تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

عنایت به منابع اهل سنّت

یكى دیگر از ویژگى‌هاى تفسیرى ایشان، این است كه در سطح نوشته‌ها و انتخاب منابع و مآخذ كوشیده‌اند از مدارك اهل سنّت هم استفاده شود و مطالب و مضامین به گونه‌اى طرح گردد كه آهنگ تعصب‌آمیز در بر نداشته باشد و همین ویژگى و نقل مطالبى از منابع اهل تسنن به ویژه تفسیر الدر المنثور(29) موجب شد كه اهل سنت هم نظر خاصى روى المیزان داشته باشند به همین دلیل هنگامى كه جلد نخست انتشار یافت دارالتقریب مذاهب اسلامى كه در كشور مصر مستقر بود براى این اثر گران‌سنگ
این كتاب بارها در شش جلد به طبع رسیده و در ایران با مقدمه آیت‌الله مرعشى نجفى همراه با تفسیر ابن عباس، افست شده است.
﴿ صفحه 77 ﴾
تقریظى نوشت كه در جلد دوم و سوّم آن درج گردیده است، از این تقریظ برمى‌آید كه تلاش علامه مورد توجه آنان واقع شده و به همین جهت كوشش وى را مورد ستایش و تجلیل قرار داده‌اند. این شیوه فواید زیادى در بر داشت زیرا از یك‌سو اهل سنت را به پذیرفتن مطالبى كه بر اساس مدارك خودشان بیان مى‌شد الزام مى‌كرد، و ضمناً نشان داد كه علماى شیعه به كتابهایشان آشنایند و به منابع اهل سنّت عنایت دارند و متقابلا سبب مى‌گردد تا ایشان هم به مدارك شیعه مراجعه كنند به‌علاوه وقتى ملاحظه نمایند كه در مهم‌ترین كتاب تفسیرى شیعه به منابعشان استناد شده، چنین روندى در ایجاد حُسن تفاهم و وحدت بین مذاهب اسلامى تأثیر به‌سزایى دارد.

ارمغانى ارزنده

تفسیر المیزان یك دائرة المعارف قرآنى است كه امروزه كمتر محققى است كه در رشته‌اى از مباحث اسلامى بخواهد تحقیق كند و به آن نیاز نداشته باشد و براى آن مرد بزرگ همین افتخار بس كه چنین ارمغان ارزنده‌اى را به جامعه اسلامى اهدا كرد و خداوند چنین توفیق مهمى را نصیبشان نمود. ان شاء الله خداوند متعال آن مفسّر كبیر را با اولیاى الهى محشور سازد و بر عُلوّ درجاتشان بیفزاید.
یكى از مواردى كه مى‌توان در مورد تفسیر المیزان، بدان اشاره كرد این است كه معمولا هر كارى كه در یك محیط فرهنگى آغاز مى‌گردد مدت‌ها طول مى‌كشد تا جاى خودش را در چنین فضایى باز كند امّا اثر
﴿ صفحه 78 ﴾
مزبور در اندك مدتى رونق یافت و جایگاه ویژه خود را در میان طلاّب جوان به دست آورد و درس تفسیر علامه به قدرى پرازدحام بود كه به زحمت صدایشان به گوش حاضران مى‌رسید.
البته وى عادت نداشت كه از طریق بلندگو، سخن گوید و به خود اجازه نمى‌دادند در برابر شاگردانشان روى صندلى قرار گیرند و همیشه مى‌فرمودند:
«حتى نمى‌توانم یك وجب بلندتر بنشینم».
در همان سطح شاگردان، در جاى خویش قرار مى‌گرفتند و براى این‌كه صدایشان به همه برسد وسط محل تدریس، مى‌نشستند، سكوتى محض در درسشان حاكم مى‌گردید تا كاملا از بیاناتشان استفاده شود. آن وقت‌ها هم امكانات به گونه‌اى نبود كه بشود دستگاه ضبط صوت به طور مخفى نصب كرد تا صدایشان باقى بماند. اجمالا درس ایشان در مدت كوتاهى مورد استقبال علاقه‌مندان قرار گرفت و فضلاى جوان اهمیت و لزوم این درس را به خوبى درك كردند. تفسیرشان هم در فرصت كوتاهى به زیور طبع مزیّن گشت و در كشورهاى اسلامى مشتاقان معارف قرآنى، از آن استقبال شایان توجهى كردند و در نشریه‌اى كه از سوى دارالتقریب مذاهب اسلامى منتشر مى‌گردید، درباره المیزان مقاله‌اى، به رشته تحریر درآمد. از نظر محتوا باید گفت مسایلى كه ما امروزه نیاز به آنها را لمس مى‌كنیم و در نیم قرن درست احساس نمى‌گردید خصوص مباحثى كه در پرتو نظام اسلامى در ایران براى روحانیت مطرح شده است و باید به آن‌ها پاسخ گویند و به طور عمده جوابگوى ابعاد اجتماعى اسلام است توسط
﴿ صفحه 79 ﴾
ایشان در تفسیر المیزان طرح گردیده است. شگفت آن‌كه علامه به نسل قبلى تعلق داشت ولى از جوان‌هاى معاصر روشنفكر خیلى بهتر نسبت به مسایل اجتماعى و مقتضیات زمان اندیشه مى‌نمود و در مقام علمى و معرفتى هم پیشگام بود یعنى پیش‌بینى مسایلى را مى‌نمود و درباره آنها بحث مى‌كرد كه هنوز فضلاى آن عصر هم اهمیّت آنها را به درستى درك نمى‌كردند و نیاز چندانى به طرح آنها نمى‌دیدند و امروزه ناظر و شاهدیم كه آن بحث‌ها چقدر برایمان كارساز و گره‌گشاست.

