110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

54 - رابطه شخصیّت و تقوى

قال على (علیه السلام):
«مَنْ اَحَبَّ الْمَکارِمَ اجْتَنَبَ الَْمحارِمَ»; «کسى که مى خواهد با شخصیّت شود باید از گناه پرهیز کند»(140).
شرح و تفسیر
تعبیرات زیادى در روایات دیده مى شود که آبرو و عظمت و عزّت در دنیا را نیز براى انسان هاى با تقوى مى داند. خداوند متعال مى فرماید: (َلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ); «عزّت فقط از آنِ خداوند و پیامبرش و مؤمنین به آن ها است»(141).
از سوى دیگر در برخى از روایات آمده است که فلان گناه آبروى انسان را مى برد و از شخصیّت وى مى کاهد. از مجموع این مطالب استفاده مى شود که رابطه اى بین تقوى و ارزش انسان در دنیا وجود دارد.
روایت فوق پیرامون همین مطلب سخن مى گوید، و حتّى یافتن شخصیّت مناسب اجتماعى را در سایه دورى از گناه و اطاعت پروردگار عالم مى داند. یعنى ثواب و عقاب تنها جزا و پاداش نیکوکار و گناهکار نیست، بلکه گناه و طاعت آثارى در همین دنیا دارد. و به تعبیر دیگر دین فقط براى جهان آخرت نیست، بلکه براى دنیا هم مفید است. مثلا شخصى که دروغ مى گوید، نهایتاً چند بار موفّق به پرده پوشى مى گردد، ولى بالاخره رسوا مى شود و پس از رسوایى ناشى از گناه، مردم دیگر به او اعتماد نمى کنند. بنابراین تقوى درختى است که ثمرات آن در دنیا و آخرت قابل استفاده است.
ضمناً فراموش نکنیم که نهال تقوى همه روزه احتیاج به آبیارى و مراقبت دارد و گرنه پژمرده مى گردد، روز و شب باید توبه و استغفار کرد. انسان هنگامى که از خانه بیرون مى رود باید خود را به خدا بسپارد و همواره مراقب اعضاى خویشتن باشد.

55 - راه بازگشت

قال على (علیه السلام):
«وَ لَو فَکَّروُا فى عَظیم الْقُدْرَةِ، وَ جَسیم النِّعْمَةِ، لَرَجَعُوا اِلَى الطَّریقِ، وَ خافُوا عَذابَ الْحَریقِ، وَ لکِنِ الْقُلُوبُ عَلیلَةٌ، وَ الْبَصائِرُ مَدْخُولَةٌ»; «اگر در عظمت نعمت پروردگار مى اندیشیدند، به راه راست بازمى گشتند، و از آتش سوزان مى ترسیدند; امّا دل ها بیمار و چشم ها معیوب است!»(142)
شرح و تفسیر
مردم عالَم سه گروهند:
1ـ کسانى که در صراط مستقیم الهى هستند، نه طریق افراط را مى پیمایند و نه راه تفریط.
2ـ گروهى که بیراهه مى روند، این ها یا «مغضوب علیهم» هستند و یا جزء «ضالّین» مى باشند.
3ـ عدّه اى که گاه در راه مستقیم حرکت مى کنند و گاه بیراهه مى روند.
حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) در روایت بالا راه بازگشت تمام کسانى که از صراط مستقیم منحرف شده اند را چنین بیان مى کند: بازگشت به صراط مستقیم تنها در سایه تفکّر و اندیشه حاصل مى شود. به هر صدا و شعارى نباید چشم و گوش بسته پاسخ گفت; زیرا این کار سبب خروج از راه مستقیم مى شود.
سؤال: اندیشه در چه مسائلى انسان را به صراط مستقیم بازمى گرداند؟
پاسخ: جواب این سؤال در خود روایت آمده است; حضرت مى فرماید در دو چیز فکر کنید:
1ـ «فى عَظیم الْقُدْرَةِ» در قدرت عظیم و بى انتهاى پروردگار عالم اندیشه کنید و آن را باور نمایید. بدانید که همه چیز به دست پر قدرت اوست; عزّت و ذلّت، سعادت و شقاوت، پیروزى و شکست، ارتقاء و سقوط و خلاصه همه چیز به دست با کفایت اوست و در حقیقت ما در برابر اراده او از خود اراده اى نداریم.
2ـ «جَسیم النِّعْمَةِ» در نعمت هاى فراوان و بى انتهاى الهى نیز فکر کنید! چگونه بیراهه رفته ایم؟ در حالى که از بدو تولّد و حتّى قبل از آن، تا پایان زندگى غرق در نعمت هاى او هستیم; نعمت هاى فراوانى که حتّى قدرت شمردن آن ها را نداریم!(143).
اگر منحرفین از راه مستقیم در این دو مطلب اندیشه و تفکّر کنند به راه راست باز مى گردند، ولى چون قلب هاى علیل و چشم هاى نابینا دارند نمى توانند با چشم نابینا نعمت هاى الهى را ببینند و با قلب علیل قدرت پروردگار را درک کنند، بدین جهت به راه مستقیم برنمى گردنند. چنین انسان هایى ابتدا باید ابزار شناخت خویش را اصلاح کنند. سپس با قلب و فکرى سالم در قدرت بى انتهاى پروردگار اندیشه و تفکّر کنند. و با چشمى بینا و سالم نعمت هاى فراوان و غیر قابل شمارش خداوند مهربان را ببینند، تا به راه راست باز گردنند.

