110 سرمشق از سخنان حضرت علی علیه السلام

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

7 - آزادى انسان ها

قال على (علیه السلام):
«اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ آدَمَ لَمْ یَلِدْ عَبْداً وَ لا اَمَةً وَ اِنَّ النّاسَ کُلُّهُمْ اَحْرارٌ»; «اى مردم! از حضرت آدم (علیه السلام) غلام و کنیزى خلق نشده، بلکه تمام مردم آزاد هستند!»(17).
شرح و تفسیر
مخاطب حضرت در این روایت تمام مردم هستند; چون گروه خاصّى را مورد خطاب قرار نداده، بلکه تمام انسان ها را مورد خطاب قرار داده است. خطاب «یا اَیُّهَا النّاسُ» در مواردى است که جنبه حقوق بشر دارد، ولى خطاب هایى مانند «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» جنبه حقوق اسلامى دارد. طبق این روایت، همه مردم آزادند و اساس آفرینش انسان و فرزندان آدم بر حریّت و آزادى بوده است. و اگر در جایى این اصل نقض شود، جنبه استثنایى دارد. این نکته که مسأله آزادى انسان 1400 سال قبل توسّط اسلام مطرح شده، قابل تأمّل و دقّت است; زیرا در آن زمان حریّت یک اصل اساسى و یک ارزش شناخته نمى شد، برخلاف امروز که ارزشى بودن آزادى یک امر بدیهى است.
اصل لزوم آزادى مطلبى روشن، بلکه از بدیهیّات است و مورد قبول همه مى باشد و همه ملّت هاى تحت سلطه براى به دست آوردن آن مبارزه مى کنند. آنچه قابل توجّه و در خور دقّت مى باشد، دو چیز است:
1ـ چرا آزادى یک ارزش است؟ اگر نباشد چه مى شود؟ و اگر باشد چه رخ مى دهد؟ متأسّفانه فلسفه آزادى چیزى است که کمتر بدان پرداخته مى شود. فلسفه آزادى روشن است:
انسان نیروها و قابلیّت هایى دارد. در صورتى مى تواند این ها را به ثمر برساند که مانعى بر سر راه او نباشد، بتواند آزادانه علم و دانش را فراگیرد و در مسیر تکامل پیش برود، تکامل بر دو پایه استوار است الف: استعدادهاى درونى. ب: نداشتن مانع، بنابراین فلسفه آزادى انسان، استفاده وى از استعدادها و لیاقت هاى درونى است. و روشن است که شکوفایى استعدادهاى درونى انسان در محیطى آزاد بهتر تحقّق پیدا مى کند. رشد بوته اى که در یک گلدان هست با بوته اى که در یک زمین زراعتى کاشته شده قابل مقایسه نیست.
2ـ چه نوع آزادى مطلوب است؟
از آنچه در نکته اوّل گذشت روشن مى شود که آن نوع از آزادى مطلوب است که در مسیر تکامل انسان باشد. بنابراین این فلسفه آزادى حدود آن را تبیین مى کند، زیرا آزادى اقسامى دارد:
1ـ آزادى مطلق; این نوع آزادى فقط در دل جنگل ها و در بین حیوانات وحشى پیدا مى شود و بس. در چنین مکان هایى هر کسى هر کار بخواهد مى کند. و روشن است که هیچ کسى مدافع چنین آزادى نیست.
2ـ آزادى در محدوده قوانین بشرى که دائماً دست خوش تغییر و تفسیر است; کسانى که معتقد به دین نیستند، ولى قانون را قبول دارند آزادى آن ها باید در چارچوبه قانون باشد و واضح است که قانون تضادّى با آزادى ندارد، بلکه محافظ آن است.
3ـ آزادى در محدوده ارزش هاى الهى; آزادى پیروان مکاتب الهى در چارچوبه ارزش هاى دینى است، آن ها هرگز اجازه نمى دهند که به نام آزادى به حریم این ارزش هاى والاى الهى و انسانى تجاوز شود.
بدیهى است نوع اوّل آزادى مطلوب هیچ بشرى نیست، و نوع دوم سرچشمه انواع مشکلات و بدبختى هاست، و تنها نوع سوم است که مى تواند سعادت ما را تضمین کند و قبایى است که براى قامت انسان دوخته شده است.

8 - آسیابى در جهنّم!

