تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

ارمغانى ارزنده

تفسیر المیزان یك دائرة المعارف قرآنى است كه امروزه كمتر محققى است كه در رشته‌اى از مباحث اسلامى بخواهد تحقیق كند و به آن نیاز نداشته باشد و براى آن مرد بزرگ همین افتخار بس كه چنین ارمغان ارزنده‌اى را به جامعه اسلامى اهدا كرد و خداوند چنین توفیق مهمى را نصیبشان نمود. ان شاء الله خداوند متعال آن مفسّر كبیر را با اولیاى الهى محشور سازد و بر عُلوّ درجاتشان بیفزاید.
یكى از مواردى كه مى‌توان در مورد تفسیر المیزان، بدان اشاره كرد این است كه معمولا هر كارى كه در یك محیط فرهنگى آغاز مى‌گردد مدت‌ها طول مى‌كشد تا جاى خودش را در چنین فضایى باز كند امّا اثر
﴿ صفحه 78 ﴾
مزبور در اندك مدتى رونق یافت و جایگاه ویژه خود را در میان طلاّب جوان به دست آورد و درس تفسیر علامه به قدرى پرازدحام بود كه به زحمت صدایشان به گوش حاضران مى‌رسید.
البته وى عادت نداشت كه از طریق بلندگو، سخن گوید و به خود اجازه نمى‌دادند در برابر شاگردانشان روى صندلى قرار گیرند و همیشه مى‌فرمودند:
«حتى نمى‌توانم یك وجب بلندتر بنشینم».
در همان سطح شاگردان، در جاى خویش قرار مى‌گرفتند و براى این‌كه صدایشان به همه برسد وسط محل تدریس، مى‌نشستند، سكوتى محض در درسشان حاكم مى‌گردید تا كاملا از بیاناتشان استفاده شود. آن وقت‌ها هم امكانات به گونه‌اى نبود كه بشود دستگاه ضبط صوت به طور مخفى نصب كرد تا صدایشان باقى بماند. اجمالا درس ایشان در مدت كوتاهى مورد استقبال علاقه‌مندان قرار گرفت و فضلاى جوان اهمیت و لزوم این درس را به خوبى درك كردند. تفسیرشان هم در فرصت كوتاهى به زیور طبع مزیّن گشت و در كشورهاى اسلامى مشتاقان معارف قرآنى، از آن استقبال شایان توجهى كردند و در نشریه‌اى كه از سوى دارالتقریب مذاهب اسلامى منتشر مى‌گردید، درباره المیزان مقاله‌اى، به رشته تحریر درآمد. از نظر محتوا باید گفت مسایلى كه ما امروزه نیاز به آنها را لمس مى‌كنیم و در نیم قرن درست احساس نمى‌گردید خصوص مباحثى كه در پرتو نظام اسلامى در ایران براى روحانیت مطرح شده است و باید به آن‌ها پاسخ گویند و به طور عمده جوابگوى ابعاد اجتماعى اسلام است توسط
﴿ صفحه 79 ﴾
ایشان در تفسیر المیزان طرح گردیده است. شگفت آن‌كه علامه به نسل قبلى تعلق داشت ولى از جوان‌هاى معاصر روشنفكر خیلى بهتر نسبت به مسایل اجتماعى و مقتضیات زمان اندیشه مى‌نمود و در مقام علمى و معرفتى هم پیشگام بود یعنى پیش‌بینى مسایلى را مى‌نمود و درباره آنها بحث مى‌كرد كه هنوز فضلاى آن عصر هم اهمیّت آنها را به درستى درك نمى‌كردند و نیاز چندانى به طرح آنها نمى‌دیدند و امروزه ناظر و شاهدیم كه آن بحث‌ها چقدر برایمان كارساز و گره‌گشاست.

