110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

98 - مقام دانشجو و طالب علم

قال على (علیه السلام):
«قالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله علیه وآله): مَنْ سَلَکَ طَریقاً یَطْلُبُ فیهِ عِلْماً سَلَکَ اللهُ بِه طَریقاً اِلَى الْجَنَّةِ، وَ اَنَّ الْمَلائِکَةَ لَتَضَعُ اَجْنِحَتَها لِطالِبِ الْعِلْمِ رِضاً بِه، وَ اَنَّهُ لَیَسْتَغْفِرُ لِطالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِى السَّماءِ، وَ مَنْ فِى الاَْرْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِى الْبَحْرِ»; «کسى که به جاده علم و دانش قدم نهد خداوند او را به سوى بهشت رهنمون خواهد شد، و فرشتگان بال و پر خویش را با میل و رغبت زیر پاهاى اهل علم مى گسترانند و تمام موجودات آسمان و زمین، حتّى ماهیان دریا، براى طالب علم استغفار مى کنند»(243).
شرح و تفسیر
حضرت على (علیه السلام) در این سه جمله، اهمیّت و ارزش بى نظیر جویندگان علم و دانش را بیان مى فرماید. خوشا به حال کسانى که مشمول این روایت هستند.
علم و دانش راه بهشت است
در جمله اوّل ارتباط و پیوندى بین بهشت و علم و دانش برقرار مى کند، و راه رسیدن به بهشت را گذر از خیابان ها و کوچه هاى علم و دانایى معرّفى مى نماید. مفهوم این سخن آن است که راه جهنّم از کوره راه هاى جهل و نادانى مى گذرد! همان گونه که در آیه شریفه 179 سوره اعراف به این مطلب تصریح شده است. خداوند متعال مى فرماید:
(وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِیراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ); «به یقین گروه بسیارى از جنّ و انس را براى دوزخ آفریدیم، آن ها دل ها ]= عقل ها[یى دارند که با آن (اندیشه نمى کنند، و) نمى فهمند; و چشمانى که با آن نمى بینند; و گوش هایى که با آن نمى شنوند; آن ها همچون چهارپایانند; بلکه گمراه تر! آن ها همان غافلانند».
چرا بدتر از چهارپایان هستند؟
زیرا با داشتن همه گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند; آرى این آیه علّت جهنّمى شدن عدّه اى از جهنّمیان را جهل آن ها مى داند و ما به اسلام افتخار مى کنیم که راه بهشت را علم و دانش، و راه جهنّم را جهل معرّفى مى کند! برخلاف بعضى مذاهب ساختگى که حیات خویش را در جهل مردم مى دانستند و بدین جهت با علم مبارزه مى کردند و حتّى اگر در کتابخانه شخصى بیش از نوزده عدد کتاب بود، عیب مى دانستند! عجیب این که فصول نخستین تورات کنونى که مورد قبول یهودیان و مسیحیان دنیاست، علّت اخراج حضرت آدم (علیه السلام) از بهشت را رسیدن او به علم و دانایى معرّفى کرده است! در آن جا آمده است که چون آدم از درخت علم و دانایى خورد، به جرم دانایى از بهشت رانده شد! چقدر فرق است بین مکتبى که راه بهشت را علم و دانایى مى داند و مکتبى که علم را سبب خروج از بهشت مى شمارد؟!
فرشتگان براى طالب علم بال و پر مى گشایند
امام (علیه السلام) در قسمت دوم روایت فوق خبر از بال و پر گشودن ملائکه بر سر راه اهل علم ـ آن هم نه با جبر و فشار، بلکه با میل و رغبت و اختیار ـ مى دهد، یعنى هنگامى که طلاّب و دانشجویان به سوى کلاس درس حرکت مى کنند، بر بال ملائک گام مى نهند!
راستى چرا فرشتگان با آن مقام والایى که دارند چنین مى کنند؟
پاسخ آن روشن است: فرشتگان قدر علم و دانش را مى دانند، چون وقتى آدم آفریده شد، از سبب آفرینش آدم پرسیدند؟
خداوند در داستان آفرینش آدم به علم و دانش او اشاره کرد و در مسابقه علم و دانش بین آدم و فرشتگان، آدم برنده شد. از آن جا فهمیدند سجده در برابر آدم براى چه بوده است، آن ها از این طریق به ارزش حقیقى علم و دانش پى بردند و بدین جهت بال و پر خویش را براى جویندگان علم و دانش مى گسترانند. کسانى که در مسیر علم و دانش گام برمى دارند باید قدر مقام بزرگ خویش را بدانند و همواره خدا را نسبت به آن شاکر باشند و دیگران را از دانش خود محروم نسازند.
استغفار تمام موجودات براى جویندگان علم
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در جمله سوم از استغفار تمام موجودات زمین و آسمان، حتّى ماهى هاى دریا، براى دانشجویان علم و دانش سخن مى گوید. انبیا، اولیا، جانشینان آنان، فرشتگان، تمام انسان ها، تمام جانداران، حتّى ماهیان دریا، براى طالبان دانش از خداوند عالم طلب غفران و رحمت مى کنند و بدون شک دعایى که زمزمه تمام جهان هستى باشد به اجابت مى رسد.
طلاّب محترم! دانشجویان عزیز! و تمام عزیزانى که در راه علم و دانش گام برمى دارید! اندکى بر این نعمت هاى بزرگ الهى که نصیبتان شده اندیشه کنید و از این که تا این حدّ مشمول نعمت هاى پروردگار شده اید، او را همواره شکرگزار باشید و قدر خویش را بدانید. بسیارند کسانى که آرزو دارند در مسیر علم و دانش گام نهند، ولى توفیق رفیق آن ها نمى شود. بى جهت نیست که این توفیق شامل حال شما شده است، علل این توفیق الهى خود بحث مفصلّى مى طلبد، ولى آنچه مسلّم است خداوند حکیم روى حساب و کتاب چنین نعمتى را شامل حال بعضى مى کند و برخى را از آن محروم مى نماید.
راستى چه غرور آفرین و مسرّت بخش است که انسان در مسیرى گام نهد که به بهشت خداوند منتهى مى شود و در این مسیر بر روى بال و پر فرشتگان حرکت کند و مشمول دعاى خیر تمام موجودات عالم نیز گردد. آیا افتخارى بالاتر از این پیدا مى شود!.

