شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

ج) سیره صحابه و تابعین

از موضوعات جالب در این بحث این است که دقّت در حالات صحابه و گروهى که بعد از آنها روى کار آمدند (و به نام تابعین معروفند) نشان مى دهد که آنها هم بر زمین سجده مى کردند، به عنوان نمونه:
1ـ جابر بن عبدالله انصارى مى گوید: «کنت اصلّى مع النبى(صلى الله علیه وآله)الظهر فآخذ قبضة من الحصى فاجعلها فى کفىّ ثم احولها إلى الکف الأخرى حتّى تبرد ثمّ اضعها لجبینى حتّى اسجد علیها من شدّة الحرّ ; من با پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نماز ظهر مى خواندم، مقدارى از سنگریزه ها را در یک کف دست مى گرفتم و آن را از این دست به آن دست مى کردم تا خنک شود و بر آن سجده کنم، این کار به خاطر شدّت گرما بود».(112)
این حدیث به خوبى نشان مى دهد که اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) مقیّد بودند بر زمین سجده کنند، حتّى براى موقع گرما چاره مى اندیشیدند. اگر سجده بر زمین لازم نبود این کار پر زحمت لزومى نداشت.
2ـ انس بن مالک مى گوید: «کنّا مع رسول الله(صلى الله علیه وآله) فى شدّة الحرّ فیأخذ أحدنا الحصباء فى یده فإذا برد وضعه و سجد علیه; ما در شدّت گرما در خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بودیم بعضى از ما سنگریزه را در دستش مى گرفت تا خنک شود سپس آن را بر زمین مى نهاد و بر آن سجده مى کرد».(113)
این تعبیر نیز نشان مى دهد که این کار در بین اصحاب رایج بوده است.
ـ ابوعبیده نقل مى کند «أنّ ابن مسعود لا یسجد ـ أو قال لا یصلّى ـ إلاّ على الأرض; عبدالله بن مسعود نماز نمى خواند یا گفت: سجده نمى کرد، مگر بر زمین».(114)
اگر منظور از زمین، فرش باشد احتیاج به گفتن ندارد، بنابراین زمین به همان معناى خاک، سنگ، شن و مانند اینهاست.
4ـ در حالات مسروق بن اجدع از یاران ابن مسعود آمده است: «کان لا یرخص فى السجود على غیر الأرض حتّى فى السفینة و کان یحمل فى السفینة شیئاً یسجد علیه; او اجازه نمى داد بر غیر زمین سجده کنند، حتّى هنگامى که به کشتى سوار مى شد، چیزى با خود به کشتى مى برد و بر آن سجده مى کرد».(115)
5ـ على بن عبدالله بن عبّاس به «رزین» نوشت: «ابعث إلىّ بلوح من أحجار المروة علیه اسجد; قطعه صافى از سنگ هاى «مروه» براى من بفرست تا بر آن سجده کنم».(116)
6ـ در نقل دیگرى در کتاب فتح البارى (شرح صحیح بخارى) آمده است: «کان عمر بن عبدالعزیز لا یکتفى بالخمرة بل یضع علیها التراب و یسجد علیه; عمر بن عبدالعزیز قناعت به سجده بر حصیر نمى کرد بلکه مقدارى خاک بر آن مى گذارد و بر آن سجده مى کرد».(117)
از مجموع این اخبار چه مى فهمیم؟ آیا جز این است که سیره اصحاب و بعد از اصحاب، در قرون نخستین این بوده است که بر زمین یعنى خاک و سنگ و شن و مانند آن سجده مى کردند.
حال اگر کسانى از مسلمین در عصر ما بخواهند این سنّت را زنده کنند باید به عنوان بدعت از آن یاد شود؟!
آیا نباید فقهاى اهل سنّت پیشقدم شوند و این سنّت نبوى(صلى الله علیه وآله) را زنده کنند، همان کارى که حکایت از نهایت خضوع در پیشگاه خدا مى کند و با حقیقت سجده سازگارتر است; به امید آن روز.

