110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

109 - همیشه به ضعف ها بیندیشیم

قال على (علیه السلام):
«یا کُمَیْلُ! اِنَّ ذُنُوبَکَ اکْثَرُ مِنْ حَسَناتِکَ، وَ غَفْلَتَکَ اَکْثَرُ مِنْ ذِکْرِکَ، وَ نِعَمَ اللهِ عَلَیْکَ اَکْثَرُ مِنْ عَمَلِکَ»; «اى کمیل! خطاهایت، از کارهاى خوبت بیش تر، و غفلتت از حضور قلبت فزون تر، و نعمت هاى پروردگار از قدرت شکرگزارى تو بیش تر است.(271)».
شرح و تفسیر
در تفسیر جملات سه گانه فوق باید به این نکات توجّه کرد:
1ـ این که نعمت هاى پروردگار فزون تر از قدرت شکرگزارى انسان هاست مطلبى واضح و بدیهى است. به عنوان مثال، اگر نعمت بسیار ارزشمندِ چشم از انسان گرفته شود، چه مصیبت بزرگى رخ مى دهد! اگر انسان بخواهد تا آخر عمر تنها شکر همین یک نعمت را بجا آورد، آیا قادر خواهد بود؟ چشمه جوشانى که در چشم انسان ها وجود دارد و دائماً سطح چشم را مرطوب نگه مى دارد، و اگر نباشد پلک ها چشم را آزار خواهند داد و در مدّت زمان کوتاهى بینایى انسان را از بین خواهند برد، و چاه فاضلابى که اضافه آب چشم را جذب مى کند و اگر نباشد انسان دائماً گریان و صورتش خیس خواهد بود! آیا این ها نعمت هاى بزرگ الهى نیستند؟ اگر یکى از این ها نبود (چشمه جوشان، یا چاه فاضلاب) چه مى شد؟ گاهى از اوقات نعمت هایى داریم که در طول زندگى متوجّه آن نمى شویم! حقیقتاً که نعمت هاى پروردگار فزون تر از قدرت شکرگزارى ما انسان هاست.
2ـ امّا جمله دوم: «وَ غَفْلَتَکَ اَکْثَرُ مِنْ ذِکْرِکَ»، با یک محاسبه ساده آن را هم تصدیق خواهیم کرد. در طول شبانه روز چقدر به یاد خدا هستیم؟ تمام نمازهاى شبانه روزى ما چقدر طول مى کشد؟ در مدّتى که مشغول خواندن نماز هستیم، چقدر به یاد خدا هستیم؟ اگر به یاد خدا باشیم، همه گمشده ها را در نماز نمى یابیم! کیست که دائماً متوجّه خدا باشد؟ آیا در حال خواب و کار به یاد خدا هستیم؟ بله، اولیاء الله در حال خواب هم به یاد خدا هستند، ولى آن ها انگشت شمار هستند. نتیجه این که مدّت زمان غفلت از یاد خدا، بیش تر از زمان حضور قلب است.
3ـ امّا جمله سوم: «اِنَّ ذُنُوبَکَ اکْثَرُ مِنْ حَسَناتِکَ»، نیز با قدرى تفکّر روشن مى شود. متأسّفانه بسیارى از گناهان را گناه نمى شمریم! دروغ ها، تهمت ها غیبت ها، ناشکرى ها، شایعه سازى ها، نقل شایعات، تمسخر دیگران و مانند آن. یا برخى کارها شایسته شخصیّت انسان نیست، ولى انجام مى دهیم! مثل پرگویى، نماز بى حضور قلب، نمازى که شک بین 3 و 4 و 5 مى کنیم، اتلاف وقت و مانند آن. و گاهى حسناتى را انجام مى دهیم که به ظاهر حسنه است، ولى هنگامى که در آن دقیق مى شویم مى بینیم که عبادت نیست. بنابراین گناهان ما از حسنات ما بیش تر است.
سؤال: هدف حضرت امیرمؤمنان (علیه السلام) از این جملات سه گانه چیست؟
پاسخ: هدف حضرت این است که مبادا ما خود را از خداوند طلبکار بدانیم، بلکه باید همواره خویش را بدهکار پروردگار حساب کنیم و به فکر جبران باشیم. یکى از رموز تکامل همین است که خود را ناقص بدانیم. آن کس که خود را کامل مى داند، اوّل بدبختى و توقّف اوست.

