تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

فصل سوم: مفسّر گرانمایه

﴿ صفحه 62 ﴾
﴿ صفحه 63 ﴾

علماى شیعه و تفسیر قرآن

همانطور كه از بررسى‌هاى آثار علماى شیعه در زمینه تفسیر قرآن و علوم قرآنى برمى‌آید و از تاریخ تشیع مستفاد مى‌گردد و بزرگانى چون آیت‌الله سید حسن صدر(رحمه الله)(24) در مقام اثبات آن برآمده‌اند شیعه در این علم یعنى تفسیر پیشگام بوده و بزرگان این مذهب از همان صدر اسلام اهتمام به فراگیرى معارف قرآنى داشته‌اند و تفسیرهایى از قرون اوّلیه به قلم مفسّران شیعه، غیر از آنچه مفقود شده، در دسترس است از جمله تفسیر فُرات كوفى، تفسیر على بن ابراهیم قمى، تفسیر عیاشى، تفسیر منسوب به امام حسن عسكرى(علیه السلام)، كه البته این اثر از امام نیست ولى روایات زیادى در آن وجود دارد كه از امام یازدهم نقل شده است، این آثار نشان مى‌دهد كه شیعه از همان آغاز نسبت به مسایل قرآنى اهتمام مىورزیده است و تألیفاتى در این زمینه نوشته كه همچون سایر آثار در علوم اسلامى كه در آن عصر به نگارش درمى‌آمد، بیشتر شكل جمع‌آورى داشت و
﴿ صفحه 64 ﴾
مجموعه‌اى از روایات را تشكیل مى‌داد كه از اهل‌بیت(علیهم السلام) نقل مى‌نمودند كه البته سلیقه‌هاى افراد در این تدوین دخالت داشت.
ولى از زمان شیخ طوسى كه تحولى در فقه شیعه پدید آمد و مُقارن با تحولاتى در سایر علوم بود و با بهره‌گیرى از روایات و برخى كتب مُعتبر تفسیر جامع و پرمحتوایى كه قرآن را از دیدگاه ادبى، فقهى و كلامى مورد بررسى قرار داد، به رشته تألیف درآمد كه «تفسیر تبیان»(25) نام دارد. البته قبل از آن هم كتاب‌هایى در متشابهاتِ مجازات قرآن نوشته مى‌شد از جمله كتاب «متشابهات القرآن» سید رضى است ولى تفسیر جامعى قبل از نگارش تبیان نداریم.
از آن ایام به بعد در كنار رواج فقه به صورت مبسوط و استدلالى و توأم با دقت‌هاى عالمانه و فقیهانه، مشابه این تلاش در تفسیر هم متداول گردید و مفسّران بزرگى را مشاهده مى‌كنیم كه كتاب‌هایى در این زمینه
﴿ صفحه 65 ﴾
نوشته‌اند كه به لحاظ حجم و سبك یا از دیدگاههاى دیگر چند نوع تفسیر نگاشته‌اند مانند طبرسى كه در كنار تفسیر مجمع‌البیان، جوامع‌الجامع را هم تألیف كرد، برخى دیگر در سه سطح، از لحاظ حجم، به نگارش تفسیر روى آورده‌اند: مختصر، متوسط و مفصل.(26)
در هر حال به موازات رشد و گسترش دانش فقه و اصول در میان شیعیان، علم تفسیر هم مورد توجه قرار گرفت و آثارى در این عرصه، عرضه گردید كه مایه مباهات شیعه است.

انزواى علوم قرآنى

ولى متأسفانه در اعصار اخیر به دلایل مختلفى این بالندگى متوقف گردید بلكه مى‌توان گفت سیر نزولى یافت كه بررسى علل این روند در این فرصت نمى‌گنجد امّا لااقل در قرن معاصر مى‌توان گفت عوامل متعددى باعث تضعیف علماى شیعه شده است. سیاست راهبردى دشمنان اسلام و تشیع و كارگزاران داخلى آنان این بود كه قشر روحانیت را در تنگنا قرار دهند و حوزه‌هاى علمیه را تضعیف كنند و به سوى زوال و اضمحلالْ سوق دهند و لذا علما بر حسب نیازهاى اجتماعى و فرهنگى ناگزیر مى‌گردیدند افكار و تلاش‌هاى علمى خود را بر مسایل فقهى كه مورد حاجت مردم بود متمركز كنند.
﴿ صفحه 66 ﴾
یكى از علومى كه تقریباً به كلّى حذف شد یا به ضعف گرایید، تفسیر قرآن بود و آشنایى با این علم، امرى جنبى و حاشیه‌اى تلقّى گردید. از آن زمان كه ما یاد داریم و اساتیدمان هم از زمان قبل نقل كرده‌اند، در این قرن هیچ گاه تفسیر به عنوان یك درس عمومى، همگانى و رسمى، در حوزه‌هاى علمیه متداول نبوده است، شاهدش هم این است كه كتاب‌هاى جالب و عمیق و مطالب تازه تفسیرى در چنین دورانى دیده نمى‌شود. موقعى كه علامه طباطبایى به قم هجرت كرد، در حوزه، درس تفسیر به عنوان یك درس رسمى وجود نداشت البته در گوشه و كنار افرادى پیدا مى‌شدند كه گاهى بحث‌هاى تفسیرى آن هم غالباً در ایام تعطیل داشتند و عده كمى هم در جلسات مزبور شركت مى‌كردند.