110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

56 - راه سلامت و عافیت

قال على (علیه السلام):
«اَلْعافیَةُ عَشَرَةُ اَجْزاء تِسْعَةٌ مِنْها فِى الصَّمْتِ اِلاّ بِذِکْرِ اللهِ وَ واحِدٌ فى تَرْکِ مُجالَسَةِ السُّفَهاءِ»; «عافیت ده جزء دارد، که نُه جزء آن در سکوت است، مگر این که ذکر خدا باشد (که منافاتى با عافیت ندارد) و یک جزء آن ترک همنشینى با سفیهان است»(144).
شرح و تفسیر
اگر سؤال شود راه از بین بردن گناه و نافرمانى اشخاص، خانواده ها، کشورها، و خلاصه همه مردم جهان چیست؟
در پاسخ مى گوییم: دو عامل مهمّ براى رسیدن به این هدف والا لازم است:
نخست این که زمینه هاى ذهنى، روحى و اخلاقى پرورش یابد و حالت تقوى، که سدّى در برابر هجوم شهوات است، در انسان به وجود آید. این حالت هرچه قوى تر باشد مصونیّت انسان بیش تر خواهد بود.
دیگر این که زمینه هاى خارجى گناه از بین برود، نه آن که به بهانه آزادى هر روز مقدّمات و زمینه هاى بیش ترى براى گناه فراهم گردد!
مخصوصاً جوانانى که در معرض گناه و طغیان شهوات هستند باید به این دو عامل توجّه ویژه اى داشته باشند; در مجالس گناه شرکت نکنند، داستان هاى هوس انگیز و رمان هاى عشقى مطالعه نکنند، با دوستان ناباب، که آن ها را تشویق به گناه مى نمایند، معاشرت ننمایند و از سایر مقدّمات و زمینه هاى گناه نیز اجتناب کنند.
اگر در معارف و احکام اسلامى دقّت کنیم، دستوراتى در هر دو زمینه خواهیم یافت. خداوند متعال نه تنها اجازه گناه نمى دهد و گناهکار را مجازات مى کند، بلکه اگر کسى آن گناه را به طور علنى انجام دهد مجازات مضاعف دارد! نه تنها قمار را حرام مى نماید، بلکه خرید و فروش و نگهدارى آلات قمار را نیز تحریم مى کند. نه تنها خوردن شراب و هر نوع مایع مست کننده اى را ممنوع مى کند، بلکه باغبان انگور شراب، کارخانه سازنده شراب، وسیله نقلیّه اى که شراب و انگور را حمل و نقل مى کند، انباردار شراب، فروشنده شراب، خریدار شراب، ساقى شراب را نیز مورد لعن و نفرین قرار مى دهد!(145).
از این مقدّمه کوتاه پاسخ مغالطه اى که بعضى مطرح مى کنند روشن مى شود. مثل این که مى گویند: «زن ها باید آزاد باشند هر کس مایل بود حجاب را رعایت کند و هر کس مایل نبود مراعات نکند! مردم در انجام یا ترک بقیّه واجبات و محرّمات هم آزاد باشند، هر کس هر چه را خواست انتخاب کند!».
بطلان این سخن بسیار روشن است. همه عقلاء مى گویند مردم را نباید لب پرتگاه برد و آزاد گذاشت، همه عقلاء لب پرتگاه نرده مى کشند، همه عقلاء لب پنجره ها نرده مى کشند و با استدلال فوق جان خود و فرزندانشان را به خطر نمى اندازند.
امام على (علیه السلام) در روایت فوق، عافیت معنوى، یعنى سلامت از گناه، را داراى اجزاء دهگانه مى داند که نُه جزء آن در سکوت است; مگر این که انسان مشغول ذکر خدا باشد. چون قسمت عمده گناهان با زبان انجام مى شود، لهذا نُه جزء عافیت در سکوت است. سى گناه کبیره با زبان انجام مى شود و لهذا باید سعى کنیم کمتر سخن بگوییم، وقتى کمتر حرف بزنیم کمتر خطا مى کنیم. بنابراین سکوت بسیار با اهمیّت است، به گونه اى که مى توان افراد را از زبانشان شناخت.
جزء دهم عافیت، که یکى از زمینه هاى گناه است، ترک مجالس گناه مى باشد; یعنى حضور در مجلس گناه حرام است هر چند دیگران گناه کنند و شما مرتکب گناه نشوید، بلکه فقط ناظر گناه آنان باشید.
اشخاص، خانواده ها، کشورها و خلاصه تمام مردم جهان با عمل به این گونه روایات مى توانند خویش را در مقابل گناه و معصیت بیمه نمایند.

57 - راه نفوذ شیطان!