110 - یاد خدا

قال على (علیه السلام):
«یا کُمَیْلُ! سَمِّ کُلَّ یَوْم بِاسْمِ اللهِ، وَ قُلْ لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ، وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللهِ، وَ اذْکُرْنا وَ سَمِّ بِاَسْمائِنا وَصَلِّ عَلَیْنا، وَ اَدِرْ بِذلِکَ عَلى نَفْسِکَ وَ ما تَحُوطُهُ عِنایَتُکَ، وَ تُکَفُّ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ اِنْ شاءَ اللهِ»; «اى کمیل! هر روز را با یاد خدا آغاز کن و ذکر «لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ» را هر روز فراموش نکن، و توکّل بر خدا بکن (هر روز «تَوَکَّلت عَلَى الله» بگو) و همه روز یادى از ما کن (و صلوات بر ما بفرست). سپس به خودت و خانه ات و خانواده ات فوت کن. (با انجام این اعمال) به فضل خداوند از شرّ آن روز ایمن خواهى بود»(272).
شرح و تفسیر
انتخاب این جمله هاى چهارگانه و گذاردن آن ها در کنار هم، همان گونه که بارها گفته ایم، بى جهت و تصادفى نیست. بلکه به خاطر رابطه اى است که با یکدیگر دارند.
امّا «بسم الله الرحمن الرحیم» به خاطر این که هر کارى در فرهنگ اسلامى باید با یاد و نام خداوند شروع گردد و هر کار باارزشى بدون آن آغاز شود به سرانجام نمى رسد(273).
و امّا تکرار «لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ» در هر روز بدین جهت است که باور کنیم تمام قوّت ها و قدرت ها از اوست، و حایل و مانع بین ما و ناملایمات نیز آن قادر مطلق مى باشد. ما بدون اتّکا بر او نه توان انجام کارى را داریم و نه نیروى دفع موانع.
و امّا واگذارى همه امور به خداوندِ عالمِ بر سرّ و آشکار و توکّل بر آن قدرت مطلق، بدین جهت است که با تمام وجود به درگاهش عرض کنیم: «خدایا! ما از خود چیزى نداریم و بدون تکیه بر لطف تو و توکّل بر قدرت و علم تو، قادر بر هیچ کارى نیستیم. هر چه هست از ناحیه تو و به دست توست».
و بالاخره در پایان با جمله اى کوتاه، به چهارده معصوم (علیهم السلام) متوسّل شویم. مثل این که گفته شود: «اَللّهُمَّ صَلّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِه وَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَ الاَْئِمَّةِ الْمَعْصُومینَ».
انسان با انجام این اعمال چهارگانه و اعتقاد به مضامین آن، هر روزه از شرّ آن در امان خواهد بود، از هر شرّى; هم شرّ نفس خویشتن و هم شرّ شیاطین جنّ و انس و هم آفات و بلاها و حوادث گوناگون و خلاصه از هر نوع شرّى در امان خواهد بود.
تخلّق به صفات الله
مسأله مهمّ در اذکار الله تخّلق به ذکرهاست; یعنى ذکر نباید صرفاً لقلقه زبان باشد، بلکه باید در روح و جان انسان نفوذ کند و اثر بگذارد و انسان را به رنگ خودش درآورد. یک قطعه آهن سیاه سرد وقتى که در درون آتش نهاده مى شود به رنگ آتش درمى آید و متخلّق به خُلق آتش مى گردد. بنابراین، ما هم که این ذکرها را تکرار مى کنیم باید همراه با تکرار آن، تدریجاً پلى از زبانمان به قلبمان بزنیم و مضامین آن را باور کنیم.
پایان

پاورقی

1. بحار الانوار، جلد 73، صفحه 305 و جلد 89، صفحه 242.
2. جامع الصغیر، جلد 2، صفحه 277، حدیث 6284.
3. مباحث مختلف مربوط به غفلت; از جمله عوامل غفلت، عواقب شوم غفلت، نشانه هاى غفلت، راه هاى زدودن غفلت، غفلت مثبت و منفى و دیگر مباحث مربوطه را در کتاب اخلاق در قرآن، جلد دوم، صفحه 324 به بعد، مطالعه فرمایید.
4. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 419.
5. سوره بقره، آیه 263.
6. فروغ ابدیّت، جلد دوم، صفحه 338.
7. سوره نصر، آیه 2.
