شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

بهترین راه حل

به راستى که این اقوال مختلف و متعارض، هر کسى را وادار به مطالعه جدّى مى کند، مگر چه چیزى رخ داده که در این مسأله این قدر روایات ضدّ و نقیض است و چرا هر محدّث یا فقیهى راهى براى خود برگزیده است؟
چگونه مى توان میان این روایات متعارض را جمع کرد؟
آیا این همه اختلاف دلیل بر آن نیست که یک مسأله حسّاس سیاسى در این جا مطرح بوده که بعضى از جاعلان حدیث را وادار کرده، روایاتى جعل کنند و از نام یاران و صحابه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) سوء استفاده کرده به آنها نسبت دهند که آنها از آن حضرت چنین و چنان نقل کرده اند.
آن مسأله سیاسى چیزى جز آن نبود که خلیفه دوّم جمله اى گفت که «دو چیز در زمان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) حلال بود و من آنها را حرام مى کنم که یکى از آن دو متعه زنان است».
این سخن اثر منفى عجیبى داشت که اگر افراد امّت یا خلفا بتوانند احکام اسلام را با صراحت دگرگون سازند، دلیلى ندارد که این کار مخصوص به خلیفه دوّم باشد، دیگران نیز چنین حقّى دارند که در برابر نصّ پیامبر(صلى الله علیه وآله) اجتهاد کنند. در این صورت هرج و مرج عجیبى در احکام اسلام، واجبات و محرّمات پیدا مى شود و با گذشت زمان چیزى از اسلام باقى نمى ماند.
ناچار براى برچیدن آثار منفى آن، گروهى دست به کار شدند و گفتند که تحریم این دو، در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) صورت گرفته است، هر کس حدیثى ساخت و آن را به صحابه محترم پیامبر(صلى الله علیه وآله)نسبت داد، و چون هیچ کدام واقعیّت نداشت، ضدّ و نقیض از آب درآمد!!
و گرنه چگونه ممکن است این همه روایات ضدّ و نقیض باشد و حتّى بعضى از فقها براى جمع میان آنها بگویند متعه زمانى مباح بود بعد حرام شد، بعد مباح شد، بعد حرام شد! مگر احکام الهى بازیچه است.
از همه اینها گذشته مباح بودن متعه در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) حتماً به خاطر ضرورتى بوده و این ضرورت در اعصار دیگر نیز حاصل مى شود، به خصوص در عصر ما به طور شدیدتر، در مورد بعضى از جوانان یا مسافران بلاد غرب در سفرهاى طولانى وجود دارد، پس چرا حرام باشد؟
در آن زمان این همه عوامل تحریک در محیط اسلامى وجود نداشت، زنان بى حجاب یا بدحجاب، فیلم ها و برنامه هاى بدآموز، تلویزیون واینترنت و ماهواره ها، و مجالس فسادانگیز، مطبوعات فاسد و مفسد که دامن بسیارى از جوانان را مى گیرد، مفهومى نداشت.
آیا در آن عصر متعه به عنوان یک ضرورت مجاز شمرده شده سپس از آن تا ابد نهى شده است؟ آیا این سخن قابل قبول است؟
از همه این ها که بگذریم و فرض را بر این بگیریم که جمع کثیرى از فقهاى اسلام آن را حرام مى دانند، ولى گروهى نیز آن را مجاز شمرده اند و مسأله اختلافى است، پس با این حال سزاوار نیست طرفداران حلال بودن، مخالفان خود را متّهم به عدم پایبندى به احکام دین کنند و یا طرفداران حرمت، خداى ناکرده و العیاذ بالله طرفداران اباحه متعه را، طرفدار زنا بدانند، پاسخ خدا را در قیامت چه مى دهند؟! بنابراین حدّاکثر، یک اختلاف در اجتهاد است.
فخر رازى با تعصّب خاصّى که دراین گونه مسائل دارد، در تفسیر خود مى گوید: «ذهب السواد الأعظم من الأمّة إلى أنّها صارت منسوخة و قال السواد منهم أنّها بقیت کما کانت; اکثریّت امّت قائل به نسخ این حکم هستند ولى گروهى نیز مى گویند حکم اباحه متعه همچنان به حال خود باقى است»،(100) یعنى این یک مسأله اختلافى است.
در این جا بحث ازدواج موقّت را پایان مى دهیم و از همگان انتظار داریم که بدون پیش داورى ها و نسبت هاى ناصواب، بار دیگر این بحث را مورد دقّت قرار دهند و داورى کنند. به یقین مطمئن مى شوند که متعه هنوز هم یک حکم الهى و با حفظ شرایطش، حلاّل بسیارى از مشکلات است.

