شیعه پاسخ می گوید

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

دلایل عقلى و نقلى بر عدم تحریف

7ـ ما معتقدیم دلایل عقلى و نقلى فراوانى دلالت بر عدم تحریف دارد، زیرا از یک سو قرآن مى گوید: «( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ); ما قرآن را نازل کردیم و حفظ آن را بر عهده داریم».(8)
و در جاى دیگر مى فرماید: «( وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِیزٌ (41) لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ); این کتابى است قطعاً شکست ناپذیر، هیچ گونه باطلى نه از پیش رو نه از پشت سر به سراغ آن نمى آید، چرا که از سوى خداوند حکیم و حمید است».(9)
آیا چنین کتابى که خداوند حفظ آن را بر عهده گرفته، کسى مى تواند دست تحریف به سوى آن دراز کند؟!
از سوى دیگر قرآن کتاب متروک و فراموش شده اى نبود که کسى بتواند چیزى از آن بکاهد یا چیزى بر آن بیفزاید.
کاتبان قرآن (کُتّاب وحى) که تعداد آنها را از 14 نفر تا حدود 400 نفر نوشته اند، به محض این که آیه اى نازل مى شد، ثبت و ضبط مى کردند.
صدها حافظ قرآن در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) بودند که به محض نزول آیات آن را حفظ مى کردند.
قرائت قرآن در آن زمان مهمترین عبادت آنها محسوب مى شد و شب و روز تلاوت و قرائت مى شد.
اضافه بر این قرآن قانون اساسى اسلام و آیین زندگى مسلمین بود و در تمام زندگى آنها حضور داشت.
عقل و خرد مى گوید چنین کتابى ممکن نیست مورد تحریف و کم و زیاد واقع شود.
روایات اسلامى که از امامان معصوم(علیهم السلام) به ما رسیده نیز بر اصالت و تمامیّت و عدم تحریف قرآن تأکید مى کند.
امیرمؤمنان على(علیه السلام) در نهج البلاغه با صراحت مى فرماید: «أنْزَلَ عَلَیْکُمُ الْکِتَابَ تِبْیَاناً لِکُلِّ شَىْء وَ عَمَّرَ فِیکُمْ نَبِیَّهُ أزْمَاناً حَتَّى أکْمَلَ لَهُ وَ لَکُمْ فِیمَا أنْزَلَ مِنْ کِتَاب، دِینَهُ الَّذِی رَضِىَ لِنَفْسِهِ; خداوند قرآنى نازل کرده که همه چیز را بیان مى کند، خداوند آن قدر به پیامبر(صلى الله علیه وآله) عمر داد که دین خود را براى شما به وسیله قرآن کامل گرداند».(10)
در بسیارى از خطبه هاى نهج البلاغه سخن از قرآن به میان آمده، و در هیچ جا کمترین اشاره اى به تحریف قرآن نشده، بلکه کامل بودن قرآن را روشن مى سازد.
در حدیثى که امام نهم، محمّد بن على التقى(علیه السلام) خطاب به یکى از یارانش پیرامون انحراف مردم از طریق حق سخن مى گوید، مى خوانیم: «وَ کَانَ مِنْ نَبْذِهِمُ الْکِتَابَ أَنْ أقَامُوا حُرُوفَهُ وَ حَرَّفُوا حُدُودَهُ; گروهى از مردم قرآن مجید را رها کرده اند، به این صورت که عبارات
قرآن را برپا داشتند، امّا مفاهیم آن را تحریف نمودند».(11)
این حدیث و مانند آن نشان مى دهد که الفاظ قرآن دست نخورده باقى مانده و تحریف در معانى آن واقع شده، که گروهى مطابق میل نفسانى و منافع شخصى خود، آیات آن را برخلاف واقع تفسیر یا توجیه مى کنند.
و از این جا نکته مهمّى روشن مى شود که اگر در بعضى از روایات سخن ازتحریف به میان آمده، منظور همان تحریف معنوى و تفسیر به رأى است نه تحریف در عبارات والفاظ.
از سوى دیگر در بسیارى از روایات معتبرى که از امامان معصوم(علیهم السلام) به ما رسیده مى خوانیم: براى پى بردن به درستى یا نادرستى روایات، به خصوص هنگامى که تضادّى در میان روایات مشاهده مى کنید، آنها را بر قرآن عرضه بدارید، آنچه موافق قرآن است صحیح است، به آن عمل کنید و آنچه مخالف قرآن است رها سازید: «اعرِضُوهُمَا عَلَى کِتَابِ اللهِ فَمَا وَافَقَ کِتَابَ اللهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللهِ فَرُدُّوهُ».(12) این دلیل روشنى بر عدم تحریف قرآن است، چون در غیر این صورت مقیاس تشخیص حق از باطل نبود.
اضافه بر همه این ها حدیث معروف ثقلین که در کتب اهل سنّت و شیعه به طور گسترده نقل شده است(13)، مى گوید: پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)فرمود: «إِنّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثِّقْلَیْنِ کِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتی أَهْلَ بَیْتی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا; من در میان شما دو چیز گرانمایه به یادگار گذاشتم، کتاب خدا و عترتم که اگر به آنها تمسّک جویید هرگز گمراه نخواهید شد».
این حدیث پرمعنا به خوبى نشان مى دهد که قرآن مجید و در کنار آن عترت پیامبر(صلى الله علیه وآله)پناهگاه بسیار مطمئنّى براى هدایت مردم تا دامنه قیامت است.
اگر قرآن دستخوش تحریف شده بود، چگونه مى توانست پناهگاهى مطمئن باشد و مردم را از هرگونه گمراهى رهایى بخشد.(14)

