شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

2ـ غالیان و افراطیان

ما در میان دو گروه افراطى و تفریطى قرار داریم. از یک سو کسانى که در مسأله توسّل مقصّرند، اشکال تراشى مى کنند و توسّلى را که قرآن و روایات اجازه داده مجاز نمى شمرند و گمان مى کنند این باعث کمال توحید آنان است، در حالى که در خطا و اشتباهند. توسّل به اولیاء الله به خاطر اطاعت، عبادات، اعمال و قربشان در درگاه خدا، تأکیدى است بر مسأله توحید و همه چیز را از خدا خواستن.
گروه دوّم گروه افراطى هستند، آنهایى که به وسیله توسّل راه غلوّ را پیش مى گیرند. خطر این غلاة از خطر گروه اوّل کمتر نیست. تعبیراتى مى کنند که با توحید افعالى سازگار نیست، یا تعبیراتى دارند که با توحید در عبادت نمى سازد. در حالى که «لا مؤثّر فى الوجود إلاّ الله» مؤثّر واقعى در جهان هستى خداست و هر که هر چه دارد از اوست. بنابراین ما همان گونه که باید با منکران توسّل صحیح مبارزه کنیم یا آنها را ارشاد نماییم و از خطاها باز داریم، گروه غلات و افراطى گران را نیز باید ارشاد کرده و به راه صحیح بازگردانیم.
در واقع مى توان گفت یکى از عوامل پیدایش منکران توسّل افراط و غلوّ بعضى از طرفداران توسّل است. وقتى اینها راه افراط را پیش گرفتند، طبیعى است گروهى تفریطى در مقابل آنها پیدا مى شوند، این قانونى است در همه مسائل اعتقادى، اجتماعى و سیاسى که این دو دسته انحرافى لازم و ملزوم یکدیگر بوده و خواهند بود و هر دو راه خطا را مى پیمایند.

3ـ توسّل به تنهایى کافى نیست

باید به مردم این مطلب را بیاموزیم که به توسّل به اولیاءالله و صالحان قناعت نکنند. اصلا توسّل درسى است براى ما، چرا به آنها متوسّل مى شویم؟ براى این که در پیشگاه خدا آبرومندند، چرا آبرومندند؟ براى اعمال صالحشان، پس ما باید به طرف اعمال صالح پیش برویم. توسّل به ما درس مى دهد که تقرّب به خدا از طریق اعمال صالح است و توسّل به اولیاءالله به خاطر اعمال صالحشان مى باشد، آنها در پیشگاه خدا مقرّب شدند و ما از آنها مى خواهیم که نزد خداوند براى ما شفاعت کنند، پس ما هم باید بکوشیم آن مسیرى را که آنها طى کرده اند دنبال کنیم. توسّل باید تبدیل به یک مکتب انسان ساز و تربیت کننده شود، مبادا در توسّل متوقّف شویم و آن اهداف عالیه توسّل را فراموش کنیم این هم امر مهمّى بود که همه باید به آن توجّه داشته باشیم.

4ـ توسّل در امور تکوینى

نکته دیگر این که توسّل به عالم اسباب هم در امور تشریعى وجود دارد و هم در امور تکوینى و هیچ کدام مانع از توحید نیست. ما هنگامى که مى خواهیم به نتایج مطلوب برسیم، در زندگى طبیعى مان به دنبال اسباب مى رویم، زمین را شخم مى زنیم، بذرافشانى مى کنیم، آبیارى و آفت زدایى مى کنیم، محصول را به موقع برداشت مى کنیم و از آن براى زندگى مان استفاده مى کنیم.
آیا توسّل به این اسباب ما را از خدا غافل مى کند؟ آیا اعتقاد به این که زمین بذر گیاهان را مى رویاند و یا نور آفتاب و قطره هاى حیات بخش باران، بذر و گل و گیاه و میوه ها را پرورش مى دهد، و به طور کلّى اعتقاد به این عالم اسباب، مخالف توحید افعالى است؟
به یقین مخالف نیست، زیرا ما به دنبال عالم اسباب مى رویم، امّا مسبّب الاسباب را خدا مى دانیم. پس همان گونه که توسّل به اسباب طبیعى با اصل توحید منافات ندارد و «این همه آوازها از شه بود» در عالم تشریع نیز توسّل به انبیا و اولیا و معصومین و تقاضاى شفاعت از آنها در پیشگاه خدا هیچ منافاتى با اصل توحید ندارد.
البتّه مى دانیم یک گروه افراطى نیز در اینجا پیدا شده اند که عالم اسباب را منکر شده اند; آنها به همین گمان که اعتقاد به عالم اسباب با توحید افعالى خدا منافات دارد، مى گویند آتش نمى سوزاند خداوند به هنگام نزدیک شدن آتش به چیزى آن را مى سوزاند. آب آتش را خاموش نمى کند خداوند به هنگام ریختن آب بر روى آتش، آتش را خاموش مى کند، و به این ترتیب تمام رابطه علّت و معلول که از روابط بدیهى در جهان آفرینش است، منکر مى شوند.
در حالى که قرآن مجید عالم اسباب را به روشنى به رسمیّت شناخته و مى گوید: ابرها را مى فرستیم، این ابرها زمین هاى تشنه را آبیارى مى کند، به وسیله آنها احیاى ارض مى شود: (فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا).(206) «یحیى به» یعنى به این دانه هاى باران زمین را حیات مى بخشد. آیاتى که دلالت بر به رسمیّت شناخته شدن عالم اسباب دارد، بسیار زیاد است. منتها این اسباب چیزى از خودشان ندارند، هر چه دارند از ناحیه اوست.
این آثار را خدا به آنها داده، همان گونه که منکران اسباب طبیعى، خطاکاران غافلى هستند، منکران اسباب در عالم تشریع هم خطاکارانند.
امیدواریم با توجّه به آنچه گفته شد، دست از تعصّب بردارند و راه صحیح را برگزینند و از این طریق تکفیرها و تفسیق ها را پایان پیدا دهند و مسلمانان جهان با هم ائتلاف یابند و در برابر دشمنانى که قرآن و اسلام و خدا را هدف حملات خود قرار داده اند بایستند و تعلیمات اسلام را، خالص از هر گونه شرک، از هر گونه زیاده روى و غلو و از هر گونه کوتاهى و نقصان به مردم جهان معرّفى کنند.
پایان
شعبان 1426 ـ شهریورماه 1384
ناصر مکارم شیرازى