110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

79 - غافلان بى خبر!

قال على (علیه السلام):
«کَمْ مِنْ غافِل یَنْسَجُ ثَوْباً لِیَلْبِسَهُ وَ اِنَّما هُوَ کَفَنُهُ، وَ یَبْنى بَیْتاً لِیَسْکُنَهُ وَ اِنَّما هُوَ مَوْضِعُ قَبْرِه»; «چه بسیار غافلانى که لباسى براى پوشیدن تهیّه مى کنند، امّا همان لباس کفن آن ها مى شود! و خانه اى براى سکونت مى سازند و آن خانه قبر آن ها مى گردد»(201).
شرح و تفسیر
سؤال: غفلت نعمت است، یا بلا؟
پاسخ: غفلت از جهتى از نعمت هاى الهى است; زیرا زندگى بدون غفلت امکان پذیر نیست! خانواده اى که نوجوان عزیز خویش را از دست مى دهد را تصوّر کنید، اگر آن سوز و گداز روزهاى اوّل مرگ فرزند خود را در روزهاى بعد هم داشته باشند، بزودى خود آن ها هم از بین خواهند رفت، ولى تدریجاً پرده هاى غفلت به عنوان یک نعمت الهى بر روى این مصیبت مى افتد و کم کم آن را به فراموشى مى سپارند. همچنین در مشکلات دیگر، مثل بىوفایى ها، خیانت ها، ضرر و زیان ها، شکست ها و مانند آن غفلت به کمک انسان مى آید. امام صادق (علیه السلام) در توحید مفضّل(202) به این معنى اشاره فرموده است.
البتّه اگر همین نعمت الهى از حدّ اعتدال خارج شود، تبدیل به یک بلا مى شود; نسیم یک نعمت است; زیرا هوا را جابجا مى کند، مسمومیّت ها را از بین مى برد، گل ها را بارور و میوه ها را به ثمر مى نشاند، امّا اگر از اعتدال خارج شود و تبدیل به طوفان گردد، مصیبت بزرگى مى شود. بنابراین نسیم در حدّ اعتدال نعمت و خارج از آن حد، بلا است.
غفلت نیز چنین است، اگر انسان از پایان زندگى، از مرگ، از خداوند، از معاد غافل شود، بدبخت مى گردد و گاهى ضررهاى غیرقابل جبران مى بیند; مثل این که تا آخرین لحظات زندگى غافل باشد و با مرگ از خواب غفلت بیدار شود، که دیگر وقتى براى جبران باقى نمى ماند.
راه هاى مبارزه با غفلت
اولیاء الله براى از بین بردن این غفلت ها به مردم هشدار مى دادند، یکى از هشدارها و راه هاى مبارزه با غفلت یادآورى مرگ است، این که گفته شده است: «هر شب وصیّت نامه خود را زیر سر داشته باشید»(203)، به منظور رسیدن به همین هدف است. امام على (علیه السلام) در حدیث فوق به دنبال همین مطلب است و مى خواهد با یادآورى مرگ، غافلان را هوشیار سازد. طبق این روایت آن حضرت مى فرماید: «غافل پارچه اى آماده پوشیدن مى کند تا در این دنیا عیش و نوش کند، بى خبر از این که همین پارچه کفن او مى گردد!». مخصوصاً در عصر و زمان ما که مرگ بسیار رایج و ساده گردیده است. شخص غافل خانه اى مى سازد و از هر طریقى هزینه آن را تأمین مى کند تا در آن زندگى نماید، غافل از این که همان خانه مقبره و محلّ دفن او مى گردد! در قبرستان شهرهاى بزرگ قبرهاى زیادى از پیش توسّط گورکن ها آماده مى شود، چه بسا خود این گورکن ها بمیرند و در قبرى که براى دیگران کنده اند دفن شوند!
نتیجه این که غفلت در حدّ طبیعى آن نعمت و اگر از اعتدال خارج شود تبدیل به بلا مى گردد.

80 - غیبت، تلاش عاجزان است!