روش نگارش المیزان

بنده افتخار داشتم كه سال‌ها در خدمت علامه طباطبایى باشم. در مواقعى كه تابستان‌ها به اطراف تهران مى‌رفتند در خدمتشان بودم و اگر كارى از دستم برمى‌آمد براى نگارش المیزان یا امور دیگر از انجام آن مضایقه نمى‌كردم. سبك ایشان در نگارش و از جمله تألیف تفسیر المیزان این بود كه چند دقیقه‌اى مطالعه مى‌نمودند، در این باره فكر مى‌كردند و اگر لازم بود در خصوص موضوع مورد نظر به كتابهاى روایى مراجعه نمایند، آن منبع را هم از نظر دور نمى‌داشتند بعد قلم برمى‌داشتند و به نوشتن مشغول مى‌شدند، و همان دست‌نویس اوّل به چاپخانه مى‌رفت. اوّل تفسیر را بى‌نقطه مى‌نوشتند، و در هنگام مرور مطالب نقطه‌گذارى مى‌كردند. این المیزان 20 جلدى را كه مشاهده مى‌كنید، همان است كه یك بار بر روى كاغذ آمده و بعد براى طبع به چاپخانه فرستاده شده است. پرسیدم آقا چه سرّى دارد كه اول بدون نقطه مى‌نویسید بعد نقطه‌گذارى مى‌كنید، پاسخ
﴿ صفحه 80 ﴾
دادند: حساب كردم اگر این‌گونه عمل كنم در مجموع 20 صفحه، به اندازه یك صفحه صرفه‌جویى در وقت مى‌شود! این‌قدر دقت داشتند كه اوقات را تلف نكنند و چنین قدر عمر را مى‌دانستند كه موفق شدند شهرت علمى و فكرى در جهان اسلام بدست آورند، شاگردان برجسته‌اى پرورش دهند و تألیفات مهمى از خویش برجاى نهند. در كنار این كار چندین درس را براى علاقه‌مندان مى‌گفتند و تحقیقات زیادى هم نموده‌اند، عبادات و نوافل و سایر كارهاى عبادى را انجام مى‌دادند، و براى همه این كارها برنامه‌ریزى داشتند.(30)

توجه به مسایل سیاسى و اجتماعى

از آثار عملى كه درس تفسیر ایشان داشت این بود كه جوّ فكرى فضلاى جوان را دگرگون ساخت و سطح مطلوبى از تفكر اسلامى را در میان آنان رواج داد و در وضع كنونى كمتر بحثى در مسایل اجتماعى اسلام و نیز سیاسى و اخلاقى مى‌بینیم كه علاّمه آنها را مطرح نكرده باشد. راستى اگر ایشان به قم هجرت نكرده و این درس‌ها و كتاب‌ها نبود، نگرش ما درباره مسایل اجتماعى و سیاسى اسلام چه وضعى داشت؟ ایشان موقعى مسئله حكومت اسلامى را مطرح كرد كه هیچ‌كس احتمال نمى‌داد در همین نزدیكى‌ها نظام اسلامى تشكیل گردد.
مطلبى كه علامه درباره حكومت و زعامت روحانیت و شیعه نگاشت
﴿ صفحه 81 ﴾
و نكته‌هاى جالب و دلایل بسیار متقنى كه در این زمینه ارائه دادند پایه بسیارى از مباحثى است كه باید درباره حكومت و سیاست در اسلام، مطرح كنیم. دلیل این‌كه علامه در تفسیر المیزان به مناسبت‌هاى مقتضى به مسایل گوناگون اجتماعى و سیاسى پرداخته این است كه یا ایشان روشنفكر و دوراندیش بودند و یا آن طورى كه شهید مطهرى یادآور شده‌اند این نكات را با الهام الهى مطرح مى‌كرد. كما این‌كه چنین موضوعى درباره بیانات و رفتارها و موضع‌گیرى‌هاى امام خمینى(قدس سره)مطرح است. آیا برخى از سخنان و نوشته‌هاى ایشان محصول فكر خودشان بود یا با امور غیبى ارتباط داشت؟
هر انسان منصفى كه با كتاب‌ها و دروس و شاگردان ایشان آشنایى داشته باشد، مشاهده مى‌كند كه این تربیت‌یافتگان مكتب علامه چه مقام‌هاى مهم معنوى و سیاسى را در جامعه كسب كرده‌اند و چه تأثیرات ارزشمندى بر فرهنگ، اجتماع، سیاست و مدیریت كشور گذاشته‌اند.
در آن دوران طرح آن مسایل و افكار مقدمه‌اى براى پرورش اندیشه‌هایى بود كه در پیدایش حكومت اسلامى نقش مؤثرى را عهده‌دار شدند. نمى‌دانم ایشان مى‌دانست كه به چه كار مهمى دست زده است و چه افرادى را براى چنین روزگارى تربیت مى‌كند یا نه؟! به حسب ظاهر نمى‌دانست ولى خداى متعال آن‌چنان تدبیر فرمود كه در آن عصر این افراد پرورش یابند تا امروز بتوانند بر زخم‌هاى جامعه مرهمى بگذارند و این وظیفه سنگین بر دوش كسانى است كه اولا شایستگى این كار را داشته‌اند و ثانیاً قدر چنین نعمتى را شناخته‌اند البته باید چنین راهى را ادامه
﴿ صفحه 82 ﴾
داد و براى آینده بهتر اندیشه نمود و براى رفع نیازهاى فرهنگى حال و آینده جامعه بیشتر تلاش كرد و از این نعمت خدادادى یعنى قرآن كریم كه در اختیارمان است بیشتر استفاده نمود و باید گنج‌هاى آن را استخراج كرد و در دسترس جهانیان قرار داد تا بشریت از این ظلم‌ها و ظلمت‌ها رهایى یابد.