110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

63 - زهد و شناخت دنیا

قال على (علیه السلام):
«اَلزّاهِدُ فىِ الدُّنْیا کُلَّما ازْدادَتْ لَهُ تَجَلِّیاً ازْدادَ عَنْهُ تَوَلِّیاً»; «کسى که در دنیا زهد را پیشه خود ساخته، هر قدر به ماهیّت دنیا آشناتر گردد از دنیا دورتر مى شود!»(162).
شرح و تفسیر
منشأ غالب مشکلات اخلاقى که دامنگیر انسان مى شود، مشکل شناخت است، و هنگامى که این مشکل حل شود و معرفت انسان کامل گردد، مشکلات اخلاقى نیز حل مى شود.
چرا عدّه اى این گونه دنیاپرست شده اند؟ چون دنیاى پر زرق و برق و فریبنده را به درستى نشناخته اند. البتّه روشن است که ما «اخلاق» را مساوى با «علم و آگاهى» نمى دانیم، به گونه اى که «غرایز» هیچ دخالتى در آن نداشته باشد، ولى به یقین یکى از سر چشمه هاى اخلاق علم و آگاهى است. بنابراین اگر دنیاپرستان باور مى کردند که دنیا، بى اعتبار، ناپایدار، سریع الزوال، آمیخته با انواع و اقسام مشکلات است، هرگز دنیاپرست نمى شدند.
شخصى به دیدار پادشاهى رفت و عرض کرد: دوست دارم یک روز بر مَسند و جایگاه تو تکیه زنم و همه چیز در دست من باشد! پادشاه قبول کرد و آن شخص بر تخت شاهى نشست. شاه دستور داد خنجر تیزى را به تار موى نازکى بستند و بر فراز تخت، بالاى سر آن شخص نصب کردند، وقتى به خنجر نگریست بسیار مضطرب و نارحت و نگران شد. سؤال کرد: این خنجر چیست؟ گفتند: این مصائب و مشکلات حکومت است، باید تحمّل کنى. وى منتظر غروب آفتاب شد، پس از غروب آفتاب از تخت به پایین آمد و نفس راحتى کشید و گفت: چه خوب شد ما شاه نشدیم!
مرحوم آیة الله العظمى بروجردى (رحمه الله) که از مراجع تقلید منحصر به فرد زمان خود بود، مى فرمود: «اگر طلبه اى درس بخواند و زحمت بکشد، تا به این مقام (مرجعیّت) برسد، شکّى در حماقت او نیست!».
خلاصه این که زاهد باید هرچه بیش تر از دنیا فاصله بگیرد. البتّه زهد به معناى ترک دنیا نیست، بلکه به معناى عدم وابستگى و دلبستگى به دنیاست; هر چند از دنیا در راه صحیح استفاده کند.

64 - زمان، یکى از گواهان روز قیامت!

