50 درس اصول عقاید برای جوانان

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

درس پنجم: بزرگ ترین معجزه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)

معجزه جاویدان
همه دانشمندان اسلام معتقدند که قرآن مجید برترین معجزه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) است. این که مى گوییم برترین به خاطر این است که:
اولا قرآن معجزه اى است عقلى که با روح و فکر مردم سر و کار دارد.
ثانیاً معجزه اى است جاودانى و همیشگى.
ثالثاً معجزه اى است که چهارده قرن فریاد مى زند: «اگر مى گویید این کتاب آسمانى از سوى خدا نیست همانند آن را بیاورید»!
این دعوت به مبارزه و به اصطلاح «تحدى» در چند مورد صریحاً در قرآن آمده است:
یک جا مى گوید (ُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً);(34) «بگو اگر تمام جهانیان اجتماع کنند که مانند قرآن را بیاورند نمى توانند اگر چه با یکدیگر نهایت همکارى و همفکرى را داشته باشند».
در جایى دیگر شرط این مبارزه را آسان تر کرده مى گوید: (أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَیَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ)(35); «مى گویید شما این آیات را به خدا بسته و ساختگى است، بگو اگر راست مى گویید شما هم ده سوره مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر کس را مى توانید به کمک دعوت کنید».
«و بعد از آن مخصوصاً اضافه مى کند اگر این دعوت را اجابت نکردند، بدانید این آیات از طرف خدا است(36)».
دیگر بار شرایط مبارزه را به حداقل کاهش داده، مى گوید: (وَإِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِن مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِینَ);(37) «اگر در کتابى که بر بنده خود نازل کرده ایم تردید دارید، لااقل یک سوره همانند آن بیاورید و گواهان و همفکران خود را غیر از خدا دعوت کنید اگر راست مى گویید».
و در آیه بعد با صراحت مى گوید: اگر این کار را انجام ندادند - و هرگز نمى توانند انجام دهند - بگو از آتشى بپرهیزید که آتشگیره اش مردم و سنگ هاست و براى کافران مهیا شده است.
این دعوت هاى پى در پى براى مقابله منکران، نشان مى دهد که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) بیشترین تکیه خود را در مسئله اعجاز بر «قرآن» داشته، هر چند معجزات متعدد دیگرى نیز از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)نقل شده که در کتب تاریخ آمده است.
امّا چون قرآن معجزه زنده اى است که در دسترس همه ماست، ما در این بحث بیش از همه روى آن تکیه مى کنیم.
* * *
چگونه در برابر این «تحدى» عاجز ماندند؟
جالب این که قرآن حداکثر فشار را براى دعوت مخالفان به میدان مبارزه آورده و با تعبیرات تحریک آمیزى آنها را به این میدان طلبیده است، تا عذرى براى هیچ کس باقى نماند.
و تعبیراتى از قبیل «اگر راست مى گویید»... «هرگز نمى توانید»، «از تمام جهانیان کمک بگیرید»... «لااقل همانند یک سوره آن بیاورید»... «اگر کافر شوید آتش سوزانى در انتظار شماست»... بیانگر این واقعیت است.
اینها همه از یک سو، از سوى دیگر مبارزه پیامبر با مخالفان مبارزه ساده اى نبود زیرا اسلام نه تنها سرنوشت مذهب آنها را که سخت به آن پاى بند بودند به خطر افکنده بود، بلکه منافع اقتصادى و سیاسى حتى موجودیّت آنها، در مخاطره قرار گرفته بود.
به تعبیر دیگر پیشرفت و نفوذ اسلام تمام زندگى آنها را درهم مى ریخت. لذا ناچار بودند که با تمام قدرت و نیرو به میدان آیند.
آنها براى خلع سلاح کردن پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) باید به هر قیمتى ممکن بود آیاتى همانند قرآن بیاورند تا دیگر نتواند قرآن را به رخ آنها بکشد، همگى را در مقابل آن عاجز و ناتوان بشمارد و سندى براى حقانیت خود محسوب دارد.
آنها از تمام مردان فصیح و بلیغ عرب کمک خواستند ولى هر بار که به مبارزه قرآن آمدند شکست خوردند و به سرعت عقب نشینى کردند که شرح آن در تواریخ آمده.
