترین دردهاى جامعه است، به مردم توصیه مى‌‌كند كه با پیروى از قرآن، شفاى دردهاى خود را از قرآن بخواهید و با عمل به آن به خداوند روى آورید و براى استمداد از انسان‌‌هاى دیگر، قرآن را وسیله قرار ندهید. بدانید قرآن شفاعت‌‌كننده‌‌اى است كه شفاعتش پذیرفته مى‌‌شود و گوینده‌‌اى است كه گفتارش تصدیق مى‌‌شود و كسى كه قرآن در قیامت او را شفاعت كند آن شفاعت در حق او پذیرفته است و كسى كه قرآن او را در روز قیامت تقبیح كند، به زیان او تمام مى‌‌شود.
آن گاه حضرت خطر جدایى مردم از قرآن را گوش‌‌زد مى‌‌كنند، سپس آنها را به پیروى از این كتاب آسمانى و الگو قرار دادن آن در فكر و عمل دعوت مى‌‌نمایند: یُنادى مُناد یَوْمَ الْقِیامَةِ اَلا اِنَّ كُلَّ حارِث مُبْتَلى فى حَرْثِهِ وَ عاقِبَةِ عَمَلِه غَیْرَ حَرَثَةِ الْقُرآن فَكُونُواْ مِنْ حَرَثَتِهِ وَ اَتْباعِهِ وَ اسْتَدِلُّوهُ عَلى رَبِّكُمْ وَاسْتَنْصِحُوهُ عَلى اَنْفُسِكُمْ وَ اتَّهِمُوا عَلَیْهِ آرَائَكُمْ وَاسْتَغِشُّواْ فیه اَهْوائَكُم(25)؛ آن گاه كه قیامت بر پا شود و خلایق براى حسابرسى و جزا و پاداش به پا خیزند منادى ندا مى‌‌دهد و این واقعیت را به اهل قیامت خبر مى‌‌دهد كه هان! اى انسان‌‌ها بدانید هر انسانى امروز در عاقبت و پایان كار، گرفتار و مبتلا به آثار و نتایج و محصولِ كِشتهِ خویش است، مگر كسانى كه در دنیا اعتقادات و اعمال و رفتار خویش را بر اساس دستورها و راهنمایى‌‌هاى قرآن شكل داده‌‌اند. تنها این افراد هستند كه از نتایج و آثار اعمال و رفتار و اعتقادات خویش راضى‌‌اند و هرگز احساس غبن نمى‌‌كنند.