شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

2ـ بهانه دیگر

حدیثى از صحیح مسلم نقل مى کنند که ابوالهیّاج از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین روایت کرده است: «قال لى على بن ابى طالب ألا ابعثک على ما بعثنى علیه رسول الله(صلى الله علیه وآله) أن لا تدع تمثالا إلاّ طمسته و لا قبراً مشرفاً إلاّ سویته; آیا به تو مأموریّتى بدهم که رسول خدا (در....) به من مأموریت داد: هر تمثال (ذى روحى) دیدى محو کن و هر قبر بلندى دیدى صاف نما».(74)
بر اثر برداشت کاملا نادرستى که بعضى، از این حدیث داشتند، کلنگ به دست گرفته و تمام قبور بزرگان اسلام را ویران کردند، به استثناى قبر مطهّر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و قبر خلیفه اوّل و دوّم که در کنار قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود به حال خود رها ساختند، استثناهایى که هیچ دلیلى براى آن نمى توان یافت.
ولى اوّلا: در سند این حدیث افراد متعدّدى هستند که از نظر رجال اهل سنّت نیز مورد تأیید نمى باشند و بعضى از آنها از ارباب تدلیس بوده اند، به خصوص «سفیان ثورى» و «ابن ابى ثابت».
ثانیاً: به فرض این که این حدیث صحیح بوده باشد مفهومش این است که روى قبر صاف باشد (و به صورت پشت ماهى که رسم کفّار بود، نباشد) و بسیارى از فقهاى اهل سنّت نیز فتوا داده اند که باید روى قبر صاف و مسطّح باشد، که این امر ارتباطى با بحث ما ندارد.
ثالثاً: فرض مى کنیم که مفهوم حدیث این است که باید قبر هم سطح زمین باشد واصلا برآمدگى نداشته باشد، این موضوع ربطى به مسأله بناى بر قبور ندارد; فرض کنیم روى قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) سنگى هم سطح زمین باشد در عین حال این گنبد و بارگاه را که امروز روى آن مى بینیم منافاتى با حکم مزبور ندارد.
همان گونه که در قرآن مجید نیز مى خوانیم، وقتى راز اصحاب کهف فاش شد، مردم گفتند بنایى بر قبور آنها بسازیم، سپس مى فرماید: «( قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِداً); کسانى که از وضع آنها آگاه بودند گفتند: مسجدى بر جایگاه آنها مى سازیم».(75)
قرآن مجید با لحن موافق این داستان را نقل مى کند وایرادى بر آن نمى گیرد، یعنى ساختن مسجد در کنار قبور بزرگان مانعى ندارد.

آثار مثبت زیارت قبور بزرگان

هرگاه به مردم آموزش کافى داده شود که از هرگونه افراط و تفریط بپرهیزند و در کنار این قبور مطهّر به یاد خدا باشند و ازگناهان خود توبه کرده، و از افکار و برنامه هاى اولیاء الله الهام بگیرند، به یقین مرقدهاى مطهّر آنان کانونى براى تعلیم و تربیت و توبه و انابه به سوى خدا و تهذیب نفوس خواهد بود.
ما به تجربه دریافته ایم، میلیون ها نفرى که هر سال به زیارت قبور پاک ائمّه دین مى روند یا قبور شهداى راه حق را زیارت مى کنند، با روحیّه اى بهتر، و صفا و نورانیّت بیشتر و قلبى پاک تر، از کنار قبور آنان باز مى گردند، و آثار این امر در آنان مدّت ها نمایان است.
و هنگامى که آنها را به شفاعت بر درگاه خدا، براى آمرزش گناهان و حلّ مشکلات دینى و دنیوى خود مى طلبند، ناگزیرند براى برقرار ساختن رابطه معنوى با آنان، تا آن جا که در توان دارند از گناهان فاصله بگیرند و به سراغ نیکى و پاکى بروند.
اضافه بر این توجّه و توسّل به آنان و طلب شفاعت از آنان بر درگاه خدا، آنها را در برابر مشکلات پرتوان مى سازد، مانع یأس و ناامیدى مى شود و از دردها و آلام روحى و جسمى آنها مى کاهد و آثار و برکات فراوانى دیگر.
چرا ما، با برداشت غلط از مسأله زیارت و شفاعت و توسّل، مردم را از این همه برکات معنوى و روحى و جسمى محروم مى سازیم؟
کدام عقل اجازه چنین امرى مى دهد؟
جلوگیرى از این سفرهاى معنوى خسارتى عظیم به بار مى آورد، افسوس که وسواس بى معنا در مسأله توحید و شرک، گروه عظیمى را از این برکات محروم ساخته است.

3ـ تبرّک جستن ممنوع است

بهانه دیگر: کسانى که به زیارت قبور بزرگان مى روند از قبور آنان تبرّک مى جویند و گاه قبر یا ضریح را مى بوسند و این بوى شرک مى دهد، و به همین جهت زائران خانه خدا دیده اند که مأموران غلاظ و شداد، در کنار قبر مطهّر پیامبر(صلى الله علیه وآله) از هر طرف ایستاده اند و مردم را از نزدیک شدن به شبکه ها و پنجره هاى مشرف بر قبر مطهّر مانع مى شوند، و گاه این مطلب را به «ابن تیمیّه» و «محمّد بن عبدالوهّاب» نسبت مى دهند.
به یقین اگر این دو نفر که بنیانگزار مکتب وهّابیّت هستند در زمان پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بودند و با چشم خود مى دیدند که در جریان صلح حدیبیّه یا فتح مکّه هنگامى که آن حضرت مشغول وضو گرفتن بود، اصحاب و یاران بر یکدیگر سبقت مى گرفتند که آب وضوى او را بربایند و قطره اى از آن بر زمین نیفتد(76)، اگر به زبان بر آن حضرت خرده نمى گرفتند، در دل ایراد مى کردند و مى گفتند: این در شأن پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یاران او نیست و این کار بوى شرک مى دهد!
و یا اگر بعد از رحلت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مدینه بودند و با چشم خود مى دیدند که ابوایّوب انصارى، نخستین میزبان آن حضرت، صورت بر روى قبر آن حضرت گذارده و تبرّک مى جوید(77) و یا بلال مؤذّن پیامبر(صلى الله علیه وآله) در کنار قبر آن حضرت نشسته و گریه سر داده و صورت بر آن قبر مى مالد،(78) وهّابى ها یقه بلال و ابوایّوب را گرفته و آنها را به کنارى پرتاب مى کردند که این کار شرک است، همان کارى که الآن پیروان این مکتب با زائران قبر رسول خدا مى کنند.
در حالى که تبرّک جستن، کمترین ارتباطى به پرستش ندارد، بلکه مفهومش نوعى احترام توأم با ادب است، به این امید که خدایى که رسول(صلى الله علیه وآله) را فرستاده به خاطر این احترام، برکاتش را بر زیارت کننده نازل گرداند.