99 - موادّ امتحانى بزرگان!

قال على (علیه السلام):
«ثَلاثٌ یُمْتَحَنُ بِها عُقُولُ الرِّجالِ: هُنَّ الْمالُ وَ الْوِلایَةُ وَ الْمُصیبَةُ»; «با سه چیز عقل انسان ها محک زده مى شود: ثروت، پست و مقام، مصیبت ها و مشکلات»(244).
شرح و تفسیر
خداوند متعال فلسفه و اساس خلقت انسان را آزمایش و امتحان از او بیان مى کند. بدین جهت دنیا به منزله جلسه بزرگ امتحان، و قیامت به مثابه زمان دادن کارنامه امتحان شوندگان مى باشد! بنابراین نباید دعا کرد که خدا ما را به امتحان و آزمایش مبتلا نکند; زیرا این دعا با هدف خلقت منافات دارد و دور از اجابت است، بلکه باید از خداوند خواست که با آزمایش هاى سخت و سنگین ما را آزمایش نکند، پروردگارا ما را به موادّى که نمره قبولى نمى آوریم امتحان ننما. آزمون هاى خداوند ابزار تکامل ها و پیشرفت هاست و موادّ خاصّى ندارد، ولى سه مادّه اى که در این حدیث بدان اشاره شده، از همه مهم تر است.
مادّه اوّل: مال و ثروت است، یکى از موادّ امتحانى که در این روایت بدان اشاره شده، ثروت هاى کلان است. تحصیل بیش از نیاز ثروت و مصرف نکردن آن بسان حمل مقدار زیادى موادّ غذایى توسّط کوهنورد حریصى است که فقط قصد دارد یک روز بالاى کوه بماند و بعد ناچار مى شود بقیّه را بالاى کوه بگذارد و برگردد! کسانى در این مادّه امتحانى قبولند که با داشتن مال و ثروت عقل خود را گم نکنند و هوش خود را از دست ندهند.
مادّه دوم: مصائب و مشکلات زندگى است، قبولى در این مادّه امتحانى صبر و تحمّل زیادى مى طلبد، که در این صورت مأجور هم خواهد بود. و اگر صبر و تحمّل نکند و جزع و فزع آغاز نماید نه تنها قبول نمى شود، که بار گناهانش سنگین تر مى گردد.
مادّه سوم: پست و مقام است، بسیارند افرادى که با به دست آوردن مقام، همه گذشته خود را به فراموشى مى سپارند و آلوده همه چیز مى شوند. انسان عاقل و باشخصیّت کسى است که هیچ امرى سبب نشود تا حقیقت ها را نبیند یا به فراموشى بسپارد. نمونه هاى فراوانى از این آزادمردان در طول تاریخ و در میان علما و دانشمندان بزرگ دینى دیده مى شود.

