110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

85 - قلعه تسخیرناپذیر تقوى

قال على (علیه السلام):
«فَاعْتَصِمُوا بِتَقْوَى اللهِ، فَاِنَّ لَها حَبْلا وَثیقاً عُرْوَتُهُ، وَمَعْقِلا مَنیعاً ذِرْوَتُهُ»; «(اى مسلمانان!) تقوى را پیشه خود سازید، و به آن چنگ بزنید; زیرا تقوى ریسمانى استوار، و دستگیره اى محکم، و پناهگاهى مطمئن است»(222).
شرح و تفسیر
امیرمؤمنان على (علیه السلام) در این فراز از خطبه خود دو تشبیه براى تقوى بیان فرموده است:
در جمله اوّل تقوى را به ریسمانى تشبیه کرده که دستگیره آن محکم است، چنین تشبیهى براى قرآن مجید نیز بیان شده است(223).
این تشبیه ممکن است اشاره به یکى از دو چیز باشد:
1ـ دنیا مانند چاهى است که مردم در اعماق آن هستند، در چنین وضعیّتى ریسمان محکمى لازم است تا مردم با تمسّک به آن، از چاه نجات یابند. حضرت على (علیه السلام)تقوى را به منزله ریسمانى معرّفى کرده است که انسان مى تواند به وسیله آن از چاه هواى نفس و جهان مادّه رهایى یابد.
2ـ کوهنوردانى که مى خواهند از درّه هاى خطرناک عبور کنند، معمولا یک طناب طولانى همراه دارند و همه آن ها به آن طناب متّصل هستند تا اگر یکى لغزید، بقیّه او را نگهدارند و احتمال این که همه آن ها بلغزند بسیار کم است، بنابراین اگر یک نفر بلغزد سقوط نمى کند، چون به آن ریسمان متّصل است.
شاید آیه شریفه (وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ)(224) نیز اشاره به همین مطلب باشد، که وقتى همه راهیان قلّه سعادت به ریسمان الهى چنگ زدند و به آن متّصل شدند، اگر بعضى لغزش هایى داشته باشند، دیگران او را از سقوط حفظ مى کنند.
در تشبیه دوم، تقوى به قلّه اى تشبیه شده که خارج از دسترس دشمن است. انسان متّقى برفراز چنین قلّه تسخیرناپذیرى قرار دارد.
آرى با تمسّک به ریسمان تقواى الهى مى توان از چاه مخوف هواى نفس خارج شد و به قلّه کمال و سعادت صعود کرد و از دسترس دشمن در پناهگاهى مطمئن قرار گرفت.

86 - قلعه نفوذناپذیر!

قال على (علیه السلام):
«اِعْلَمُوا عِبادَ الله، اِنَّ التَّقْوى دارُ حِصْن عَزیز، وَ الْفُجُورَ دارُ حِصْن ذَلیل، ... اَلا وَ بِالتَّقْوى تُقْطَعُ حُمَةُ الْخَطایا، وَ بِالْیَقینِ تُدْرَکُ الْغایَةُ الْقُصوى»; «اى بندگان خدا! بدانید که تقوى قلعه اى محکم و نیرومند است، امّا بدکارى و گناه حصارى است سست و بى دفاع ... آگاه باشید که با تقوى مى توان ریشه گناهان را برید و با یقین به برترین درجه مقصود نائل شد»(225).
شرح و تفسیر
انسان در این دنیا مورد هجوم انواع آفات و بلاهاست، هم از نظر جسمانى و هم از نظر روحى. خداوند متعال یک نوع ابزار دفاعى در جسم انسان قرار داده که میکروب ها را دفع مى کند و اگر این نیروى دفاعى نبود انسان عمر چندانى نمى کرد. بیمارى ایدز، که متأسّفانه ارمغان عصر ماست، نیروى دفاعى جسم انسان را از بین مى برد و گلبول هاى سفید را نابود مى سازد.
خداوند در مسایل روحى و اخلاقى نیز یک نیروى دفاعى آفریده که جلوى بیمارى ها را مى گیرد و آن تقوى است; آدم بى تقوى مانند مبتلایان به ایدز مى باشد! از روایت فوق، علاوه بر تشبیه زیبایى، که شرح آن گذشت، دو نکته دیگر روشن مى شود:
نخست معلوم مى گردد که تقوى همان نیروى دفاعى درونى است. تقوى همان عدالت است، و عدالت همان تقوى است، تقوى اگر به مراحل بالا برسد همان عصمت است.
نکته دوم این که بهترین راه مبارزه با تهاجم فرهنگى دشمنان اسلام، تقوى است. ما براى حفظ سلامت جسم نمى توانیم تمام جامعه را از میکروب ها پاک کنیم، امّا مى توانیم نیروى دفاعى بدن را تقویت کنیم. در مورد روح نیز چنین است که هر چند نمى توان تمام جامعه را از همه صفات رذیله و تهاجم ضد ارزشى دشمن پاک کرد، امّا مى توان تقوى را در درون تقویت نمود. و با نیروى تقوى با آن مقابله کرد.

87 - قلّه رفیع جود و سخاوت

قال على (علیه السلام):
«غایَةُ الْجُودِ اَنْ تُعْطى مِنْ نَفْسِکَ الَْمجْهُودَ»; «نهایت (و قلّه رفیع) جود و بخشش آن است که در حدّ توان، به دیگران بذل و بخشش نمایى»(226).
شرح و تفسیر
در عالم هستى همه موجودات طبیعتاً بخشنده هستند و از آنچه دارند در اختیار دیگران مى گذارند; از جمله این موجودات مى توان به خورشید عالم افروز اشاره کرد. خورشید دائماً در حال بخشش «نور» «حرارت» و «انرژى» به جهان هستى است. بر اثر این بذل و بخشش، روزانه سیصد هزار میلیون تُن از وزن خورشید کاسته مى شود! ولى این موجود پربرکت، همچون شمع مى سوزد تا محفل موجودات منظومه شمسى را روشن سازد.
انسان که گل سرسبد موجودات جهان هستى است، و تمام جهان هستى براى خدمت به او خلق شده اند، و مقامى بالاتر از فرشتگان و ملائک دارد، و خلیفه و نماینده خداوند در زمین است، نیز باید هماهنگ با این قانون کلّى، دیگران را از امکاناتى که دارد محروم نسازد و وصله اى ناهمرنگ با موجودات بخشنده جهان هستى نباشد. آیا شایسته است آدمى که همه چیز از خداوند مى خواهد و امیدوار است خداوند حاجت هاى او را برآورده کند، و آنچه را مى خواهد به او ببخشد، خود بُخل ورزد و حاضر نباشد حاجت کسى را برآورده سازد؟
روایت فوق به همه سفارش مى کند که هماهنگ با نظام هستى حرکت کنند و آنچه در توان دارند در کمک به دیگران مضایقه نکنند. جود و بخشش آثار مهمّى در دنیا و آخرت دارد و آثار معنوى آن به قدرى گسترده است که حتّى ممکن است انسان هاى بى ایمانِ بخشنده را نیز از آتش نجات دهد!
از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) نقل شده است که به «عُدَى»، فرزند «حاتم طایى» فرمود:
«دُفِعَ عَنْ اَبیکَ الْعَذابُ الشَّدیدُ لِسَخاءِ نَفْسِه; عذاب شدید از پدرت به خاطر سخاوتش برداشته شد!»(227).
مباحث مربوط به جود و بخشش دامنه دار است(228)، در این جا به همین مقدار قناعت مى کنیم، به امید آن که ما نیز همچون سایر موجودات جهان هستى، دیگران را در امکانات خویش سهیم کنیم.