110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

42 - حاصل ازدواج تنبلى و ناتوانى!

قال على (علیه السلام):
«اِنَّ الاَْشْیاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتِ ازْدَوَجَ الْکَسَلُ وَ الْعَجْزُ، فَنَتَجَ مِنْها الْفَقْرُ»; «هنگامى که هر چیزى با دیگرى ازدواج کرد، «کسالت» با «ناتوانى» ازدواج نمود و حاصل این ازدواج فقر و نادارى شد!»(113).
شرح و تفسیر
تعبیرى که در این روایت آمده بسیار زیباست. حضرت طبق این روایت مى فرماید: در آغاز خلقت، اشیاء مختلف با یکدیگر ازدواج کردند و در کنار یکدیگر قرار گرفتند، هر چیزى با کفو و چیز متناسب خویش ازدواج کرد و سنخیّت ها و تناسب ها در نظر گرفته شد، «کسالت» کفو و متناسب و هم سنخ «عجز» شناخته شد و با او ازدواج نمود و ثمره ازدواج آن ها «فقر» و «تنگدستى» و بدبختى بود.
در حقیقت در این روایت دو عامل و ریشه مهمّ فقر، که قابل اجتناب هم هستند، بیان شده است:
عامل اوّل تنبلى است; تنبلى راهى است که بدون شک به فقر و تنگدستى منتهى مى گردد.
و عامل دوم ناتوانى است; که این خود دو رقم است:
الف) ناتوانى هاى طبیعى، مثل این که شخصى از بدو تولّد نابینا بوده است.
ب) ناتوانى هاى خود خواسته کاذب، که فراوان است. نیروى واقعى هر انسانى ده برابر نیرویى است که به کار گرفته مى شود. این ادّعا به هنگام عصبانیّت قابل لمس است.
اگر در جامعه اى عجز و ناتوانى ها از بین برود، ناتوانى هایى که بر اثر تلقین به نفس منجر به إنزوا و سستى و خمودى مى گردد، و افراد جامعه باور کنند که توانا هستند، بدون شک تحوّلى عجیب رخ خواهد داد، و کلّ جامعه، افرادى متحرّک و پویا خواهند شد.
فقر و ناتوانى آثار سوء فراوانى به دنبال خواهد داشت، دین و ایمان و آبروى انسان را بر باد مى دهد، عزّت و استقلال را متزلزل مى کند و انسان را وابسته مى نماید. ایران در زمان شاه سلطان حسین آن قدر ضعف و سستى از خود نشان داد که افغان ها تمام کشور را اشغال کردند و ثروت آن را به یغما بردند. ولى همین ملّت عاجز و درمانده وقتى فرماندهى همچون «نادر» پیدا کرد و ضعف و سستى را کنار گذاشت، موفّق شد کشور خود را از لوث بیگانگان نجات داده و آن ها را بیرون کند.
در عصر و زمان خود ما، ملّت ایران قبل از انقلاب ذلیل و ناتوان بود، امّا با قیام امام خمینى (رحمه الله)آن نیروى پنهان در وجود مردم بسیج شد و همچون سیلى پرخروش بنیان طاغوت را برانداخت.
در عصر پیامبر (صلى الله علیه وآله)، آن حضرت با همان عرب هاى وحشى عصر جاهلیّت، که انواع ذلّت و زبونى در جامعه آنان دیده مى شد، پس از مدّت کوتاهى قسمت عمده دنیا را فتح کرد!.
ژاپنى ها در جنگ جهانى دوم تمام هستى خود را از دست دادند، امّا اراده و پشتکار خود را حفظ کرده و با تمام قوا به فعالیّت پرداختند، تا آن جا که هم اکنون قسمت عمده بازارهاى دنیا را در اختیار گرفته اند!.
انسان هاى موفّق قبل از طلوع آفتاب فعالیّت خویش را آغاز مى کنند و تا دیر هنگام نمى خوابند، تعطیلات فراوان ندارند و اساس برنامه آن ها بر کار و فعالیّت و عدم تعطیل است.
در روایتى مى خوانیم که: «عطسه از سوى خدا و خمیازه از شیطان است!»(114) فلسفه آن روشن است; زیرا انسان پس از عطسه سر حال و آماده فعالیّت مى شود، ولى هنگامى که خمیازه مى کشد، نشان از تنبلى و خستگى و میل به خواب دارد.
آخرین نکته این که فقر در این روایت تنها فقر اقتصادى نیست، بلکه فقر علمى را هم شامل مى شود. آدم هاى تنبل و ناتوان در علم هم راه به جایى نمى برند!.

43 - حساب رس خود باش!

