قرآن در آیینه نهج البلاغه

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

نقش قرآن در زندگى

حضرت على(علیه السلام) كلید حل همه مشكلات را قرآن معرفى كند و در وصف آن مى‌‌فرماید: وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَیْنِكُم؛ دواى درد و راه حل مشكلات شما و راه سامان بخشیدن به امورتان در قرآن است. قرآن داروى شفابخشى است كه همه دردها را درمان مى‌‌كند و با وجود قرآن دردها و ناراحتى‌‌ها التیام مى‌‌یابد. باید این نسخه شفابخش را خواند و آن را به دقت مطالعه كرد و با راه درمان دردها و مشكلات فردى و اجتماعى آشنا شد.
بدیهى است قبل از احساس و شناختن درد و مشكل، سخن گفتن از درمان، خارج از مسیر طبیعى است؛ زیرا ابتدا باید دردهاى فردى و اجتماعى را شناخت و با مطالعه و دقت در آیات كریمه قرآن با آنها آشنا شد، آن گاه با به كار بستن این نسخه شفابخش به درمان آنها پرداخت. امروز در جامعه ما مشكلات فراوانى اعمّ از فردى و اجتماعى وجود دارد كه همه خواهان رفع این مشكلاتند و با این‌‌كه پیشرفت‌‌هاى چشم‌‌گیرى در زمینه‌‌هاى مختلفى وجود داشته است، مشكلات زیادى نیز باقى مانده‌‌است كه مسئولین پیوسته در تلاشند تا به صورتى آنها را حل كنند.
حضرت در این خطبه مى‌‌فرمایند: و دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَیْنِكُمْ؛ قرآن نسخه درمان دردها و مشكلات شماست، و در خطبه 189 با این تعبیر كه وَ دَواءً لَیْسَ بَعْدَهُ داءٌ مى‌‌فرمایند: قرآن دارویى است كه بعد از آن دردى باقى نمى‌‌ماند.
مطلبى كه قبل از هر چیز باید بدان توجه داشت ایمان به فرمایش حضرت على(علیه السلام) است؛ یعنى باید با تمام وجود باور داشته باشیم كه درمان حقیقى دردها و مشكلات ما، اعمّ از فردى و اجتماعى، در قرآن است. همه ما به این مطلب اقرار داریم؛ لكن مراتب ایمان و یقین افراد متفاوت است. هر چند هستند كسانى كه با تمام وجود باور داشته باشند كه اگر به قرآن روى بیاورند و معارف و راهنمایى‌‌هاى آن را به كار بندند، قرآن
﴿ صفحه 20 ﴾
بهترین نسخه شفابخش دردهاست، لكن چنین افرادى بسیار اندكند و شاید یكى از بزرگ‌‌ترین مشكلات جامعه ما ضعف ایمان در این جهت باشد و این امر موجب شده كه بسیارى از مشكلات همچنان باقى بماند. گاه كسانى در اثر ناآگاهى و یا كج‌‌اندیشى ممكن است این فكر انحرافى را مطرح كنند كه با وجود این‌‌كه قرآن در اختیار ماست و مدعى پیروى از آن هستیم پس چرا مشكلات ما حل نشده است و مردم هم‌‌چنان از مشكلات اقتصادى مانند تورم و گرانى و هزاران مشكل فردى، اجتماعى، اخلاقى و فرهنگى رنج مى‌‌برند؟ براى پاسخ به این پرسش، در این‌‌جا توضیحاتى را بیان مى‌‌داریم.