آخرین سخن

8ـ آخرین سخن این که یکى از گناهان کبیره در پیشگاه خداوند، متّهم ساختن دیگران به امورى است که هرگز نگفته اند و انجام نداده اند.
ما در همه جا گفته ایم و مى گوییم که هیچ کس از محقّقان وعلماى بزرگ شیعه ـ به شهادت کتابهایشان ـ قائل به تحریف قرآن نبوده و نیستند، ولى گروهى متعصّب و لجوج باز این تهمت را تکرار مى کنند، معلوم نیست چه جوابى براى یوم المعاد فراهم ساخته اند که هم تهمت مى زنند و هم قرآن مجید را بى اعتبار مى کنند.
اگر بهانه شما بعضى از روایات ضعیف است که در بعضى از کتب ما آمده، این گونه روایات ضعیف در منابع حدیث و تفسیر شما نیز آمده که قبلا به آن اشاره شد.
هیچ مذهبى بر پایه روایات ضعیف بنا نمى شود، و ما هرگز به خاطر کتاب «الفرقان فى تحریف القرآن» ابن الخطیب مصرى و آن روایات ضعیف که درباره تحریف دارید، شما را متّهم به تحریف قرآن نمى کنیم و قرآن مجید را فداى تعصّب هاى مخرّب نخواهیم کرد.
این همه سخن از تحریف قرآن نگویید، به اسلام و مسلمین و قرآن ستم نکنید و به خاطر تعصّب هاى مذهبى از اعتبار قرآن مجید که سرمایه اصلى مسلمین جهان است، با تکرار کلمه تحریف نکاهید، بهانه به دست دشمن ندهید، شما اگر مى خواهید از این طریق از شیعه و پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) انتقام بگیرید، بدانید ناآگاهانه اساس اسلام را متزلزل مى سازید، چرا که مى گویید گروه عظیمى از مسلمین قائل به تحریف قرآن هستند، این ظلم عظیمى بر قرآن مجید است.
در پایان بار دیگر با صراحت مى گوییم هیچ کس از محقّقان شیعه و اهل سنّت قائل به تحریف قرآن نیستند و قرآنى را که بر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نازل شد، با آنچه امروز در دست مسلمین است کاملا یکى مى دانند، و بر طبق تصریح خود قرآن معتقدند، خداوند حفظ قرآن را از هر گونه تغییر و تحریف و زوال تضمین کرده است. ولى بعضى از ناآگاهان و بى خبران متعصّب از طرفین نسبت تحریف را به دیگرى مى دهند و متأسّفانه بر سر شاخ بن مى برند.
خداوند همه آنها را هدایت فرماید.

تقیّه در کتاب و سنّت

دوّمین مسأله اى که پیوسته «بهانه جویان» و «مخالفان متعصّب ما» بر پیروان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) خرده مى گیرند، مسأله «تقیّه» است; مى گویند چرا شما تقیّه مى کنید؟ آیا تقیّه نوعى نفاق نیست؟!
آنها این مسأله را به قدرى بزرگ مى کنند که گویى تقیّه کار حرام یا گناه کبیره یا بالاتر از آن است.
غافل از این که قرآن با صراحت در آیات متعدّد، تقیّه را با شرایط خاص مجاز شمرده، و روایات وارده در منابع خودِ آنها نیز این معنا را تأیید مى کند، و از آن فراتر، تقیّه (با شرایطش) فرمان صریح عقل است، و بسیارى از آنها نیز در زندگى شخصى خود آن را تجربه کرده و به آن عمل مى کنند.
براى توضیح این سخن توجّه به چند نکته لازم است: