شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

نابود شدن میراث هاى فرهنگى به دست وهّابیان

در یک قرن گذشته واقعه تلخى در سرزمین وحى روى داد که مسلمین را از آثار تاریخى اسلامى براى همیشه محروم ساخت و آن حادثه قدرت گرفتن وهّابیّت بود.
در حدود 80 سال پیش (سنه 1344) هنگامى که وهّابى ها در حجاز به قدرت رسیدند، در یک حرکت هماهنگ ناپخته، تمام بناهاى تاریخى اسلامى را به بهانه شرک یا بدعت ویران کرده، و با خاک یکسان نمودند.
ولى جرأت نکردند به سراغ قبر مطهّر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بروند، مبادا عموم مسلمین بر ضدّ آنها قیام کنند و به اصطلاح این «مخالفان تقیّه» از دیگر مسلمانان «تقیّه» کردند!
در بعضى از سفرهاى زیارت بیت الله الحرام از بزرگان آنها در یک بحث دوستانه پرسیدم، دلیل این که همه قبور ویران شده جز قبر پاک پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) چیست؟ هیچ پاسخى براى آن نداشتند.
به هر حال، حیات امّت ها با امور گوناگونى گره خورده است که یکى از آنها حفظ میراث هاى فرهنگى و آثار علمى و دینى است و با نهایت تأسّف سرزمین وحى به خصوص مکّه و مدینه بر اثر سوء تدبیر مسلمانان به دست یک جمعیّت عقب افتاده و کج سلیقه و متعصّب افتاد و ارزشمندترین میراث هاى فرهنگى اسلام با بهانه هاى واهى و بسیار سست بر باد رفت، میراث هایى که هر کدام یادآور بخش هاى مهمّى از تاریخ پرافتخار اسلام بود.
تنها قبور امامان و بزرگان خفته در بقیع از میان نرفت، بلکه این «قوم» هر جا اثرى گرانبها از تاریخ اسلام یافتند آن را از میان بردند و از این رهگذر خسارات غیر قابل جبرانى دامان مسلمین را گرفت.
این آثار تاریخى جاذبه عجیبى داشت و انسان را به اعماق تاریخ اسلام فرو مى برد. قبرستان بقیع که روزى منظره باشکوهى داشت و هر گوشه آن یادآور حادثه تاریخى مهمّى بود، امروز به یک بیابان زشت و بسیار بد منظره، آن هم در میان هتل هاى بسیار زیبا و ساختمان هاى پر زرق و برق، در آمده است که درهاى آهنین بى قواره آن فقط یکى دو ساعت از روز به روى زوّار گشوده مى شود آن هم فقط مردها!

