110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

80 - غیبت، تلاش عاجزان است!

قال على (علیه السلام):
«اَلْغیبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ»; «غیبت کردن آخرین تلاش افراد ناتوان است»(204).
شرح و تفسیر
در میان گناهان کبیره کمتر گناهى همانند غیبت نشانه پستى و ضعف و زبونى و ناجوانمردى است. آن ها که به مذمّت و عیب جویى مردم در پشت سر آن ها مى پردازند و آبرو و حیثیّت افراد را با إفشاى عیوب پنهانى، که غالب مردم به یکى از این عیوب گرفتارند، مى برند و آتش حسد و کینه خود را به این وسیله فرومى نشانند، افرادى ناتوان و فاقد شخصیّتند، که در مبارزه بى دلیل و ظالمانه خود شهامت ندارند و تمام قدرتشان این است که از پشت خنجر بزنند.
در حدیث(205) آمده است: «آن کس که غیبت مردم کند اگر توبه نماید آخرین کس است که وارد بهشت مى شود و اگر توبه نکند نخستین کسى است که وارد دوزخ مى شود!»(206).
در آیه 12 سوره حجرات غیبت به خوردن گوشت مرده برادر مسلمان تشبیه شده است!(207)
و در حدیث دیگرى چنین مى خوانیم: «در روز قیامت براى جبران خسارت حیثیّتى غیبت شونده، ثواب کارهاى غیبت کننده را به پرونده غیبت شونده منتقل مى کنند و اگر ثوابى نداشته باشد، گناهان غیبت شونده را به پرونده غیبت کننده منتقل مى نمایند!»(208).
با توجّه به آنچه گذشت، انسان عاقل هرگز غیبت نمى کند; زیرا غیبت شونده یا دوست اوست و یا دشمنش مى باشد. اگر دوست او باشد شخص عاقل در تحت هیچ شرایطى حاضر به خوردن گوشت مرده دوست خود نمى شود و اگر دشمنش باشد هرگز راضى نمى شود که ثواب اعمالش در روز قیامت به پرونده اعمال او منتقل گردد، یا مجازات گناهان غیبت شونده را متحمّل شود!.
بنابراین عقل سلیم حکم مى کند که با کمک همدیگر این گناه کبیره را از زندگى خویش بشوییم، و جامعه را از شرّ عواقب سوء و تبعات آن رهایى بخشیم..

81 - فرق عاقل و جاهل

قال على (علیه السلام):
«اَلْعاقِلُ عَدُوُّ لَذَّتِه وَ الْجاهِلُ عَبْدُ شَهْوَتِه»; «انسان عاقل دشمن هوس ها و شهوات خویش است، ولى شخص نادان اسیر و بنده شهوات خود مى باشد»(209).
شرح و تفسیر
امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات زنده عقل اوست(210). و گرنه از نظر جسمانى بسیار ضعیف و آسیب پذیر و نیازمند است، به گونه اى که بخشى از علم طب را از حیوانات فراگرفته است! بعضى از حیوانات به هنگام بیمارى از گیاهان خاصّى استفاده مى کنند و درمان مى شوند. انسان از این حیوانات راه درمان برخى بیمارى ها را فرا گرفته است! تحمّل انسان در برابر آفات طبیعى و مشکلات بسیار کمتر از حیوانات است. به هر حال امتیاز انسان به عقل اوست، عقلى که او را حاکم مطلق بر جهان کرده است.
ولى سؤالى که در این جا مطرح مى باشد این است که عقل چیست؟
از دیدگاه مادّى ها عقل چیزى است که انسان را با کمترین زحمت به بیش ترین منافع برساند! امّا از دیدگاه خداپرستان عقل چیزى است که موجب جلب رضاى خداوند شود و انسان را به سعادت برساند!(211).
حضرت على (علیه السلام)در تفسیر عقل مى فرماید: «عاقل کسى است که مخالف و دشمن هواپرستى باشد و بى عقل و نادان کسى است که اسیر خواسته هاى دل خویشتن است». منظور از «لذّت» در این روایت «هواپرستى» است و گرنه اسلام نه تنها با «لذّت» مخالف نیست(212)، بلکه دستور داده است که هر روز بخشى از وقت انسان صرف سرگرمى هاى سالم شود، تا براى باقى مانده روز توان انجام کارها را داشته باشد. بنابراین مراد از لذّت در این حدیث هوى و هوس هاى نامشروع است.
جمله بعدى روایت که تصریح به کلمه «شهوت» دارد شاهد خوبى بر این مدّعا است، طبق این روایت شریف دنیاى امروز، که غرق در هوى و هوس، شهوات جنسى، موادّ مخدّر، فحشا، فساد، تبعیض و بى عدالتى و مانند آن است، دنیاى عاقلى محسوب نمى گردد.
پروردگارا! ما را از اسارت شهوات و بندگى هوى و هوس ها برهان!.

