تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

ارتباط با دانشگاهیان

علامه به این برنامه اكتفا نكرد و با این‌كه دانشمندى حوزوى به شمار مى‌رفت و تحصیلات خویش را در حوزه نجف گذرانده بود و تلاش‌هاى
﴿ صفحه 103 ﴾
علمى خود را در حوزه علمیه قم متمركز كرده بود در عین حال براى ارتباط با دانشگاه و رابطه بین دانشمندان حوزه با اساتید دانشگاه اهمیت خاص قائل بود. بسیارى از استادان دانشگاه خدمت ایشان مى‌رسیدند و سؤالات خود را در محضر ایشان طرح مى‌كردند و علاّمه هم با آغوش باز، استقبال مى‌نمودند و این ارتباط موجب آن گردید كه به تدریج رابطه‌اى ثابت بین ایشان و اساتید برقرار شود و گاهى مشاهیر دانشگاهى در قم به محضر ایشان مى‌رسیدند. در مواقعى هم آن فیلسوف كبیر به تهران عزیمت مى‌نمودند و با این دانشوران جلسات مستمر علمى و فلسفى داشتند. در پرتو این محفل ارزنده ارتباط با پروفسور هانرى كربن فرانسوى برقرار گردید و این متفكر اروپایى یك سلسله از معارف دینى به خصوص حكمت اسلامى و عرفان شیعى را از پرتو پرفروغ علامه فرا گرفت. ایشان سؤالاتى را در موضوعات گوناگون اعتقادى و علمى مطرح مى‌كرد و علامه جواب‌هایى متناسب، برهانى و مستدل بیان مى‌فرمودند، مجموعه این مذاكرات و گفتگوها در چندین جلد كتاب تدوین گشت و آثار مزبور با كمك و همكارى پروفسور كربن و نیز اساتید دیگر به زبان انگلیسى و بعد زبان عربى ترجمه شد و همین آثار مأخذ آشنایى بسیارى از متفكران و محقّقان غربى با اسلام و تشیع، گردید. علاوه بر ارتباط مستقیمى كه خود ایشان با دانشگاهیان داشتند، شاگردان خویش را تشویق مى‌كردند كه این ارتباط را تقویت كنند. به طور مثال یك بار از ایشان پرسیدم آیا صلاح مى‌دانید كه جلسه تفسیرى در تهران داشته باشم و مقدارى از وقتمان صرف این كار شود با وجود این‌كه تا حدّى از درس
﴿ صفحه 104 ﴾
حوزه عقب خواهیم ماند، ایشان با تأكید فرمودند:حتماً این كار را انجام بدهید! چون آینده كشور اسلامى در اختیار دانشگاهیان مى‌باشد اگر این قشر با اسلام و معارف تشیع آشنا نشوند در آینده براى اسلامى شدن كشورمان امیدى نخواهیم داشت.

آفاق برون‌مرزى

اگرچه شرایط ایجاب نمى‌كرد كه علامه به طور مستقیم به خارج از كشور برود و بر مسایل فكرى و فرهنگى برون‌مرزى تأثیرگذار باشد زیرا اولا در داخل سرزمین ایران مسایل فراوانى بود كه باید حداقل به بخشى از آنها پاسخ داده مى‌شد، و نیز ثانیاً امكانات لازم براى ارتباط با خارج وجود نداشت مخصوصاً براى شخص ایشان كه در نهایت سختى زندگى مى كردند ولى علاّمه به طور غیر مستقیم و از طریق برخى محقّقان اروپایى و برخى دیگر اساتید دانشگاه كه آثارشان را مُعرّفى و ترجمه كردند، موفق شدند معارف اسلامى را در اقصى نقاط عالم و به خصوص در اروپا و امریكا منتشر كنند و به درون مجامع علمى و فرهنگى و دانشگاهى راه یابند و اساتید معروفى را این جانب در پاریس، بروكسل، نیویورك، واشنگتن و جاهاى دیگر ملاقات كردم كه با دیده احترام و تكریم به مرحوم علاّمه طباطبایى مى‌نگریستند و اشخاص دیگرى هم هستند كه گرایش به مذهب تشیع را مدیون آثار ایشان هستند.
در بسیارى از كشورهاى اسلامى كه شیعه هم نمى‌باشند، منبع شناخت
﴿ صفحه 105 ﴾
اسلامشان آثار علامه است. به عنوان نمونه در كشور اسلامى اندونزى(35) كه به لحاظ جمعیت بزرگ‌ترین سرزمین اسلامى در جهان اسلام است از تفسیر المیزان به عنوان یكى از منابع و متون اسلامى استفاده مى‌گردد و حتى ترجمه این اثر به زبان اندونزیایى در حال انجام است.