56 - راه سلامت و عافیت

قال على (علیه السلام):
«اَلْعافیَةُ عَشَرَةُ اَجْزاء تِسْعَةٌ مِنْها فِى الصَّمْتِ اِلاّ بِذِکْرِ اللهِ وَ واحِدٌ فى تَرْکِ مُجالَسَةِ السُّفَهاءِ»; «عافیت ده جزء دارد، که نُه جزء آن در سکوت است، مگر این که ذکر خدا باشد (که منافاتى با عافیت ندارد) و یک جزء آن ترک همنشینى با سفیهان است»(144).
شرح و تفسیر
اگر سؤال شود راه از بین بردن گناه و نافرمانى اشخاص، خانواده ها، کشورها، و خلاصه همه مردم جهان چیست؟
در پاسخ مى گوییم: دو عامل مهمّ براى رسیدن به این هدف والا لازم است:
نخست این که زمینه هاى ذهنى، روحى و اخلاقى پرورش یابد و حالت تقوى، که سدّى در برابر هجوم شهوات است، در انسان به وجود آید. این حالت هرچه قوى تر باشد مصونیّت انسان بیش تر خواهد بود.
دیگر این که زمینه هاى خارجى گناه از بین برود، نه آن که به بهانه آزادى هر روز مقدّمات و زمینه هاى بیش ترى براى گناه فراهم گردد!
مخصوصاً جوانانى که در معرض گناه و طغیان شهوات هستند باید به این دو عامل توجّه ویژه اى داشته باشند; در مجالس گناه شرکت نکنند، داستان هاى هوس انگیز و رمان هاى عشقى مطالعه نکنند، با دوستان ناباب، که آن ها را تشویق به گناه مى نمایند، معاشرت ننمایند و از سایر مقدّمات و زمینه هاى گناه نیز اجتناب کنند.
اگر در معارف و احکام اسلامى دقّت کنیم، دستوراتى در هر دو زمینه خواهیم یافت. خداوند متعال نه تنها اجازه گناه نمى دهد و گناهکار را مجازات مى کند، بلکه اگر کسى آن گناه را به طور علنى انجام دهد مجازات مضاعف دارد! نه تنها قمار را حرام مى نماید، بلکه خرید و فروش و نگهدارى آلات قمار را نیز تحریم مى کند. نه تنها خوردن شراب و هر نوع مایع مست کننده اى را ممنوع مى کند، بلکه باغبان انگور شراب، کارخانه سازنده شراب، وسیله نقلیّه اى که شراب و انگور را حمل و نقل مى کند، انباردار شراب، فروشنده شراب، خریدار شراب، ساقى شراب را نیز مورد لعن و نفرین قرار مى دهد!(145).
از این مقدّمه کوتاه پاسخ مغالطه اى که بعضى مطرح مى کنند روشن مى شود. مثل این که مى گویند: «زن ها باید آزاد باشند هر کس مایل بود حجاب را رعایت کند و هر کس مایل نبود مراعات نکند! مردم در انجام یا ترک بقیّه واجبات و محرّمات هم آزاد باشند، هر کس هر چه را خواست انتخاب کند!».
بطلان این سخن بسیار روشن است. همه عقلاء مى گویند مردم را نباید لب پرتگاه برد و آزاد گذاشت، همه عقلاء لب پرتگاه نرده مى کشند، همه عقلاء لب پنجره ها نرده مى کشند و با استدلال فوق جان خود و فرزندانشان را به خطر نمى اندازند.
امام على (علیه السلام) در روایت فوق، عافیت معنوى، یعنى سلامت از گناه، را داراى اجزاء دهگانه مى داند که نُه جزء آن در سکوت است; مگر این که انسان مشغول ذکر خدا باشد. چون قسمت عمده گناهان با زبان انجام مى شود، لهذا نُه جزء عافیت در سکوت است. سى گناه کبیره با زبان انجام مى شود و لهذا باید سعى کنیم کمتر سخن بگوییم، وقتى کمتر حرف بزنیم کمتر خطا مى کنیم. بنابراین سکوت بسیار با اهمیّت است، به گونه اى که مى توان افراد را از زبانشان شناخت.
جزء دهم عافیت، که یکى از زمینه هاى گناه است، ترک مجالس گناه مى باشد; یعنى حضور در مجلس گناه حرام است هر چند دیگران گناه کنند و شما مرتکب گناه نشوید، بلکه فقط ناظر گناه آنان باشید.
اشخاص، خانواده ها، کشورها و خلاصه تمام مردم جهان با عمل به این گونه روایات مى توانند خویش را در مقابل گناه و معصیت بیمه نمایند.