تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

پرهیز از تأویل‌هاى سلیقه‌اى

تفسیر المیزان ویژگى‌هاى زیادى دارد كه نیاز به جاى بحث، دقت و ریزبینى دارند، از یك طرف كوشش بر این بوده كه در مورد مطالب حاشیه‌اى و كم‌اهمیت، كمتر بحث شود و یا با اشاره‌اى كوتاه از آن‌ها عبور كنند. مثلا بحث‌هاى ادبى وسیعى در اغلب تفاسیر شیعه و سنّى دیده مى‌شود ولى علامه به قدر نیاز و در حد ضرورت به چنین مباحثى پرداخته‌اند و به شكل گسترده و وسیع در بحث‌هاى لفظى و ظرایف ادبى وارد نشده‌اند.
همچنین گروههایى از مفسّرین تحت تأثیر مكتب‌هاى فلسفى و عرفانى یا تحت تأثیر علوم تجربى غربى نوعى تأویل را درباره قرآن به كار برده‌اند اما ایشان كوشیده‌اند از این روند هم اجتناب كنند و اگرچه نكات جالب و لطیف عرفانى را مطرح مى‌كردند اما سعى مى‌نمودند به حدّى باشد كه از ظاهر آیات تجاوز نكند.
اگر مى‌خواستند به تناسب آیه مطلبى را بیان كنند كه از ظواهر آن نمى‌شد استفاده كرد، تحت عنوان بحث مستقلى مطرح مى‌كردند و به عنوان تفسیر آیه نمى‌آوردند. گاهى عناوینى مانند بحث فلسفى در تفسیر هست كه آن نكته علمى و فلسفى هم با دقت از آیه استفاده مى‌شود امّا ظاهر عرفى با آن موافق نمى‌باشد. ایشان اصرار نمى‌كرد كه این را پاى
﴿ صفحه 74 ﴾
قرآن بگذارید. در تفسیرهاى عرفانى غالباً از باب دلیل الاشاره و یا گاهى به عنوان تفسیر رسمى مطالبى مى‌گویند كه با ظاهر آیه وفق نمى‌دهد و اگر آدمى بخواهد با ذهن خالى و تنها بر اساس اصول محاوره آن را مطالعه كند، این معانى از آن به دست نمى‌آید. حتى تفاسیرى نوشته شده است كه سر تا پاى آنها خلاف ظاهر آیه است و این یك نوع تأویل مى‌باشد كه ایشان از چنین مواردى پرهیز داشتند و مى‌كوشیدند شاگردان را به گونه‌اى تربیت كنند كه مباحثى را ذیل آیات مطرح نمایند كه دلالت آنها در قرآن روشن و قابل اثبات بر اساس اصول محاورات عقلایى باشد، البته آن مطالب را نفى نمى‌كردند. نسبت دادن آنها را به كلام وحى در جایى مى‌آوردند كه با ظاهر لفظ قرآن تطبیق مى‌نمود.
بعضى از مفسّرین معاصر به‌خصوص دانشمندان مصرى همچون طنطاوى(28) پاره‌اى مطالب علمى و حتى برخى فرضیه‌هاى ثابت نشده را به
وى از مصلحان و نویسندگان نامدار مصر در نیمه اول قرن چهاردهم است و از جمله اساتید جامع ازهر و مدرسه دارالعلوم قاهره آشنا به زبان‌هاى خارجى و آثار علمى جدید و آگاه به برخورد تمدن اسلامى با تمدن استیلاجوى غرب است.
تفسیرى كه او تحت عنوان «الجواهر فى تفسیر القرآن الكریم» در 26 جلد نوشته در نوع خود بى‌سابقه است و آكنده از اطلاعات عمومى و علمى مى‌باشد اما در توجه به علوم جدید راه افراط را طى كرده و تفسیرش علم‌زده است. اگرچه نگارشى این گونه دارد ولى نگرشى مذهبى بر افكارش روشنایى بخشیده است و با آرزوى پاك براى برانگیختن مسلمانان و روى آوردن به ترقى، دانش و فنون جدید تلاش كرده است.
هدف او این است كه اصالت اولویت قرآن و وحى را ثابت كند نه اصالت یا اولویت علم را ولى مآلا نوعى خضوع بیش از حدّ در قبال علوم تجربى دارد. گویى در ذهن و ضمیرش این نگرانى نقش بسته است كه علم دین را تهدید مى‌كند و براى رفع این تشویش و برطرف كردن برخى شبهه‌ها تألیفات متعددى در كنار تفسیرنگارى دارد. (گلى‌زواره)
﴿ صفحه 75 ﴾
قرآن تحمیل مى‌نمودند و در واقع نوعى خودباختگى و غربزدگى داشتند، علامه از چنین امورى به شدت پرهیز مى‌كرد و بر این باور بود كه:
«اوّل باید معناى آیه قرآن را بفهمیم و اگر با یك مطلب فلسفى، عرفانى و علمى مطابقت داشت آنرا بیان كنیم ولى اگر موافق نبود، نباید درصدد باشیم كه با تأویل یا تفسیر به رأى، آیه را بر معناى منظورْ تطبیق كنیم. اگر امر دایر گردید بین مطلبى كه قرآن اثبات مى‌كند و موضوعى كه دیگران طرح مى‌نمایند البته باید مطمئن باشیم كه قرآن صحیح است».
البته نباید این توهّم به وجود آید كه در قرآن خلاف ظاهر، استعاره و مجاز نداریم. به كار گرفتن مجاز، كنایه و استعاره از لطایف و محسّنات كلام و از فنون بلاغت است. در قرآن چنین تعابیرى را داریم و این پدیده بدان معنا نیست كه لفظ را از مفهوم ظاهریش منحرف كرده‌ایم، امّا استعاره، كنایه و مجاز در جایى پذیرفته است كه بر اساس اصول محاوره و بلاغت باشد. اگر مسایلى برخلاف اصول محاوره، بلاغت و طبق سلیقه‌هاى شخصى بر قرآن تحمیل گردد، چنین تفسیرى صحیح نیست. در هر حال حفظ ظواهر قرآن و دورى جستن از تأویل‌هاى بى‌دلیل و متكى به سلیقه‌هاى شخصى و یا فرضیه‌هاى علمى رایج همواره مورد توجّه آن بزرگوار بود.
البتّه كار بشر عادى همچون كار معصوم نخواهد بود كه هیچ قصورى در آن نباشد. امكان دارد در برخى موارد مطالبى قابل مناقشه بر اساس اصول خودشان هم وجود داشته باشد ولى اصولا بناى علامه بر این بود كه از تأویلات خلاف ظاهر و اعمال سلیقه‌هاى شخصى دورى گزینند و در این كار موفق بودند.
﴿ صفحه 76 ﴾
درباره ایشان غلوّ نمى‌كنیم و ادعا نداریم كه اشتباهى در تلاش‌هایشان راه ندارد. مهم این است كه اهتمام علاّمه به حفظ ظواهر قابل توجه بوده و روش ایشان با شیوه بسیارى از مفسّرین تفاوت داشته است. بزرگ‌ترین خدمتى كه آن فیلسوف فرزانه به جامعه اسلامى نموده، احیاى تفسیر قرآن در حوزه‌هاى علمیّه مى‌باشد كه حقاً باید گفت این معارف تا آن زمان مهجور و متروك بود.