داستان ولید بن مغیره
از جمله کسانى که به این مبارزه دعوت شدند «ولید بن مغیره» از طایفه «بنى مخزوم» بود که در میان عرب در آن زمان به حسن تدبیر و فکر صائب شهرت داشت.
از او خواستند در این باره فکرى بیندیشند و نظر خود را در مورد آیات عجیب قرآن و نفوذ خارق العاده اش بیان دارد.
«ولید» از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) خواست آیاتى از قرآن را بر او بخواند، پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) قسمتى از آیات «سوره حم سجده» را تلاوت فرمود.
این آیات چنان شور و هیجانى در ولید ایجاد کرد که بى اختیار از جا برخاست و به محفلى که از طرف طایفه «بنى مخزوم» تشکیل شده بود درآمد و گفت به خدا سوگند از محمّد سخنى شنیدم که نه شبیه گفتار انسان ها است و نه پریان... تا آنجا که چنین گفت: «و ان له لحلاوة و أن علیه لطلاوة و أن أعلاه لمثمر و أن أسفله لمغدق و انه یعلو ولا یعلى علیه;
گفتار او حلاوت خاصى دارد و زیبایى مخصوصى، بالاى آن همچون شاخه هاى درخت برومند پرمیوه است، و ریشه هاى آن پرمایه گفتارى است که بر هر چیز پیروز مى شود و چیزى بر آن پیروز نخواهد شد».
این سخن سبب شد که در میان قریش این زمزمه پیچید که «ولید» دلباخته محمّد شده است!
«ابوجهل» دستپاچه به خانه او آمد و ماجراى قریش را به او گفت و او را به مجلس آنها دعوت کرد.
«ولید» به مجلس آنها درآمد و گفت:
آیا فکر مى کنید محمّد دیوانه است؟ هرگز آثار جنون در او دیده اید؟!
حاضران گفتند: نه.
- تصوّر مى کنید او دروغ گوست؟ آیا تا کنون به راستگویى و امانت در میان شما مشهور نبوده و او را صادق امین نمى خواندید؟!
بعضى از سران قریش گفتند: پس چه چیز به او نسبت دهیم؟
«ولید» کمى فکر کرد و گفت بگویید: «او ساحر است»!
گرچه آنها با این تعبیر مى خواستند توده مردمى را که شیفته قرآن شده بودند از آن دور کنند ولى این تعبیر «سحر» خود دلیل زنده اى بر جاذبه فوق العاده قرآن بود، و آنها اسم این جاذبه را سحر گذاشتند، در حالى که ربطى به سحر نداشت.
این جا بود که قریش این شعار را همه جا پخش کردند که محمّد ساحر چیره دستى است و این آیات سحر اوست، از او دورى کنید، فاصله بگیرید، و سعى کنید سخنانش را نشنوید!
ولى نقشه آنان با همه این تلاش ها اثر نکرد، و تشنگان حقیقت که در گوشه و کنار فراوان بودند و دل هاى پاکى داشتند گروه گروه به سوى قرآن آمدند، و از زلال این پیام آسمانى سیراب گشتند، دشمنان شکست خورده عقب نشینى کردند.
امروز نیز قرآن مجید همه جهانیان را تحدى مى کند و به مبارزه دعوت مى کند و فریاد مى زند، اگر در صحت این آیات تردید دارید، و آن را زائیده فکر بشر مى دانید همانند آن را بیاورید، اى دانشمندان! اى فلاسفه! اى ادبا و اى نویسندگان از هر قوم و ملت!
این را نیز مى دانیم که دشمنان اسلام مخصوصاً کشیش هاى مسیحى که اسلام را به عنوان یک آیین انقلابى و پرمحتوا رقیب سرسخت و خطرناک خود مى دانند، همه ساله میلیون ها میلیون دلار صرف تبلیغات ضد اسلامى مى کنند و زیر پوشش هاى مختلف فرهنگى و علمى و درمانى و بهداشتى در کشورهاى مختلف اسلامى فعالیت دارند، چه مى شد که آنها راه را نزدیک مى کردند، و از گروهى از مسیحیان عرب زبان و دانشمندان و شعرا و نویسندگان و فلاسفه آنها دعوت مى نمودند که سوره هایى همچون قرآن بنویسند و نشر دهند و مسلمانان را خاموش کنند.
مسلماً اگر چنین امرى امکان پذیر بود به هر قیمتى ممکن بود انجام مى دادند.
ناتوانى آنها در برابر این موضوع خود دلیل دندان شکنى در برابر مخالفان و سند گویایى بر اعجاز قرآن است.
* * *
فکر کنید و پاسخ دهید
1- چرا قرآن مجید برترین و بالاترین معجزه پیامبر گرامى اسلام است؟
2- قرآن چگونه تحدى مى کند؟
3- چرا دشمنان قرآن نام سحر بر آن گذارده اند؟
4- چرا اسلام رقیب سرسخت مسیحیت کنونى است؟
5- داستان ولید بن مغیره مخزومى چه بود؟

