تماشای فرزانگی و فروزندگی

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: غلامرضا گلی زواره

در عرصه حكمت

علامه طباطبایى(رحمه الله) نه‌تنها میراث فلسفى حكماى سلف را براى نسل آینده حفظ كرد و در دسترس علاقه‌مندان حكمت و اندیشه قرار داد بلكه بر آنها مطالب بس ارزنده‌اى افزود و مى‌توان گفت كه پایه حكمتى نوین را بنیان نهاد كه باید قرنى بگذرد تا ارزش این بنیان‌گذارى نوین آشكار شود. هنگامى كه احساس كرد براى پاسخگویى به مشكلات فلسفى جامعه تنها فلسفه سنتى كافى نیست. اقدام به مطالعه فلسفه تطبیقى كرد و به بررسى افكار دیگران پرداخت و سعى كرد تا با تطبیق مبانى اسلامى بر اصول دیگر مكاتب، امتیاز مبانى اسلام را روشن كند و شبهات مكتب‌هاى دیگر به‌خصوص مكاتب مادى را باطل نماید.
علاّمه كتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» را نگاشت تا آنجا كه بنده اطلاع دارم هنوز در جهان اسلام براى ردّ افكار مادّى و فلسفه ماتریالیسم دیالكتیك، كتابى بهتر از آن ننوشته‌اند. البته نباید فراموش كرد كه شهید مطهرى در كمك به استاد و براى تهیه پاورقى‌هاى لازم براى این كتاب، كه بسیار ارزنده است، نقش مؤثرى داشت.
با وجود آن‌كه چندین دهه از تدوین این اثر مى‌گذرد و با وجود تمام رشدى كه در جامعه و خصوص در حوزه‌هاى علمیه حاصل گردیده، هنوز بهتر از آن، كتابى در این زمینه تألیف نگردیده است.

ایجاد وحدت بین حوزه و دانشگاه

استاد یك درس عمومى اخلاق را شروع كرد و پس از چندى تربیت‌هاى اخلاقى را به جلسات خصوصى و چند نفرى منحصر نمود.
﴿ صفحه 57 ﴾
بدیهى است كسانى كه در این مكتب پرورش مى‌یافتند علاقه‌اى به تظاهر و خودنمایى نداشتند ولى در هر حال آثار این‌گونه شاگردان در جامعه رشد یافت و آنها نیز به نوبه خود شاگردانى تربیت خواهند نمود و این مشعل در جاهایى كه شایستگى داشته باشد همچنان روشن خواهد ماند.
علامه داراى چنان همّت بلندى بود كه تلاش خود را به حوزه محدود ننمود. در آن زمان بین حوزه و دانشگاه توسط عوامل استبداد و استعمار دیوارى آهنین كشیده شده بود و دستگاه حاكم هر روز بر استحكام این دیوار مى‌افزود و كسانى كه فكر رخنه در این دیوار را در ذهن خویش مى‌گذرانیدند، متّهم مى‌شدند. علامه در حدّ امكان، شجاعانه و بدون واهمه با اساتید دانشگاه تماس برقرار مى‌كرد و براى آنان درس‌هایى مى‌گفت، جلسات بحث و بررسى برایشان تشكیل مى‌داد كه برخى از این كوشش‌هاى علمى و فرهنگى به زیور طبع و نشر آراسته گردیده است.
به بركت همین جلسات بود كه بعضى از آثار استاد در همان زمان به زبان‌هاى اروپایى برگردانیده شده و به این وسیله اسلام در غرب و تشیع در جهان غیر شیعه معرفى گردید. مسلّماً اگر امكانات افزون‌ترى در اختیار بود، بركات فراوان‌ترى نصیب این ملّت مى‌شد. به هر روى، جاى بسى دریغ و تأسّف است كه در این زمان كه جامعه ما به چنین مردانى اسلام‌شناس و اندیشمند نیازمند است، دانشمندى چون علامه را از دست داده‌ایم. البته تقدیر الهى چنین بود كه این مرد متألّه و عارف والا به ملكوت اعلا بپیوندد و به مصاحبت اجداد طاهرینش بشتابد. بارى، انتظار ما از آن عواطف سرشار استاد این است كه در همان عالم به یاد مسلمان‌ها
﴿ صفحه 58 ﴾
باشد كه تحقیقاً هست و در همان جا براى پیروزى مسلمین در تمامى جبهه‌ها و از جمله جبهه فرهنگى دعا كند كه البته مى‌كند و تحقیقاً این دعاها به اندازه لیاقت ما مستجاب خواهد شد.(22)

