تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

ترویج معارف ناب در جامعه

براى این‌كه بتوانیم اسلام را در سطح جامعه ترویج كنیم و در واقع یك نظام مردمى ولى اسلامى داشته باشیم، باید سعى كنیم كه عموم مردم با معارف اسلامى آشنا گردند. طبعاً هرچه مردم با منابع اصیل اسلامى اُنس داشته باشند و هر قدر افراد با دانشمندان متخصص در علوم اسلامى ارتباط برقرار كنند از حقایق ناب اسلامى بیشتر بهره‌مند مى‌گردند‌؛ زیرا روند استفاده از منابع امكان دارد با آفت‌هایى توام باشد، وقتى مردم و طبقات تحصیل كرده را به متون اسلامى اعم از قرآن، حدیث و تاریخ دعوت مى‌كنیم، این عامل خواه ناخواه موجب مى‌شود كه سؤالاتى برایشان مطرح گردد، چون قرآن و منابع دینى و غیر دینى داراى مسایل مبهم و متشابهى هستند، متخصّصان باید این دشوارى‌ها را بیان كنند. كسانى كه علاقه دارند به طور مستقیم به منابع اسلامى مراجعه نمایند، گاهى سؤالاتى برایشان مطرح مى‌گردد كه یا دسترسى به عالمى ندارند كه آن ابهام و اشكال را براى آنان توضیح دهد و برطرف كند یا دوست دارند خودشان از منابع استفاده بكنند كه این شیوه سبب مى‌شود برداشت‌هاى نادرستى داشته باشند. امكان دارد انگیزه مراجعه به منابع اصلى و اصیل كاملا صحیح باشد ولى باید دانست مسایل دقیق و عمیقى در هر علمى و هر زمینه معرفتى وجود دارد كه جز با مراجعه به اهل فن و كارشناس آن رشته قابل حل نمى‌باشد. بنابراین ضمن تأكید بر اهمیّت دادن به منابع اسلامى و اُنس با آن‌ها به این نكته هم باید توجه داشته باشیم كه مسایل دقیق و ظریف و متشابه را باید از متخصّص مربوطه سؤال كرد و
﴿ صفحه 108 ﴾
اگر كسى بخواهد با ذوق و سلیقه شخصى خودش پاسخ این دشوارى‌ها و سؤالات را به دست آورد و یا با برداشت‌هاى خام و سطحى بخواهد به حقایقى دست یابد از خطا، اشتباه و انحراف مصون نخواهد بود و عملا موجب پراكندگى و اختلاف نظرها، پیدایش مذاهب و مسالك متعددى خواهد شد و این وضع برخلاف آن است كه قرآن ما را دعوت كرده كه از هرگونه پراكندگى و اختلاف اجتناب كنیم و در عرصه‌هاى فكرى براى جلوگیرى از تشتت و انحراف راهى جز همكارى با افراد خبره در معارف و استفاده از زحماتشان در هر رشته‌اى وجود ندارد.
بنابراین باید به جوانان عزیزمان كه علاقه‌مند به اسلام ناب هستند یادآور شویم اولا در متن اسلام مسایلى وجود دارد كه در زمینه علوم مربوطه نمى‌توان براى آنها پاسخ صحیحى ارائه داد. همانطورى كه اگر كسى ریاضیات ابتدایى را نخوانده باشد نمى‌تواند ریاضیات عالى را بخواند و بفهمد و در تمامى علوم، تا مقدمات را نگذرانند به مؤخّرات نمى‌رسند.
دانشجویى كه دو یا سه سال درس پزشكى خوانده است اجازه ندارد نسخه بنویسد و بیماران را معالجه كند بلكه حتى مجاز نیست كه براى درمان دردهاى خودش اقداماتى انجام دهد و مطمئن نیست كه مرض خودش را درمان نماید. بنابراین در هر علمى باید مراحلى را سپرى كرد و لازم است كه متخصص‌هاى آن دانش تأیید كنند كه فرد مورد نظر در آن علم، صاحب‌نظر شده است آن وقت است كه مى‌تواند اظهار نظر كند و شخصاً به حل مسایل آن دانش بپردازد و این راه عقلایى در همه جا
﴿ صفحه 109 ﴾
وجود دارد ولى متأسفانه كسانى ناآگاهانه و احیاناً گاهى هم آگاهانه براى گل‌آلود كردن آب زلال چشمه معرفت و منحرف كردن دیگران، این افكار را القا مى‌كنند كه شما به افراد خبره و متخصص احتیاجى ندارید و به خوبى مى‌توانید از كتاب و سنت استفاده كنید و این زمینه‌اى است براى این‌كه برخى افكار انحرافى القا گردد و افراد را از مسیر حق منحرف سازند. پس باید هوشیار باشیم و آن راه عقلایى كه همان مراجعه كردن به منابع اسلامى است چراغ راهمان قرار دهیم و آن را در راه شناخت اسلام اِعمال كنیم یا این‌كه خود آنقدر زحمت بكشیم كه متخصص و صاحبنظر شویم یا آن‌كه براى فهمیدن معارف اسلامى و حل مشكلات و معضلات به اهل نظر و خبره مراجعه نماییم والاّ از انحراف مصون نخواهیم بود و دیگر نه عذرى پیش خدا داریم و نه نزد خلق خدا و نه پیش وجدانمان.
﴿ صفحه 110 ﴾
﴿ صفحه 111 ﴾

