شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

زنان و زیارت قبور

زنان به خاطر عواطف رقیق ترى که دارند، نیاز بیشترى به زیارت قبور عزیزان خود پیدا مى کنند تا تسلّى خاطر یابند، و تجربه نشان داده که نسبت به زیارت قبور اولیاء الله نیز علاقه بیشترى دارند.
امّا متأسّفانه گروه وهّابیان افراطى، به خاطر حدیث مشکوکى، زنان را به شدّت از زیارت این قبور باز مى دارند و حتّى در افواه عوام آنها در جنوب ایران مشهور است، زنى که بر سر قبرى حاضر شود، میّت آن زن را به صورت برهنه مادرزاد مى بیند!
عالمى مى گفت به آنها گفتم قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و خلیفه اوّل و دوّم همه در خانه «عایشه» بود و مدّت ها در آن حجره مى زیست یا رفت و آمد داشت، گیرم برهنه او براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) اشکالى نداشت، براى خلیفه اوّل و دوّم چطور؟
به هر حال، دلیل آنها حدیث معروفى است که به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)نسبت مى دهند که فرمود: «لَعَنَ الله زَائِرَاتِ القُبُورِ; خداوند زنان زیارت کننده قبرها را لعنت کند».
و در بعضى از کتب به جاى «زائرات» «زوّارات القبور» آمده که صیغه مبالغه است.
جمعى از دانشمندان اهل سنّت مانند ترمذى(69) مى گوید: این حدیث مربوط به زمانى است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) از آن نهى کرده بود، ولى بعداً این حکم نسخ شد و فرمود:...
بعضى دیگر از علماى آنها گفته اند، این مربوط به زنانى است که وقت زیادى را صرف زیارت قبور مى کردند و حقوق شوهرانشان از میان مى رفت و نسخه «زوّارات» که صیغه مبالغه است، دلیل آن است.
این برادران هر چه را انکار کنند، فعل عایشه را که قبر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و خلیفه اوّل و دوّم را در خانه خود جاى داده بود، نمى توانند انکار کنند.

شدّ رحال فقط براى سه مسجد!

در تاریخ اسلام قرن ها مسلمانان براى زیارت پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و قبور بزرگان بقیع «شدّ رحال» مى کردند (به این قصد بار سفر مى بستند) و حرکت مى کردند و کسى مشکلى نداشت.
تا این که نوبت به ابن تیمیّه در قرن هفتم رسید. او پیروان خود را از این کار منع کرد و گفت: «شدّ رحال» فقط براى زیارت سه مسجد جایز و بقیّه ممنوع است و در این باره به حدیثى از «ابوهریره» استناد جست.
ابوهریره مى گوید: پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: «لا تشدّ الرحال إلاّ إلى ثلاثة مساجد; مسجدى هذا و مسجد الحرام و مسجد الأقصى; بار سفر را جز براى سه مسجد نمى بندند، مسجد من و مسجدالحرام و مسجد الاقصى».(70)
در حالى که اوّلا: موضوع این حدیث مربوط به مساجد است نه زیارت هر مکانى، بنابراین مفهوم حدیث این است که براى هیچ مسجدى بار سفر نمى بندند، جز براى این سه مسجد.
ثانیاً : این حدیث به گونه دیگرى نیز نقل شده است که به هیچ وجه دلالت بر مقصود آنها ندارد و آن چنین است: «تشدّ الرّحال إلى ثلاث مساجد; براى سه مسجد شدّ رحال مى شود».(71)
و این در حقیقت تشویق به این کار است، بى آن که نفى موارد دیگر را کند، و به اصطلاح إثبات شىء نفى ما عدا نمى کند.
و از آن جا که معلوم نیست متن اصلى حدیث به صورت اوّل بوده یا دوّم، حدیث مجمل مى شود و غیر قابل استدلال.
ممکن است گفته شود در متن دیگرى در همان کتاب آمده است «إنّما یسافر إلى ثلاثة مساجد; مسافرت فقط براى سه مسجد جایز است».(72)
بنابراین شدّ رحال فقط براى این سه مسجد جایز است!
جواب این سؤال هم روشن است، اوّلا : سفرهاى دینى و غیر دینى براى مقاصد زیادى به اجماع امّت جایز است و سفر منحصر به سفر به سوى این سه مسجد نیست، در نتیجه حصر مزبور به اصطلاح «حصر اضافى» است، یعنى در میان مساجد این سه مسجد است که براى آن شدّ رحال مى شود.
ثانیاً: متن حدیث مشکوک است و معلوم نیست در واقع اوّلى بوده یا دوّمى یا سوّمى، و بسیار بعید است که پیامبر(صلى الله علیه وآله) سه بار این مطلب را با سه عبارت فرموده باشد. ظاهر این است که راویان اخبار نقل به معنا کرده اند، بنابراین حدیث مزبور در هاله اى از ابهام فرو مى رود و با ابهام متن حدیث، استدلال به آن فاقد اعتبار است.

آیا بناى قبور ممنوع است؟

قرن ها بر مسلمانان گذشت و بناهاى تاریخى و معمولى فراوانى بر قبور بزرگان اسلام بنا کردند و به زیارت این قبور مى آمدند و تبرّک مى جستند و هیچ کس ایرادى نداشت، و در واقع یک اجماع و سیره عملى بر این کار بود و مخالفتى دیده نمى شد.
تاریخ نویسانى همچون مسعودى در مروج الذهب، که در قرن چهارم هجرى مى زیست و جهانگردانى مانند ابن جبیر و ابن بطوطه که در قرون هفتم و هشتم مى زیستند، همگى از وجود این بناهاى باشکوه و پرعظمت در سفرنامه هاى خود خبر داده اند.
تا این که ابن تیمیّه در قرن هفتم و شاگرد او محمّد بن عبدالوهّاب در قرن دوازدهم پیدا شدند و بناى بر قبور را بدعت و حرام و شرک پنداشتند.
وهّابیان بر اثر عدم قدرت کافى علمى بر تحلیل مسائل اسلامى به خصوص مسأله توحید و شرک، گرفتار وسواس عجیبى در این مسأله شده و هر جا دستاویزى پیدا کردند به مخالفت برخاستند، در مسأله زیارت، در موضوع شفاعت، در باب بناى برقبور و امور دیگرى از این قبیل، همه را به نحوى مخالف شرع دانسته و با مسأله «شرک» و «بدعت» پیوند زدند و با آن مخالفت نمودند و از مهم ترین آنها بناى بر قبور بزرگان دین بود. هم اکنون نیز در دنیاى اسلام ـ به جز حجاز ـ بناهاى عظیمى بر قبور انبیاى پیشین و بزرگان اسلامى، در کشورهاى مختلف اسلامى دیده مى شود که یادآور مسائل بسیارى است; از مصر گرفته تا هندوستان و از الجزایر تا اندونزى همه به آثار اسلامى باقیمانده در کشورشان احترام مى گذارند و براى قبور بزرگان دین اهمّیّت ویژه اى قائل هستند.
ولى در حجاز هیچ خبرى نیست، چرا؟ دلیلش عدم تحلیل صحیح نسبت به مفاهیم اسلامى است.