جمع میان دو نماز

طرح مسأله
نماز مهمترین رابطه خلق با خالق، عالى ترین برنامه تربیت، وسیله تهذیب نفوس و خودسازى، ناهى از فحشا و منکر و سبب قرب الى الله است، و نماز با جماعت سبب قوّت و قدرت مسلمین و وحدت صفوف آنها و سرزندگى و بالندگى جامعه اسلامى است.
نماز به طور اصولى در هر شبانه روز پنج بار انجام مى شود، و قلب و روح انسان به طور مداوم در این چشمه زلال فیض الهى شستشو مى گردد. پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نماز را مایه روشنى چشم خود مى دانست و «قُرَّةُ عَیْنِى فِى الصَّلاَةِ»(118) مى فرمود. آن را معراج مؤمن مى شمرد و نداى «الصَّلَوةُ مِعْرَاجُ الْمُؤْمِنِ»(119) سر مى داد، و آن را وسیله تقرّب پرهیزگاران
به خدا معرّفى مى کرد «الصَّلاَةُ قُرْبَانُ کُلُّ تَقِىٍّ».(120)
در این جا سخن در این است که آیا جدا ساختن پنج نماز در پنج وقت یک حکم الزامى است که بدون آن نماز باطل است (مانند نماز قبل از وقت) یا مى توان نماز را در سه وقت نیز انجام داد، (ظهر و عصر با هم و مغرب و عشا نیز با هم انجام گیرد).
علماى تشیّع ـ به پیروى از مکتب اهل بیت(علیهم السلام) ـ عموماً اتّفاق نظر دارند که انجام نماز در سه وقت جایز است هر چند افضل و برتر انجام نماز در پنج وقت است.
ولى فقهاى اهل تسنّن غالباً ـ جز عدّه کمى ـ انجام نماز را در پنج وقت واجب مى شمرند، (تنها جمع میان نماز ظهر و عصر روز عرفه در عرفات، و مغرب و عشاى شب عید قربان را در مشعر الحرام جایز مى دانند، و بسیارى از آنان، در سفر یا در مواقع بارانى که آمد و رفت به مسجد براى نماز جماعت مشکل است نیز، جمع میان دو نماز را جایز شمرده اند).
از نظر فقهاى شیعه ـ همان گونه که گفته شد ـ در عین تأکید بر افضلیّت نماز در پنج وقت و جدا از هم، مسأله ترخیص و اجازه در انجام نمازها در سه وقت یک عطیّه الهى براى تسهیل در امر نماز و توسعه بر مردم محسوب مى شود، و آن را هم آهنگ با روح اسلام که «شریعت سمحة سهلة» است، مى دانند.
و تجربه نشان داده که تأکید بر نماز در پنج وقت، گاه سبب مى شود که اصل نماز به فراموشى سپرده شود و گروهى از مردم نماز را ترک کنند.

آثار اصرار بر پنج وقت در جوامع اسلامى

چرا اسلام اجازه جمع میان نماز ظهر و عصر عرفه، و مغرب و عشاى شب مشعر، را داده است؟
چرا بسیارى از فقهاى اهل سنّت جمع میان دو نماز را در سفر و در مطر (باران) طبق روایات نبوى مجاز شمرده اند؟ به یقین براى تسهیل بر امّت است.
این تسهیل ایجاب مى کند که در مشکلات دیگر نیز اجازه جمع داده شود، چه در گذشته چه در حال.
زندگى مردم در عصر ما دگرگون شده و وضع بسیارى از کارگران در کارخانه ها، و کارمندان در ادارات، و محصّلین و دانشجویان در کلاس هاى درس اجازه نماز در پنج وقت را نمى دهد، یعنى کار بر آنها بسیار مشکل و پیچیده مى شود.
هر گاه طبق روایاتى که از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده و ائمّه شیعه(علیهم السلام) بر آن تأکید دارند، به مردم اجازه داده شود که جمع میان دو نماز کنند گشایشى در کار آنها در امر نماز واقع مى شود و نمازخوان فراوان خواهد شد.
در غیر این صورت ترک نماز فراوان و تارک الصلوة رو به فزونى مى رود و شاید به همین دلیل گفته مى شود که بسیارى از جوانان اهل سنّت نماز را ترک گفته اند، در حالى که تارک الصلوة در میان پیروان تشیّع کمتر است.
حق این است که به مقتضاى «بُعِثْتُ إلَى الشَّرِیعَةِ السَّمْحَةِ السَّهْلَةِ» و به مقتضاى روایات متعدّدى که از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده، در عین تأکید بر فضیلت نماز در پنج وقت، آن هم به جماعت، اجازه دهیم که مردم نمازهاى خود را در سه وقت، حتّى به صورت فرادى انجام دهند، تا مشکلات زندگى سبب ترک نماز نشود.
اکنون به قرآن مجید و روایات رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و معصومین(علیهم السلام) باز مى گردیم ومسأله را با بى طرفى و ترک تعصّب مورد بررسى قرار مى دهیم.