تبیین مبانى فكرى انقلاب اسلامى

علامه طباطبایى(رحمه الله) در مسایل انقلاب اسلامى هم نقش مهمى داشته است‌؛ زیرا این حركت بزرگ قبل از آن‌كه سیاسى و اجتماعى باشد، فرهنگى بود و براى پیروزى چنین انقلابى به فعالیت فرهنگى مستمرى نیاز بود، و علامه طباطبایى در تقویت این بُعد انقلاب بسیار تأثیرگذار بوده است.
شاهدش این مى‌باشد كه بسیارى از مسؤولین بزرگ نظام جمهورى اسلامى ایران از شاگردان ایشان هستند و از افكارشان الهام گرفته‌اند. آن زمانى كه كمتر صحبتى از حكومت اسلامى به میان مى‌آمد مرحوم علامه هم در اثر سترگ خود یعنى المیزان و نیز در برخى آثار دیگرش این موضوع مهم را مطرح كرد و مقالاتى به قلم ایشان در سال‌هاى اختناق سیاسى رژیم پهلوى درباره زعامت و رهبرى منتشر شد كه براى تبیین مبانى نظام اسلامى از منابع ارزشمندى به شمار مى‌روند.
تأثیرى كه وى در فراهم نمودن زمینه فرهنگى انقلاب داشتند، چشمگیر و غیر قابل انكار است. در آغاز نهضت اسلامى كه علماى حوزه
﴿ صفحه 106 ﴾
علمیه قم و سایر شهرستان‌ها، جلساتى تشكیل مى‌دادند و براى روشن نمودن افكار و اذهان مردم اعلامیه‌هایى صادر مى‌كردند، علامه در زمره برجسته‌ترین افرادى بود كه در این جلسات حضور مى‌یافت و برخى اعلامیه‌هایى كه به امضاى ایشان مى‌باشد در دسترس است. پس در واقع آن مفسّر عالیقدر در دو عرصه در پیشرفت انقلاب اسلامى، مؤثر بوده است یكى مشاركت در جلسات مشورتى با علما، اساتید و مراجع و انتشار اعلامیه(36) و دیگرى تبیین مبانى فكرى انقلاب چه در درسهایشان و چه در كتابهایشان.
امام خمینى به منظور هرچه فروزان‌تر ساختن آتش نهضت اسلامى مقامات روحانى قم را جهت مشاوره و تبادل نظر در مورد مسایل جارى كشور و اتخاذ تصمیم واحد به نشست هفتگى متوالى و منظم فراخواند. علامه طباطبایى به همراه فقهایى چون میرزا هاشم آملى، حاج شیخ مرتضى حائرى و تنى چند از اساتید برجسته و عالى‌مقام حوزه در این گردهمایى حضور مى‌یافت.
هنگامى كه از سوى دستگاه ستم در قانون اساسى اختلالى پدید آمد و دستبرد خائنانه‌اى به آن صورت گرفت تا انتخابات به نفع رژیم پهلوى صورت گیرد امام خمینى(قدس سره) در برابر این نیرنگ شاهانه كه در یاوه‌گویى‌هایى مى‌خواست تحریف قانون را اجراى قانون اساسى تلقّى كند‌؛ قد علم كرد و تصمیم به افشاگرى گرفت و موضوع مزبور را با مقامات روحانى كه در نشست فوق شركت كرده بودند مطرح كرد و طى اعلامیه‌اى مستدل، متقن و حساب شده كه شخصاً نوشت و نُه نفر از مراجع و علما آن را امضاء كردند از این توطئه خائنانه پرده برداشت. امضاى علامه طباطبایى در ذیل این اعلامیه دیده مى‌شود، متن این نوشتار افكار مسلمانان را علیه رژیم شاه به شدت تحریك كرد و ضربه كوبنده‌اى بر مغز علیل شاه وارد نمود. (جرعه‌هاى جانبخش، ص 329)
﴿ صفحه 107 ﴾