8. به میزان الحکمة، جلد 6، صفحه 358 به بعد، مراجعه کنید.
9. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 270.
10. براى آگاهى بیش تر از آثار گناهان در دنیا، به کتاب تحقیقى پیرامون نماز باران، صفحه 81 به بعد، مراجعه کنید.
11. نهج البلاغه، نامه 53، (عهدنامه مالک اشتر).
12. غرر الحکم و درر الکلم، جلد 6، صفحه 101، حدیث 9676.
13. در روایتى از امام على (علیه السلام) مى خوانیم: «طُولُ الاَْمَلِ یُنْسِى الاْخِرَةَ، آرزوهاى طولانى سبب فراموشى آخرت است» (اخلاق در قرآن، جلد سوم، صفحه 188).
14. بحار الانوار، جلد 69، صفحه 61، حدیث 4.
15. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 150.
16. تفسیر نمونه، جلد 18، صفحه 44. و تاریخ انبیاء، صفحه 197.
17. میزان الحکمة، باب 779، حدیث 3556، (جلد دوم، صفحه 351).
18. میزان الحکمة، باب 620، حدیث 2922، (جلد دوم، صفحه 173).
19. سوره هُمزه، آیه 7.
20. میزان الحکمه، باب 97، حدیث 514، (جلد اوّل، صفحه 110).
21. میزان الحکمة، باب 97، حدیث 537، (جلد اوّل، صفحه 111).
22. اخلاق اسلامى در نهج البلاغه، جلد 1، صفحه 118.
23. میزان الحکمة، باب 97، حدیث 541، (جلد اوّل، صفحه 111).
24. میزان الحکمة، باب 97، حدیث 513، (جلد اوّل، صفحه 110).
25. میزان الحکمة، باب 97، حدیث 526، (جلد اوّل، صفحه 111).
26. نهج البلاغه، خطبه 201.
27. غرر الحکم، جلد 6، صفحه 161، حدیث 9912.
28. غرر الحکم، جلد 4، صفحه 52، حدیث 5253.
29. سوره بقره، آیه 197.
30. این دو جمله در آیه شریفه 103 سوره توبه آمده است.
31. صحیح مسلم، جلد 2، صفحه 702، (به نقل از مثال هاى زیباى قرآن، جلد اوّل، صفحه 109).
32. منظور از آیه انفاق، آیه 261 سوره بقره است.
33. میزان الحکمة، باب 1114، حدیث 5077، (جلد سوم، صفحه 151).
34. میزان الحکمة، باب 1114، حدیث 5077، (جلد سوم، صفحه 151).
35. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
36. ارزش انسان به قدرى زیاد است که جبرئیل امین، فرشته مقرّب پروردگار و امین وحى، مى گوید: «از زمانى که بر آدم سجده کردیم، هرگز بر انسان پیشى نگرفتیم!» (وسایل الشیعه، جلد 4، ابواب الاذان و الاقامة، باب 31، حدیث 5).
37. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 456.
38. تحف العقول مترجم، صفحه 186.
39. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 118.
40. میزان الحکمة، باب 459، حدیث 2160، (جلد اوّل، صفحه 548).
41. سوره بقره، آیه 160. شبیه این جمله در آیات 89 آل عمران، 119 نحل، و 5 نور، نیز آمده است.
42. بحارالانوار، جلد 10، صفحه 119. روایت فوق به أشکال مختلف نقل شده و به گونه دیگر، در نهج البلاغه، در بخش کلمات قصار، شماره 372 نیز آمده است.
43. سوره النجم، آیه 3.
44. شخصى از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «این که از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) نقل شده که فرمود: «نگاه کردن به چهره علما عبادت است» منظور چه عالمى است؟ حضرت فرمودند: «منظور عالمى است که هنگامى که به چهره اش نگاه مى کنى، به یاد جهان آخرت مى افتى و امّا عالمى که چنین نباشد نگاه کردن به چهره اش (نه تنها عبادت محسوب نمى شود، بلکه) باعث فتنه است!» (میزان الحکمة، باب 2845، حدیث 13438).
45. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 413.
46. غرر الحکم، حدیث 4614ـ 4613، (به نقل از اخلاق در قرآن، جلد 2، صفحه 74).
47. منتهى الآمال، جلد اوّل، صفحه 54.
48. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 419.
49. تفسیر نمونه، جلد اوّل، صفحه 483.
50. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 54.
