تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

سیماى جامعیت

از سال 1331 ه‌.‌ش كه براى ادامه تحصیل به قم آمدم، خوشبختانه از همان سال اوّل با مرحوم استاد علامه طباطبایى(رحمه الله) افتخار آشنایى پیدا كردم. ایشان آن موقع دو درس عمومى داشتند، یكى درس تفسیر كه روزهاى تعطیل در مسجد سلماسى قم، تدریس مى‌فرمودند، و دیگرى درس اسفار كه همه روزه جز ایام تعطیل، تدریس مى‌كردند. از همان موقع در درس‌هاى ایشان افتخار حضور به دست آوردم و با آشنایى افزون‌تر در جلسات خصوصى، یا اخلاقى و احیاناً مباحث فلسفى و معقول كه معمولا شب‌هاى پنج‌شنبه و جمعه تشكیل مى‌گردید، شركت مى‌كردم و از موقعى كه ایشان مشغول طبع تفسیر المیزان شدند، بنده هم، همكارى‌هایى در این خصوص انجام مى‌دادم، گاهى با رجوع به منابعش، و گاهى هم تصحیح متون حروف‌چینى شده را عهده دار بودم، همین طور ترجمه یك جلد از این تفسیر را به این جانب واگذار نمودند و موفق شدم به دستورشان دومین جلد از المیزان را به فارسى برگردانم.
در حوزه‌هاى علمیه بحمد‌الله اساتید بزرگ زیاد بودند و هستند ولى برخى از آنان ویژگى‌هایى خاص دارند كه موجب مى‌شود تحولاتى در
﴿ صفحه 94 ﴾
حوزه پدید آید و از بركات وجودشان بیشتر استفاده شود. علاّمه از معدود اساتیدى بود كه نه‌تنها در حوزه علمیه قم بلكه در جهان تشیع از خود تأثیر مهمى بر جاى نهاد. بعضى از این ویژگى‌ها مربوط به جنبه شخصى ایشان است و برخى به جنبه‌هاى علمى آن استاد بزرگ ارتباط دارد. یعنى بُعد عاقبت‌اندیشى و عُمق تفكرشان درباره رشته‌هایى كه برگزیدند و نیازهاى اساسى جامعه را با این انتخاب درست تشخیص دادند و براى آنها چاره‌اندیشى كردند.
مجموع این ویژگى‌ها ایشان را به عنوان شخصیت اسلامى ممتاز معرفى كرد كه امروزه بركات وجودیشان در داخل و خارج ایران مشهود است و در بسیارى از مناطق جهان اعم از نواحى مسلمان‌نشین و سرزمین‌هاى غیر اسلامى، مردم با توجه به آثار ایشان با مباحث اسلامى آشنا شده‌اند. اغلب آثارشان به عنوان منابع شناخت اسلام، معرفى گردیده و به زبان‌هاى دیگر ترجمه شده است. در بسیارى از جاها كه رفته‌ام و با مردمانى تماس داشته‌ام ملاحظه نمودم علامه طباطبایى به عنوان شخصیتى برجسته تأثیر فرهنگى عمیقى بر آنان گذارده است كه رمز این توفیق از یك طرف در وسعت و عمق معلومات ایشان نهفته بود و از سوى دیگر از حُسن تدبیر، دوراندیشى، اخلاص و فداكارى آن بزرگ‌مرد علم و دین نشأت مى‌گرفت.

توجه به عالم قدس و ملكوت

یكى از جنبه‌هاى جالب در زندگى ایشان بُعد اخلاقى و عرفانى است.
﴿ صفحه 95 ﴾
هركس یك یا چند جلسه با ایشان مى‌نشست و معاشرت مى‌كرد به خوبى احساس مى‌نمود كه وى از نظر خُلق و خوى داراى چه مرتبه ممتازى مى‌باشد، غیر از آن، در آداب معاشرت، ارتباط با دیگران، حسن برخورد، فُروتنى و مهربانى و این قبیل صفات و خصال حمیده، نیز ایشان اُسوه بودند. انسان احساس مى‌كرد كه ایشان از نظر معنوى مقام شامخى دارد. در یكى از اعیاد اسلامى عدّه‌اى براى عرض تبریك خدمت ایشان آمده بودند جوانى كه گویا رایحه عرفان و معنویت به مشامش رسیده و در كنار من نشسته بود وقتى مى‌خواست آن جلسه را ترك گوید، زیر لب زمزمه كرد: در شگفتم كه چگونه زمین عظمت این شخصیت را تحمّل مى‌كند. حالتى جالب و اعجاب برانگیز در ایشان مشاهده مى‌گردید كه مأنوسین با وى متوجه مى‌شدند از نظر معنوى با دیگران تفاوت دارد.
تقریباً در تمامى حالات، حتى هنگام تدریس كه بیشتر توجه انسان به سوى مخاطب جلب مى‌شود مشهود بود كه توجه ایشان به ساحت قدس الهى قطع نمى‌گردد و علاّمه آن‌چنان خودشان را در اختیار بحث‌ها و شاگردان قرار نمى‌دادند كه كاملا در دیگران مستغرق شوند، معمولا وقتى مشغول تدریس بودند، نگاهشان را كأنّه به سقف مى‌دوختند و توجّه زیادى به افراد نمى‌كردند حتّى اگر كسى سؤالاتى داشت وقتى ایشان مى‌خواست جواب دهد، در چشم افراد خیره نمى‌گردید و این ویژگى مؤیّد آن بود كه همیشه دلشان متوجّه مقام قدس الهى است و نمى‌خواستند این حالات معنوى و عرفانى لحظه‌اى قطع شود و از بین برود، به كرّات اتفاق مى‌افتاد كه ایشان در كوچه و خیابان كه در حال
﴿ صفحه 96 ﴾
حركت بودند و ما با ایشان برخورد مى‌نمودیم، سلامى مى‌كردیم و علاّمه جواب كوتاهى مى‌دادند و اصلا توجه نمى‌نمودند كه سلام كننده چه كسى بود؟ مگر كسى بسیار نزدیك مى‌رفت و سؤالى مى‌كرد كه ناگزیر مى‌شدند به او توجّه كنند امّا عمق دلشان معطوف به جاى دیگرى بود. در هر حال آنچه درباره ایشان شنیدیم و در آثارشان نیز مشاهده كردیم این است كه آن مفسّر حكیم از برجسته‌ترین شاگردان عارف نامدار آیت‌الله سید على قاضى طباطبایى،(32) استاد معروف اخلاق و عرفان در نجف، بودند و علامه از بنى اعمام و دست‌پروردگان آن مرحوم به شمار مى‌آمدند. مرحوم قاضى در مراتب معنوى، سیر و سلوك به كمالاتى ویژه دست یافته بود، این‌ها مسایلى بود كه ما مى‌توانستیم درك كنیم امّا حقیقت مراتبى كه ایشان به آن نائل شدند در این مبحث نمى‌گنجد و از حد فهم مثل بنده‌اى خارج است.

محصول اخلاص

نكته‌اى دیگر را هم لازم دیدم برایتان بیان كنم، ایشان (علامه) از استاد اخلاقشان نقل كرده‌اند اگر كسى ضمانت كند نمازش را اول وقت به جاى
﴿ صفحه 97 ﴾
آورد ما تضمین مى‌نماییم كه او به مقامات عالى معنوى و معرفتى برسد! ملاحظه نمایید به‌سوى خدا رفتن چندان مشكل نیست باید این تقیّد و اراده را براى انجام امور عبادى در خود بوجود آورد و تقویت كرد. مرحوم آیت‌الله قاضى با ادب ویژه‌اى و با وضو رو به قبله قرآن را به دست مى‌گرفت و آن را تلاوت مى‌نمود، جاى خلوت ومكانى كه صداى دیگر و چیزى‌نباشد انتخاب مى‌كرد و تمام توجه ایشان به مفاد آیات بود، خصوصاً نیمه‌هاى شب و وقت سحر: «إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُودا»(33) یكى هم توسّل به امام حسین(علیه السلام)، فرموده بود اگر به جایى رسیده‌ام در پرتو قرآن و آقا اباعبدالله است. شاگردانش از جمله علامه‌طباطبایى، آیات‌عظام بهجت، و دیگران خاطرنشان ساخته‌اند كه آن بزرگوار از نوادر روزگار بود و در اخلاق و عرفان به اوجى رسیده بود كه دیگران كمتر نائل شده‌اند. آن وقت مى‌گفت همه این مقامات را از بركت قرآن و توسل به سیدالشهدا(علیه السلام) دارم. اجمالا معامله با خدا كار چندان دشوارى نمى‌باشد ولى پروردگار نیّت خالص، قلب پاك و درون سالم مى‌خواهد. اگر با اخلاص به درب خانه خدا برویم و بگوییم تنها بنده تو هستیم مطیع فرمانت مى‌باشیم، در دلمان چیزهاى دیگر را راه نمى‌دهیم، دل‌بستگى‌ها را گسسته‌ایم، چندان مشكل نمى‌باشد. حتى مى‌توانیم بگوییم خدایا ما با همین حال به درگاهت آمده‌ایم، اگر هم آلوده‌ایم، پاكمان كن، این را اگر جدّى و از اعماق وجود بگوییم، خداوند متعال روزنه‌هاى رحمتش را مى‌گشاید و بر دل و ذهن ما سرازیر مى‌نماید.(34)
﴿ صفحه 98 ﴾