110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

43 - حساب رس خود باش!

قال على (علیه السلام):
«مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ، وَ مَنْ غَفَلَ عَنْها خَسِرَ»; «هر کس به محاسبه اعمال خویش بپردازد سود مى برد و هر کس از آن غافل شود زیان مى کند»(115).
شرح و تفسیر
«محاسبه» در روایات اسلامى مورد تأکید ویژه اى قرار گرفته است و علماء سیر و سلوک پافشارى زیادى نسبت به آن مى کنند. محاسبه چیست؟
در پاسخ باید بگوییم: انسان در طول عمر خویش سرمایه هاى مهمّى دارد که مشغول خرج کردن و هزینه نمودن آن هاست، محاسبه آن است که مراقب باشد در مقابل هزینه نمودن این سرمایه هاى مهمّ، چه چیزى به دست مى آورد؟ آیا سرمایه هاى باارزشى همچون عمر، عقل، مذهب، ایمان و مانند آن را خوب به کار مى گیرد؟ خداوند اهل حساب و کتاب است و با این که علم او بى پایان است، براى همه انسان ها نامه عمل درست کرده، و اعمال و رفتار و کردار و عقاید آن ها را مورد محاسبه قرار مى دهد و چه نامه اعمال دقیق و منظّمى که کوچک ترین اعمال انسان در آن از قلم نمى افتد(116). تمام نظام هستى بر اساس حساب و کتاب حرکت مى کند. پس چرا انسان، که حتّى قطره اى از اقیانوس عالم هستى محسوب نمى شود، اهل حساب و کتاب نباشد؟!
ما باید خویشتن را هر روز، یا هفته اى یکبار، یا ماهى یکبار به حساب رسى بکشیم; چقدر عبادت خالص انجام داده ایم؟ چقدر به مردم خدمت کرده ایم؟ چه اندازه از حق و حقوق خود گذشت کرده ایم؟ آیا حق و حقوقى از دیگران پایمال نکرده ایم؟ آیا به دیگران بدهکار نیستم؟ و صدها سؤال دیگر; چون اگر اهل حساب و کتاب نباشیم شکست مى خوریم. ناگهان متوجّه مى شویم تمام سرمایه از کف رفته و در مقابل هیچ چیز به دست نیاورده ایم!
با این توضیح روشن شد که چگونه شخصى که به محاسبه نفس خویش مى پردازد سود مى برد و به چه شکل کسى که از محاسبه خویشتن غافل مى شود زیان مى کند و خسران مى بیند.

44 - حُسن عاقبت

قال على (علیه السلام):
«اِذا اَرادَ اللهُ بِعَبْد خَیْراً وَفَّقَهُ لاِِنْفاذِ اَجَله فى اَحْسَنِ عَمَلِه، وَ رَزَقَهُ مُبادَرَةَ مُهَلِه فى طاعَتِه قَبْلَ الْفَوْتِ»; «خداوند هنگامى که درباره کسى خیر و خوبى اراده کند، به او توفیق مى دهد که به هنگام پایان عمر در بهترین حال و اعمال باشد، و نیز او را موفّق مى دارد که قبل از پایان گرفتن عمر براى خود ذخیره اى کرده باشد»(117).
شرح و تفسیر
حُسن عاقبت داراى اهمیّت ویژه اى است. به همین جهت، دعا براى عاقبت به خیرى بسیار ارزشمند است.
با توجّه به این اصل که: «أجل خبر نمى کند» و براى پیک أجل، سالم و مریض، پیر و جوان، زن و مرد، شب و روز، کودک و بزرگ، عالم و جاهل و دیگر امور تفاوتى ندارد، انسان باید بسیار مواظب عاقبت امر خویش باشد. بعضى اشخاص به هنگام مرگ در بدترین حالات هستند; در مجلس گناه، در حال مستى، در حال سرقت و دزدى و مانند آن. و برخى دیگر در بهترین حالات; مثل این که نماز صبحش را خوانده و پس از نماز سر بر سجده شکر نهاده، و در همان لحظه به ملاقات خداوند مى شتابد. یا در حال طواف، یا در حال روزه، یا در جبهه و در حال جهاد و مانند آن جان به جان آفرین تسلیم مى کند.
به ما سفارش شده است که همیشه آماده باشیم، اگر گناهى کرده ایم توبه کنیم، اگر حقّى از کسى بر گردن داریم فوراً بپردازیم. و انجام این امور را به دیگران و آینده واگذار نکنیم.
معیار رستگارى، عقیده و اندیشه هایى است که هنگام مرگ همراه انسان است; چه بسیار افرادى بودند که در طول عمر خود در مسیر خدایى نبودند، ولى به هنگام مرگ عاقبت به خیر شدند!(118) و برعکس اشخاصى هم وجود داشتند که در طول زندگى به ظاهر در مسیر حق بودند، ولى عاقبت به شر گردیدند!.
رمز عاقبت به خیر شدن این است که انسان همیشه آماده باشد و حقوق الله و حقوق الناس را پرداخته باشد; چرا که در زمان حیات و زندگى ممکن است با قطراتى اشک دریایى از آتش را خاموش کرد، امّا بعد از مرگ پرونده ها بسته مى شود و امکان جبران وجود ندارد.