51. داستان مذکور را به شکلى که در بالا آمده است در منابع معتبر نیافتیم. ولى داستانى شبیه به آن در کتاب «بهلول عاقل»، صفحه 31 وجود دارد. به این داستان توجّه کنید:«روزى هارون الرشید مبلغى پول به بهلول داد تا آن را صرف نیازمندان کند، بهلول پول را گرفت و پس از لحظه اى به خلیفه بازگرداند! هارون از علّت آن پرسید. بهلول جواب داد: هر چه فکر کردم محتاج تر از خلیفه کسى را نیافتم!»
52. نهج البلاغه، خطبه 33.
53. نهج البلاغه، خطبه 224.
54. نهج البلاغه، خطبه 3.
55. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 236.
56. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 400 و 421 و جلد72، صفحه 107 و جلد 71،صفحه 411.
57. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 26.
58. اصول کافى، جلد 1، صفحه 31، (کتاب العقل و الجهل، حدیث 30).
59. بحارالانوار، جلد 2، صفحه 56.
60. ضرب المثل فوق یک مصرع از شعر شاعر معروف «کمیت بن زید بن خنیس» است، بیت مورد اشاره طبق آنچه در تفسیر قمى، جلد اوّل، صفحه 46 آمده، چنین است:
«و غیر تقى یأمر الناس بالتقى *** طبیب یداوى الناس و هو علیل»
انسان بى تقوایى که، مردم را به پرهیزکارى فرامى خواند، همانند طبیب بیمارى است که در صدد معالجه بیماران برمى آید! شرح حال این شاعر پرتوان و باارزش را در الغدیر، جلد 2، صفحه 196، مطالعه فرمایید.
61. به برخى از این روایات در میزان الحکمة، باب 3628 اشاره شده است.
62. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 82.
63. سوره انفال، آیه 65.
64. ماهیّت و ضرورت صبر، جایگاه صبر و صابران در قرآن، آفات صبر و دیگر مباحث مربوط به صبر را در کتاب سیماى صابران در قرآن، نوشته دکتر یوسف قرضاوى مطالعه فرمایید.
65. غرر الحکم، جلد 2، صفحه 136، حدیث 2094; شبیه این روایت از پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله)نیز نقل شده است. به میزان الحکمه، جلد اوّل، صفحه 306 (باب 262، حدیث 1289) مراجعه کنید. روایات دیگرى به همین مضمون در مأخذ مذکور خواهید یافت.
66. سفینة البحار، جلد اوّل، صفحه 152.
67. نهج البلاغه، نامه 53.
68. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 87. مشروح مباحث مربوط به مشورت را در ذیل آیه شریفه (و شاورهم فى الامر) در جلد سوم تفسیر نمونه، صفحه 142 به بعد، مطالعه فرمایید.
69. میزان الحکمة، باب 329، حدیث 1632، (جلد اوّل، صفحه 381).
70. روایت مذکور و شرح و تفسیر آن را در کتاب «انقلاب جهانى مهدى»، صفحه 320 به بعد، مطالعه فرمایید.
71. بحار الانوار، جلد اوّل، صفحه 183 و جلد 74، صفحه 419.
72. بحارالانوار، جلد 75، صفحه 165.
73. بحار الانوار، جلد 67، صفحه 191 و 237 و جلد 82، صفحه 332.
74. بحار الانوار، جلد 19، صفحه 182.
75. سوره رعد، آیه 28.
76. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
77. بحارالانوار، جلد 71، صفحه 282.
78. غرر الحکم، جلد 4، صفحه 173، شماره 5725.
79. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 30.
80. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 414.
81. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 412.
82. پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) جمله «سلمان منا اهل البیت» را بارها فرموده و مرحوم علاّمه مجلسى در جلدهاى مختلف بحارالانوار آن را نقل کرده، که تنها در جلد 22، در صفحات 326، 330، 348، 374 و 385 آمده است!
83. بحارالانوار، جلد 10، صفحه 94.
84. سوره احزاب، آیه 10.
85. این مطلب در دعاى معروف ماه رجب، که بعد از نمازهاى واجب و مستحبّ خوانده مى شود، آمده است.
86. این مضمون در روایات دیگر نیز دیده مى شود; در برخى از روایات از انتظار فرج به «افضل اعمال امتى» و در برخى روایات به «افضل العبادة» و در روایات دیگر به «افضل عبادة المؤمن» تعبیر شده است، مشروح این روایات را در میزان الحکمة، باب 240 مطالعه فرمایید.