قال على (علیه السلام):
«اِنَّ فى جَهَنَّمَ رَحىً تَطْحَنُ، اَفَلا تَسْئَلُونى ما طَحْنُها؟ فَقیلَ لَهُ: فَما طَحْنُها یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ؟ قَالَ: اَلْعُلَماءُ الْفَجَرَةُ، وَ الْقُرّاءُ الْفَسَقَةُ، وَ الْجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ، وَ الْوُزَراءُ الْخَوَنَةُ، وَ الْعُرَفاءُ الْکَذَبَةُ ...»; «در جهنّم آسیابى وجود دارد که همواره کار مى کند. آیا نمى پرسید که چه چیزى را خرد مى کند؟ پرسیده شد: خوراک این آسیاب چیست؟ حضرت فرمود: دانشمندان فاجر و منحرف، قاریان فاسق، حکمرانان ستمگر، وزیران خائن و کارشناسان دروغگو، خوراک آن آسیاب هستند!»(18).
شرح و تفسیر
آتش دوزخ براى مجازات گنهکاران کافى است. آتشى که از درون دل ها به بیرون زبانه مى کشد (الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ)(19). ولى براى برخى از جهنّمیان، از جمله گروه هاى پنج گانه فوق، عذاب هاى فوق العاده اى بر آن افزوده شده، که علّت آن ـ در مورد گروه هایى که در این حدیث مطرح شده ـ این است که از مقام و موقعیّت خویش سوء استفاده کرده اند. توجّه کنید:
اِنَّ فى جَهَنَّمَ رَحىً تَطْحَنُ: در جهنّم آسیابى وجود دارد که پنج گروه از انسان ها را، همانند گندمى که تبدیل به آرد مى شود، خرد مى کند! آیا نمى پرسید که چه کسانى خوراک این آسیاب هستند؟ مردم پرسیدند: اى امیرمؤمنان! این آسیاب چه کسانى را آسیاب مى کند؟ حضرت در جواب پنج گروه را برشمرد:
1ـ اَلْعُلَماءُ الْفَجَرَةُ: اوّلین گروه، عالمانى هستند که چراغ در دست دارند و راهزن دین و ایمان و عقاید و اعتماد مردمند، عالم فاجر و منحرف همانند دزدى است که چراغ در دست دزدى مى کند
چو دزدى با چراغ آید *** گزیده تر برد کالا!
2ـ وَ الْقُرّاءُ الْفَسَقَةُ: دومین گروهى که خوراک آن آسیاب هستند، قاریان فاسق مى باشند. تفاوت «علماء فاجر» و «قاریان فاسق» در این است که قاریان فقط معلّمان مردم در قرآن بودند، ولى علماء فاجر شامل معلّمان مردم در سایر علوم نیز مى شود. این ها اگر فاسق باشند خطرات زیادى خواهند داشت و چون پست آن ها مهم است و با روح و قلب مردم، مخصوصاً جوانان سر و کار دارند عذابشان هم شدید است.
3ـ وَ الْجَبابِرَةُ الظَّلَمَةُ: جابران ستمکار سومین گروهى هستند که خوراک آن آسیاب مى باشند. خطر این گروه در مرحله بعد از علماء فاجر و قاریان فاسق است; چون آن ها عقیده مردم را دگرگون مى سازند، ولى زمامداران ستمکار بر جسم مردم ستم مى کنند.
4ـ وَ الْوُزَراءُ الْخَوَنَةُ: وزیران جابران ستمکار هم در آن آسیاب خرد مى شوند. علّت این که به وزراء، خائن و به زمامداران، ظالم گفته شده این است که: این وزراء هم به پیشوایانشان خیانت مى کنند و بیراهه را به عنوان راه به آن ها نشان مى دهند و هم به خویشتن و ملّت خویش خیانت مى کنند.
5ـ وَ الْعُرَفاءُ الْکَذَبَةُ: منظور از «عرفا» در این جا کارشناسان مى باشد. بنابراین پنجمین گروه، کارشناسان و خبرگزاران و اهل خبره دروغگو هستند. تمام رسانه هاى جمعى که به نوعى آلوده به دروغ و ارائه خلاف حقیقت هستند مشمول این تعبیر مى باشند; رسانه هایى که باید معرّف خوبى ها و معروف ها و صراط مستقیم باشند، آلودگى ها و دروغ ها و بى بندوبارى ها را ارائه مى کنند و مردم را غافل و گرفتار انواع بدبختى ها مى سازند.
در ضمن از این حدیث معلوم مى شود که جامعه بر محور این پنج گروه دور مى زند، اگر این ها اصلاح شوند تمام جامعه اصلاح مى شود و اگر منحرف شوند همه جامعه تباه مى گردد. و نقطه انحراف تمام این ها یک چیز است و آن مقدّم داشتن منافع شخصى بر منافع اجتماعى و ارزش هاى مادّى بر ارزش هاى الهى!

