شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

3ـ تبرّک جستن ممنوع است

بهانه دیگر: کسانى که به زیارت قبور بزرگان مى روند از قبور آنان تبرّک مى جویند و گاه قبر یا ضریح را مى بوسند و این بوى شرک مى دهد، و به همین جهت زائران خانه خدا دیده اند که مأموران غلاظ و شداد، در کنار قبر مطهّر پیامبر(صلى الله علیه وآله) از هر طرف ایستاده اند و مردم را از نزدیک شدن به شبکه ها و پنجره هاى مشرف بر قبر مطهّر مانع مى شوند، و گاه این مطلب را به «ابن تیمیّه» و «محمّد بن عبدالوهّاب» نسبت مى دهند.
به یقین اگر این دو نفر که بنیانگزار مکتب وهّابیّت هستند در زمان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بودند و با چشم خود مى دیدند که در جریان صلح حدیبیّه یا فتح مکّه هنگامى که آن حضرت مشغول وضو گرفتن بود، اصحاب و یاران بر یکدیگر سبقت مى گرفتند که آب وضوى او را بربایند و قطره اى از آن بر زمین نیفتد(76)، اگر به زبان بر آن حضرت خرده نمى گرفتند، در دل ایراد مى کردند و مى گفتند: این در شأن پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یاران او نیست و این کار بوى شرک مى دهد!
و یا اگر بعد از رحلت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مدینه بودند و با چشم خود مى دیدند که ابوایّوب انصارى، نخستین میزبان آن حضرت، صورت بر روى قبر آن حضرت گذارده و تبرّک مى جوید(77) و یا بلال مؤذّن پیامبر(صلى الله علیه وآله) در کنار قبر آن حضرت نشسته و گریه سر داده و صورت بر آن قبر مى مالد،(78) وهّابى ها یقه بلال و ابوایّوب را گرفته و آنها را به کنارى پرتاب مى کردند که این کار شرک است، همان کارى که الآن پیروان این مکتب با زائران قبر رسول خدا مى کنند.
در حالى که تبرّک جستن، کمترین ارتباطى به پرستش ندارد، بلکه مفهومش نوعى احترام توأم با ادب است، به این امید که خدایى که رسول(صلى الله علیه وآله) را فرستاده به خاطر این احترام، برکاتش را بر زیارت کننده نازل گرداند.

وظیفه خطیر علماى اسلام

از آن جا که گاه کارهاى بعضى از عوام بهانه هایى به دست مخالفان مى دهد، سزاوار است همه علماى اعلام و دانشمندان اسلام، از حرکات نسنجیده بعضى از عوام در کنار قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) یا ائمّه بقیع و سایر امامان معصوم و قبور شهدا و بزرگان اسلام جلوگیرى کنند، و مفهوم واقعى زیارت و توسّل و تبرّک و شفاعت طلبیدن را به آنها تعلیم دهند.
به همه مردم بگویند، همه چیز و همه کار به دست خدا، و او مسبّب الاسباب و قاضى الحاجات وکاشف الکربات و کافى المهمّات است،و اگر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) وامامان متوسّل مى شویم،آنهابه اذن پروردگار و با استمداد از ذات پاک او کارى انجام مى دهند یا در پیشگاه خداوند شفاعت مى کنند و از او تقاضاى بر آمدن حاجات مى نمایند.
سجده کردن بعضى از عوام در برابر این قبور مقدّس، تعبیراتى که بوى الوهیّت نسبت به آنان مى دهد، گره زدن چیزى به ضریح آنان و مانند این ها، همه از امور ناشایست و مشکل آفرین است و چهره یک کار مثبت و بسیار سازنده (زیارت) را دگرگون مى سازد، و بهانه به دست این و آن مى دهد تا مردم را از برکات زیارت محروم سازند.

نکاح موقّت

متعه یا ازدواج موقت
همه علماى اسلام معتقدند که ازدواج موقّت در برهه اى از زمان در عصر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) وجود داشت. گروهى مى گویند در عصر خلیفه دوّم، و به وسیله او، و گروه دیگرى مى گویند در عصر خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) تحریم شد و ما پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) به اتّفاق معتقدیم که هرگز تحریم نشده و به قوّت خود باقى است (البتّه طبق شرایطى).
در این عقیده عدّه کمى از اهل سنّت با ما موافقند و عدّه بیشترى مخالف، و همیشه آن را به رخ ما مى کشند و ایراد مى کنند، در حالى که نه تنها جاى ایراد نیست، بلکه نقطه قوّتى است براى حلّ بسیارى از مشکلات اجتماعى.
شرح این مطلب را در مباحث آینده مى خوانید.