45 - حقّ تقوى

قال على (علیه السلام):
«مافاتَ الْیَوْمَ مِنَ الرِّزْقِ رُجِىَ غَداً زیا دَتُهُ، وَ ما فاتَ اَمْسِ مِنَ الْعُمُرِ لَمْ یُرْجَ الْیَوْمَ رَجْعَتُهُ. اَلرَّجاءُ مَعَ الْجائى وَ الْیَأْسُ مَعَ الْماضى، اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ)»(119); «آنچه امروز از بهره دنیا کم شده ممکن است فردا اضافه گردد، ولى آنچه دیروز از عمر گذشته، امروز امید بازگشتن آن نیست. امید به آینده است و نومیدى از گذشته! پس آن گونه که شایسته است از خدا بترسید و نمیرید مگر این که مسلمان باشید»(120).
شرح و تفسیر
حضرت در روایت فوق ابتدا یکى از ضعف هاى اجتماعى را مطرح مى کند، و آن این که: مردم نسبت به از دست دادن امکانات مادّى، که قابل جبران است، حسّاس هستند و بر آن افسوس مى خورند، امّا در مورد هدر رفتن سرمایه عمرشان، که قابل جبران نیست، حسّاسیّتى ندارند. در حالى که به مقتضى عقل، انسان نسبت به آنچه گذشته و قابل بازگشت نیست باید افسوس بخورد و درسى از گذشته بگیرد و قدر باقى مانده عمرش را بداند و زاد و توشه اى مهیّا سازد.
حضرت سپس به آیه 102 سوره آل عمران استدلال مى کند و به مردم سفارش مى نماید که «حقّ تقوى» را مراعات نموده، سعى کنند عاقبت به خیر شوند و با اسلام بمیرند.
سؤال: امام (علیه السلام) مى فرماید: حق تقوى را به جا آورید، حق تقوى چیست؟
پاسخ: در این مورد بین مفسّران قرآن اختلاف است، ولى آنچه مسلّم است این که حقّ تقوى یک مرتبه عالى از تقوى است. در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) حق تقوى چنین بیان شده است:
«اَنْ یُطاعَ فَلا یُعْصى وَ یُذْکَرَ فَلا یُنْسى وَ یُشْکَرَ فَلا یُکْفَرْ; حق تقوى و پرهیزکارى این است که پیوسته اطاعت فرمان خداوند کنى و هیچ گاه معصیت ننمایى، همواره به یاد او باشى و او را فراموش نکنى، و در برابر نعمت هاى او شکرگزار باشى و کفران نعمت ننمایى»(121).
سه نکته به عنوان «حق تقوى» در روایت امام صادق (علیه السلام) بیان شده است، که مهم تر از همه مسأله ذکر و یاد خدا است. ذکر خدا سرچشمه بسیارى از فضایل اخلاقى و موجب تربیت نفوس است. بدون شک به یاد خدا بودن ارتباطى تنگاتنگ با اطاعت خدا دارد، بلکه تمام مباحث تقوى پیوندى با معرفة الله دارد و هر قدر معرفة الله بالاتر رود و انسان بیش تر به یاد خدا باشد، تقواى او بیش تر مى شود.
بنابراین تقوى میوه درخت معرفة الله است، اگر من واقعاً معتقد باشم که خداوند از رگ گردن به من نزدیک تر است و همه جا حاضر و ناظر اعمال من مى باشد و به تفکّرات و تخیّلات و ذهنیّات من آگاه است، مرتکب گناه و خطا نخواهم شد. اگر معتقد باشیم عزّت و ذلّت به دست اوست، هرگز عزّت و ذلّت خود را در دست دیگران نمى دانیم.