110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

78 - عید چه روزى است؟

قال على (علیه السلام):
«کُلُّ یَوْم لایُعْصَى اللهُ فیهِ فَهُوَ عیدٌ»; «هر روزى که در آن، معصیت و نافرمانى خداوند نشود عید است»(198).
شرح و تفسیر
عید دو رقم است: عید «تشریعى» و عید «تکوینى».
امّا عیدهاى تکوینى نوعى بازگشت به جهان طبیعت است، مانند عید نوروز که یک عید کاملا طبیعى است.
با توجّه به توضیح بالا، حضرت على (علیه السلام) هر روزى را که انسان موفّق شود بر هواى نفس خویش غلبه کند و از اطاعت ابلیس و شیطان روى برتابد و دشمن بزرگ خویش را دشمن بگیرد و در یک کلمه عصیان نکند، آن روز را عید مى داند.
با توجّه به این روایت و توضیحاتى که گذشت، عید نوروز مى تواند یک عید باشد، ولى نه به عنوان یک عید تشریعى. و روایاتى که در این زمینه وارد شده روایات معتبرى نیست(199).
عید نوروز جنبه هاى مثبت و منفى متعدّدى دارد، جنبه هاى مثبت آن نظافت، صله رحم، کمک به اقشار ضعیف و کم در آمد و مانند آن است. و جنبه هاى منفى آن، مراسم خرافى چهارشنبه سورى، سیزده بدر، تشریفات کمرشکن، چشم و هم چشمى، مسافرت هاى گناه آلود، شکستن مرز محرمیّت ها و امثال آن مى باشد. حال اگر به جنبه هاى مثبت آن پرداخته شود و از جنبه هاى منفى آن اجتناب گردد، طبق روایت فوق عید نوروز طبیعى، عید تشریعى هم مى شود و اگر خداى ناکرده بر عکس شود، از منظر حضرت على (علیه السلام)چنین روزى عید نخواهد بود.
جالب این که اسلام در برخورد با این آداب و رسومى که مردم به آن اعتقاد داشته اند سعى کرده با هدایت آن به سمت جهات مثبت، یا تفسیرى نو از آن، جنبه هاى منفى آن را از بین ببرد; مثلا این سخن که «فلان زن بدقدم است!» را اسلام به شکل خاصّى تفسیر و از آن استفاده کرده است. در روایتى مى خوانیم: «مِنْ بَرَکَةِ الْمَرْأَةِ قِلَّةُ مَهْرِها وَ مِنْ شُوْمِها کَثْرَةُ مَهْرِها; زنانى خوش قدم هستند که مهریّه اى سبک داشته باشند و زنانى بدقدم هستند که مهریه آنها سنگین باشد»(200) و این نکته جالبى است در بر خورد با آداب و رسوم دیگران!.

79 - غافلان بى خبر!