82 - فلسفه مهمّ حجّ

قال على (علیه السلام):
«وَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ حَجَّ بَیْتِهِ الْحَرامِ، الَّذى جَعَلَهُ قِبْلَةً لِلاَْنامِ، یَرِدُونَهُ وُرُودَ الاَْنْعامِ، وَ یَأْلَهُونَ اِلَیْهِ وُلُوهَ الْحَمامِ ... وَ تَشبَّهُوا بِمَلائِکَتِهِ الْمُطیفینَ بِعَرْشِه»;
«خداوند حجّ خانه اش را واجب کرده و آن (خانه ساده و پر رمز و راز) را مرکز توجّه و اقبال مردم قرار داده است. مشتاقانِ (قرب پروردگار) بسانِ تشنه کامانى که به آب گاه مى روند (در کنار این چشمه فیض الهى آرام مى گیرند و) از آن بهره مى برند و مسلمانان همانند کبوتران (که به آشیانه خویش بازمى گردند) به این خانه پناه مى برند ... و شبیه فرشتگانى هستند که در بر گرد عرش الهى در طوافند»(213).
شرح و تفسیر
حجّ از مهمّ ترین عبادات و داراى ابعاد مختلفى است، که هر کدام از دیگرى مهم تر مى باشد. یکى از ابعاد حجّ بُعد اخلاقى آن مى باشد که مولا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در عبارت فوق به آن پرداخته است:
تعابیرى زیباتر از تعبیرات فوق در مورد حجّ تصوّر نمى شود; کعبه چشمه جوشان فیض الهى، کعبه پناهگاه مطمئن مسلمانان در برابر حوادث و مشکلات سخت، و بالاخره کعبه بسان عرش الهى است، که مطاف فرشتگان مقرّب پروردگار مى باشد. بنابراین حجّ باید مرکز و پناهگاه مسلمانان در برابر طوفان ها و حوادث و بلاها و مشکلات باشد، حجّ باید تشنه کامان را سیراب گرداند. امّا امروزه دو خطر براى از بین بردن روح حجّ احساس مى شود، که توجّه به آن لازم و ضرورى است:
1ـ توجّه بیش از حدّ به زرق و برق هاى مادّى سفر حجّ، و مکّه و مدینه را به عنوان بازارى براى عرضه کالاها یا خرید کالاى مورد نظر شناختن، و با این قصد به آن جا سفر کردن، یکى از خطراتى است که فلسفه حجّ را تهدید مى کند. متأسّفانه تمام همّ و غمّ جمعى از زوّار از زمان ورود، تا هنگام خروج، تهیّه سوغاتى است. در حالى که فلسفه حجّ این است که انسان ها را براى مدّت زمان کوتاهى از زندگى مادّى جدا کند و وارد أبعاد معنوى آن نماید. امّا این جاذبه هاى کاذب اقتصادى، و توجّه بیش از حدّ به مسأله سوغاتى باعث مى شود که در همان لاک مادّى خویش باقى بمانند.
2ـ برخى دیگر به عنوان یک سفر تفریحى به حجّ نگاه مى کنند، بدین جهت همواره در فکر تهیّه بهترین هتل ها، بهترین غذاها، بهترین وسیله هاى سوارى، و سایر امکانات بهتر هستند و خلاصه تنها به مظاهر مادّى حجّ توجّه دارند. این خطر دیگرى است که حجّ را تهدید مى کند.
انقلاب اسلامى در سایه دین زنده مى ماند. به همین جهت مخالفین و معاندین انقلاب سعى دارند جنبه هاى دینى را کم رنگ یا میان تهى کنند. بنابراین مسلمانان وظیفه دارند دعاهاى کمیل، ندبه، زیارت هاى عاشورا و مانند آن، اعتکاف، نمازهاى جمعه و جماعت، عبادات اجتماعى همچون حجّ و عمره را با شکوه هر چه بیش تر انجام دهند، تا دشمنان در این توطئه نیز با سرافکندگى و شکست عقب نشینى کنند.