قال على (علیه السلام):
«ما مِنْ یَوْم یَمُرُّ عَلَى ابْنِ آدَم اِلاّ قالَ لَهُ ذلِکَ الْیَوْمُ: یَابْنَ آدَمْ! أنَا یَوْمٌ جَدیدٌ وَ اَنَا عَلَیْکَ شَهیدٌ، فَقُلْ فِىَّ خَیْراً، وَ اعْمَلْ فِىَّ خیراً، اُشهِدُ لَکَ بِه یَوْمَ الْقیامَةِ; فَاِنَّکَ لَنْ تَرْانى بَعْدَهُ اَبَداً»; «هر روزى که بر انسان مى گذرد، آن «روز» این سخن را با انسان دارد: اى انسان! من روزِ تازه اى هستم و بر اعمالت شاهد و ناظر، بنابراین در ظرف من سخنان خوب بگو و اعمال خیر به جا آور، تا در روز قیامت بر خیرات تو شهادت دهم، امروز که گذشت مرا هرگز نخواهى دید!»(163).
شرح و تفسیر
خداوند بر أعمال و گفتار انسان گواهانى قرار داده است:
1ـ اعضاى بدن انسان یکى از آن شهود است. در قرآن مجید مى خوانیم: (وَتُكَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ); دست ها و پاهاى انسان ها را به سخن در مى آوریم (و بر علیه انسان ها شهادت مى دهند)(164). و در آیه 20 سوره فصلت نیز مى خوانیم: (حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا یَعْمَلُونَ); «وقتى به آنان مى رسند گوش ها و چشم ها و پوست هاى تنشان به آنچه مى کردند گواهى مى دهند».
2ـ شاهد دیگر اعمال انسان، ملائکه و فرشتگانِ مراقبِ او هستند، در آیه شریفه 18 سوره ق در این مورد مى خوانیم: (مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ); «انسان هیچ سخنى را بر زبان نمى آورد، مگر این که همان دم، فرشته اى مراقب و آماده براى انجام مأموریّت (و ضبط آن) است».
3ـ شاهد سوم مکان ها هستند، آیه چهارم سوره زلزال ناظر به همین مطلب است. توجه کنید: (یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا); «در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو مى کند». آرى روز قیامت وجب به وجب زمین، که بر روى آن قدم گذاشته ایم، بر علیه ما انسان ها شهادت مى دهد.
4ـ زمان هم یکى از شهود یوم القیامة است و روایت فوق شاهدى بر این مدّعا است، از روایت فوق استفاده مى شود که هر «روز» یک شاهد مستقل است، بنابراین در هر سال سیصد و شصت و پنج شاهد زمانى و براى عمر متوسّط انسان ها، یعنى پنجاه سال، 1825 شاهد زمانى شهادت خواهند داد! جالب این که این شاهد هر روز به انسان هشدار مى دهد، امّا کو گوش شنوا؟!
5ـ آخرین شاهد بر اعمال انسان ها پیامبران هر امّتى هستند; در آیه 41 سوره نساء در این زمینه چینن آمده است: (فَكَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاء شَهِیداً); «حال آن ها چگونه است، آن روزى که از هر امّتى شاهد و گواهى (بر اعمالشان) مى آوریم و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟!» واى بر کسانى که تصوّر مى کنند حساب و کتابى در کار نیست، ولى وقتى که پرده هاى غفلت کنار زده مى شود، گواهان متعدّدى را در مقابل خویش مى بینند که بر علیه آن ها شهادت مى دهند!
چگونه این همه گواه و شاهد و این همه بى خبرى و غفلت قابل جمع است!؟ اگر یک مأمور مواظب انسانى باشد حواسش را کاملا جمع مى کند. چگونه در مقابل یک مأمور خطاکار این قدر مواظب هستیم، ولى در مقابل این همه گواهان الهى، که هرگز خطا نمى کنند، غافل هستیم؟!

65 - سخن و سکوت!

حضرت على (علیه السلام) فرمود:
«لا خَیْرَ فِى الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ، کَما اَنَّهُ لاخَیْرَ فِى الْقَولِ بِالْجَهْلِ»; «نه سکوت دانشمند سودى دارد، و نه سخن گفتن جاهل»(165).
شرح و تفسیر
خداوند از آن ها که مى دانند و آگاهى دارند پیمان گرفته که در برابر انحراف ها، کجروى ها، ستم ها، حق کشى ها، و سمپاشى هاى دشمنان سکوت نکنند و با منطق و بیان گرم و مستدل خود، نور هدایت و حق و عدالت را در دل ها بپاشند (و هر کس نسبت به آنچه مى داند، هر قدر کم باشد، دانشمند و مسؤول است) همان طور که افراد ناآگاه از مسایل نباید با دخالت نارواى خود مردم را به گمراهى بکشانند. آن «سکوت» و این «سخن» هر دو بدبختى زا است(166).
از روایت فوق استفاده مى شود که نه «سکوت» براى «همه کس» و «همه جا» ارزش محسوب مى شود و نه سخن گفتن براى «همگان» در «هر مکان». بلکه «سخن گفتن» و «دم فرو بستن» از امور نسبى هستند که نسبت به «افراد» و «زمان ها» و «مکان ها» سنجیده مى شود.
چه بسا سخن گفتن شخصى از مهم ترین واجبات و سخن گفتن دیگرى از بدترین محرمات باشد! و چه بسا سکوت انسانى در مکانى عبادت و سخن گفتن همان انسان در مکانى دیگر گناه شمرده شود!
بنابراین مؤمنِ عاقل و هوشیار کسى است که اوّلا در هر موضوعى که قصد سخن گفتن دارد اطّلاعات کافى کسب کند و ثانیاً موقعیّت شناس باشد; در غیر این صورت سکوت کند(167).
دو چیز طیره عقل است دم فروبستن *** به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى!