110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

88 - کمال عفّت و خویشتن دارى

قال على (علیه السلام):
«تَمامُ العِفافِ اَلرِّضا بِالکَفافِ»؛ «کمال عفّت در آن است که انسان به مقدار نیازش قناعت کند»(229).
شرح و تفسیر
علماء علم اخلاق معتقدند که صفات فضیلت اخلاقى حدّ وسط بین إفراط و تفریط است، که هر دو رذیله اخلاقى محسوب مى شود. آن ها براى انسان چهار صفت اصلى اخلاقى قائلند; شجاعت، عفّت، حکمت و عدالت.
عفّت حدّ اعتدال قوّه شهویّه است، اگر از حدّ بگذرد شهوت مى شود. شهوترانى و شهوت پرستى; البتّه شهوت به معناى عامّ کلمه; یعنى تسلیم خواسته هاى نفس شدن. و اگر پایین تر از حدّ اعتدال باشد تنبلى محسوب مى شود و اگر در حدّ اعتدال باشد عفّت است. مثلا علاقه به مال و کار و فعالیّت براى تحصیل آن، اگر زیاد از حدّ باشد دنیاپرستى است که مذموم مى باشد، و اگر اصلا دنبال آن نرود سستى و تنبلى است که آن هم مذموم مى باشد، امّا اگر در حدّ اعتدال و به اندازه نیاز باشد عفّت است که امر بسیار خوبى شمرده مى شود. با توجّه به این مقدّمه به شرح و تفسیر روایت بازمى گردیم.
حضرت مى فرماید: «کمال عفّت در این است که انسان به مقدار نیازش قناعت کند».
محقّقان مى گویند: ثروت هاى دنیا در سه مسیر مصرف مى گردد:
1ـ ضروریات زندگى; بدین معنى که به حدّاقل احتیاجات زندگى قناعت شود.
2ـ مسایل رفاهى; که بالاتر از ضروریات زندگى است، امّا در حدّ اسراف نیست.
3ـ شهوات و هوس ها; متأسّفانه آمارها نشان مى دهد که قسمت عمده ثروت هاى دنیا در مسیر سوم مصرف مى شود و حدّ و حصرى ندارد و نمونه هاى فراوانى مى توان براى آن ذکر کرد که کاخ هاى شاهان و سرمایه داران بزرگ و زرق و برق هاى دنیاپرستان نمونه بارز آن است.
روایت مزبور قطعاً شامل مورد اوّل مى شود و بدون شک مورد سوم را نفى مى کند، امّا ممکن است مورد دوم را نیز شامل شود، زیرا آنچه بالاتر از ضروریّات زندگى است و در حدّ اسراف نمى باشد، جزء نیازهاى انسان محسوب مى گردد.

89 - گناهان پنهان!

قال على (علیه السلام):
«اَللّهُمَّ اغْفِرْلى رَمَزاتِ الاَْلْحاظِ، وَ سَقَطاتِ الاَْلْفاظِ، وَ شَهَواتِ الْجَنانِ، وَ هَفَواتِ اللِّسانِ»; «الهى! نگاه هاى اشارت آمیز، سخنان بى فایده، خواسته هاى نابجاى دل، و لغزش هاى زبان را بر من ببخش!»(230).
شرح و تفسیر
از احادیث و روایات معصومان (علیهم السلام) استفاده مى شود که دو نوع گناه، بسیار خطرناک است:
1ـ نخست گناهان صغیره، مخصوصاً براى افراد متدیّن که معمولا از گناهان کبیره فاصله مى گیرند و چون آن ها را با اهمیّت تلقّى مى کنند آلوده آن نمى شوند، ولى نسبت به گناهان صغیره این برخورد را ندارند و بدین جهت خطر آلودگى به آن وجود دارد.
2ـ نوع دوم گناهانى که مخفى و پنهان است و جز انسان و خدایش هیچ کس از آن آگاه نمى گردد.
روایت فوق پیرامون قسم دوم این گناهان بحث مى کند. این روایت هر چند در قالب دعا و طلب بخشایش از این نوع گناهان است، ولى در حقیقت نوعى درس براى مخاطبین است که از چنان گناهانى بپرهیزند. گناهان پنهانى نظیر استهزا کردن و تحقیر نمودن شخصى محترم، با نگاه چشم، یا اشاره بى موردى که باعث ریختن آبروى انسان آبرومندى گردد، یا گناهانى که با شوخى هاى بى مورد و الفاظ بى ارزش و ناشایست انجام مى گیرد، شوخى هایى که گاه جدّى تر از جدّى است! و برخى از این طریق انتقام جویى مى کنند! و گناهانى نظیر ریا و خودنمایى که سدّ مهمّى در برابر قبولى طاعات و عبادات محسوب مى گردد.
خلاصه باید از این نوع گناهان، که مانعى براى انجام آن جز ایمان و تقوى وجود ندارد، به خداوند کریم پناه ببریم. و از خدا بخواهیم که این گناهان را بر ما ببخشد.