9 - آفت ها!

قال على (علیه السلام):
«لِکُلِّ شَىْء آفَةٌ»; «هر چیزى آفتى دارد (در هر کار مراقب آفت ها باشید)»(20).
شرح و تفسیر
هر چیزى در جهان هستى، همان گونه که در روایت بالا آمده، آفت یا آفت هایى دارد; یعنى تمام موجودات عالَم آسیب پذیرند و نمى توان چیزى پیدا کرد که بى آفت باشد. به عنوان نمونه بدن خود ما انسان ها چقدر آسیب پذیر و پرآفت است. انواع و اقسام بیمارى ها، که از مرز هزاران نوع بیمارى مى گذرد، همواره سلامت انسان را تهدید مى کند. بدین جهت رشته هاى مختلف پزشکى براى مداواى آن ها به وجود آمده است، حتّى آفات یک عضو (مثلا چشم) آن قدر زیاد است که در جهان کنونى یک طبیب نمى تواند در همه مشکلات چشم متخصّص شود; بلکه چشم متخصّص هاى مختلفى دارد. روح انسان نیز چنین است; نباتات، حیوانات، جامعه انسانى و خلاصه همه چیز آفت دارد.
با توجّه به این اصل کلّى و فراگیر، باید در هر موفّقیت و موهبتى با دقّت مراقب آفات آن باشیم و گرنه پیروزى ها و نعمت ها در معرض خطر قرار مى گیرد. حضرت على (علیه السلام) در ادامه این سخن آفت نزدیک به سى نعمت را بیان کرده، که در این جا به چهار مورد آن مى پردازیم:
1ـ «آفَةُ الْوَرَعِ قِلَّةُ الْقِناعَةِ; آفت مهمّ تقوى (و نقطه آسیب پذیرى آن) قانع نبودن در زندگى است»(21). چیزى که انسان را به حرام مى اندازد، چیزى که آدمى را حریص بر استفاده از اموال شبهه ناک مى کند، چیزى که افراد ضعیف الایمان را به سوى ترک خمس و زکات سوق مى دهد، چیزى که باعث مى شود تا انسان براى کسب اموال بیش تر به آب و آتش بزند، قانع نبودن است! اگر زندگى انسان آمیخته با قناعت باشد، اداره آن آسان است. در حالات هارون الرشید نوشته اند که در جشن عروسى یکى از فرزندانش به جاى نُقل و سکّه، قطعه هایى از کاغذ که بر روى هر کدام نام یک آبادى نوشته شده بود بر سر عروس خود مى ریخت!(22) روشن است وقتى کسى بخواهد این کار را کند نمى تواند به حلال قناعت نماید، بلکه به ناچار آلوده به غصب و غارت و چپاول و دزدى و سایر کارهاى خلاف مى شود، ولى اگر قناعت کند دست به این کارها نمى زند.
2ـ «آفَةُ الْقَوِىِّ اسْتِضْعافُ الْخَصْمِ; آفت نیرومند، کوچک شمردن دشمنانش مى باشد»(23). نقطه آسیب قدرتمندان و جوامع قوى این است که دشمنان خود را کوچک مى شمارند. نگویید تهاجم فرهنگى مهم نیست! اگر فلان روزنامه توهین کرد، اهمیّتى ندارد! اگر فلان فیلم دهن کجى کرد، تأثیرى ندارد و ...; چون اگر دشمن را کوچک شمردى از او ضربه مى خورى.
3ـ «آفَةُ الدّینِ الْهَوى; هواى نفس آفت دین است»(24). هواى نفس دین انسان را بر باد مى دهد، آفت دین یک چیز درونى به نام هواى نفس است.
4ـ «آفَةُ الْعَقْلِ الْهَوى; هواى نفس آفت عقل انسان (نیز) هست»(25). هواى نفس عقل انسان را از کار مى اندازد و انسان را پراشتباه ظاهر مى کند. هواى پرستى حجاب مى شود. هواى پرستى هم آفت دین است و هم آفت عقل. آرى همه چیز آفت دارد، باید آفت ها را شناخت و با آن مبارزه کرد.