دوراندیشى

مرحوم علامه طباطبایى(رحمه الله) رهنمودهایى به ما دادند كه الآن ارزش آنها را درك مى‌كنیم، یك مقدارى تدبیرها و تلاش‌هاى ایشان شنا كردن برخلاف جهت آب بود، مشكلات و خطراتى در بر داشت، آینده‌هاى دور را به درستى مى‌دید و در مقابل امواج شكوك و شبهات، جواب‌هاى حاضرى ارائه مى‌داد.
برخى بركاتى كه اكنون متوجه جامعه است محصول دوراندیشى‌هاى آن حكیم و مفسّر عالیقدر مى‌باشد. یك بار دانشجویان پیشنهاد دادند كه یك جلسه تفسیرى برایشان در تهران قرار دهم. اگر مى‌خواستم دعوت آنان را اجابت كنم باید روز سه‌شنبه از قم به تهران بروم، شب آن‌جا جلسه را برگزار كنم و روز بعد به قم برگردم.
رفتم خدمت علامه و عرض كردم برخى افرادى كه شما آن‌ها را مى‌شناسید چنین طرحى دارند و اگر بخواهم تقاضاى آنان را عملى سازم باید میان هفته بروم كه در این صورت درسم تعطیل مى‌شود و عقب مى‌افتم، با این وجود هرگونه شما امر بفرمایید اجرا مى‌نمایم.
﴿ صفحه 59 ﴾
فرمود: «آینده كشور در دست این افراد است، اگر امروز با اسلام و موازین این آیین آشنا گردند قطعاً فردا از چنین دینى حمایت مى‌كنند، شما حتماً بپذیرید و مضایقه ننمایید».
بنده به دستور ایشان یك روز درسم را تعطیل مى‌كردم و در تهران جلسات تفسیر قرآن را برگزار مى‌نمودم. در آن محفل عزیزان دانشگاهى حضور بهم مى‌رسانیدند كه هم‌اكنون اكثرشان از افراد برجسته و تأثیرگذار نظامند. اگرچه علامه به نسل‌هاى گذشته تعلق داشت ولى نسل نوخاسته را مى‌دید. شاید اگر با كسان دیگرى مشورت مى‌كردم مى‌گفتند آقا درست نیست درس خود را تعطیل كنید ولى او این امور را خوب درك مى‌كرد، البته اجازه نمى‌داد كار درس به هیچ بهانه‌اى عقب بیفتد. یك‌بار راجع به برنامه‌هاى اخلاقى از ایشان سؤال كردم و عرض نمودم بعضى از این برنامه‌هاى عبادى و اخلاقى امكان دارد به امور درسى و آموزشى لطمه بزند، اجازه دهید یك درسم را كم كنم، فرمود كارى نكنید كه اینها مزاحم درس شوند، برنامه‌هاى عبادى در جاى خودش لازم است و ضرورت دارد انجام گیرند، درس هم باید خوانده شود.
آرى او چنین نگرش‌هایى داشت و شاگردانش چون شهید مطهرى و شهید دكتر بهشتى هم آینده‌نگر بودند، امروز هم ما باید این روش علامه را در برنامه‌ریزى‌ها بكار ببندیم و مشخص كنیم در دو یا سه دهه آینده مردان میدان فرهنگى و علمى چه كسانى هستند و لازم است براى تربیت چنین نسل‌هایى بررسى‌هاى دقیق و همه‌جانبه و كارگشایى داشته باشیم.(23)
﴿ صفحه 60 ﴾
﴿ صفحه 61 ﴾