87. سفینة البحار، جلد 2، صفحه 678.
88. نهج البلاغه، خطبه 111.
89. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 130.
90. سوره بقره، آیه 197.
91. سوره شعراء، آیات 88 و 89.
92. تفسیر نمونه، جلد 15، صفحه 274.
93. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 414.
94. سوره مؤمنون، آیه 5.
95. بحار الانوار، جلد 20، صفحه 21.
96. نهج البلاغه، خطبه سوم.
97. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 413.
98. میزان الحکمة، باب 117، حدیث 720، (جلد اوّل، صفحه 144).
99. مشروح این مباحث را در «اخلاق در قرآن»، جلد دوم، صفحه 177، مطالعه فرمایید.
100. میزان الحکمة، باب 118، حدیث 729، (جلد اوّل، صفحه 145).
101. میزان الحکمة، باب 118، حدیث 724، (جلد اوّل، صفحه 145).
102. نهج البلاغه، خطبه 176.
103. سوره حجر، آیه 33.
104. اصول کافى، جلد اوّل، صفحه 98 کتاب التوحید، باب فى ابطال الرؤیة.
105. به اخلاق در قرآن، جلد اوّل، صفحه 316 به بعد، مراجعه کنید.
106. پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) فرمود: «اَلْغیبَةُ اَشَدُّ مِنَ الزِّنا». میزان الحکمة، جلد 7، صفحه 333.
107. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 478.
108. نهج البلاغه، نامه 55.
109. سوره حجر، آیات 40 و 39.
110. سوره حجر، آیه 42.
111. نهج البلاغه، نامه 69.
112. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 160.
113. بحار الانوار، جلد 75، صفحه 59.
114. بحار الانوار، جلد 73، صفحه 52.
115. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 208.
116. مشرح مباحث مربوط به «نامه عمل» را در «پیام قرآن»، جلد 6، صفحه 75، مطالعه فرمایید.
117. میزان الحکمة، باب 4145، حدیث 21939، (جلد 10، صفحه 591).
118. شرح حال برخى از این افراد سعادتمند را در کتاب «عاقبت بخیران عالم» مطالعه فرمایید.
119. سوره آل عمران، آیه 102.
120. نهج البلاغه، خطبه 114.
121. مجمع البیان، جلد اوّل، صفحه 482.
122. میزان الحکمه، باب 2359، حدیث 10952، (جلد 5، صفحه 471).
123. همان گونه که در آیه 183 سوره بقره به این مطلب اشاره شده است.
124. میزان الحکمة، باب 4042، حدیث 21157، (جلد 10، صفحه 384).
125. در عبارتى مى خوانیم: «آخِرُ ما یَخْرُجُ مِنْ قُلُوبِ الصِّدّیقینَ حُبُّ الْجاهِ; آخرین چیزى که از دل انسان هاى راستین خارج مى شود جاه طلبى است». (اخلاق در قرآن، جلد 3، صفحه 30).
126. بحار الانوار، جلد 68، صفحه 89.
127. سوره طور، آیه 28.
128. مرحوم حاج شیخ عبّاس قمى در منتهى الآمال، جلد اوّل، صفحه 417، به نقل از امام صادق (علیه السلام)مى گوید: «امام حسن (علیه السلام) سه مرتبه تمام دارایى خویش را با فقرا تقسیم کرد، نصف آن را براى خود برداشت و نصف دیگر را به فقرا داد!».
129. مشروح این داستان را به نقل از منابع اهل سنّت در کتاب «آیات ولایت در قرآن» آورده ایم.
130. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
131. هنگامى که «ابن زیاد» از «عمر بن سعد» خواست که به جنگ امام حسین (علیه السلام) برود، عمر مهلت خواست که یک شب در این مورد فکر کند، او در آن شب اشعارى در مورد حیرت و سرگردانى خود گفت، که یک بیت آن چنین است:
«الا انما الدنیا لخیر معجل *** و ما عاقل باع الوجود بدین
132. تحف العقول مترجم، صفحه 239، سخنان کوتاه امیرالمؤمنین (علیه السلام)، شماره 95.
133. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 94.
134. بحار الانوار، جلد 100، صفحه 65.
135. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 29.
136. خبرنامه سیاسى، فرهنگى جامعه مدرّسین حوزه علمیّه قم، شماره 712، صفحه 58.