قال على (علیه السلام):
«یا کمیل! وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ و جَلَّ (إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ)(146)وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ (إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ)(147)»;
«اى کمیل! این کلام خداوند است که مى فرماید: «اى ابلیس! تو هرگز سلطه اى بر بندگان من نخواهى یافت» و کلام (دیگر) خداوند که مى فرماید: «تسلّط او (ابلیس) تنها بر کسانى است که او را به سرپرستى خود برگزیده اند، و آن ها که نسبت به خدا شرک مىورزند»(148).
شرح و تفسیر
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این روایت به دو آیه اشاره مى کند: نخست، آیه اى که تسلّط شیطان بر بندگان خاصّ خدا را نفى مى کند. و دیگر، آیه اى که سلطه شیطان را نسبت به دو گروه اثبات مى کند: کسانى که طوق بندگى و ولایت شیطان را بر گردن آویخته اند و تحت ولایت او هستند، و کسانى که شیطان را شریک خداوند قرار مى دهند، گاه ولایت خداوند را مى پذیرند و گاه پذیراى ولایت شیطانند. طبق منطق قرآن، شیطان بر این دو گروه سلطه دارد.
مردم تصوّرات نادرستى از شیطان دارند. خیال مى کنند ممکن است بدون اختیار اسیر شیطان شوند، در حالى که این تصوّر باطل است. تا به شیطان گذرنامه ندهند این موجود پلیدِ رانده شده از درگاه رحمت الهى، نمى تواند وارد کشور روح و جان انسان شود. آرى، تا انسان چراغ سبزى به شیطان نشان ندهد و گذرنامه اش را امضاء نکند، او قدرت نفوذ در انسان نخواهد داشت.
سؤال: چه چیزهاى زمینه نفوذ شیطان را فراهم مى سازد و به منزله چراغ سبز محسوب مى گردد؟
پاسخ: امور مختلفى زمینه ساز نفوذ شیطان است، از جمله:
1ـ دوستان ناباب یکى از زمینه هاى مهمّ تسلّط شیطان است.
2ـ شرکت در مجالس گناه عامل دیگرى براى نفوذ شیطان است.
3ـ فیلم هاى فاسد و مفسد، کتاب هاى گمراه کننده، صحنه هاى تحریک آمیز، برنامه هاى ناسالم رادیوها، تلویزیون ها، ماهواره ها، اینترنت ها و مانند آن، زمینه تسلّط شیطان را فراهم مى سازد.
4ـ خلوت با زن بیگانه و نامحرم نیز از زمینه هاى نفوذ شیطان است. بدین جهت حتّى نماز و عبادت در چنین محلّ خلوتى صحیح نیست! ... و مانند این ها.
باید سعى کنیم با از بین بردن زمینه هاى نفوذ شیطان، خویش را از وسوسه هاى او حفظ کنیم و خود را از محدوده ولایت او خارج سازیم و جزء آن دسته از بندگانى شویم که شیطان سلطه اى بر آن ها ندارد.
بار الها! ما را از بندگان مخلص و نفوذناپذیر در برابر وسوسه هاى شیاطین قرار ده.

58 - راهوارترین مرکب، و بهترین زاد و توشه

قال على (علیه السلام):
«جَعَلَ الصَّبْرَ مَطِیَّةَ نَجاتِه وَ التَّقوى عُدَّةَ وَفاتِه»; «خدا رحمت کند کسى را که استقامت و صبر را مرکب راهوار نجات خویش قرار دهد، و تقوى را زاد و توشه مرگش سازد»(149).
شرح و تفسیر
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) انسان ها را در دنیا، به مسافرانى که عازم سفر دور دستى هستند تشبیه کرده است. هر مسافرى به سه چیز نیازمند است: 1ـ وسیله نقلیّه مناسب. 2ـ زاد و توشه کافى. 3ـ جادّه اى امن و امان از خطرات. اگر این وسایل براى مسافر مهیّا باشد به راحتى به سرمنزل مقصود مى رسد.
ما انسان ها مسافرانى هستیم که به سوى سراى جاویدان در حرکت هستیم و مانند همه مسافران نیازمند وسیله نقلیّه مناسب، زاد و توشه کافى و جادّه اى امن و امان هستیم.
امام (علیه السلام) در حدیث فوق به این موضوع اشاره مى کند و «صبر» را مرکب مناسبى براى این سفر طولانى و پرخطر معرّفى مى نماید; زیرا اگر انسان بر مرکب صبر سوار نشود، در همان گردنه هاى اوّل و دوم مى ماند. دنیایى که به تعبیر خود حضرت «ناملایمات آن را در برگرفته و بلایا و سختی ها آن را احاطه کرده است» (150)، بدون صبر و استقامت طی نمی شود. بنابراین مناسب ترین مرکب برای این سفر صبر است.
حضرت سپس «تقوى» را زاد و توشه این سفر معرّفى مى کند، تقوى و احساس مسؤولیّت انگیزه حرکت است، انسان بى تقوى و بى مسؤولیّت انگیزه حرکت ندارد، همان گونه که جامعه بى تقوى انگیزه حرکت ندارد. جامعه جهانى امروز هم از بى تقوایى رنج مى برد.
مردم اگر بخواهند آسایش زندگى دنیایى آن ها هم تأمین شود باید پرهیزکار باشند، تا چه رسد به وصول به بهشت و قرب پروردگار. رعایت تقوى در همه شاخه هایش، که بسیار گسترده است، نه تنها ضامن رسیدن کاروانیان قرب الى الله به سرمنزل مقصود است، بلکه طالبان دنیا هم مى توانند با این زاد و توشه، به هدف خود برسند.