تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

برداشت‌هاى نادرست

كسانى كه درصدد ایجاد تردید در اذهان مردم و گمراه كردن دیگران باشند مى‌توانند حتى از روشن‌ترین آیات قرآن هم سوء استفاده كنند، به خصوص در بحث‌ها و جدل‌ها مى‌توان شك و تردید كرد كه به سادگى نمى‌توان جواب آن‌ها را داد. تنها كسانى كه دلى پاك و نیّتى خالص و روحى پالایش شده داشته باشند مى‌توانند درست استفاده نمایند. در خود قرآن مى‌خوانیم «فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغاءَ تَأْوِیلِه» كژاندیشان براى فتنه‌جویى و تأویل قرآن به دنبال آیات متشابه مى‌روند. و در نهج‌البلاغه آمده است كه وقتى حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) عبدالله ابن عباس (حِبر الامة) را براى بحث با خوارج فرستادند، فرمودند با آنان با قرآن بحث نكن زیرا كلام وحى «ذو‌وجوه» است و سفارش مى‌نمودند بر اساس كلمات صریح و رفتار رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) با آن‌ها مجادله نما.
پس این‌طور نیست كه وقتى مى‌گوییم قرآن بالاترین منبع است، دیگر جاى غرضورزى و استفاده منفى و امثال این‌ها وجود ندارد و چنین راه‌هایى مسدود مى‌باشد. نمونه‌اش را در برخى گروهك‌هاى قبل از انقلاب و پس از پیروزى این حركت اسلامى ملاحظه كرده‌اید كه تفسیرهایى هم نوشتند مانند گروهك فرقان و احزاب و فرق دیگرى كه وجوه مشتركى با آنان دارند، آنان از آیات قرآن براى رسیدن به اهداف
﴿ صفحه 87 ﴾
پلید خود سوءاستفاده كرده‌اند ولى كسانى كه طالب حق‌اند و غرضى و مرضى ندارند و با ذهنى سالم و عُرفى بخواهند از قرآن كریم بهره‌مند شوند، به خوبى‌توانند از حقایق قرآن استفاده كنند. بنابراین باید بیش از هر چیز در حوزه‌هاى علمیه به قرآن كریم اهتمام ورزیم البته این بدان معنا نیست كه صرفاً به بحث قرآنى اكتفا شود و سنّت و عقل به كنارى نهاده شود. بزرگ‌ترین منّت الهى بر ما این است كه این كلام ملكوتى را در میان ما محفوظ نگه داشته است تا با مراجعه به آن بتوانیم خطوط اصلى دین را بشناسیم و در این مسیر انحرافى برایمان پیش نیاید البته اشتباهات جزئى در مسایل فرعى و امثال این‌ها همیشه بوده و هست و خواهد بود.

