شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

احادیث نبوى در جهر به بسم الله

دو گروه حدیث کاملا متفاوت درباره این مسأله در کتب معروف اهل سنّت آمده و همان سبب اختلاف فتاواى آنها شده و عجیب این که گاه یک راوى معیّن چندین حدیث ضدّ و نقیض دارد که نمونه آن را در میان احادیث آینده ملاحظه خواهید کرد.

گروه اوّل

روایاتى است که نه تنها بسم الله را جزء سوره حمد مى شمرد بلکه بلندگفتن را مستحب (یا لازم) مى داند.
در این گروه به پنج حدیث از پنج راوى معروف بسنده مى کنیم:
1ـ حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) که مقام والایش بر همه معلوم است که در سفر و حضر و خلوت و جلوت با پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) همراه بود. دار قطنى در کتاب سنن خود از آن حضرت نقل مى کند که فرمود: «کان النبى(صلى الله علیه وآله) یجهر ببسم الله الرحمن الرحیم فى السورتین جمیعاً; پیغمبر(صلى الله علیه وآله) بسم الله الرحمن الرحیم را با صداى جهر در هر دو سوره (حمد و سوره) مى خواند».(173)
2ـ انس بن مالک که خادم مخصوص پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود و از جوانى در خدمتش قرار گرفت طبق نقل حاکم در مستدرک مى گوید: «صلّیت خلف النبى(صلى الله علیه وآله) و خلف أبى بکر و خلف عمر و خلف عثمان و خلف على کلّهم کانوا یجهرون بقرائة بسم الله الرحمن الرحیم».(174)
3ـ عایشه که به طور طبیعى شب ها و روزها با پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود مطابق نقل «دار قطنى» مى گوید: «إن رسول الله(صلى الله علیه وآله) کان یجهر ببسم الله الرحمن الرحیم; رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بسم الله الرحمن الرحیم را با صداى بلند مى خواند».(175)
4ـ ابوهریره راوى معروف برادران اهل سنّت که بسیارى روایات خود را در کتب صحاح و غیر آن به وسیله او نقل کرده اند، مى گوید: «کان رسول الله(صلى الله علیه وآله) یجهر ببسم الله الرحمن الرحیم فى الصلوة; رسول خدا(صلى الله علیه وآله)بسم الله را در نماز با صداى بلند مى خواند».
این حدیث در سه کتاب معروف السنن الکبرى(176) و مستدرک حاکم(177) و سنن دارقطنى(178) آمده است.
5ـ در حدیث دیگرى مى خوانیم که جبرئیل نیز در مقام تعلیم نماز به پیامبر(صلى الله علیه وآله) بسم الله را بلند خواند. نعمان بن بشیر ـ طبق نقل دارقطنى مى گوید: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود : «اَمّنى جبرئیل عند الکعبة فجهر ببسم الله الرحمن الرحیم; جبرئیل در نزد کعبه امامت مرا داشت و بسم الله را بلند خواند».(179)
و روایات بسیار دیگرى.
جالب این که بعضى از دانشمندان معروف که احادیث جهر به بسم الله را در کتب خود آورده اند، ذیل بعضى از آنها تصریح کرده اند که روات حدیث عموماً از ثقات هستند، مانند حاکم در مستدرک.
باید در این جا اضافه کنیم که بسم الله در منابع فقه و حدیث اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان یک آیه از سوره حمد، آمده و روایات در این زمینه تقریباً متواتر است و در روایات کثیرى تصریح به جهر به بسم الله شده است.
براى آگاهى بیشتر از این روایات به کتاب وسائل الشیعه ابواب قرائت در نماز «باب 11، 12، 21 و 22» مراجعه شود. ده ها روایت از ائمّه اهل بیت(علیهم السلام) در این زمینه در کتاب هایى مثل کافى، عیون اخبارالرضا(علیه السلام) و مستدرک الوسائل (ابواب مربوط به قرائت قرآن در نماز) نقل شده است.
آیا با توجّه به حدیث ثقلین که فریقین آن را نقل کرده اند که مى فرماید بعد از من دست به دامان قرآن و اهل بیتم بزنید تا گمراه نشوید نباید در چنین مسأله اختلاف برانگیزى به سراغ مذهب اهل بیت(علیهم السلام) رفت و از آنان پیروى نمود؟!

