قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

نمونه‌‌اى از خطوط كلى قرآن

قرآن كریم مى‌‌فرماید: وَ لَوْ اَنّ اَهْلَ القُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ والاْرضِ ولكِنْ كَذَّبُواْ فَاَخَذْناهُمْ بِما كانُواْ یَكْسِبُون.(6) این آیه یكى از محكماتى است كه هیچ گونه تشابهى در آن وجود ندارد و چنان معناى صریح و روشنى دارد كه جاى هیچ گونه شك و شبهه‌‌اى در آن نیست، به نحوى كه در این قالب زبانى، معنایى جز همان چیزى كه هر اهل زبان و آشناى به زبان عربى مى‌‌فهمد قابل برداشت نیست؛ بگذریم از كج‌‌اندیشان و قایلین به قرائت‌‌هاى مختلف و برداشت‌‌هاى نو، كه ممكن است بگویند ما از كلمه لیل، نهار را مى‌‌فهمیم و از حجاب داشتن، عریان بودن را برداشت مى‌‌كنیم! البته خاطرنشان
﴿ صفحه 22 ﴾
مى‌‌كنم كه در آینده درباره «قرائت‌‌هاى مختلف از دین» به تفصیل سخن خواهیم گفت.
این آیه، یكى از خطوط كلىِ اعتقادى و در عین حال راه درمان مشكلات اقتصادى و راه رفع مضیقه‌‌هاى معیشتى را بیان مى‌‌كند. ترجمه آیه شریفه این است: «اگر اهل آبادى‌‌هاى روى زمین ایمان مى‌‌آوردند و تقوا پیشه مى‌‌كردند هر آینه ما بركات آسمان و زمین را به روى آنها مى‌‌گشودیم؛ ولى آنها تقوا پیشه نكردند، بلكه كفر ورزیدند و نسبت به نعمت‌‌هاى خداوند ناسپاسى كردند و در نتیجه دچار مشكلات و انواع بلاها شدند.» بنابراین قرآن كریم با صراحت تمام، توسعه اقتصادى و پیدا شدن گشایش در زندگى مؤمنین و رفع تنگناهاى اقتصادى و نزول نعمت و به طور كلى نزول بركات آسمان و زمین را در گرو ایمان و تقوا مى‌‌داند و در مقابل، ناسپاسى و كفران نعمت‌‌هاى الهى را موجب زوال نعمت‌‌ها و نزول بلاها و انواع مشكلات معرفى مى‌‌كند و قدردانى و شكر نعمت را موجب ازدیاد آن و كفران نعمت را موجب عذاب مى‌‌داند. قرآن مى‌‌فرماید: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ اِنَّ عَذابى لَشَدِید(7)؛ هر آینه اگر شكر نعمت‌‌ها را به جاى آورید نعمت شما را افزون خواهم كرد، و اگر ناسپاسى نمایید تحقیقاً عذاب من سخت خواهد بود. در این‌‌جا به یكى از نعمت‌‌هاى بزرگ الهى كه در اثر پیروى از قرآن كریم شامل ملّت بزرگوار ایران شده است اشاره مى‌‌كنیم و توفیق قدردانى آن را براى مردم از خداى بزرگ مى‌‌طلبیم و به ذات اقدسش پناه مى‌‌بریم از این كه در اثر ناسپاسى، این نعمت بزرگ از ما گرفته شود.

تجلّى موهبت الهى در تحقق حكومت اسلامى

همه تصدیق مى‌‌كنیم بعد از شهادت امام على(علیه السلام) یكى از بزرگ‌‌ترین آرزوهاى مسلمانان داشتن حكومت عدلى متكى بر وحى و احكام الهى بوده است. سال‌‌ها اجداد و نیاكان ما در آرزوى برقرارى چنین حكومتى بوده‌‌اند و در حالى كه در زیر سلطه پادشاهان و حاكمان جور، در جوّى خفقان‌‌آور زندگى مى‌‌كردند و چندان نقشى در اداره امور اجتماعى خویش نداشتند، تحقق حكومت اسلامى براى آنان امرى آرمانى و دست نیافتنى و قریب به محال مى‌‌نمود.
﴿ صفحه 23 ﴾
بعد از گذشت هزار و سیصد و اندى سال در این برهه از تاریخ در اثر روى آوردن مردم مسلمان ایران به قرآن كریم و رهبرى ولى فقیه و نایب امام معصوم(علیه السلام) خداى متعال یكى از بزرگ‌‌ترین نعمت‌‌هایش؛ یعنى حكومت اسلامى را به مردم ایران عنایت كرد. بدیهى است كه در صدد توجیه نواقص و كمبودها و توجیه عملكردها نیستیم، بلكه آنچه در این‌‌جا مورد تأكید است این است كه اصل تحقق این نظام مقدس به منظور پیاده شدن احكام الهى، از موهبت‌‌هاى الهى است.
آنچه اینك بعد از گذشت بیست سال از انقلاب به آن توجه داده مى‌‌شود و نگرانى دلسوزان انقلاب و پاسداران ارزش‌‌هاى دینى و اخلاقى را دوچندان كرده است این است كه جامعه، ایمان و تقواى خود را از دست بدهد و به تدریج ارزش‌‌هاى انقلابى و دینى‌‌اش كم‌‌رنگ شود و در نتیجه دشمنان اسلام و ایران در تهاجم و شبیخون فرهنگى و اجراى نقشه‌‌هاى خود موفق شوند و با جدا كردن مردم و به خصوص طبقه جوان از ارزش‌‌هاى دینى و انقلابى دوباره بر مردم مسلمان ایران تسلط یابند.
در این‌‌جا ممكن است این سؤال مطرح شود كه پس چه باید كرد تا از یك طرف ارزش‌‌هاى اعتقادى و دینى جامعه حفظ شود و در نتیجه، دشمن در اجراى نقشه‌‌هایش ناكام گردد و از طرف دیگر بر همه مشكلات فایق آییم.
حضرت على(علیه السلام) در فراز مورد بحث از خطبه 157 نهج‌‌البلاغه همین مطلب را مورد توجه قرار مى‌‌دهند و راه حل مشكلات فردى و اجتماعى را رجوع به قرآن و عمل به دستورات آن معرفى مى‌‌كنند.

