شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

روایات جمع میان دو نماز

در منابع معروف مانند صحیح مسلم، بخارى، سنن ترمذى، موطّأ مالک، مسند احمد، سنن نسائى، مصنف عبدالرزاق و کتب دیگر، که همه از منابع مشهور و شناخته شده اهل سنّت است، حدود سى روایت درباره جمع میان نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا بدون سفر و مطر (باران) و خوف ضرر نقل شده است. این روایات عمدتاً به پنج راوى معروف بر مى گردد:
1ـ ابن عبّاس
2ـ جابر بن عبدالله انصارى
3ـ ابوایّوب انصارى
4ـ عبدالله بن عمر
5ـ ابوهریره
که بخشى از آنها ذیلا از نظر خوانندگان محترم مى گذرد:
1ـ ابوالزبیر از سعید بن جبیر از ابن عبّاس نقل مى کند: «صلّى رسول الله(صلى الله علیه وآله) الظهر والعصر جمیعاً بالمدینة فى غیر خوف و لا سفر ; رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نماز ظهر و عصر را هر دو با هم به جا آورد در حالى که نه ترسى بود و نه سفرى».
ابوالزبیر مى گوید از سعید بن جبیر پرسیدم چرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین کارى را کرد؟
سعید گفت: من نیز همین سؤال را از ابن عبّاس پرسیدم، در جواب گفت: «أراد أن لا یَحْرَجَ أحداً من أمّته; مقصود حضرت این بود که هیچ یک از امّتش به زحمت نیفتد».(121)
2ـ در حدیث دیگرى از ابن عبّاس مى خوانیم: «جمع رسول الله(صلى الله علیه وآله)بین الظهر و العصر و المغرب و العشاء فى المدینة فى غیر خوف و لا مطر; پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در میان نماز ظهر و عصر و مغرب وعشا در مدینه بدون خوف و باران جمع کرد و در ذیل حدیث دارد: از ابن عباس پرسیدند، مقصود پیامبر از این کار چه بود؟
در جواب گفت: «أراد أن لا یحرج; مقصود حضرت این بود که هیچ یک از مسلمانان به زحمت نیفتد».(122)
3ـ عبدالله بن شقیق مى گوید: «خطبنا ابن عبّاس یوماً بعد العصر حتّى غربت الشمس و بدت النجوم و جعل الناس یقولون الصلاة الصلاة! قال فجائه رجل من بنى تمیم لا یفتر و لا یتنى : الصلوة، الصلوة فقال: ابن عبّاس أتعلمنى بالسنّة، لا أمّ لک ثمّ قال: رأیت رسول الله(صلى الله علیه وآله)جمع بین الظهر والعصر والمغرب والعشاء قال عبدالله بن شقیق: فحاک فى صدرى من ذلک شىء فأتیت اباهریرة فسألته، فصدّق مقالته ; عبدالله بن شقیق مى گوید: روزى ابن عبّاس براى ما بعد از نماز عصر خطبه خواند تا آفتاب غروب کرد و ستاره ها ظاهر شد. مردم صدا زدند نماز نماز، سپس مردى از طایفه بنى تمیم آمد و پیوسته مى گفت: نماز نماز! ابن عبّاس گفت: تو مى خواهى سنّت پیامبر(صلى الله علیه وآله) را به من یاد بدهى، اى بى ریشه! رسول خدا(صلى الله علیه وآله) میان نماز ظهر و عصر (همچنین) مغرب و عشا را جمع کرد. عبدالله بن شقیق مى گوید: در دل من شکّى پیدا شد نزد ابوهریره آمدم، از او پرسیدم، او سخن ابن عبّاس را تصدیق کرد»!(123)
4ـ جابر بن زید مى گوید: ابن عبّاس گفت: «صلّى النبى(صلى الله علیه وآله) سبعاً جمیعاً و ثمانیاً جمیعاً; پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) هفت رکعت با هم، و هشت رکعت با هم نماز خواند (اشاره به جمع میان نماز مغرب و عشا، و نماز ظهر و عصر است».(124)