عنایت به منابع اهل سنّت

یكى دیگر از ویژگى‌هاى تفسیرى ایشان، این است كه در سطح نوشته‌ها و انتخاب منابع و مآخذ كوشیده‌اند از مدارك اهل سنّت هم استفاده شود و مطالب و مضامین به گونه‌اى طرح گردد كه آهنگ تعصب‌آمیز در بر نداشته باشد و همین ویژگى و نقل مطالبى از منابع اهل تسنن به ویژه تفسیر الدر المنثور(29) موجب شد كه اهل سنت هم نظر خاصى روى المیزان داشته باشند به همین دلیل هنگامى كه جلد نخست انتشار یافت دارالتقریب مذاهب اسلامى كه در كشور مصر مستقر بود براى این اثر گران‌سنگ
این كتاب بارها در شش جلد به طبع رسیده و در ایران با مقدمه آیت‌الله مرعشى نجفى همراه با تفسیر ابن عباس، افست شده است.
﴿ صفحه 77 ﴾
تقریظى نوشت كه در جلد دوم و سوّم آن درج گردیده است، از این تقریظ برمى‌آید كه تلاش علامه مورد توجه آنان واقع شده و به همین جهت كوشش وى را مورد ستایش و تجلیل قرار داده‌اند. این شیوه فواید زیادى در بر داشت زیرا از یك‌سو اهل سنت را به پذیرفتن مطالبى كه بر اساس مدارك خودشان بیان مى‌شد الزام مى‌كرد، و ضمناً نشان داد كه علماى شیعه به كتابهایشان آشنایند و به منابع اهل سنّت عنایت دارند و متقابلا سبب مى‌گردد تا ایشان هم به مدارك شیعه مراجعه كنند به‌علاوه وقتى ملاحظه نمایند كه در مهم‌ترین كتاب تفسیرى شیعه به منابعشان استناد شده، چنین روندى در ایجاد حُسن تفاهم و وحدت بین مذاهب اسلامى تأثیر به‌سزایى دارد.