حل مشكلات اجتماعى در سایه پیروى از قرآن

گفتار حضرت على(علیه السلام) در این زمینه، بیان دیگرى از سخن بى‌‌نهایت ارزشمند پیامبر بزرگوار اسلام است كه فرمودند: اِذَا الْتَبَسَتْ عَلَیْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِم فَعَلَیْكُمْ بِالقُرآن(8)؛ هر گاه اضطراب و نگرانى‌‌ها و مشكلات و نابسامانى‌‌ها و فتنه‌‌ها مانند پاره‌‌هاى
﴿ صفحه 24 ﴾
شب ظلمانى بر جامعه شما سایه افكند و در حل مشكلات راه به جایى نبردید بر شما باد كه به قرآن رجوع كنید و راهنمایى‌‌هاى نجات‌‌بخش آن را ملاك عمل قرار دهید.
دستورات امیدبخش قرآن روح امید و پیروزى بر مشكلات و رستگارى و بهروزى را در دل‌‌ها زنده مى‌‌كند و انسان‌‌ها را از یأس و نومیدى نجات مى‌‌دهد.
بدیهى است هر پیروزى در گرو خواست و تلاش انسان‌‌هاست. بنابراین اگر بخواهیم هم‌‌چنان استقلال، آزادى و حكومت اسلامى خود را حفظ كنیم و در پناه خداوند متعال از هر گونه توطئه‌‌اى در امان باشیم، راهى جز بازگشت به سوى خدا و احكام نجات‌‌بخش قرآن و توبه به خاطر ناسپاسى‌‌ها و بى‌‌حرمتى‌‌هایى كه از سوى بعضى غربزده‌‌ها نسبت به ارزش‌‌هاى دینى روا داشته شده است، وجود ندارد.
بسیار ساده انگارى است اگر فكر كنیم قدرت‌‌هاى استكبارى در كوچك‌‌ترین مسأله‌‌اى كه به نفع ملت مسلمان ایران تمام مى‌‌شود و در راستاى منافع استعمارى آنها نباشد با مسئولین نظام جمهورى اسلامى ایران همراهى كنند. و نیز بسیار ناسپاسى است كه دست از قرآن كریم، این معجزه جاودان پیامبر و تضمین كننده سعادت و رستگارى، برداریم و براى حل مشكلات، دست نیاز به سوى دشمنان دراز كنیم و ولایت فقیه را كه ادامه ولایت انبیا و امامان معصوم است رها نموده، ولایت و تسلط شیاطین و دشمنان خدا را پذیرا شویم. باید به خدا پناه برد از این كه روزى ملت مسلمان ایران، به خاطر ناسپاسى از نعمت بزرگ استقلال و عزّت و امنیت، مورد غضب قرار گیرد و وسیله سقوط و ذلت خویش را مجدداً با دست خویش فراهم كند.
به هر حال وظیفه آحاد ملت و به خصوص دست اندركاران امور فرهنگى كشور است كه از حریم اعتقادات و ارزش‌‌هاى اخلاقى و دینى جامعه پاسدارى نمایند.
تصور برخى از كسانى كه بینش كافى در معارف دینى ندارند و تحت تأثیر بینش‌‌هاى فردگرایانه و گرایش‌‌هاى سكولاریستى هستند در مورد فرازِ مورد بحثِ كلام حضرت على(علیه السلام) كه مى‌‌فرمایند راه حل همه دردها و مشكلات شما در قرآن است، این است كه، مقصود از دردها و مشكلات، دردها و مشكلات معنوى و اخلاقى فردى مردم است. اما
﴿ صفحه 25 ﴾
به نظر ما این تفسیر صحیح نیست؛ زیرا آنچه مورد بحث است اعمّ از مسائل و مشكلات فردى و اجتماعى است. ناگفته نماند پرداختن به بحث جدایى دین از سیاست و بى‌‌پایه بودن بینش سكولاریستى به صورت گسترده، مجال دیگرى مى‌‌طلبد، امّا با بیان و توضیح سخن حضرت، در ادامه این بحث هم بى‌‌بنیان بودنِ نظریه جدایى دین از سیاست و بطلان گرایش سكولاریستى روشن خواهد شد.