قرآن؛ راهنماى خطوط كلى

بسیار ساده‌‌انگارانه به نظر مى‌‌آید كه كسى انتظار داشته باشد قرآن مانند كتاب حلّ‌‌المسائل، دردها و مشكلات فردى و اجتماعى را یكى یكى بیان كند و سپس راه حل آنها را به ترتیب توضیح دهد. قرآن با سرنوشت ابدى انسان سر و كار دارد و هدف قرآن فلاح و رستگارى انسان در دنیا و آخرت است. در این عرصه، قرآن كریم راه‌‌هاى كلى و خطوط اصلى را به ما نشان مى‌‌دهد كه با به كار بستن آنها مى‌‌توانیم زندگى سعادتمندانه‌‌اى داشته باشیم. این خطوط كلى چراغ‌‌هایى هستند كه جهت سیر و حركت را نشان مى‌‌دهند لكن باید توجه داشته باشیم كه براى رسیدن به سعادت و رستگارى در دنیا و آخرت و رفع مشكلات و تحقق جامعه‌‌اى مترقّى و در عین حال دینى و اسلامى، خداوند متعال دو وسیله در اختیار انسان قرار داده است: یكى دین و دیگرى عقل.
قرآن خطوط اصلى ترقّى و تكامل انسانى را روشن مى‌‌كند و جامعه اسلامى موظف است با نیروى تفكر و اندیشه و استفاده از تجارب علمى بشرى زمینه تحقق اهداف بلند قرآنى را فراهم آورد. نه تنها قرآن استفاده از تجارب علمى دیگران (حتى غیر مسلمانان) را منع نمى‌‌كند؛ بلكه علم را ودیعه الهى مى‌‌داند و مسلمانان را به آموختن آن تشویق مى‌‌كند. پیامبر(صلى الله علیه وآله) جهت ترغیب و تشویق مسلمانان به یادگیرى علوم مى‌‌فرمایند: اُطْلبُوا
﴿ صفحه 21 ﴾
الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصّین(5)؛ دانش بیاموزید و از تجارب علمى دیگران بهره‌‌مند شوید هر چند براى تحقق این منظور پیمودن مسیرى بس طولانى لازم باشد. البته امروزه روابط بین‌‌المللى، بسیار پیچیده است و كشورهاى استكبارى و قدرت‌‌هاى اهریمنى با انواع حیله‌‌ها و ابزراهاى گوناگونِ تكنولوژى، اقتصادى، و به طور كلى با استفاده از محصولاتِ تجارب علمىِ بشر در صددند تا روابط سلطه‌‌جویانه خود را تحكیم بخشند، لكن ما باید با ذكاوت بسیار، بدون این كه از اهداف اسلامى و قرآنى خود كم‌‌ترین عقب‌‌نشینى كنیم از نتایج علوم بشرى در زمینه‌‌هاى مختلف در راه بهبود وضع اقتصادى و رفع مشكلات معیشتى مردم بهره جوییم.
بنابراین قرآن در پى پاسخ‌‌گویى به تمام مشكلات ریز و درشت زندگى بشر نبوده و نیست، بلكه بیانگر خطوط اصلى و كلى سعادت و تكامل انسان است و آن را به مسلمانان نشان داده و مردم را بدان فرا مى‌‌خواند. در این قسمت، در ادامه فرمایش حضرت على(علیه السلام) كه درباره شفابخشى قرآن است به یكى از آن خطوط كلىِ مستفاد از قرآن اشاره مى‌‌كنیم و آن را به عنوان نمونه توضیح مى‌‌دهیم.

نمونه‌‌اى از خطوط كلى قرآن

قرآن كریم مى‌‌فرماید: وَ لَوْ اَنّ اَهْلَ القُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ والاْرضِ ولكِنْ كَذَّبُواْ فَاَخَذْناهُمْ بِما كانُواْ یَكْسِبُون.(6) این آیه یكى از محكماتى است كه هیچ گونه تشابهى در آن وجود ندارد و چنان معناى صریح و روشنى دارد كه جاى هیچ گونه شك و شبهه‌‌اى در آن نیست، به نحوى كه در این قالب زبانى، معنایى جز همان چیزى كه هر اهل زبان و آشناى به زبان عربى مى‌‌فهمد قابل برداشت نیست؛ بگذریم از كج‌‌اندیشان و قایلین به قرائت‌‌هاى مختلف و برداشت‌‌هاى نو، كه ممكن است بگویند ما از كلمه لیل، نهار را مى‌‌فهمیم و از حجاب داشتن، عریان بودن را برداشت مى‌‌كنیم! البته خاطرنشان
﴿ صفحه 22 ﴾
مى‌‌كنم كه در آینده درباره «قرائت‌‌هاى مختلف از دین» به تفصیل سخن خواهیم گفت.
این آیه، یكى از خطوط كلىِ اعتقادى و در عین حال راه درمان مشكلات اقتصادى و راه رفع مضیقه‌‌هاى معیشتى را بیان مى‌‌كند. ترجمه آیه شریفه این است: «اگر اهل آبادى‌‌هاى روى زمین ایمان مى‌‌آوردند و تقوا پیشه مى‌‌كردند هر آینه ما بركات آسمان و زمین را به روى آنها مى‌‌گشودیم؛ ولى آنها تقوا پیشه نكردند، بلكه كفر ورزیدند و نسبت به نعمت‌‌هاى خداوند ناسپاسى كردند و در نتیجه دچار مشكلات و انواع بلاها شدند.» بنابراین قرآن كریم با صراحت تمام، توسعه اقتصادى و پیدا شدن گشایش در زندگى مؤمنین و رفع تنگناهاى اقتصادى و نزول نعمت و به طور كلى نزول بركات آسمان و زمین را در گرو ایمان و تقوا مى‌‌داند و در مقابل، ناسپاسى و كفران نعمت‌‌هاى الهى را موجب زوال نعمت‌‌ها و نزول بلاها و انواع مشكلات معرفى مى‌‌كند و قدردانى و شكر نعمت را موجب ازدیاد آن و كفران نعمت را موجب عذاب مى‌‌داند. قرآن مى‌‌فرماید: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاَزیدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ اِنَّ عَذابى لَشَدِید(7)؛ هر آینه اگر شكر نعمت‌‌ها را به جاى آورید نعمت شما را افزون خواهم كرد، و اگر ناسپاسى نمایید تحقیقاً عذاب من سخت خواهد بود. در این‌‌جا به یكى از نعمت‌‌هاى بزرگ الهى كه در اثر پیروى از قرآن كریم شامل ملّت بزرگوار ایران شده است اشاره مى‌‌كنیم و توفیق قدردانى آن را براى مردم از خداى بزرگ مى‌‌طلبیم و به ذات اقدسش پناه مى‌‌بریم از این كه در اثر ناسپاسى، این نعمت بزرگ از ما گرفته شود.