شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

آخرین سخن

8ـ آخرین سخن این که یکى از گناهان کبیره در پیشگاه خداوند، متّهم ساختن دیگران به امورى است که هرگز نگفته اند و انجام نداده اند.
ما در همه جا گفته ایم و مى گوییم که هیچ کس از محقّقان وعلماى بزرگ شیعه ـ به شهادت کتابهایشان ـ قائل به تحریف قرآن نبوده و نیستند، ولى گروهى متعصّب و لجوج باز این تهمت را تکرار مى کنند، معلوم نیست چه جوابى براى یوم المعاد فراهم ساخته اند که هم تهمت مى زنند و هم قرآن مجید را بى اعتبار مى کنند.
اگر بهانه شما بعضى از روایات ضعیف است که در بعضى از کتب ما آمده، این گونه روایات ضعیف در منابع حدیث و تفسیر شما نیز آمده که قبلا به آن اشاره شد.
هیچ مذهبى بر پایه روایات ضعیف بنا نمى شود، و ما هرگز به خاطر کتاب «الفرقان فى تحریف القرآن» ابن الخطیب مصرى و آن روایات ضعیف که درباره تحریف دارید، شما را متّهم به تحریف قرآن نمى کنیم و قرآن مجید را فداى تعصّب هاى مخرّب نخواهیم کرد.
این همه سخن از تحریف قرآن نگویید، به اسلام و مسلمین و قرآن ستم نکنید و به خاطر تعصّب هاى مذهبى از اعتبار قرآن مجید که سرمایه اصلى مسلمین جهان است، با تکرار کلمه تحریف نکاهید، بهانه به دست دشمن ندهید، شما اگر مى خواهید از این طریق از شیعه و پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) انتقام بگیرید، بدانید ناآگاهانه اساس اسلام را متزلزل مى سازید، چرا که مى گویید گروه عظیمى از مسلمین قائل به تحریف قرآن هستند، این ظلم عظیمى بر قرآن مجید است.
در پایان بار دیگر با صراحت مى گوییم هیچ کس از محقّقان شیعه و اهل سنّت قائل به تحریف قرآن نیستند و قرآنى را که بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نازل شد، با آنچه امروز در دست مسلمین است کاملا یکى مى دانند، و بر طبق تصریح خود قرآن معتقدند، خداوند حفظ قرآن را از هر گونه تغییر و تحریف و زوال تضمین کرده است. ولى بعضى از ناآگاهان و بى خبران متعصّب از طرفین نسبت تحریف را به دیگرى مى دهند و متأسّفانه بر سر شاخ بن مى برند.
خداوند همه آنها را هدایت فرماید.

تقیّه در کتاب و سنّت

دوّمین مسأله اى که پیوسته «بهانه جویان» و «مخالفان متعصّب ما» بر پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) خرده مى گیرند، مسأله «تقیّه» است; مى گویند چرا شما تقیّه مى کنید؟ آیا تقیّه نوعى نفاق نیست؟!
آنها این مسأله را به قدرى بزرگ مى کنند که گویى تقیّه کار حرام یا گناه کبیره یا بالاتر از آن است.
غافل از این که قرآن با صراحت در آیات متعدّد، تقیّه را با شرایط خاص مجاز شمرده، و روایات وارده در منابع خودِ آنها نیز این معنا را تأیید مى کند، و از آن فراتر، تقیّه (با شرایطش) فرمان صریح عقل است، و بسیارى از آنها نیز در زندگى شخصى خود آن را تجربه کرده و به آن عمل مى کنند.
براى توضیح این سخن توجّه به چند نکته لازم است:

1ـ تقیّه چیست؟

تقیّه آن است که انسان، عقیده دینى خود را در برابر مخالفان متعصّب و سرسخت که ممکن است خطرى براى او بیافرینند، کتمان کند.
به عنوان مثال مسلمان موحّدى در چنگال گروهى بت پرست لجوج، گرفتار شده که اگر اظهار توحید و اسلام کند، خون او را مى ریزند یا صدمه مهمّ جانى، مالى و عِرضى به او مى رسانند، او عقیده باطنى خود را مکتوم مى دارد تا از گزند آنها در امان بماند.
یا یک مسلمان شیعى در بیابانى گرفتار یک فرد وهّابى تندرو مى شود که ریختن خون مسلمان شیعه را مباح مى داند، در این حالت براى حفظ جان و مال و ناموس خود، عقیده خود را از او مکتوم مى دارد.
هر عاقلى تصدیق مى کند که این کار کاملا منطقى است و عقل بر آن حاکم است، چرا که نباید جان خود را فداى تعصّب متعصّبان کرد.