شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

7ـ تقیّه حرام

در بعضى از موارد تقیّه حرام است، و آن زمانى است که اگر فرد یا گروهى راه تقیّه را پیش گیرند و عقیده مذهبى خود را پنهان دارند، اصل اسلام به خطر افتد یا ضربه شدیدى بر کیان مسلمین وارد گردد، در این گونه موارد باید عقیده واقعى خود را ظاهر کنند، هر چند خطر یا ضررى براى آنها داشته باشد.
و آنها که گمان مى کنند اینها از قبیل به هلاکت افکندن خویش (إلقاء النفس إلى التهلکة) است که قرآن با صراحت از آن نهى کرده و فرموده (وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ)(26) سخت در اشتباهند، زیرا لازمه آن این است که حضور در میدان جهاد نیز حرام باشد، در حالى که هیچ عاقلى چنین سخنى نمى گوید، و از این جا روشن مى شود که قیام امام حسین بن على بن ابى طالب(علیهم السلام) در برابر یزید، یک وظیفه قطعى دینى بوده، و امام حاضر نشد ـ حتّى به عنوان تقیّه ـ با یزیدیان و بنى امیّه غاصب خلافت اسلامى کنار بیاید، زیرا مى دانست ضربه شدیدى به کیان اسلام خواهد خورد و قیام و شهادت او مایه بیدارى مسلمین و نجات اسلام از چنگال تفاله هاى جاهلیّت است.

8ـ تقیّه مدارایى

این نوع دیگرى از تقیّه است که صاحبان یک مذهب براى حفظ وحدت صفوف مسلمین در کارهایى که لطمه اى به اساس دین و مذهب نمى زند، با سایر فرق مسلمین هماهنگى کنند.
مثلا پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) عقیده دارند بر فرش نمى توان سجده کرد و حتماً باید بر سنگ یا سایر اجزاى زمین و مانند آن سجده نمود، و حدیث معروف پیامبر(صلى الله علیه وآله) «جُعِلَتْ لِىَ الاْرْضُ مَسْجِداً وَطَهُوراً; زمین براى من محلّ سجده و وسیله تیمّم قرار داده شده است»(27) را دلیل بر آن مى دانند.
حال اگر بخواهند براى حفظ وحدت در صفوف سایر مسلمین در مساجد آنها، یا در مسجد الحرام و مسجد النبى(صلى الله علیه وآله)نماز بخوانند، ناگزیر بر همان فرش ها ـ مانند دیگران ـ سجده مى کنند.
این کار جایز و چنین نمازى به عقیده ما صحیح است و این را تقیّه مدارایى مى گویند، زیرا مسأله ترس از جان و مال در آن مطرح نیست، بلکه مسأله مدارا کردن با سایر فرق اسلام در آن مطرح است.
بحث تقیّه را با سخنى از یکى از بزرگان پایان مى دهیم:
یکى از بزرگان شیعه با یکى از شیوخ الازهر در مصر ملاقاتى داشت، او به عنوان سرزنش به این عالم شیعى مى گوید: شنیده ایم شما تقیّه مى کنید؟!
عالم شیعى در پاسخ گفت: «لعن الله من حملنا على التقیّة; از رحمت خدا دور باد آن کس که ما را مجبور به تقیّه کرد»!

عدالت صحابه

شکّى نیست که یاران پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از امتیازات ویژه اى برخوردار بودند. آیات و وحى الهى را از زبان پیامبر مى شنیدند، معجزات آن حضرت را مى دیدند، با سخنان گهربارش پرورش مى یافتند و از الگوهاى عملى و اسوه حسنه آن حضرت بهره مند بودند.
به همین دلیل در میان آنها بزرگان و شخصیّت هاى ممتازى پرورش یافتند که جهان اسلام به وجود آنها افتخار و مباهات مى کند، ولى مسأله مهم این جاست که آیا همه صحابه بدون استثنا، افرادى مؤمن، صالح، راستگو، درستکار و عادل بودند یا در میان آنها افراد ناصالحى نیز وجود داشتند.