90 - لباس تقوى

قال على (علیه السلام):
«فَاِنَّ الْجِهادَ بابٌ مِنْ اَبْوابِ الْجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللهُ لِخاصَّةِ اَوْلِیائِه، وَ هُوَ لِباسُ التَّقْوى، وَ دِرْعُ اللهِ الْحَصینَةُ»; «بى شک جهاد درى از درهاى بهشت است، که خداوند آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است، جهاد لباس تقوى و زره مستحکم خداست»(231).
شرح و تفسیر
تقوى در این حدیث پرمعنى به لباس تشبیه شده است. امیرمؤمنان على (علیه السلام) در حقیقت با این جمله، به آیه 26 سوره اعراف اشاره دارد; آن جا که خداوند متعال مى فرماید:
(یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْكُمْ لِبَاساً یُوَارِی سَوْءَاتِكُمْ وَرِیشاً وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَیْرٌ ذَلِكَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّكَّرُونَ); «اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام شما را مى پوشاند و مایه زینت شماست; امّا لباس تقوى بهتر است. این ها (همه) از آیات خداست، تا متذکّر نعمت هاى او شوند».
خداوند متعال در این آیه شریفه بر بندگان خویش به خاطر لباس منّت مى گذارد و تعبیر «أنْزَلْنا» در مورد لباس جالب است، سرّ آن این است که خداوند آب را از آسمان نازل مى کند، حیوانات آن را مى نوشند و گیاهان مورد نیاز آن ها مى روید و تغذیه مى کنند. سپس بر بدن آن ها پشم و مو مى روید و انسان ها با آن پشم و موها براى خویش لباس تهیّه مى کنند. البتّه مى توان گفت که در تعبیراتى مانند «أنزلنا» لازم نیست که همیشه یک عُلوّ مکانى مثل عُلوّ آسمان نسبت به زمین باشد; بلکه علوّ مقامى هم کافى است. چرا که خداوند مکان خاصّى ندارد.
بنابراین چون خداوند متعال لباس را به انسان ارزانى داشته، تعبیر به «انزلنا» شده است; هر چند لباس در روى زمین آماده شده باشد.
نقش لباس
لباس سه نقش اساسى دارد:
1ـ جنبه حفاظت دارد; زیرا جلوى آسیب هاى خارجى را مى گیرد.
2ـ ساتر العیوب است و از آشکار شدن عیوب انسان جلوگیرى مى نماید.
3ـ باعث زینت و احترام انسان مى شود; زیرا انسان برهنه شبیه به حیوانات است و لهذا مى توان لباس را تابلوى شخصیّت انسان دانست و بسیارى از صفات اخلاقى انسان را روى این تابلو مى توان قرائت کرد. از تابلوى لباس به راحتى مى توان پى برد که صاحب آن کم حوصله است یا پرحوصله؟ منظّم است، یا نامنظّم؟ تند است، یا ملایم؟ با خانواده اش مشکل دارد، یا ندارد؟
خلاصه این که لباس این سه هدف را دنبال مى کند و اگر نگاهى به لباس هایى که اکنون پوشیده مى شود، مخصوصاً آنچه برخى از جوانان و زنان مى پوشند، بیندازیم متوجّه خواهیم شد که متأسّفانه پاره اى از آن ها هدف هاى اصلى لباس خود را فراموش کرده اند!
به هر حال تقوى نیز لباسى است که این سه هدف را دنبال مى کند:
اوّلا: تقوى از روح انسان محافظت مى کند و او را از لغزش هاى اخلاقى حفظ مى کند; لغزش هاى اخلاقى که نه تنها روح او را مجروح، بلکه کرامت انسانى او را نابود مى کند!.
ثانیاً: تقوى عیوب اخلاقى انسان را مى پوشاند و مانع بروز آن مى گردد.
و ثالثاً: تقوى زینت و نشانه شخصیّت است، انسان متّقى حتّى در نزد انسان هاى بى تقوى محترم است.
تقوى تنها یک لباس عادى و معمولى نیست، بلکه به عنوان لباس جنگ هم مى تواند مورد استفاده قرار گیرد. و از آن جا که جهاد یک رویداد دائمى زندگى انسان است، مخصوصاً در بُعد جهاد اصغر و مبارزه با نفس، نیاز به این لباس دائمى و همیشگى است.
بنابراین باید همواره از این لباس رزم سود جست، تا انسان را از آفات و خطرات حفظ کند و عیوب او را بپوشاند و زینت مناسبى برایش باشد.