روش نگارش المیزان

بنده افتخار داشتم كه سال‌ها در خدمت علامه طباطبایى باشم. در مواقعى كه تابستان‌ها به اطراف تهران مى‌رفتند در خدمتشان بودم و اگر كارى از دستم برمى‌آمد براى نگارش المیزان یا امور دیگر از انجام آن مضایقه نمى‌كردم. سبك ایشان در نگارش و از جمله تألیف تفسیر المیزان این بود كه چند دقیقه‌اى مطالعه مى‌نمودند، در این باره فكر مى‌كردند و اگر لازم بود در خصوص موضوع مورد نظر به كتابهاى روایى مراجعه نمایند، آن منبع را هم از نظر دور نمى‌داشتند بعد قلم برمى‌داشتند و به نوشتن مشغول مى‌شدند، و همان دست‌نویس اوّل به چاپخانه مى‌رفت. اوّل تفسیر را بى‌نقطه مى‌نوشتند، و در هنگام مرور مطالب نقطه‌گذارى مى‌كردند. این المیزان 20 جلدى را كه مشاهده مى‌كنید، همان است كه یك بار بر روى كاغذ آمده و بعد براى طبع به چاپخانه فرستاده شده است. پرسیدم آقا چه سرّى دارد كه اول بدون نقطه مى‌نویسید بعد نقطه‌گذارى مى‌كنید، پاسخ
﴿ صفحه 80 ﴾
دادند: حساب كردم اگر این‌گونه عمل كنم در مجموع 20 صفحه، به اندازه یك صفحه صرفه‌جویى در وقت مى‌شود! این‌قدر دقت داشتند كه اوقات را تلف نكنند و چنین قدر عمر را مى‌دانستند كه موفق شدند شهرت علمى و فكرى در جهان اسلام بدست آورند، شاگردان برجسته‌اى پرورش دهند و تألیفات مهمى از خویش برجاى نهند. در كنار این كار چندین درس را براى علاقه‌مندان مى‌گفتند و تحقیقات زیادى هم نموده‌اند، عبادات و نوافل و سایر كارهاى عبادى را انجام مى‌دادند، و براى همه این كارها برنامه‌ریزى داشتند.(30)