110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

50 - دو چیز مایه هلاکت مردم است!

قال على (علیه السلام):
«اَهْلَکَ النّاسَ اثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ»; «دو چیز مردم را به هلاکت افکنده است: وحشت و ترس از فقر، و تمنّاى افتخارات موهوم»(132).
شرح و تفسیر
اگر درباره علل افزایش تجاوزها، سرقت ها، رشوه خوارى ها، دزدى ها، کم فروشى ها در أشکال مختلف، و همچنین تلاش هاى بى رویه آزمندانه و چپاولگرانه جمع کثیرى از مردم دقّت کنیم، مى بینیم که دو عامل فوق اثر عمیقى در پیدایش غالب این رویدادها دارد.
عدّه اى با داشتن همه چیز، فقط به خاطر ترس از فقر (دقّت کنید ترس از فقر، نه فقر واقعى!) و یا به قول خودشان براى «تأمین آینده»! دست به هر کار خلافى مى زنند. و جمعى نیز آرامش زندگى و روح خود را فداى چشم هم چشمى ها و جلب افتخارات موهوم مى کنند، در حالى که اگر این دو صفت زشت را رها کنند، زندگى راحت و آسوده اى خواهند داشت(133).
تعبیر به «اهلک الناس; مردم را هلاک کرده ... » ممکن است اشاره به هلاکت معنوى و دورى از خدا و گرفتار شدن در چنگال گناهان بوده باشد، و نیز ممکن است اشاره به هلاکت ظاهرى و جسمانى و به اصطلاح «فیزیکى» باشد; چرا که خوف فقر و آرزوى افتخارات موهوم و برترى جویى ها، انسان را وادار به کارهاى خطرناکى مى کند که گاه جان خود را نیز بر سر آن مى نهد.
اضافه بر این «خوف فقر» و «طلب فخر» دو عامل ویران گر اعصاب است که پیوسته اعصاب انسان را در هم مى کوبد و آرامش را از او سلب مى کند و مانند «خوره» او را از درون مى خورد و به مرگ زودرس گرفتار مى سازد. جمع میان دو تفسیر نیز دور از حقیقت نیست.

51 - دور افتادگان از رحمت خدا

قال على (علیه السلام):
«مَنْ وَجَدَ ماءً وَ تُراباً ثُمَّ افْتَقَرَ، فَاَبْعَدَهُ اللهُ»; «کسى که آب و زمین در اختیار داشته باشد و با این حال فقیر و نیازمند گردد، از رحمت خدا به دور باد!»(134)
شرح و تفسیر
از احادیث اسلامى این حقیقت به خوبى استفاده مى شود که مسلمانان جهان باید از تمام منابع مختلف; دامدارى، کشاورزى، منابع و معادن زیر زمینى، حرفه و صنعت و تجارت، براى مبارزه با فقر استفاده کنند، حتّى اگر ملّتى تنها یکى از این سرمایه ها را در اختیار داشته باشد، باید به وسیله آن، خلأاقتصادى کشور خود را پر کند، تا چه رسد به این که همه آن ها را در اختیار داشته باشد. و اگر چنین نکند ملّتى نفرین شده و دور از رحمت خدا و روح اسلام خواهد بود. نیاز به دیگران در هر صورت از نظر اسلام زشت و نکوهیده است(135).
براى این که بدانیم تا چه اندازه در کشور اسلامى ما ایران به این روایت عمل شده، به ذکر یک خبر قناعت مى کنیم و قضاوت را بر عهده شما خواننده عزیز مى گذاریم:
در گزارش سازمان ملل متّحد درباره ایران آمده بود:
«ایران امسال بیش از هفت میلیون تُن گندم نیاز خواهد داشت!».
به گفته بعضى از آگاهان، ایران در حالى به بزرگ ترین وارد کننده گندم در جهان تبدیل شده است که داراى شش میلیون هکتار زمین زراعى قابل کشت است!(136).
به یقین همه کسانى که قدرت دارند باید به پا خیزند و این لکّه نیاز را از دامان این کشور بزرگ اسلامى بشویند.

52 - دیده و دل

قال على (علیه السلام):
«اَلْعَیْنُ رائِدُ الْقَلْبِ»; «چشم پیشقراول و دیده بان قلب است»(137).
شرح و تفسیر
این حدیث کوتاه و پر معنى، ممکن است اشاره به جهات مثبت یا منفى چشم باشد.
مثلا، ممکن است شخصى ـ نعوذ بالله ـ چشم چران باشد و این بیمارى از چشم به قلب او منتقل شود و بدین وسیله قلب او در تسخیر شیطان قرار گیرد. یک نگاه ممکن است سر چشمه از هم پاشیدگى خانواده ها، اختلافات، و حتّى ضرب و قتل شود!
در روایتى پیرامون خطر این گناه بزرگ مى خوانیم: «اَوّلُ نَظْرَة لَکَ وَ الثّانِیَةُ عَلَیْکَ وَ لا لَکَ وَ الثّالِثَةُ فیها الْهَلاکُ; در نگاه اوّل (که غیر اختیارى است) چیزى بر تو نیست و نگاه دوم که اختیارى است به ضرر توست، نه به نفع تو، و نگاه سوم (که در حقیقت إصرار بر گناه است) باعث هلاکت توست؟»(138).
و ممکن است که اشاره به جهات مثبت چشم باشد، مثل این که یک نگاه ممکن است انسان را از کفر به سوى ایمان و از شک به سوى یقین هدایت نماید. تفکّر در خلقت و آفرینش زمین و آسمان، که در قرآن مجید نسبت به آن سفارش شده، از راه دیدن این مناظر حاصل مى گردد.
به هر حال روایت فوق به جنبه هاى مثبت و منفى آثار چشم و تأثیر مهمّ آن بر قلب انسان و سعادت و شقاوت آدمى اشاره دارد.
پیام روایت این است که انسان باید چشمِ بازى داشته باشد و از آنچه مى بیند در جهت شناخت خویشتن و جهان پیرامون خویش بهره ببرد، سپس آنچه را دریافته است به دیگران منتقل کند.