110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

59 - روح عبادت

قال على (علیه السلام):
«کَمْ مِنْ صائِم لَیْسَ لَهُ مِنْ صِیامِه اِلاَّ الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ، وَ کَمْ مِنْ قائِم لَیْسَ لَهُ مِنْ قِیامِه اِلاّ السَّهَرُ وَ الْعَناءُ، حَبَّذا نَوْمُ الاَْکْیاسِ وَ اِفْطارُهُمْ»; «بهره بسیارى از روزه داران تنها تحمّل گرسنگى و تشنگى است، و حظّ بسیارى از شب زنده داران تنها بى خوابى و خستگى است، آفرین بر انسان هاى با معرفت و زرنگ که خواب و افطار آن ها (در روزه هاى مستحبى) بر عبادت و روزه چنان انسان هایى برترى دارد»(151).
شرح و تفسیر
فیض خداوند بى پایان و لطف حضرتش بى انتهاست. عبادات از فیض خداوند سرچشمه گرفته است، بنابراین برکات عبادت هم نامحدود است. آرى برکات نماز، روزه، تلاوت قرآن، زیارت خانه خدا و معصومان (علیهم السلام) و دیگر عبادات نامحدود است; چون سرچشمه آن نامحدود است. ولى بهره همه عبادت کنندگان از برکات عبادت یکسان نیست، بلکه بهره هر کس متناسب با ظرفیّت، تقوى و ایمان اوست. باران به صورت نامحدود مى بارد، ولى سهم هر زمین و مزرعه اى به اندازه وسعت اوست. بهره هر انسانى نیز بستگى به اندازه ظرفى دارد که زیر باران نهاده است.
ما به هنگام عبادت به سراغ چشمه جوشان رحمت الهى مى رویم، که نامحدود و بى انتهاست، ولى هر کس به اندازه ظرفى که به همراه دارد مى تواند از آن چشمه برداشت کند.
باغ پر میوه آراسته شده به گل هاى فراوانى را تصوّر کنید که افراد مختلفى وارد آن مى شوند، اگر چوپانى وارد آن شود فقط به علف هاى هرز آن توجّه دارد که گوسفندانش از آن تغذیه کنند! شخص دیگرى مى آید و از میوه هاى آن باغ استفاده مى کند! یک فیلسوف به هنگام ورود به این باغ قدرت نمایى پروردگار را ملاحظه مى کند، او با خود مى گوید: زیبنده ستایش آن آفریدگارى است که چنین دلاویز نقش زند به آب و گِل، خواجه از آب و گِل این گُل هاى لطیف و میوه هاى شیرین و منظره هاى عجیب را آفریده است! آرى هر کس به اندازه ظرفیّت خویش بهره بردارى مى کند، در حالى که باغ براى همه یکسان است.
با توجّه به این مقدّمه به شرح و تفسیر روایت باز مى گردیم. حضرت على (علیه السلام) در روایت فوق به همین مطلب اشاره دارد و حظّ و بهره برخى از مسلمانان را از نماز و روزه تنها تشنگى و گرسنگى و بى خوابى بیان مى کند، امّا در مقابل برخى دیگر هستند که تمام گناهانشان را در ماه رمضان مى شویند. یک نفر از ماه رمضان درس استقامت مى گیرد و شیطان و هوى و هوس را در بند مى کند. و یک نفر به مقام تقوى مى رسد. و برخى نیز حقیقتاً به میهمانى خداوند نائل مى شوند و از غذاهاى معنوى که بر این سفره گسترده و پر برکت نهاده شده، بهره مى گیرند.
سؤال: چه کنیم تا از چشمه هاى جوشان فیض الهى بیش تر بهره مند گردیم؟
پاسخ: باید سطح معرفت و شناخت خویش را بالا ببریم و آمادگى ها را بیش تر کنیم. به همین جهت ماه شعبان را ماه خودسازى و ماه رمضان را ماه بهره بردارى معرّفى کرده اند; چرا که انسان قبل از ورود به میهمانى باید خود را آماده کند و لباس هاى نظیف خویش را بپوشد، نه به هنگام میهمانى! ما هم باید در ماه شعبان خود را آماده حضور در این میهمانى بزرگ نماییم و از گناهان خود استغفار کنیم، چشم و گوش و زبان خویش را کنترل نموده، تا قلب ما مرکز نور خداوند و آیات قرآن گردد و از برکات ماه مبارک رمضان بهره مند گردیم.