100 - میوه هاى هدایت

قال على (علیه السلام):
«مَنْ غَرَسَ اَشْجارَ التُّقى جَنى ثِمارَ الْهُدى»; «کسى که در وجود خویش نهال تقوى بکارد، میوه هاى هدایت را از آن به دست مى آورد»(245).
شرح و تفسیر
مضمون و محتواى روایت فوق، که ثمره و نتیجه تقوى در همین دنیاست، در آیات و روایات مختلفى مطرح شده است; ثمره تقوى در آیه شریفه 282 سوره بقره تعلیم و دانش الهى، و در آیه شریفه 29 سوره انفال دست یافتن به قدرت تمیز بین حق و باطل (فرقان) و در آیه دوم سوره بقره ثمره آن هدایت مطرح شده است. امّا آنچه در روایت فوق مطرح شده فقط ارتباط میان هدایت و تقوى است که هر چه تقوى بیش تر شود هدایت الهى بیش تر نصیب انسان مى گردد; زیرا قلب همچون آینه است، وقتى آینه غبارآلود شود حقایق را منعکس نمى کند، امّا اگر آینه دل را با قراردادن در مسیر نسیم تقوى از غبار گناه بزداییم، چهره حقیقت به خوبى در آن منعکس مى شود. بنابراین نور هدایت همواره در حال تابیدن است و لحظه اى قطع نمى گردد.
جمال یار ندارد حجاب و پرده اى *** غبار ره بنشان تا نظر توانى کرد!
ضمناً از روایت فوق مى توان استفاده کرد که علاوه بر پیمودن راه معرفت از طریق جاده استدلال و فلسفه، مسیر دیگرى نیز وجود دارد. و آن، طریق عرفان اسلامى است که از راه شهود حاصل مى گردد. همان چیزى که در آیه 29 سوره انفال به آن اشاره شده است، که با تقوى و گام نهادن در جادّه وسیع عرفان اسلامى براى شخص متّقى قدرتى حاصل مى گردد که به راحتى حقّ و باطل و حقیقت و سراب را از یکدیگر تشخیص خواهد داد.
نکته دیگر این که تأثیر تقوى و هدایت دو طرفه است; یعنى همانطور که هر چه تقوى زیادتر شود هدایت فزونى مى یابد، هر چه هدایت هم بیش تر شود انسان به مراحل عالى ترى از تقوى دست مى یابد.
بنابراین باید سعى و تلاش نماییم تقوى الهى را در زندگى فردى و اجتماعى، در مسایل دینى و سیاسى و اقتصادى و ادارى و خلاصه تمام زوایاى زندگى خود پیاده کنیم، تا تمام امّت اسلامى میوه هاى هدایت الهى را از این درخت بارور و تنومند بچینند و از آن به نحو شایسته بهره مند گردند.