قال على (علیه السلام):
«کَمْ مِنْ غافِل یَنْسَجُ ثَوْباً لِیَلْبِسَهُ وَ اِنَّما هُوَ کَفَنُهُ، وَ یَبْنى بَیْتاً لِیَسْکُنَهُ وَ اِنَّما هُوَ مَوْضِعُ قَبْرِه»; «چه بسیار غافلانى که لباسى براى پوشیدن تهیّه مى کنند، امّا همان لباس کفن آن ها مى شود! و خانه اى براى سکونت مى سازند و آن خانه قبر آن ها مى گردد»(201).
شرح و تفسیر
سؤال: غفلت نعمت است، یا بلا؟
پاسخ: غفلت از جهتى از نعمت هاى الهى است; زیرا زندگى بدون غفلت امکان پذیر نیست! خانواده اى که نوجوان عزیز خویش را از دست مى دهد را تصوّر کنید، اگر آن سوز و گداز روزهاى اوّل مرگ فرزند خود را در روزهاى بعد هم داشته باشند، بزودى خود آن ها هم از بین خواهند رفت، ولى تدریجاً پرده هاى غفلت به عنوان یک نعمت الهى بر روى این مصیبت مى افتد و کم کم آن را به فراموشى مى سپارند. همچنین در مشکلات دیگر، مثل بىوفایى ها، خیانت ها، ضرر و زیان ها، شکست ها و مانند آن غفلت به کمک انسان مى آید. امام صادق (علیه السلام) در توحید مفضّل(202) به این معنى اشاره فرموده است.
البتّه اگر همین نعمت الهى از حدّ اعتدال خارج شود، تبدیل به یک بلا مى شود; نسیم یک نعمت است; زیرا هوا را جابجا مى کند، مسمومیّت ها را از بین مى برد، گل ها را بارور و میوه ها را به ثمر مى نشاند، امّا اگر از اعتدال خارج شود و تبدیل به طوفان گردد، مصیبت بزرگى مى شود. بنابراین نسیم در حدّ اعتدال نعمت و خارج از آن حد، بلا است.
غفلت نیز چنین است، اگر انسان از پایان زندگى، از مرگ، از خداوند، از معاد غافل شود، بدبخت مى گردد و گاهى ضررهاى غیرقابل جبران مى بیند; مثل این که تا آخرین لحظات زندگى غافل باشد و با مرگ از خواب غفلت بیدار شود، که دیگر وقتى براى جبران باقى نمى ماند.
راه هاى مبارزه با غفلت
اولیاء الله براى از بین بردن این غفلت ها به مردم هشدار مى دادند، یکى از هشدارها و راه هاى مبارزه با غفلت یادآورى مرگ است، این که گفته شده است: «هر شب وصیّت نامه خود را زیر سر داشته باشید»(203)، به منظور رسیدن به همین هدف است. امام على (علیه السلام) در حدیث فوق به دنبال همین مطلب است و مى خواهد با یادآورى مرگ، غافلان را هوشیار سازد. طبق این روایت آن حضرت مى فرماید: «غافل پارچه اى آماده پوشیدن مى کند تا در این دنیا عیش و نوش کند، بى خبر از این که همین پارچه کفن او مى گردد!». مخصوصاً در عصر و زمان ما که مرگ بسیار رایج و ساده گردیده است. شخص غافل خانه اى مى سازد و از هر طریقى هزینه آن را تأمین مى کند تا در آن زندگى نماید، غافل از این که همان خانه مقبره و محلّ دفن او مى گردد! در قبرستان شهرهاى بزرگ قبرهاى زیادى از پیش توسّط گورکن ها آماده مى شود، چه بسا خود این گورکن ها بمیرند و در قبرى که براى دیگران کنده اند دفن شوند!
نتیجه این که غفلت در حدّ طبیعى آن نعمت و اگر از اعتدال خارج شود تبدیل به بلا مى گردد.

80 - غیبت، تلاش عاجزان است!

قال على (علیه السلام):
«اَلْغیبَةُ جُهْدُ الْعاجِزِ»; «غیبت کردن آخرین تلاش افراد ناتوان است»(204).
شرح و تفسیر
در میان گناهان کبیره کمتر گناهى همانند غیبت نشانه پستى و ضعف و زبونى و ناجوانمردى است. آن ها که به مذمّت و عیب جویى مردم در پشت سر آن ها مى پردازند و آبرو و حیثیّت افراد را با إفشاى عیوب پنهانى، که غالب مردم به یکى از این عیوب گرفتارند، مى برند و آتش حسد و کینه خود را به این وسیله فرومى نشانند، افرادى ناتوان و فاقد شخصیّتند، که در مبارزه بى دلیل و ظالمانه خود شهامت ندارند و تمام قدرتشان این است که از پشت خنجر بزنند.
در حدیث(205) آمده است: «آن کس که غیبت مردم کند اگر توبه نماید آخرین کس است که وارد بهشت مى شود و اگر توبه نکند نخستین کسى است که وارد دوزخ مى شود!»(206).
در آیه 12 سوره حجرات غیبت به خوردن گوشت مرده برادر مسلمان تشبیه شده است!(207)
و در حدیث دیگرى چنین مى خوانیم: «در روز قیامت براى جبران خسارت حیثیّتى غیبت شونده، ثواب کارهاى غیبت کننده را به پرونده غیبت شونده منتقل مى کنند و اگر ثوابى نداشته باشد، گناهان غیبت شونده را به پرونده غیبت کننده منتقل مى نمایند!»(208).
با توجّه به آنچه گذشت، انسان عاقل هرگز غیبت نمى کند; زیرا غیبت شونده یا دوست اوست و یا دشمنش مى باشد. اگر دوست او باشد شخص عاقل در تحت هیچ شرایطى حاضر به خوردن گوشت مرده دوست خود نمى شود و اگر دشمنش باشد هرگز راضى نمى شود که ثواب اعمالش در روز قیامت به پرونده اعمال او منتقل گردد، یا مجازات گناهان غیبت شونده را متحمّل شود!.
بنابراین عقل سلیم حکم مى کند که با کمک همدیگر این گناه کبیره را از زندگى خویش بشوییم، و جامعه را از شرّ عواقب سوء و تبعات آن رهایى بخشیم..