گروه دوّم

روایاتى که یا بسم الله را جزء سوره حمد نمى شمرد یا از بلند کردن صدا و جهر به بسم الله منع مى کند از جمله:
1ـ در حدیثى که در صحیح مسلم از قتاده نقل شده است، مى خوانیم که انس مى گوید: «صلیت مع رسول الله(صلى الله علیه وآله) و ابى بکر و عمر و عثمان فلم أسمع احداً منهم یقرء بسم الله الرحمن الرحیم; با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و ابوبکر و عمر و عثمان نماز خواندم از هیچ یک از آنان نشنیدم که بسم الله را بخواند».(180) توجّه داشته باشید در این حدیث درباره قرائت على(علیه السلام) سخنى به میان نیامده است!
راستى حیرت آور است، یک فرد معیّن مانند انس یک بار با صراحت مى گوید پشت سر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و سه خلیفه نخستین و على(علیه السلام) نماز خواندم، همه بسم الله را با صداى بلند مى خواندند، جاى دیگر مى گوید پشت سر حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) و سه خلیفه نخستین نماز خواندم، هیچ یک از آنان بسم الله را نمى خواندند تا چه رسد به صداى بلند و جهر.
آیا هر خردمندى در این جا به فکر فرو نمى رود که دست جاعلین حدیث براى خنثى کردن حدیث نخست ـ به دلیلى که به زودى خواهد آمد ـ به جعل حدیث دوّم و نسبت دادن آن به انس در کار بوده است، و چون جهر به بسم الله از سوى على(علیه السلام) است و پیروان او در همه جا معروف بوده، نام او را ذکر نکرده اند تا مایه رسوایى نشود؟
2ـ در سنن بیهقى از عبدالله بن مغفل نقل مى کند که مى گوید: «سمعنى ابى و أنا أقرء بسم الله الرحمن الرحیم فقال: أى بنىّ محدث؟صلّیت خلف رسول الله(صلى الله علیه وآله) و ابى بکر و عمر و عثمان فلم أسمع أحداً منهم جهر بسم الله الرحمن الرحیم; پدرم شنید من بسم الله را (در نماز) مى خوانم گفت: بدعت مى گذارى؟ من پشت سر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)و ابوبکر و عثمان نماز خواندم، هیچ یک را ندیدم بسم الله را بلند بخواند».(181)
باز در این جا سخنى از نماز على(علیه السلام) به میان نیامده است.
3ـ در المعجم الوسیط طبرانى مى خوانیم که ابن عباس گفت:
«کان رسول الله(صلى الله علیه وآله) إذا قرء بسم الله الرحمن الرحیم هزء منه المشرکون و قالوا محمد یذکر إله الیمامة ـ و کان مسیلمة یسمى «الرحمن» فلما نزلت هذه الآیة امر رسول الله(صلى الله علیه وآله) ان لا یجهر بها؟; هنگامى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بسم الله الرحمن الرحیم را مى خواند مشرکان مسخره مى کردند، زیرا «رحمان» نام مسیلمه مدّعى الوهیّت در سرزمین یمامه بود و مى گفتند منظور محمّد همان خداى یمامه است، به همین جهت پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) دستور داد این آیه را بلند نخوانند»!.
آثار جعل از این حدیث کاملا هویداست، زیرا:
اوّلا: کلمه «رحمن» در قرآن تنها در بسم الله الرحمن الرحیم نیامده و در 56 مورد دیگر نیز آمده است و تنها در سوره مریم در 16 آیه تکرار شده، بنابراین سوره هاى دیگر قرآن را هم نباید خواند، مبادا مشرکین مسلمانان را به سخریه بکشند.
ثانیاً: مشرکان همه آیات قرآن را به استهزاء مى کشیدند چنان که در آیات متعدّد قرآن از جمله آیه 140 سوره نساء مى خوانیم : (إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللّهِ یُكَفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ) و مشرکان اذان نماز را استهزا مى کردند چنان که در آیه 58 مائده مى خوانیم : (وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُواً)آیا پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) دستور داد اذان را ترک کنند، یا آهسته بگویند مبادا مشرکان استهزا کنند.
اساساً مشرکان خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) استهزا مى کردند: (وَإِذَا رَآكَ الَّذِینَ كَفَرُوا إِن یَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً)(182) بنابراین باید پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) از دیده ها پنهان گردد.
گذشته از همه اینها خداوند به پیغمبرش با صراحت مى گوید ما شرّ استهزا کنندگان را از تو دور خواهیم کرد: (إِنَّا كَفَیْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِینَ).(183)
ثالثاً: مسیلمه کسى نبود که به حساب آید و کوچک تر از آن بود که پیامبر(صلى الله علیه وآله) به خاطر این که نام او رحمان بود، آیات قرآن را پنهان کند یا آهسته بخواند به خصوص این که ادّعاهاى مسیلمه در سال دهم هجرى انعکاس یافت، زمانى که اسلام در کمال قوّت و قدرت بود.
این حقایق روشن نشان مى دهد که جاعلان این حدیث در کار خود بسیار ناشى و ناآگاه بودند.
4ـ در حدیثى که ابن ابى شیبه در کتاب مصنف خود آورده مى خوانیم که ابن عبّاس مى گفت: «الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم قرائة الأعراب; بسم الله را با صداى بلند خواندن از عادات عرب هاى بیابانى بوده است».(184)
این در حالى است که در حدیث دیگرى داریم که على بن زید بن جدعان مى گوید: «عبادله» (عبدالله بن عبّاس، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر) هر سه نفر بسم الله را با صداى بلند مى خواندند».(185)
و از آن بالاتر جهر به بسم الله سیره على بن ابى طالب(علیه السلام) بوده و این در تمام کتب شیعه و اهل سنّت مشهور است. آیا على(علیه السلام) از اعراب بیابانى بود؟! آیا این احادیث ضدّ و نقیض دلیل بر سیاسى بودن این مسأله نیست؟
آرى! حقیقت این است که على(علیه السلام) جهر به بسم الله مى فرمود و هنگامى که معاویه بعد از شهادت امیرمؤمنان(علیه السلام) و دوران کوتاه خلافت امام حسن مجتبى(علیه السلام) بر سر کار آمد، اصرار داشت تمام آثار علوى را از صفحه جهان اسلام برچیند، زیرا مى دانست نفوذ فکرى و معنوى آن حضرت در افکار عمومى مسلمین تهدیدى براى سلطنت اوست.
شاهد گویاى این سخن این که در حدیثى که حاکم در مستدرک آن را معتبر شمرده، از انس بن مالک (خادم خاصّ پیامبر) مى خوانیم: معاویه به مدینه آمد و در یکى از نمازهاى جهرى (صبح یا مغرب و عشا) بسم الله الرحمن الرحیم را در سوره حمد قرائت کرد ولى در سوره بعد از آن نخواند، هنگامى که سلام نماز را داد گروهى از مهاجران و انصار (که شاید براى حفظ جان خویش در نماز شرکت کرده بودند) از هر طرف فریاد زدند: «أسرقت الصلاة أم نسیت؟!; آیا چیزى از نماز را سرقت کردى یا فراموش کردى؟!» معاویه در نماز بعدى بسم الله را هم در آغاز حمد خواند و هم در آغاز سوره بعد از آن.(186)
گویا معاویه مى خواست از این طریق مهاجران و انصار را بیازماید که تا چه حد در برابر بسم الله و جهر به آن حسّاسیّت دارند، ولى کار خود را همچنان در شام و مناطق دیگر ادامه داد.