قال على (علیه السلام):
«اَلْغیبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ»; «غیبت کردن آخرین تلاش افراد ناتوان است»(204).
شرح و تفسیر
در میان گناهان کبیره کمتر گناهى همانند غیبت نشانه پستى و ضعف و زبونى و ناجوانمردى است. آن ها که به مذمّت و عیب جویى مردم در پشت سر آن ها مى پردازند و آبرو و حیثیّت افراد را با إفشاى عیوب پنهانى، که غالب مردم به یکى از این عیوب گرفتارند، مى برند و آتش حسد و کینه خود را به این وسیله فرومى نشانند، افرادى ناتوان و فاقد شخصیّتند، که در مبارزه بى دلیل و ظالمانه خود شهامت ندارند و تمام قدرتشان این است که از پشت خنجر بزنند.
در حدیث(205) آمده است: «آن کس که غیبت مردم کند اگر توبه نماید آخرین کس است که وارد بهشت مى شود و اگر توبه نکند نخستین کسى است که وارد دوزخ مى شود!»(206).
در آیه 12 سوره حجرات غیبت به خوردن گوشت مرده برادر مسلمان تشبیه شده است!(207)
و در حدیث دیگرى چنین مى خوانیم: «در روز قیامت براى جبران خسارت حیثیّتى غیبت شونده، ثواب کارهاى غیبت کننده را به پرونده غیبت شونده منتقل مى کنند و اگر ثوابى نداشته باشد، گناهان غیبت شونده را به پرونده غیبت کننده منتقل مى نمایند!»(208).
با توجّه به آنچه گذشت، انسان عاقل هرگز غیبت نمى کند; زیرا غیبت شونده یا دوست اوست و یا دشمنش مى باشد. اگر دوست او باشد شخص عاقل در تحت هیچ شرایطى حاضر به خوردن گوشت مرده دوست خود نمى شود و اگر دشمنش باشد هرگز راضى نمى شود که ثواب اعمالش در روز قیامت به پرونده اعمال او منتقل گردد، یا مجازات گناهان غیبت شونده را متحمّل شود!.
بنابراین عقل سلیم حکم مى کند که با کمک همدیگر این گناه کبیره را از زندگى خویش بشوییم، و جامعه را از شرّ عواقب سوء و تبعات آن رهایى بخشیم..

81 - فرق عاقل و جاهل

قال على (علیه السلام):
«اَلْعاقِلُ عَدُوُّ لَذَّتِه وَ الْجاهِلُ عَبْدُ شَهْوَتِه»; «انسان عاقل دشمن هوس ها و شهوات خویش است، ولى شخص نادان اسیر و بنده شهوات خود مى باشد»(209).
شرح و تفسیر
امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات زنده عقل اوست(210). و گرنه از نظر جسمانى بسیار ضعیف و آسیب پذیر و نیازمند است، به گونه اى که بخشى از علم طب را از حیوانات فراگرفته است! بعضى از حیوانات به هنگام بیمارى از گیاهان خاصّى استفاده مى کنند و درمان مى شوند. انسان از این حیوانات راه درمان برخى بیمارى ها را فرا گرفته است! تحمّل انسان در برابر آفات طبیعى و مشکلات بسیار کمتر از حیوانات است. به هر حال امتیاز انسان به عقل اوست، عقلى که او را حاکم مطلق بر جهان کرده است.
ولى سؤالى که در این جا مطرح مى باشد این است که عقل چیست؟
از دیدگاه مادّى ها عقل چیزى است که انسان را با کمترین زحمت به بیش ترین منافع برساند! امّا از دیدگاه خداپرستان عقل چیزى است که موجب جلب رضاى خداوند شود و انسان را به سعادت برساند!(211).
حضرت على (علیه السلام)در تفسیر عقل مى فرماید: «عاقل کسى است که مخالف و دشمن هواپرستى باشد و بى عقل و نادان کسى است که اسیر خواسته هاى دل خویشتن است». منظور از «لذّت» در این روایت «هواپرستى» است و گرنه اسلام نه تنها با «لذّت» مخالف نیست(212)، بلکه دستور داده است که هر روز بخشى از وقت انسان صرف سرگرمى هاى سالم شود، تا براى باقى مانده روز توان انجام کارها را داشته باشد. بنابراین مراد از لذّت در این حدیث هوى و هوس هاى نامشروع است.
جمله بعدى روایت که تصریح به کلمه «شهوت» دارد شاهد خوبى بر این مدّعا است، طبق این روایت شریف دنیاى امروز، که غرق در هوى و هوس، شهوات جنسى، موادّ مخدّر، فحشا، فساد، تبعیض و بى عدالتى و مانند آن است، دنیاى عاقلى محسوب نمى گردد.
پروردگارا! ما را از اسارت شهوات و بندگى هوى و هوس ها برهان!.