5ـ سعید بن جبیر از ابن عبّاس نقل مى کند: «جمع رسول الله(صلى الله علیه وآله)بین الظهر والعصر و بین المغرب و العشاء بالمدینة من غیر خوف و لا مطر قال : فقیل لابن عبّاس: ما أراد بذلک؟ قال: أراد أن لا یحرج أمّته; پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در مدینه میان ظهر و عصر و میان مغرب و عشا جمع کرد، بى آن که خوف (از دشمن) یا باران وجود داشته باشد، از ابن عبّاس پرسیدند، مقصود حضرت از این کار چه بود؟ گفت: مى خواست امّتش به زحمت نیفتد».(125)
6ـ احمد حنبل شبیه همین معنا را در کتاب مسند خود از ابن عبّاس نقل کرده است.(126)
7ـ مالک امام معروف اهل سنّت در کتاب «موطّأ» بى آن که سخنى از «مدینه» به میان آورد از ابن عبّاس نقل مى کند: «صلّى رسول الله(صلى الله علیه وآله)الظهر والعصر جمیعاً و المغرب و العشاء جمیعاً فى غیر خوف و لا سفر; رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نماز ظهر و عصر را با هم و نماز مغرب و عشا را با هم بجا آورد، بى آن که خوف (از دشمن) یا باران وجود داشته باشد».(127)
8ـ در کتاب «مصنف عبدالرزاق» آمده است که عبدالله بن عمر گفت: «جمع لنا رسول الله(صلى الله علیه وآله) مقیماً غیر مسافر بین الظهر والعصر و المغرب فقال رجل لابن عمر : لم ترى النبى(صلى الله علیه وآله)فعل ذلک؟ قال: لأن لا یحرج أمّته ان جمع رجل; پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در حالى که مسافر نبود، ظهر و عصر را با هم خواند، کسى از ابن عمر پرسید، فکر مى کنى چرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) این کار را کرد؟ گفت: براى این که اگر شخصى میان این دو جمع کرد، کسى از امّت به زحمت نیفتد، (و مورد ایراد واقع نشود)».(128)
9ـ جابر بن عبدالله مى گوید: «جمع رسول الله(صلى الله علیه وآله) بین الظهر والعصر والمغرب والعشاء فى المدینة للرخص من غیر خوف و لا علّة ; رسول خدا(صلى الله علیه وآله) میان نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را جمع کرد تا اجازه و ترخیص براى امّت باشد، حتّى در آن جا که خوف یا مشکل دیگرى در کار نباشد».(129)
10ـ ابوهریره نیز مى گوید: «جمع رسول الله(صلى الله علیه وآله) بین الصلوتین فى المدینة من غیر خوف; رسول خدا(صلى الله علیه وآله) میان دو نماز در مدینه بدون ترس (از دشمن) جمع کرد».(130)
11ـ عبدالله بن مسعود نیز نقل مى کند: «جمع رسول الله(صلى الله علیه وآله)، بین الأولى و العصر و المغرب و العشاء فقیل له فقال: صنعته لئلاّ تکون أمّتى فى حرج; رسول خدا(صلى الله علیه وآله)در مدینه میان نماز ظهر و عصر، و مغرب و عشا جمع کرد، کسى از علّت آن سؤال کرد، حضرت فرمود: من این کار را کردم تا امّت من به زحمت نیفتند».(131)
و احادیث دیگر;
در این جا دو سؤال مطرح است:

1ـ عصاره احادیث بالا

تقریباً در تمام احادیث بالا که در کتب معروف و منابع درجه اوّل اهل سنّت نقل شده و سند آنها به جمعى از بزرگان صحابه مى رسد، روى دو نکته تأکید شده است:
نخست این که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) جمع میان دو نماز را در حالى انجام داد که مشکل خاصّى مانند باران یا سفر، یا ترس از دشمن، وجود نداشت.
دیگر این که هدف آن حضرت «توسعه بر امّت» و «رفع عسر و حرج» بوده است.
آیا با این حال سزاوار است بعضى اشکال تراشى کنند و بگویند این جمع ها مربوط به موارد اضطرارى بوده است؟ چرا چشم خود را روى حقایق ببندیم، و پیش داورى هاى خود را بر سخنان صریح رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مقدّم بشمریم؟!