سجده بر زمین

1ـ اهمّیّت سجده در میان عبادات
از دیدگاه اسلام سجده براى خداوند مهمترین عبادت، یا از مهم ترین عبادات است و همان گونه که در روایات آمده، انسان در حال سجده از هر حال دیگر به خدا نزدیکتر است، پیشوایان بزرگ به خصوص رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام)سجده هاى طولانى داشتند.
سجده هاى طولانى براى خدا، روح و جان انسان را پرورش مى دهد و بارزترین نشانه هاى عبودیّت و خضوع در پیشگاه پروردگار است. به همین دلیل در هر رکعت نماز دستور دو سجده داده شده است، و سجده شکر و سجده هاى واجب و مستحب تلاوت قرآن نیز از بارزترین مصادیق سجده است.
انسان در حال سجده همه چیز جز خدا را فراموش مى کند، و خود را به او بسیار نزدیک مى بیند و بر بساط قرب او جاى مى گیرد.
استادان سیر و سلوک و عرفان، و معلّمان اخلاق بر مسأله سجده تأکید فراوان دارند.
مجموع آنچه در بالا گفته شد، دلیل روشنى بر حدیث مشهورى است که هیچ کار انسان براى شیطان ناراحت کننده تر از سجده نیست، و در حدیث دیگرى مى خوانیم: «پیغمبراکرم(صلى الله علیه وآله)به یکى از یاران خود فرمود : اگر مى خواهى در قیامت با من محشور شوى براى خداوند قهّار سجده هاى طولانى بجا آور»; «وَ إِذَا أرَدْتَ أنْ یَحْشُرَکَ اللهُ مَعِى یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَأطِلِ السُّجُودَ بَیْنَ یَدَىِ اللهِ الوَاحِدِ الْقَهّارِ».(101)

2ـ سجده براى غیر خدا جایز نیست

ما معتقدیم سجده براى غیر ذات پاک خداوند واحد یکتا جایز نیست، زیرا سجده نهایت خضوع و مصداق بارز پرستش است و عبودیّت مخصوص خداست.
تعبیر (وَلِلّهِ یَسْجُدُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ)(102) با توجه به مقدّم شدن «للّه» در جمله مزبور، آیه دلالت بر حصر دارد یعنى همه و همه در آسمان و زمین فقط براى خدا سجده مى کنند!
همچنین جمله (لَهُ یَسْجُدُونَ) در آیه 206 اعراف نشان دیگرى از انحصار سجده براى خداست.
اصولا سجده آخرین درجه خضوع است و آن مخصوص خدا است و اگر براى شخص یا چیز دیگرى سجده کنیم او را همسان و هم شأن خدا قرار داده ایم و این کار درست نیست.
ما یکى از معانى توحید را «توحید در عبادت» مى دانیم، یعنى پرستش مخصوص خداست و بدون آن توحید کامل نمى شود و به تعبیر دیگر: پرستش غیر خدا از شعبه هاى شرک است و سجده نوعى پرستش است، بنابراین سجده براى غیر خدا جایز نیست.
امّا سجده فرشتگان براى آدم که در چندین آیه از قرآن آمده، ـ همان گونه که مفسّران گفته اند ـ یا سجده به معناى احترام و تعظیم و تکریم آدم بوده، نه سجده به معناى پرستش، بلکه مقصود فرشتگان این بوده که ما در لباس شعر مى گوییم:
زیبنده ستایش آن آفریدگارى است *** کارد چنین دل آویز نقشى ز ماء و طینى
یا این که سجده چون به فرمان خدا بوده در واقع عبودیّت پروردگار بوده است و یا این که سجده شکر براى خدا بوده است.
و سجده یعقوب و همسر و فرزندانش براى یوسف که در قرآن آمده است: «( وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّداً); همگى در برابر او به سجده افتادند».(103) نیز همان سجده شکر براى پروردگار متعال یا به معناى نوعى احترام و تکریم و تعظیم بوده است.
جالب توجّه این که در کتاب «وسائل الشیعه» که از منابع معروف حدیث ماست، در ابواب سجده نماز، بابى تحت عنوان «عدم جواز السجود لغیر الله» ذکر شده و درآن هفت حدیث از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و امامان معصوم نقل شده است که سجده براى غیر خدا جایز نیست.(104)این سخن را خوب به خاطر داشته باشید تا در بحث هاى آینده از آن نتیجه گیرى کنیم.