137. میزان الحکمة، باب 3879، حدیث 19939، (جلد 10، صفحه 70).
138. وسایل الشیعه، جلد 14، ابواب مقدمات النکاح، باب 104، حدیث 8; روایات دیگرى نیز در مورد نگاه در این باب وجود دارد.
139. نهج البلاغه، خطبه 176.
140. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
141. سوره منافقین، آیه 8.
142. نهج البلاغه، خطبه 185.
143. خداوند متعال در آیه 34 سوره ابراهیم و آیه 18 سوره نحل به این مطلب اشاره کرده است; در دو آیه مذکور چنین مى خوانیم: (وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا); «و اگر نعمت هاى خدا را بشمارید، هرگز نمى توانید آن ها را إحصا (شماره) کنید».
144. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 237.
145. خداوند ده گروه از کسانى که در تهیّه و نگهدارى و پخش و مصرف مشروبات الکلى فعالیّت مى کنند را لعنت کرده است. این روایات را در وسایل الشیعه، جلد 12، ابواب ما یکتسب به، باب 55، حدیث 3 و 4 و 5 مطالعه فرمایید.
146. سوره حجر، آیه 42 و سوره اسراء، آیه 65.
147. سوره نحل، آیه 100.
148. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 272.
149. نهج البلاغه، خطبه 76.
150. نهج البلاغه، خطبه 226.
151. نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله 145; روایت مذکور به صورت خلاصه تر از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) نیز نقل شده است، آن حضرت فرمودند: «ربّ صائم حظّه من صیامه الجوع و العطش و رب قائم حظّه من قیامه السهر» میزان الحکمة، باب 2356، حدیث 10639.
152. میزان الحکمة، باب 2358، حدیث 10651، (جلد 5، صفحه 471).
153. میزان الحکمة، باب 2358، حدیث 10648، (جلد 5، صفحه 470).
154. نهج البلاغه، خطبه 50.
155. سوره ذاریات، آیه 13.
156. وسایل الشیعه، جلد 11، ابواب الامر و النهى، باب 1، حدیث 12.
157. بحار الانوار، جلد 87، صفحه 37، (به نقل از میزان الحکمة، باب 1613، حدیث 7713).
158. مثلا بعضى تصوّر مى کنند که زاهد کسى است که لباس خشن کرباسى بپوشد، و از مردم کناره گیرى کند، و در بیابان ها و غارها به عبادت بپردازد! بنابراین کسى که در متن جامعه است، و یا در رأس حکومت قرار گرفته، نمى تواند زاهد باشد!
159. سوره ذاریات، آیه 19.
160. سوره حدید، آیه 23.
161. میزان الحکمة، باب 1612، حدیث 7695، (جلد 4، صفحه 251).
162. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
163. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 379.
164. سوره یس، آیه 65.
165. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 182 و 471.
166. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 40.
167. مباحث مختلف مربوط به سکوت و سخن، از جمله: سکوت و اصلاح زبان، سکوت در آیات قرآن مجید، سکوت در روایات اسلامى، خطرات زبان، اصول کلّى براى رفع خطرات زبان و مباحث دیگر را، در کتاب اخلاق در قرآن، جلد اوّل، صفحه 298 به بعد، مطالعه فرمایید.
168. نهج البلاغه خطبه 64.
169. بحار الانوار، جلد 6، صفحه 132. این روایت در بحار الانوار، جلد 64، صفحه 29، و جلد 71، صفحه 264، و جلد 73، صفحه 342، و جلد 77، صفحه 137، و 388 نیز آمده است.
170. نهج البلاغه، خطبه 16.
171. شیطان دشمن دیرینه انسان، صفحه 190.
172. اصول کافى، جلد 2، صفحه 378، کتاب الایمان و الکفر، باب مجالسة اهل المعاصى، حدیث 10.
173. بحار الانوار، جلد 71، صفحه 91.
174. برخى از این روایات را در میزان الحکمة، جلد 2، صفحه 54، باب 519، مطالعه فرمایید.
175. انوار الفقاهة، کتاب التجارة، المکاسب المحرّمة، صفحه 313.
176. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 424.
177. منظور از «مؤلفة قلوبهم»، که در آیه 60 سوره توبه آمده، افراد ضعیف الایمانى است که با گرفتن زکات تقویت مى شوند و به اسلام تمایل پیدا مى کنند.
178. نهج البلاغه، نامه 45.
