شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

8ـ تقیّه مدارایى

این نوع دیگرى از تقیّه است که صاحبان یک مذهب براى حفظ وحدت صفوف مسلمین در کارهایى که لطمه اى به اساس دین و مذهب نمى زند، با سایر فرق مسلمین هماهنگى کنند.
مثلا پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) عقیده دارند بر فرش نمى توان سجده کرد و حتماً باید بر سنگ یا سایر اجزاى زمین و مانند آن سجده نمود، و حدیث معروف پیامبر(صلى الله علیه وآله) «جُعِلَتْ لِىَ الاْرْضُ مَسْجِداً وَطَهُوراً; زمین براى من محلّ سجده و وسیله تیمّم قرار داده شده است»(27) را دلیل بر آن مى دانند.
حال اگر بخواهند براى حفظ وحدت در صفوف سایر مسلمین در مساجد آنها، یا در مسجد الحرام و مسجد النبى(صلى الله علیه وآله)نماز بخوانند، ناگزیر بر همان فرش ها ـ مانند دیگران ـ سجده مى کنند.
این کار جایز و چنین نمازى به عقیده ما صحیح است و این را تقیّه مدارایى مى گویند، زیرا مسأله ترس از جان و مال در آن مطرح نیست، بلکه مسأله مدارا کردن با سایر فرق اسلام در آن مطرح است.
بحث تقیّه را با سخنى از یکى از بزرگان پایان مى دهیم:
یکى از بزرگان شیعه با یکى از شیوخ الازهر در مصر ملاقاتى داشت، او به عنوان سرزنش به این عالم شیعى مى گوید: شنیده ایم شما تقیّه مى کنید؟!
عالم شیعى در پاسخ گفت: «لعن الله من حملنا على التقیّة; از رحمت خدا دور باد آن کس که ما را مجبور به تقیّه کرد»!

عدالت صحابه

شکّى نیست که یاران پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از امتیازات ویژه اى برخوردار بودند. آیات و وحى الهى را از زبان پیامبر مى شنیدند، معجزات آن حضرت را مى دیدند، با سخنان گهربارش پرورش مى یافتند و از الگوهاى عملى و اسوه حسنه آن حضرت بهره مند بودند.
به همین دلیل در میان آنها بزرگان و شخصیّت هاى ممتازى پرورش یافتند که جهان اسلام به وجود آنها افتخار و مباهات مى کند، ولى مسأله مهم این جاست که آیا همه صحابه بدون استثنا، افرادى مؤمن، صالح، راستگو، درستکار و عادل بودند یا در میان آنها افراد ناصالحى نیز وجود داشتند.

1ـ دو عقیده متضاد

درباره صحابه دو عقیده مختلف وجود دارد: نخست این که همه آنها بدون استثنا در هاله اى از قداست قرار دارند و افرادى صالح، صادق، با تقوى و عادل بودند. به همین دلیل هر کدام روایتى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل کنند، صحیح و قابل قبول است، و کمترین ایرادى بر آنها نمى توان گرفت، و اگر کارهاى خلافى از آنها سرزده، باید به توجیه گرى پردازیم. این عقیده گروه کثیرى از اهل سنّت است.
عقیده دیگر این که گرچه در میان آنها افرادى با شخصیّت، فداکار، پاک و با تقوا بوده اند، ولى افراد منافق و ناصالح نیز وجود داشته که قرآن مجید و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از آنها بیزارى مى جستند.
به تعبیر دیگر، همان معیارهایى را که براى شناخت افراد خوب از بد در همه جا به کار مى گیریم، باید درباره آنها نیز اعمال کنیم، منتها چون صحابه پیامبر(صلى الله علیه وآله) بودند، اصل را بر خوبى آنها بگذاریم ولى هرگز چشم خود را بر حقایق نمى بندیم و صدور اعمال منافى عدالت و صدق و راستى را نادیده نمى گیریم، چرا که این کار ضربه هاى سنگینى بر اسلام و مسلمین مى زند وسبب نفوذ منافقان در حوزه اسلام مى شود.
شیعیان و گروهى از روشنفکران اهل سنّت این عقیده را برگزیده اند.