فصل پنجم: نبوغ فكرى و علمى

﴿ صفحه 112 ﴾
﴿ صفحه 113 ﴾

سبك تفكر فلسفى

فلاسفه به سه دسته تقسیم مى‌گردند، مشائیین، اشراقیین و اصحاب حكمت متعالیه كه بدون شك علامه طباطبایى جزو سومین گروه به شمار مى‌آید و در واقع وى پیرو مكتب صدرالمتألهین مى‌باشد و لذا عُمده اصول فلسفى ایشان برگرفته و تحت تأثیر مُلاّصدرا است از قبیل اصالت وجود، تشكیك در وجود و مانند آن، در عین حال براى سبك تفكر و بحث و تدریس علاّمه مى‌توان امتیازاتى را در نظر گرفت و آن‌چه در این زمینه مهم مى‌باشد این است كه استادان فلسفه در اعصار اخیر، معمولا بحث‌هاى حكمت را با نكات ذوقى و عرفانى از یك سو و مطالب نقلى و اعتقادى از سوى دیگر آمیخته بودند، همچنین در كیفیت بحث چاشنى ادبى و شعر هم داشتند.
برخى از اساتید معاصر علاّمه هم این سبك را داشتند ولى ایشان مقیّد بودند حیثیت‌هاى بحث را از هم تفكیك كنند و لذا در درس فلسفه وى از نكات ذوقى، عرفانى، آیات و اخبار و نیز سروده‌هاى شاعران خبرى نبود. بالاتر از آن، این‌كه حتى در تدریس اسفار هر جا كه ملاّصدرا مطالب عرفانى را بیان مى‌كند یا استشهاد به آیات و روایات مى‌نماید،
﴿ صفحه 114 ﴾
ایشان از مطرح كردن آن‌ها امتناع مى‌نمود و مى‌فرمود اینها مطالب فلسفى نیست، آن‌ها را خودتان مطالعه كنید.
در واقع مرحوم علاّمه طباطبایى در تدریس مطالب فلسفى و عقلى تنها به استدلال‌هاى عقلى تكیه مى‌كردند و تأكید داشتند هر دانشى را باید با شیوه خودش مورد بررسى و پژوهش قرار داد. البته در نهایت مى‌توان نتایج علوم را با یكدیگر مقایسه و تطبیق نمود و سنجید ولى باید از خلط مباحث عقلى با نكات عرفانى و نقلى پرهیز كرد. این ویژگى علامه را در سبك تفكر فلسفى از معاصران و اقران و اساتید گذشته ممتاز مى‌نماید.