60 - روزه داران واقعى!

قال على (علیه السلام):
«صَوْمُ الْجَسَدِ الاِْمْساکُ عَنِ الاَْغْذِیَةِ بِاِرادَة وَ اخْتِیار، خَوْفاً مِنَ الْعِقابِ وَ رَغْبَةً فِى الثَّوابِ وَ الاَْجْرِ. وَ صَوْمُ النَّفْسِ اِمْساکُ الْحَواسِّ الْخَمْسِ عَنْ سائِرِ الْمَآثِمِ وَ خُلُوُّ الْقَلْبِ مِنْ جَمیعِ اَسْبابِ الشَّرِّ»; «روزه جسم پرهیز از خوردنى ها و آشامیدنى ها (و سایر مفطرات) با میل و اختیار است، و انگیزه این روزه دورى کردن از عذاب هاى الهى و دست یافتن به اجر و ثواب پروردگار است. و روزه روح پرهیز حواسّ پنج گانه (نه فقط زبان) از سایر گناهان و خالى کردن قلب و روح از تمام علل و عوامل بدى هاست»(152).
شرح و تفسیر
یکى از نعمت هاى بزرگ خداوند متعال ماه مبارک رمضان است، ماهى که انواع برکات در آن وجود دارد. بزرگ ترین نعمت خداوند، قرآن مجید، در این ماه نازل شده است; نعمتى که عالى ترین مائده آسمانى است. درهاى رحمت الهى در این ماه باز، و درهاى جهنّم بسته، و شیاطین در غل و زنجیر، و هواى نفس در پرتو این ماه به زنجیر کشیده مى شود. هر نعمتى شکرانه اى دارد و شکرانه این نعمت این است که به فلسفه و أسرار این ماه پى ببریم و به حقیقت روزه دست یابیم.
روایت بالا حقیقت روزه را بیان مى کند. روزه تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست، بلکه روزه آن است که انسان از تمامى گناهان دورى و اجتناب کند. اگر انسان یک ماه از گناهان دورى کند و این کار را در طول ماه مبارک رمضان تمرین نماید، این مسأله (دورى از گناه) کم کم به «حالت» و سپس به «عادت» و سرانجام به «ملکه» تبدیل مى شود و براى سراسر سال مؤثّر و مفید خواهد بود. بنابراین کسانى که تنها لب از خوراکى ها و نوشیدنى ها مى بندند و به انواع گناهان حتّى با زبان روزه مبتلا مى شوند حقیقت روزه را درک نکرده اند.
حضرت على (علیه السلام) در روایت جالب دیگرى حقیقت روزه را بالاتر از این مسأله عنوان مى کند. در این روایت مى خوانیم: «صِیامُ الْقَلْبِ عَنِ الْفِکْرِ فىِ الاْثامِ اَفْضَلُ مِنْ صیامِ الْبَطْنِ مِن الطَّعامِ(153); یعنى روزه دار باید به جایى برسد که نه تنها از مفطرات روزه خوددارى کند و مرتکب گناهان نشود، بلکه فکر گناه هم نکند!.
این که بعضى از بزگان روزه را به سه قسم تقسیم کرده اند: 1ـ «روزه عوام» 2ـ «روزه خواصّ» 3ـ «روزه خاصّ الخاص»، اشاره به همین روایت است. «روزه عوام» پرهیز از خوردنى ها و آشامیدنى ها و بقیه کارهاى است که روزه را باطل مى کند. «روزه خواص» علاوه بر آنچه در بالا آمد پرهیز از تمام گناهان و محرّمات را نیز به دنبال دارد. و «روزه خاصّ الخاص» عبارت است از پرهیز از مفطرات روزه و تمامى گناهان و پرهیز از فکر گناه! یعنى در قسم سوم نه تنها شکم و زبان و دست و چشم و پا روزه دار هستند، بلکه قلب و دل انسان نیز روزه دار است و به گناه فکر نمى کند، و این مقام بس والایى است.
خداوندا! توفیق عمل به این روایات را به ما عنایت فرما!