خدا و رسولش بخشیده اند، ولى متأسّفانه متعصّبان امّت نمى بخشند! آخر چرا؟!
چرا نمى خواهند جوانان مسلمان، در هر حال و در همه جا، در داخل کشورهاى اسلامى و خارج آن، در دانشگاه و در ادارات و کارخانه ها، به مهمترین وظیفه اسلامى (نمازهاى یومیّه) عمل کنند؟
ما معتقدیم اسلام براى هر زمان و هر مکان تا پایان دنیاست.
به یقین پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) با نظر وسیعش همه مسلمین جهان را در تمام اعصار و قرون مى دیده و مى دانسته، اگر بخواهد همه را مقیّد به نماز در پنج وقت کند، گروهى تارک الصلوة خواهند شد (همان گونه که امروز چنین مى بینیم) به همین جهت بر امّت خود منّت نهاد و کار را وسعت بخشید تا همگان در هر زمان و هر مکان بتوانند به آسانى نمازهاى روزانه را انجام دهند.
قرآن مى گوید: (وَمَا جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ).(132)

2ـ قرآن و اوقات سه گانه نماز!

از شگفتى هاى این مسأله آن است که در قرآن مجید در دو آیه هنگامى که سخن از اوقات نماز به میان مى آید، فقط سه وقت براى نمازهاى شبانه روز ذکر شده با این حال تعجّب است چرا گروهى از این برادران اصرار در وجوب پنج وقت دارند.
فضیلت داشتن پنج وقت جاى انکار نیست. ما هم هر زمان توفیق رفیقمان شود رعایت پنج وقت را مى کنیم، سخن در وجوب آن است.
آیه اوّل در سوره هود است: « وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَزُلَفاً مِّنَ اللَّیْلِ ; در دو طرف روز و بخشى از شب نماز را بر پاى دار...».(133)
تعبیر «طرفى النهار» اشاره به نماز صبح است که در آغاز روز انجام مى شود و نماز ظهر و عصر است که وقت آنها تا غروب ادامه دارد، به عبارت دیگر استمرار وقت نماز ظهر و عصر تا غروب آفتاب به روشنى از این آیه استفاده مى شود.
امّا «زلفاً من اللیل» با توجّه به این که «زلف» ـ به گفته «مختار الصحاح» و راغب در کتاب مفردات ـ جمع «زلفة» است که به معناى بخشهایى از اوایل شب مى باشد، آن هم اشاره به وقت نماز مغرب و عشاست.
بنابراین اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نماز را معمولا در پنج وقت انجام مى داده است حتماً جنبه وقت فضیلت داشته که همه ما به آن معتقدیم، چرا ظاهر آیه قرآن را نادیده بگیریم و سراغ تأویلهاى دیگر برویم؟!
آیه دوّم در سوره اسراست: «( أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً); نماز را از آغاز زوال ظهر تا تاریکى شب بر پا دار، همچنین قرآن فجر (نماز صبح) را...».(134)
«دلوک» به معناى متمایل شدن است و در این جا اشاره به تمایل آفتاب از خط نصف النهار یعنى زوال ظهر است.
غسق اللیل به معناى تاریکى شب است که بعضى آن را به اوایل شب تفسیر کرده اند و بعضى به نصف شب، زیرا همان گونه که «راغب» در «مفردات» گفته است «غسق» به معناى شدّت تاریکى شب مى باشد که همان نیمه شب است.
بنابراین دلوک شمس اشاره به آغاز وقت نماز و ظهر و غسق اللیل اشاره به پایان وقت نماز مغرب و عشاست و قرآن فجر نیز اشاره به نماز صبح است.
و در هر صورت در آیه شریفه تنها سه وقت براى نمازهاى یومیّه بیان شده است نه پنج وقت، و این دلیل بر جواز نماز در سه وقت است.
فخر رازى در تفسیر این آیه بیان جالبى دارد و آن این است که مى گوید: «إن فسرنا الغسق بظهور أوّل الظلمة ـ و حکاه عن ابن عبّاس و عطا و النضر بن شمیل ـ کان الغسق عبارة عن أول المغرب و على هذا التقدیر یکون المذکور فى الایة ثلاث اوقات وقت الزوال و وقت أول المغرب و وقت الفجر، و هذا یقتضى أن یکون الزوال وقتاً للظهر و العصر فیکون هذا الوقت مشترکاً بین الصلوتین و أن یکون أول المغرب وقتاً للمغرب والعشاء فیکون هذا الوقت مشترکاً أیضاً بین هاتین الصلوتین فهذا یقتضى جواز الجمع بین الظهر والعصر و المغرب و العشاء مطلقاً ; هر گاه «غسق» را به ظهور نخستین تاریکى آغاز شب تفسیر کنیم ـ که ابن عبّاس و عطا و نضر بن شمیل نیز قائل شده اند ـ غسق عبارت از اوّل مغرب مى شود، و بنابراین آنچه در آیه آمده بیان سه وقت است: وقت زوال و وقت اوّل مغرب و وقت فجر».
سپس مى افزاید: این اقتضا مى کند که زوال، وقت نماز ظهر و عصر باشد، پس این وقت مشترک میان این دو نماز است، و نیز اوّل مغرب وقت «نماز مغرب و عشا» است. بنابراین، دو نماز مذکور نیز وقت مشترک دارند و نتیجه همه اینها آن است که جمع میان نماز ظهر و عصر و میان مغرب و عشا مطلقاً جایز است».(135)
فخر رازى تا این جا راه را به خوبى طى مى کند و مفهوم آیه شریفه را به خوبى درک مى کند و نشان مى دهد، ولى به دنبال آن مى گوید چون دلیل داریم که جمع میان دو نماز بدون عذر و سفر جایز نیست بنابراین آیه را به حال عذر محدود مى کنیم.(136)
باید به او یادآور شد که نه تنها دلیلى بر اختصاص آیه به حال عذر نداریم، بلکه روایات متعدّدى داریم (که سابقاً به آنها اشاره شد) که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) گاه نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را بدون عذر و در غیر سفر جمع مى کرد تا بر امّت خود توسعه دهد و بتوانند از این رخصت بهره گیرند; به علاوه چگونه مى توان اطلاق آیه را به موارد بسیار محدودى اختصاص داد، در حالى که در علم اصول آمده است که تخصیص اکثر جایز نیست.
و به هر حال هرگز نمى توان از مفهوم واضح آیه شریفه در بیان سه وقت دست برداشت.
* * *
از آنچه در این مقال گفته شد نتیجه مى گیریم:
1ـ قرآن مجاز بودن اوقات سه گانه براى پنج نماز را به وضوح بیان کرده است.
2ـ روایات اسلامى که در کتب فریقین آمده نشان مى دهد که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بارها جمع میان دو نماز کردند، بى آن که در سفر باشند یا عذر دیگرى وجود داشته باشد، و این امر را رخصتى براى مسلمین شمردند تا به زحمت نیفتند.
3ـ گرچه خواندن نماز در پنج وقت، فضیلت است ولى اصرار بر این فضیلت و جلوگیرى از رخصت، سبب مى شود که بسیارى از مردم ـ به خصوص نسل جوان ـ از نماز چشم بپوشند و این مسئولیّت سنگینى بر دوش مخالفان رخصت مى افکند.
حدّاقل علماى اهل سنّت بپذیرند که جوانانشان در این مسأله از فتواى ما پیروان اهل بیت(علیهم السلام) تبعیّت کنند، همان گونه که عالم بزرگوار شیخ الازهر «شیخ محمود شلتوت» عمل به فتاواى مذهب جعفرى را مجاز شمرد.
* * * مجدداً تأکید مى کنیم باید قبول کنیم که در دنیاى امروز خواندن نماز در پنج وقت براى بسیارى از کارگران، کارمندان، دانش آموزان و دانشجویان و قشرهاى دیگر کار بسیار دشوارى است، آیا نباید از رخصت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) که براى چنین روزهایى پیش بینى شده استفاده کنیم تا جوانان و قشرهاى مختلف تشویق به ترک نماز نشوند؟!
آیا اصرار بر «سنّت» به قیمت ترک «فریضه» صحیح است؟!