ارمغانى ارزنده

تفسیر المیزان یك دائرة المعارف قرآنى است كه امروزه كمتر محققى است كه در رشته‌اى از مباحث اسلامى بخواهد تحقیق كند و به آن نیاز نداشته باشد و براى آن مرد بزرگ همین افتخار بس كه چنین ارمغان ارزنده‌اى را به جامعه اسلامى اهدا كرد و خداوند چنین توفیق مهمى را نصیبشان نمود. ان شاء الله خداوند متعال آن مفسّر كبیر را با اولیاى الهى محشور سازد و بر عُلوّ درجاتشان بیفزاید.
یكى از مواردى كه مى‌توان در مورد تفسیر المیزان، بدان اشاره كرد این است كه معمولا هر كارى كه در یك محیط فرهنگى آغاز مى‌گردد مدت‌ها طول مى‌كشد تا جاى خودش را در چنین فضایى باز كند امّا اثر
﴿ صفحه 78 ﴾
مزبور در اندك مدتى رونق یافت و جایگاه ویژه خود را در میان طلاّب جوان به دست آورد و درس تفسیر علامه به قدرى پرازدحام بود كه به زحمت صدایشان به گوش حاضران مى‌رسید.
البته وى عادت نداشت كه از طریق بلندگو، سخن گوید و به خود اجازه نمى‌دادند در برابر شاگردانشان روى صندلى قرار گیرند و همیشه مى‌فرمودند:
«حتى نمى‌توانم یك وجب بلندتر بنشینم».
در همان سطح شاگردان، در جاى خویش قرار مى‌گرفتند و براى این‌كه صدایشان به همه برسد وسط محل تدریس، مى‌نشستند، سكوتى محض در درسشان حاكم مى‌گردید تا كاملا از بیاناتشان استفاده شود. آن وقت‌ها هم امكانات به گونه‌اى نبود كه بشود دستگاه ضبط صوت به طور مخفى نصب كرد تا صدایشان باقى بماند. اجمالا درس ایشان در مدت كوتاهى مورد استقبال علاقه‌مندان قرار گرفت و فضلاى جوان اهمیت و لزوم این درس را به خوبى درك كردند. تفسیرشان هم در فرصت كوتاهى به زیور طبع مزیّن گشت و در كشورهاى اسلامى مشتاقان معارف قرآنى، از آن استقبال شایان توجهى كردند و در نشریه‌اى كه از سوى دارالتقریب مذاهب اسلامى منتشر مى‌گردید، درباره المیزان مقاله‌اى، به رشته تحریر درآمد. از نظر محتوا باید گفت مسایلى كه ما امروزه نیاز به آنها را لمس مى‌كنیم و در نیم قرن درست احساس نمى‌گردید خصوص مباحثى كه در پرتو نظام اسلامى در ایران براى روحانیت مطرح شده است و باید به آن‌ها پاسخ گویند و به طور عمده جوابگوى ابعاد اجتماعى اسلام است توسط
﴿ صفحه 79 ﴾
ایشان در تفسیر المیزان طرح گردیده است. شگفت آن‌كه علامه به نسل قبلى تعلق داشت ولى از جوان‌هاى معاصر روشنفكر خیلى بهتر نسبت به مسایل اجتماعى و مقتضیات زمان اندیشه مى‌نمود و در مقام علمى و معرفتى هم پیشگام بود یعنى پیش‌بینى مسایلى را مى‌نمود و درباره آنها بحث مى‌كرد كه هنوز فضلاى آن عصر هم اهمیّت آنها را به درستى درك نمى‌كردند و نیاز چندانى به طرح آنها نمى‌دیدند و امروزه ناظر و شاهدیم كه آن بحث‌ها چقدر برایمان كارساز و گره‌گشاست.