قال على (علیه السلام):
«مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ، وَ مَنْ غَفَلَ عَنْها خَسِرَ»; «هر کس به محاسبه اعمال خویش بپردازد سود مى برد و هر کس از آن غافل شود زیان مى کند»(115).
شرح و تفسیر
«محاسبه» در روایات اسلامى مورد تأکید ویژه اى قرار گرفته است و علماء سیر و سلوک پافشارى زیادى نسبت به آن مى کنند. محاسبه چیست؟
در پاسخ باید بگوییم: انسان در طول عمر خویش سرمایه هاى مهمّى دارد که مشغول خرج کردن و هزینه نمودن آن هاست، محاسبه آن است که مراقب باشد در مقابل هزینه نمودن این سرمایه هاى مهمّ، چه چیزى به دست مى آورد؟ آیا سرمایه هاى باارزشى همچون عمر، عقل، مذهب، ایمان و مانند آن را خوب به کار مى گیرد؟ خداوند اهل حساب و کتاب است و با این که علم او بى پایان است، براى همه انسان ها نامه عمل درست کرده، و اعمال و رفتار و کردار و عقاید آن ها را مورد محاسبه قرار مى دهد و چه نامه اعمال دقیق و منظّمى که کوچک ترین اعمال انسان در آن از قلم نمى افتد(116). تمام نظام هستى بر اساس حساب و کتاب حرکت مى کند. پس چرا انسان، که حتّى قطره اى از اقیانوس عالم هستى محسوب نمى شود، اهل حساب و کتاب نباشد؟!
ما باید خویشتن را هر روز، یا هفته اى یکبار، یا ماهى یکبار به حساب رسى بکشیم; چقدر عبادت خالص انجام داده ایم؟ چقدر به مردم خدمت کرده ایم؟ چه اندازه از حق و حقوق خود گذشت کرده ایم؟ آیا حق و حقوقى از دیگران پایمال نکرده ایم؟ آیا به دیگران بدهکار نیستم؟ و صدها سؤال دیگر; چون اگر اهل حساب و کتاب نباشیم شکست مى خوریم. ناگهان متوجّه مى شویم تمام سرمایه از کف رفته و در مقابل هیچ چیز به دست نیاورده ایم!
با این توضیح روشن شد که چگونه شخصى که به محاسبه نفس خویش مى پردازد سود مى برد و به چه شکل کسى که از محاسبه خویشتن غافل مى شود زیان مى کند و خسران مى بیند.

44 - حُسن عاقبت

قال على (علیه السلام):
«اِذا اَرادَ اللهُ بِعَبْد خَیْراً وَفَّقَهُ لاِِنْفاذِ اَجَله فى اَحْسَنِ عَمَلِه، وَ رَزَقَهُ مُبادَرَةَ مُهَلِه فى طاعَتِه قَبْلَ الْفَوْتِ»; «خداوند هنگامى که درباره کسى خیر و خوبى اراده کند، به او توفیق مى دهد که به هنگام پایان عمر در بهترین حال و اعمال باشد، و نیز او را موفّق مى دارد که قبل از پایان گرفتن عمر براى خود ذخیره اى کرده باشد»(117).
شرح و تفسیر
حُسن عاقبت داراى اهمیّت ویژه اى است. به همین جهت، دعا براى عاقبت به خیرى بسیار ارزشمند است.
با توجّه به این اصل که: «أجل خبر نمى کند» و براى پیک أجل، سالم و مریض، پیر و جوان، زن و مرد، شب و روز، کودک و بزرگ، عالم و جاهل و دیگر امور تفاوتى ندارد، انسان باید بسیار مواظب عاقبت امر خویش باشد. بعضى اشخاص به هنگام مرگ در بدترین حالات هستند; در مجلس گناه، در حال مستى، در حال سرقت و دزدى و مانند آن. و برخى دیگر در بهترین حالات; مثل این که نماز صبحش را خوانده و پس از نماز سر بر سجده شکر نهاده، و در همان لحظه به ملاقات خداوند مى شتابد. یا در حال طواف، یا در حال روزه، یا در جبهه و در حال جهاد و مانند آن جان به جان آفرین تسلیم مى کند.
به ما سفارش شده است که همیشه آماده باشیم، اگر گناهى کرده ایم توبه کنیم، اگر حقّى از کسى بر گردن داریم فوراً بپردازیم. و انجام این امور را به دیگران و آینده واگذار نکنیم.
معیار رستگارى، عقیده و اندیشه هایى است که هنگام مرگ همراه انسان است; چه بسیار افرادى بودند که در طول عمر خود در مسیر خدایى نبودند، ولى به هنگام مرگ عاقبت به خیر شدند!(118) و برعکس اشخاصى هم وجود داشتند که در طول زندگى به ظاهر در مسیر حق بودند، ولى عاقبت به شر گردیدند!.
رمز عاقبت به خیر شدن این است که انسان همیشه آماده باشد و حقوق الله و حقوق الناس را پرداخته باشد; چرا که در زمان حیات و زندگى ممکن است با قطراتى اشک دریایى از آتش را خاموش کرد، امّا بعد از مرگ پرونده ها بسته مى شود و امکان جبران وجود ندارد.