179. امام على (علیه السلام) در این زمینه مى فرماید: «اللّهمّ بلى لاتخلوا الارض من قائم لله بحجّة اما ظاهراً مشهوراً، و اما خائفاً مغموراً، لئلا تبطل حُجج الله و بیّناته; خداوندا! آرى، هرگز زمین از کسى که به حجّت الهى قیام کند خالى نمى شود، خواه ظاهر و آشکار باشد، و یا ترسان و پنهان، تا دلایل الهى و نشانه هاى او باطل نگردد». (نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147).
180. مشروح مباحث مربوط به «اُسوه ها و الگوها» را در کتاب اخلاق در قرآن، جلد اوّل، صفحه 365 به بعد، مطالعه فرمایید.
181. بحار الانوار، جلد 1، صفحه 20 و جلد 68، صفحه 85 و 346.
182. مشروح این مطلب را در «پنجاه درس اصول عقاید»، صفحه 93 مطالعه فرمایید.
183. نهج البلاغه، خطبه 109.
184. سوره نحل، آیه 78.
185. مباحث مربوط به موانع و آفات شناخت در تفسیر پیام قرآن، جلد اوّل، صفحه 296 به بعد، آمده است.
186. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 211.
187. در آیه 179 سوره اعراف و آیه 44 سوره فرقان به این مطلب اشاره شده است.
188. نهج البلاغه، خطبه 144.
189. نهج البلاغه، کلمات قصار. شماره 274.
190. پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) فرمود: «در سفر معراج عدّه اى را دیدم که آتش از دهانشان وارد و از پشت آن ها خارج مى گشت! از جبرئیل پرسیدم: آن ها کیانند؟ جبرئیل گفت: «آن ها کسانى هستند که اموال یتیمان را به ظلم خورده اند!» (میزان الحکمه، باب 4238، حدیث 22590).
191. مشروح وقایع مربوط به جنگ اُحد را در کتاب «فروغ ابدیّت»، جلد دوم، صفحه 27 به بعد، مطالعه فرمایید.
192. جزییّات مربوط به جنگ خندق، که نام دیگر آن «جنگ احزاب» است، را در جلد دوم «فروغ ابدیّت» صفحه 121 به بعد، مطالعه فرمایید.
193. نهج البلاغه، خطبه 187.
194. کتاب هایى در این زمینه نوشته شده است. از جمله مى توان به کتاب «على (علیه السلام) از دیدگاه على بن ابیطالب (علیه السلام)» اشاره کرد.
195. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147.
196. نهج البلاغه، خطبه 189.
197. سوره رعد، آیه 17.
198. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 428.
199. قسمتى از این روایات را، در میزان الحکمة، باب 3006، جلد 7، صفحه 132، مطالعه فرمایید.
200. وسایل الشیعه، جلد 15، ابواب المهور، باب 5، حدیث 8.
201. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 382.
202. بحارالانوار، جلد 3، صفحه 57 به بعد.
203. وسایل الشیعه، جلد 13، صفحه 352، حدیث 5 و 7.
204. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 461.
205. بحار الانوار، جلد 72، صفحه 222.
206. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 60.
207. مشروح مباحث مربوط به آیه مذکور، و پاره اى از مطالب مربوط به غیبت را، در کتاب «مثال هاى زیباى قرآن»، جلد دوم، آورده ایم.
208. المحجّة البیضاء، جلد 5، صفحه 273
209. میزان الحکمة، باب 2805، حدیث 13173، (جلد 6، صفحه 420).
210. احادیث مختلف پیرامون عقل را در میزان الحکمه، فصل 365 (جلد 6، صفحه 394 به بعد) مطالعه فرمایید. بیش از سیصد حدیث در کتاب فوق پیرامون عقل ذکر شده است!
211. شخصى از امام صادق (علیه السلام) پرسید: عقل چیست؟ امام فرمود: «ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان; عقل آن است که انسان بر اثر آن به پرسش خداوند روى آورد و در نهایت به بهشت راه یابد». (بحارالانوار، جلد 33، صفحه 170).
212. همان گونه که خداوند متعال در آیه 32 سوره اعراف مى فرماید: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ); بگو: «چه کسى زینت هاى الهى را که خدا براى بندگان خود آفریده، و روزى هاى پاکیزه را حرام کرده است؟!».
213. نهج البلاغه، خطبه اوّل.
214. نهج البلاغه، خطبه 176.