لزوم آموزش‌هاى تفسیرى

امّا مى‌پردازیم به كیفیت طرح قرآن در برنامه‌هاى درسى و این‌كه طلبه‌ها از كى باید به تفسیر و علوم قرآنى بپردازند، ما یك رشته مسایل و معلوماتى داریم كه باید در برنامه‌هاى عمومى حوزه گنجانیده شود و هركسى كه باید معلوماتى از حوزه را دارا باشد، یعنى اولین دوره تحصیلى حوزه را گذرانیده باشد باید آن معلومات را به خوبى بداند و آن آگاهى‌هاى عمومى است كه براى تمامى روحانیان و دست‌اندركاران آموزش دینى لازم است. از آن جمله آشنایى با قرآن كریم مى‌باشد كه باید در سطحى بالا مطرح گردد، به عنوان مثال طلبه‌اى كه سطح مى‌خواند امكان دارد قبل از به پایان رسانیدن این مقطع تحصیلى به تلاشى آموزشى، فرهنگى و تبلیغى روى آورد و به عنوان امام جماعت، مُبلّغ، یا
﴿ صفحه 88 ﴾
واعظ و احیاناً در اداره عقیدتى سیاسى مشغول كار شود. این فرد باید تا حدودى با قرآن و مباحث آن آشنا شود چنان‌كه تا حدّى با مسایل دیگر نیز باید آشنایى لازم را به دست آورد.
یك سؤال در اینجا طرح است و آن این‌كه در این دوره عمومى معلوماتى كه باید براى همه طلاب در برنامه قرار مى‌گیرد، قرآن به چه صورتى گنجانیده شود. یك پرسش دیگرى نیز به ذهنمان مى‌رسد و آن این است كه قاعدتاً بعد از معلومات عمومى باید رشته‌هاى علوم از هم تفكیك شده و در هر رشته‌اى متخصصینى داشته باشیم امّا چرا این‌گونه نیست، البته حوزه متخصصینى در فقه و اصول دارد ولى افرادى كه در رشته‌هاى دیگر تخصص داشته باشند كم‌اند و باید در برنامه‌هاى آموزشى تجدید نظر گردد و دوره‌هاى تخصصى به گونه‌اى تنظیم گردد كه در هر رشته‌اى به قدر كافى متخصص داشته باشیم و منتظر نباشیم تا فردى به دل‌خواه خودش رشته‌اى را انتخاب كند.
باید برنامه‌ها طورى تنظیم گردد كه بعد از گذرانیدن دوره عمومى، روحانى بتواند در رشته‌هاى تخصصى از جمله علوم قرآنى ادامه تحصیل دهد. گفتنى است پیشنهادات زیادى عرضه شده و نیز تجربیاتى، كم و بیش، به دست آمده كه همه این‌ها در مراحل اوّلیه قرار دارند و بررسى‌هاى علمى و حساب شده‌اى در این زمینه‌ها كم داریم، بعضى‌ها بر این باورند كه باید تفسیر نسبتاً متوسط یا مختصرى را انتخاب كرد و یك دوره تفسیر ترتیبى را در برنامه حوزه گنجانید و همان‌گونه كه مى‌دانید در حوزه علمیه قم تفسیر جوامع الجوامع را انتخاب كرده‌اند و جزو برنامه
﴿ صفحه 89 ﴾
درسى قرار داده‌اند. البته این مرحله آزمایشى است ولى برخى نظرشان این است كه باید بخش‌هایى از چندین تفسیر را انتخاب كرد. مثلا براى یك سال، بخش ساده‌اى از تفسیرى را برگزید و براى سال بعد سطح بالاتر و در سال آخر یك تفسیر عمیق‌تر مانند بخش‌هایى از تفسیر المیزان گزینش گردد.
وجه دیگرى هم هست كه ما آن را به آزمایش گذاشته‌ایم كه به عقیده ما این روش بهترى است و مى‌كوشیم تفسیر موضوعى متناسب داشته باشیم و در طول 4 یا 5 سال مثلا از آن زمانى كه طلبه شرح لمعه را مى‌خواند تا آخر سطح همراه سایر دروس حوزه، یك درس تفسیر موضوعى داشته باشد كه تمامى مطالب اسلامى و قرآنى را به صورت دسته‌بندى شده در بر گیرد و هر موضوعى با یكى دو آیه تبیین گردد و شرح نسبتاً متوسطى درباره‌اش داده شود، تا بعد از گذرانیدن دوره مذكور طلبه وقتى وارد جامعه مى‌شود به مسایل و مباحث قرآنى تا حدودى احاطه داشته باشد.
بر این اساس است كه ما درس معارف قرآنى را 10، 15 سال است كه آغاز كرده‌ایم و بخش‌هاى عمده آن به نگارش درآمده و ویرایش و چاپ شده است و مى‌توان در این باره كتابى چند جلدى به اندازه 3 یا 4 جلد از المیزان تهیه كرد كه در آن مفاهیم قرآنى به شكل دسته‌بندى شده و با ذكر مهم‌ترین آیات كه در موضوع مورد نظر است، مطرح گردد البته كاربردى نمودن این شیوه، دشوارتر از روش‌هاى قبلى است، زیرا در راههاى گذشته به آسانى مى‌شود كتابهایى انتخاب و مشخص كرد و جزو برنامه گذاشت امّا تهیه و تدوین چنین كتابى كه همه مسایل اسلامى در آنها تبویب شده باشد، آسان نمى‌باشد. اگر مجموعه‌اش كه ما تحت عنوان معارف قرآن به نگارش
﴿ صفحه 90 ﴾
درآورده‌ایم كامل گردد و نكات آموزشى و تربیتى در آنها رعایت شود و بر اساس اصول و مبانى علمى و فنى تدوین گردد به نظرم بهترین راهى است كه مى‌شود طلبه را با معارف قرآنى مأنوس نمود و شایسته‌ترین برنامه‌اى است كه مى‌توان براى آموزش قرآن در سطح حوزه در نظر گرفت.
امّا در سطح‌عالى، براى متخصصین، مى‌توان یك‌دوره مقدّماتى برنامه‌ریزى كرد تا طى آن روش‌هاى تفسیرى و علوم قرآنى تدریس گردد و بعد از گذرانیدن این دوره، متخصّصینى در رشته‌هاى خاص تفسیر، تربیت شوند.
چون قرآن كتاب عمیق و وسیعى است و نیاز ما به موضوعات قرآنى در بخش‌هاى گوناگون احساس مى‌شود، لذا در هر سطح و بخشى نیاز به ابزارهاى مختلف همان بخش را داریم طبعاً در مسایل فقهى قرآن هم باید آشنایى با فقه و اصول افزایش یابد تا فراگیر بهتر از آیات فقهى استفاده كند. البته تدوین برنامه‌اى با این خصوصیات مطالعات وسیعى را مى‌طلبد.
چند سالى است كه ما هم تلاش خود را در این زمینه آغاز كرده‌ایم تا عده‌اى را براى تخصص در علوم قرآنى تربیت كنیم و در این راستا موفقیت‌هایى هم داشته‌ایم ولى هنوز زود است كه بتوانیم آن را به عنوان یك برنامه دقیق و حساب شده‌اى مطرح كنیم.
امیدوارم، ان شاء الله، خداوند هم به ما توفیق دهد از زحمات علماى سلف خصوص استاد فقید علامه طباطبایى به نحوى شایسته قدردانى كنیم و به شكرانه استفاده‌هایى كه از میراث این دانشوران وارسته نموده‌ایم در پیشرفت و بهبود بخشیدن به تدریس و آموزش علوم قرآنى قدم‌هاى جدیدترى برداریم.(31)
﴿ صفحه 91 ﴾

فصل چهارم: شخصیت چند بُعدى علاّمه

﴿ صفحه 92 ﴾
﴿ صفحه 93 ﴾