61 - ریشه فتنه ها

قال على (علیه السلام):
«اِنَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ اَهْواءٌ تُتَّبَعُ، وَ اَحْکامٌ تُبْتَدَعُ، یُخالَفُ فیها کِتابُ اللهِ وَ یَتَوَلّى عَلَیْها رِجالٌ رِجالا عَلى غَیْرِ دینِ اللهِ»; «همواره آغاز پیدایش فتنه ها پیروى از هوس هاى آلوده و احکام و قوانین ساختگى و جعلى است، احکامى که با کتاب خدا مخالفت دارد و جمعى برخلاف آیین حق به حمایت از آن برمى خیزند»(154).
شرح و تفسیر
«فتنه» در لغت گاه به معنى امتحان و آزمون، و گاه به معنى مجازات و شکنجه است، همان گونه که در قرآن مجید آمده است: (یَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ یُفْتَنُونَ); «روزى که افراد ستمگر بى ایمان، به آتش جهنّم مجازات و شکنجه مى شوند»(155). ولى منظور از فتنه در این حدیث، حوادث سخت اجتماعى است که موجب ناراحتى و شکنجه روحى افراد مى شود. البتّه این کلمه ـ همان گونه که در بالا آمد ـ به معناى امتحان و آزمایش نیز آمده است، چون امتحان نیز غالباً همراه با سختى هاست.
حضرت(علیه السلام) در این خطبه در مورد سرچشمه فتنه هاى اجتماعى چنین مى گوید: شروع فتنه ها از دو چیز است: 1ـ پیروى از هواى نفس.
2ـ احکامى که برخلاف کتاب الله و مطابق هواى نفس ساخته شده است.
از این روایت استفاده مى شود که اختلاف سلیقه ها به تنهایى فتنه ساز نیست; چون همانند اختلاف چهره ها امرى اجتناب ناپذیر است، حتّى اشتباهات افراد و گروه ها نیز منشأ فتنه نیست; بلکه سرچشمه همه فتنه ها هواى نفس است که ممکن است به أشکال گوناگون جلوه کند، گاه به نام حقوق بشر، گاهى در لباس آزادى، برخى اوقات به نام حمایت از مظلومان، گاه به نام انجام وظیفه، حتّى گاهى به صورت عبادت!
آیه شریفه 104 و 103 سوره کهف به همه این موارد اشاره دارد، مى فرماید: «بگو اى پیامبر: آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانى هستند؟ آن ها که تلاش هایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده; با این حال، مى پندارند کارِ نیک انجام مى دهند!» این چهره، از کریه ترین چهره هاى هواى نفس است.
یا در روایتى مى خوانیم که پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) پیش بینى مى کند زمانى را که «معروف منکر و منکر معروف شود!»(156) و متأسفّانه اکنون مشاهده مى کنیم که در برخى از امور چنین شده است. به عنوان مثال، کسى را که مدّتى به امانت و صداقت کار کرده، و به حقّ و حقوق حلال خود قانع بوده انسانى بى عرضه و تنبل، و شخصى که با خیانت و سرقت و دزدى اموال دیگران، در مدّت زمانى کوتاه صاحب خانه و سرمایه و اتومبیل مى شود را شخصى زرنگ و باهوش و باکفایت مى نامند! ملاحظه مى کنید چگونه معروف منکر و منکر معروف شده است!؟