215. شبیه این جمله در خطبه 110 و 198 نهج البلاغه نیز آمده است.
216. نهج البلاغه، خطبه 176.
217. نهج البلاغه، نامه 47.
218. نهج البلاغه، خطبه 176.
219. نویسنده کتاب پرتوى از قرآن، در قسمت دوم جزء سى ام کتاب مذکور، صفحه 224 مى گوید: «وى صعصعة بن ناجیه، جدّ فرزدق بوده است».
220. پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) این دو آیه را «جامعه» نامید و عبدالله بن مسعود، یکى از اصحاب پیامبر، آن را «محکم ترین» آیات قرآن شمرده است. (مجمع البیان، جلد 5، صفحه 527).
221. تفسیر نمونه، جلد 27، صفحه 231.
222. نهج البلاغه، خطبه 190.
223. در روایتى از امام رضا (علیه السلام) قرآن به «حبل الله المتین» توصیف شده است. به میزان الحکمة، باب 3294، حدیث 16136، (جلد 8، صفحه 70) مراجعه کنید.
224. سوره آل عمران، آیه 103.
225. نهج البلاغه، خطبه 157.
226. ارشاد مفید، صفحه 158 (به نقل از میزان الحکمة، باب 633، حدیث 2977).
227. بحار الانوار، جلد 68، صفحه 354.
228. مشروح این مباحث را در «اخلاق در قرآن»، جلد 2، صفحه 385 به بعد، مطالعه فرمایید.
229. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
230. نهج البلاغه، خطبه 78.
231. نهج البلاغه، خطبه 27.
232. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 414.
233. میزان الحکمة، باب 291، حدیث 1408، (جلد اوّل، صفحه 332).
234. بحار الانوار، جلد 75، صفحه 59.
235. فرهنگ عمید، صفحه 602.
236. نهج البلاغه، خطبه 191.
237. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147.
238. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
239. نهج البلاغه، خطبه 145.
240. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 419.
241. وسایل الشیعه، جلد 4، ابواب التعقیب، باب 36، حدیث 5.
242. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 95.
243. بحار الانوار، جلد 1، صفحه 164.
244. غررالحکم، جلد 3، صفحه 337، حدیث 4664.
245. بحار الانوار، جلد 75، صفحه 90.
246. غرر الحکم، شماره 10984، (جلد 6، صفحه 456).
247. نهج البلاغه، خطبه 193.
248. نهج البلاغه، خطبه 3.
249. میزان الحکمة، باب 4041، حدیث 21135 (جلد دهم، صفحه 382).
250. میزان الحکمة، باب 300، حدیث 1490 (جلد اوّل، صفحه 344).
251. سوره نساء، آیه 150.
252. تفسیر نمونه، جلد 4، صفحه 189.
253. اصول کافى، جلد اوّل، کتاب العقل و الجهل، حدیث 16.
254. این مطلب در روایات مختلفى از معصومین (علیهم السلام) نقل شده است. به میزان الحکمة، باب 3402، جلد 8، صفحه 238 مراجعه فرمایید.
255. میزان الحکمة، باب 2833، حدیث 13379، (جلد 6، صفحه 452).
256. بحار الانوار، جلد 10، صفحه 104.
257. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 252.
258. میزان الحکمة، باب 586، حدیث 2741، (جلد 2، صفحه 140).
259. نهج البلاغه، خطبه 147.
260. مشروح این آیات را در پیام قرآن، جلد 7، صفحه 13 به بعد، مطالعه فرمایید.
261. بحار الانوار، جلد 22، صفحه 453.
262. بحار الانوار، جلد 70، صفحه 137.
263. میزان الحکمة، باب 2496، حدیث 11352، (جلد 6، صفحه 19).
264. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 474.
265. یکصد و پنجاه درس زندگى، صفحه 43.
266. غرر الحکم، حدیث شماره 4779.
267. در تفسیر پیام قرآن، جلد 5، صفحه 49 به بعد، هفتاد نام براى روز قیامت ذکر شده است.
268. بحار الانوار، جلد 26، صفحه 237
269. اصول کافى، کتاب فضل العلم، باب صفة العلماء، حدیث سوم.
270. میزان الحکمة، باب 2311، حدیث 16250، (جلد 8، صفحه 90).
271. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 415.
272. بحار الانوار، جلد 74، صفحه 412.
273. شرح این مطلب در حدیث اوّل گذشت.