بهانه ها

1ـ قبور نباید مسجد باشد !
گاه مى گویند ساختن بنا بر قبور سبب پرستش قبرها مى شود و این حدیث نبوى گواه بر عدم جواز آن است: «لَعَنَ اللهُ الْیَهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ أنْبِیَائِهِمْ مَسَاجِدَ; خداوند یهود را لعن کرد زیرا قبور پیامبرانشان را مسجد قرار دادند».(73) ولى بر همه مسلمین روشن است که هیچ کس قبور اولیاء الله را پرستش نمى کند و میان «زیارت» و «عبادت» فرق واضح و روشنى است. ما همان گونه که به زیارت و دیدار احیا و زنده ها مى رویم و بزرگان را احترام کرده و از آنها التماس دعا مى کنیم، همین گونه به زیارت اموات مى رویم و به بزرگان دین و شهداى راه اسلام احترام مى گذاریم و از آنها التماس دعا داریم. آیا هیچ عاقلى مى گوید زیارت بزرگان در حیاتشان به صورتى که گفته شد، عبادت، کفر و شرک است؟ زیارت بعد از وفات نیز همین گونه است. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به زیارت قبور بقیع مى رفت و روایات بسیارى در منابع اهل سنّت در مورد زیارت قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و زیارت سایر قبور آمده است.
اگر خداوند یهود را لعن کرده به سبب این بوده که قبور انبیا را سجده گاه قرار دادند، در حالى که هیچ مسلمانى هیچ قبرى را سجده گاه خود قرار نمى دهد. قابل توجّه این که هم اکنون قُبّه و بارگاه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در کنار مسجد نبوى سر به آسمان کشیده و همه مردم مسلمان ـ حتّى وهّابى ها ـ در روضه مقدّسه (آن قسمتى از مسجد نبوى که در کنار قبر آن حضرت و متّصل به آن است) در پنج وقت نماز واجب مى خوانند و در اوقات دیگر نمازهاى مستحب، و در پایان هم قبر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) را زیارت مى کنند. آیا این کار پرستش قبور محسوب مى شود و حرام است؟ یا این که قبر مطهّر پیامبر(صلى الله علیه وآله) مستثناست، آیا ادلّه شرک و حرمت پرستش غیر خدا قابل استثناست؟! به یقین زیارت قبور ربطى به عبادت ندارد، و نماز در کنار قبر پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و قبور سایر اولیاء الله هیچ مشکلى ندارد و حدیث بالا ناظر به کسانى است که واقعاً پرستش قبور مى کردند. کسانى که با زیارت شیعیان جهان از قبور امامان(علیهم السلام) آشنا هستند، مى دانند هنگام نمازهاى واجب وقتى صداى مؤذّن بلند مى شود، همه رو به قبله مى ایستند و نمازهاى واجب را به جماعت برگزار مى کنند و موقع زیارت نخست صدبار تکبیر مى گویند و بعد از زیارت نیز دو رکعت نماز مستحب رو به قبله بجا مى آورند، تا در آغاز و پایان روشن شود پرستش مخصوص خداست.
ولى متأسّفانه باب تهمت و افترا و دروغ ـ بر اثر انگیزه هاى خاصّى ـ گشوده شده و اقلّیّت وهّابیها همه مخالفان خود را به انواع تهمت ها متّهم مى سازند. بهترین راه حمل بر صحّت این است که بگوییم، آنها بر اثر قلّت بضاعت علمى،توان تحلیل مسائل را به خوبى ندارند و حقیقت شرک وتوحیدرا درنیافته و فرق میان زیارت و عبادت را به طور دقیق نمى دانند.

2ـ بهانه دیگر

حدیثى از صحیح مسلم نقل مى کنند که ابوالهیّاج از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین روایت کرده است: «قال لى على بن ابى طالب ألا ابعثک على ما بعثنى علیه رسول الله(صلى الله علیه وآله) أن لا تدع تمثالا إلاّ طمسته و لا قبراً مشرفاً إلاّ سویته; آیا به تو مأموریّتى بدهم که رسول خدا (در....) به من مأموریت داد: هر تمثال (ذى روحى) دیدى محو کن و هر قبر بلندى دیدى صاف نما».(74)
بر اثر برداشت کاملا نادرستى که بعضى، از این حدیث داشتند، کلنگ به دست گرفته و تمام قبور بزرگان اسلام را ویران کردند، به استثناى قبر مطهّر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و قبر خلیفه اوّل و دوّم که در کنار قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود به حال خود رها ساختند، استثناهایى که هیچ دلیلى براى آن نمى توان یافت.
ولى اوّلا: در سند این حدیث افراد متعدّدى هستند که از نظر رجال اهل سنّت نیز مورد تأیید نمى باشند و بعضى از آنها از ارباب تدلیس بوده اند، به خصوص «سفیان ثورى» و «ابن ابى ثابت».
ثانیاً: به فرض این که این حدیث صحیح بوده باشد مفهومش این است که روى قبر صاف باشد (و به صورت پشت ماهى که رسم کفّار بود، نباشد) و بسیارى از فقهاى اهل سنّت نیز فتوا داده اند که باید روى قبر صاف و مسطّح باشد، که این امر ارتباطى با بحث ما ندارد.
ثالثاً: فرض مى کنیم که مفهوم حدیث این است که باید قبر هم سطح زمین باشد واصلا برآمدگى نداشته باشد، این موضوع ربطى به مسأله بناى بر قبور ندارد; فرض کنیم روى قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) سنگى هم سطح زمین باشد در عین حال این گنبد و بارگاه را که امروز روى آن مى بینیم منافاتى با حکم مزبور ندارد.
همان گونه که در قرآن مجید نیز مى خوانیم، وقتى راز اصحاب کهف فاش شد، مردم گفتند بنایى بر قبور آنها بسازیم، سپس مى فرماید: «( قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِم مَّسْجِداً); کسانى که از وضع آنها آگاه بودند گفتند: مسجدى بر جایگاه آنها مى سازیم».(75)
قرآن مجید با لحن موافق این داستان را نقل مى کند وایرادى بر آن نمى گیرد، یعنى ساختن مسجد در کنار قبور بزرگان مانعى ندارد.