تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

تربیت دانشوران

در كنار این كوششهاى ارزنده و مُفید، علاّمه طباطبایى علاقه داشت میراث گذشتگان را احیا كند و بر این مواریث، سرمایه‌هاى گرانبهایى هم بیفزاید و فرهنگ تشیع را بارور كند. ایشان غیر از غنى نمودن بنیه علمى حوزه‌ها، اهتمامى خاص را به تربیت شاگردان نشان دادند. تنها وجود كتاب و مفاهیم علمى را براى جامعه اسلامى كافى نمى‌دانستند و عنایت خاصى داشتند كه دانشورانى كه پاسخگوى نیازهاى مردم باشند، تربیت گردند، در واقع علاوه بر تدریس و انتقال مفاهیم، تأكید و عنایت خاص بر تزكیه و خودسازى و تهذیب نفس شاگردان مى‌نمودند. در مكتب وى بزرگانى چون شهید مطهرى، شهید دكتر بهشتى و در درجه بعد شهید مفتح، شهید دكتر محمد جواد باهنر و افراد دیگرى به شكوفایى علمى و اخلاقى رسیدند. در یك سخن مى‌توان گفت كه شاید امروز هیچ دانشمند كارآمدى را در ایران اسلامى نداشته باشیم كه به طور مستقیم یا غیر مستقیم از حوزه درسى و پرتوهاى معنوى علامه بهره نبرده باشد.

ارتباط با دانشگاهیان

علامه به این برنامه اكتفا نكرد و با این‌كه دانشمندى حوزوى به شمار مى‌رفت و تحصیلات خویش را در حوزه نجف گذرانده بود و تلاش‌هاى
﴿ صفحه 103 ﴾
علمى خود را در حوزه علمیه قم متمركز كرده بود در عین حال براى ارتباط با دانشگاه و رابطه بین دانشمندان حوزه با اساتید دانشگاه اهمیت خاص قائل بود. بسیارى از استادان دانشگاه خدمت ایشان مى‌رسیدند و سؤالات خود را در محضر ایشان طرح مى‌كردند و علاّمه هم با آغوش باز، استقبال مى‌نمودند و این ارتباط موجب آن گردید كه به تدریج رابطه‌اى ثابت بین ایشان و اساتید برقرار شود و گاهى مشاهیر دانشگاهى در قم به محضر ایشان مى‌رسیدند. در مواقعى هم آن فیلسوف كبیر به تهران عزیمت مى‌نمودند و با این دانشوران جلسات مستمر علمى و فلسفى داشتند. در پرتو این محفل ارزنده ارتباط با پروفسور هانرى كربن فرانسوى برقرار گردید و این متفكر اروپایى یك سلسله از معارف دینى به خصوص حكمت اسلامى و عرفان شیعى را از پرتو پرفروغ علامه فرا گرفت. ایشان سؤالاتى را در موضوعات گوناگون اعتقادى و علمى مطرح مى‌كرد و علامه جواب‌هایى متناسب، برهانى و مستدل بیان مى‌فرمودند، مجموعه این مذاكرات و گفتگوها در چندین جلد كتاب تدوین گشت و آثار مزبور با كمك و همكارى پروفسور كربن و نیز اساتید دیگر به زبان انگلیسى و بعد زبان عربى ترجمه شد و همین آثار مأخذ آشنایى بسیارى از متفكران و محقّقان غربى با اسلام و تشیع، گردید. علاوه بر ارتباط مستقیمى كه خود ایشان با دانشگاهیان داشتند، شاگردان خویش را تشویق مى‌كردند كه این ارتباط را تقویت كنند. به طور مثال یك بار از ایشان پرسیدم آیا صلاح مى‌دانید كه جلسه تفسیرى در تهران داشته باشم و مقدارى از وقتمان صرف این كار شود با وجود این‌كه تا حدّى از درس
﴿ صفحه 104 ﴾
حوزه عقب خواهیم ماند، ایشان با تأكید فرمودند:حتماً این كار را انجام بدهید! چون آینده كشور اسلامى در اختیار دانشگاهیان مى‌باشد اگر این قشر با اسلام و معارف تشیع آشنا نشوند در آینده براى اسلامى شدن كشورمان امیدى نخواهیم داشت.

آفاق برون‌مرزى

اگرچه شرایط ایجاب نمى‌كرد كه علامه به طور مستقیم به خارج از كشور برود و بر مسایل فكرى و فرهنگى برون‌مرزى تأثیرگذار باشد زیرا اولا در داخل سرزمین ایران مسایل فراوانى بود كه باید حداقل به بخشى از آنها پاسخ داده مى‌شد، و نیز ثانیاً امكانات لازم براى ارتباط با خارج وجود نداشت مخصوصاً براى شخص ایشان كه در نهایت سختى زندگى مى كردند ولى علاّمه به طور غیر مستقیم و از طریق برخى محقّقان اروپایى و برخى دیگر اساتید دانشگاه كه آثارشان را مُعرّفى و ترجمه كردند، موفق شدند معارف اسلامى را در اقصى نقاط عالم و به خصوص در اروپا و امریكا منتشر كنند و به درون مجامع علمى و فرهنگى و دانشگاهى راه یابند و اساتید معروفى را این جانب در پاریس، بروكسل، نیویورك، واشنگتن و جاهاى دیگر ملاقات كردم كه با دیده احترام و تكریم به مرحوم علاّمه طباطبایى مى‌نگریستند و اشخاص دیگرى هم هستند كه گرایش به مذهب تشیع را مدیون آثار ایشان هستند.
در بسیارى از كشورهاى اسلامى كه شیعه هم نمى‌باشند، منبع شناخت
﴿ صفحه 105 ﴾
اسلامشان آثار علامه است. به عنوان نمونه در كشور اسلامى اندونزى(35) كه به لحاظ جمعیت بزرگ‌ترین سرزمین اسلامى در جهان اسلام است از تفسیر المیزان به عنوان یكى از منابع و متون اسلامى استفاده مى‌گردد و حتى ترجمه این اثر به زبان اندونزیایى در حال انجام است.