شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

3ـ تقیّه در ترازوى عقل

تقیّه در واقع یک سپر دفاعى است و به همین جهت در روایات ما به عنوان «تُرس المُؤمن» یعنى «سپر افراد با ایمان» معرّفى شده است.
هیچ عقلى اجازه نمى دهد که انسان عقیده باطنى خود را در برابر افراد خطرناک و غیرمنطقى اظهار کند و جان یا مال یا ناموس خود را به خطر بیندازد، چرا که هدر دادن نیروها و امکانات بدون فایده عاقلانه نیست.
«تقیّه» شبیه روشى است که همه سربازان در میدان جنگ به کار مى گیرند، خود را در لابه لاى درختان، تونل ها، خاکریزها مخفى مى کنند، لباس خود را به رنگ شاخه هاى درختان انتخاب مى نمایند، تا بى جهت خون خود را هدر ندهند.
تمام عقلاى دنیا براى حفظ جان خود در برابر دشمنان سرسخت، از روش تقیّه استفاده مى کنند، و هرگز کسى را بر استفاده کردن از این روش، سرزنش نخواهند کرد. در تمام دنیا نمى توانید کسى را پیدا کنید که تقیّه را با شرایطش نپذیرفته باشد.

4ـ تقیّه در کتاب الله

قرآن مجید در آیات متعدّدى تقیّه را در برابر کفّار و مخالفان مجاز شمرده است، به عنوان نمونه:
الف) در داستان مؤمن آل فرعون مى خوانیم:
«( وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَكْتُمُ إِیمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَیِّنَاتِ....); مرد با ایمانى از آل فرعون که ایمان خود را (نسبت به آیین موسى) کتمان مى کرد گفت : آیا شما مى خواهید کسى را که مى گوید پروردگار من خداست، به قتل برسانید در حالى که معجزات و دلایل روشنى با خود دارد».(15)
و در ادامه مى گوید: «او را به حال خود رها کنید، اگر دروغ مى گوید آثار دروغ دامان او را مى گیرد، و اگر راست بگوید ممکن است بعضى از عذاب هاى الهى را که او نسبت به آن هشدار مى دهد، دامان شما را بگیرد».
به این ترتیب مؤمن آل فرعون در عین تقیّه و «کتمان ایمان خود» نصایح لازم را به آن گروه متعصّب لجوج که تصمیم گرفته بودند خون پیامبر الهى موسى را بریزند، مى کند.
ب) در یک دستور صریح دیگر قرآنى مى خوانیم: «( لاَّ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَیْسَ مِنَ اللّهِ فِی شَیْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً...); مؤمنان نباید کفّار را دوست خود انتخاب کنند، هر کس چنین کند از خداوند، بیگانه است، مگر این که بخواهید از آنها تقیّه کنید».(16)
این آیه دوستى با دشمنان حق را به کلّى ممنوع کرده، جز در مواردى که ترک دوستى، سبب اذیّت و آزار مسلمانى شود و به عنوان یک سپر دفاعى از دوستى با آنها به طور تقیّه استفاده شود.
ج) داستان عمّاریاسر و پدر و مادرش را تمام مفسّران نقل کرده اند که هر سه گرفتار چنگال مشرکان عرب شدند و آنها را وادار به برائت از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) کردند، پدر و مادر عمّار خوددارى کرده و شهید شدند، ولى عمّار از روى تقیّه مطابق میل آنها سخن گفت و سپس گریه کنان به خدمت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) رسید.
در این هنگام آیه شریفه «( مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إیمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِیمَانِ...); کسانى که بعد از ایمان کافر شوند... عذاب سختى دارند، مگر آنها که تحت فشار واقع شده اند...».(17)
پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) پدر و مادر عمّار را جزء شهدا شمرد و اشک از چشمان عمّار سترد و فرمود : چیزى بر تو نیست، اگر باز تو را مجبور کردند تو نیز همان کلمات را تکرار کن!
اتّفاق نظر همه مفسّران اسلام در مورد نزول آیه فوق درباره عمّار و پدر و مادرش و سخنانى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) بعد از آن فرمود، نشان مى دهد که مسأله تقیّه مورد قبول همه است. راستى شگفت انگیز است که با این سندهاى محکم قرآنى و کلمات مفسّران اهل سنّت، باز هم بر شیعه به خاطر قبول تقیّه خرده گیرى مى کنند؟
آرى نه عمّار منافق بود و نه مؤمن آل فرعون، بلکه از دستور الهى تقیّه بهره گرفتند.

5ـ تقیّه در روایات اسلامى

در روایات اسلامى نیز تقیّه بازتاب وسیعى دارد به عنوان نمونه:
مسند أبى شیبة از مسانید معروف اهل سنّت است. او در داستان «مسیلمه کذّاب» نقل مى کند که مسیلمه کذّاب دو نفر از یاران رسول خدا(صلى الله علیه وآله) را در منطقه نفوذ خود دستگیر کرد. از هر دو سؤال کرد، آیا شهادت مى دهید که من فرستاده خدا هستم؟! یکى شهادت داد و نجات یافت و دوّمى شهادت نداد و گردنش را زدند.
هنگامى که خبر به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) رسید، فرمود : آن که کشته شد بر طریق صدق و راستى قدم برداشت و دوّمى رخصت الهى را پذیرا شد و گناهى بر او نیست.(18)
در احادیث ائمّه اهل بیت(علیهم السلام) به خصوص امامانى که در عصر قدرت بنى امیّه و بنى عبّاس مى زیستند و دوستان على(علیه السلام) را هر کجا مى یافتند به قتل مى رساندند، دستور تقیّه فراوان دیده مى شود، زیرا مأمور بودند براى حفظ جان خویش از شرّ آن جانیان آدمکش و بى رحم، از سپر تقیّه بهره جویند.