درس ششم: دریچه اى به سوى اعجاز قرآن

چرا حروف مقطعه؟
مى دانیم در آغاز بسیارى از سوره هاى قرآن «حروف مقطعه» مانند: «الم» و «المر» و «یس» آمده است.
یکى از اسرار و فلسفه هاى این «حروف مقطعه» طبق بعضى از روایات اسلامى آن است که خداوند نشان دهد یک چنین معجزه بزرگ و جاویدانى، یعنى قرآن چگونه از این حروف ساده «الفبا» که ساده ترین مصالح ساختمانى! محسوب مى شوند به وجود آمده، و چگونه یک چنین کلام بزرگى از حروف و الفاظى ساخته شده است که هر کودک چند ساله قادر بر تکلم به آن است، و راستى پیدایش این امر مهم از چنان موادى، برترین اعجاز است.
اکنون این سؤال پیش مى آید که قرآن از چه نظر معجزه است، آیا تنها از نظر فصاحت و بلاغت، و به تعبیر دیگر: شیرینى عبارات و رسا بودن تعبیرات، و نفوذ فوق العاده آن، و یا از جنبه هاى دیگر؟
حقیقت این است که هرگاه به قرآن از زوایاى مختلف بنگریم از هر زاویه، و از هر دریچه یکى از چهره هاى اعجاز آن آشکار مى گردد; از جمله:
1- فصاحت و بلاغت، شیرینى و کشش فوق العاده و جاذبه عجیب الفاظ و مفاهیم.
2- ارائه محتواى عالى از هر نظر، مخصوصاً عقائد خالى از هر گونه خرافات.
3- معجزات علمى: یعنى پرده برداشتن از روى مسائلى که انسان تا آن زمان به آن دست نیافته بود!
4- پیشگویى صریح و دقیق از پاره اى از مسائل آینده. (اخبار غیبى قرآن)
5- عدم تضاد و اختلاف و پراکنده گویى... و جهاتى دیگر.
بحث درباره همه این مسائل پنجگانه بسیار دامنه دار است، امّا ما در ضمن چند درس گوشه هاى جالبى از آن را مورد بررسى قرار مى دهیم:
1- فصاحت و بلاغت
مى دانیم هر سخن داراى دو جنبه است: «الفاظ» و «محتوى».
هرگاه الفاظ و کلمات زیبا، شایسته و داراى انسجام و پیوند لازم و خالى از پیچیدگى بوده باشد، و نیز جمله بندى ها معنى و مراد را به طور کامل و به صورتى دلنشین و پرجاذبه پیاده کند آن کلام را فصیح و بلیغ مى گویند.
قرآن درست داراى این دو ویژگى در حدّ اعلى است، به طورى که تا کنون کسى نتوانسته است آیات و سوره هایى با این کشش و جاذبه و شیرینى، و آهنگ زیبا بیاورد.
در درس هاى گذشته خواندیم که «ولید بن مغیره» برگزیده مشرکان عرب از شنیدن آیاتى از قرآن هیجان زده شد و در فکر فرو رفت و بعد از مدّتى فکر و مطالعه براى مبارزه با قرآن به سران قریش دستور داد بگویند قرآن «سحر» است و محمّد «ساحر»!
این نسبت را کراراً به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) دادند، اگرچه مى خواستند از این راه مذمت کنند امّا در حقیقت ستایش رسائى کردند.
زیرا این نسبت یک اعتراف ضمنى درباره نفوذ خارق العاده قرآن است، به طورى که از طریق معمول نمى توان آن را توجیه کرد، و باید آن را یک جاذبه مرموز و ناشناخته دانست.
امّا آنها به جاى این که حقیقت را پذیرا گردند و آن را معجزه بشمرند و ایمان بیاورند، «ره افسانه زدند» و به بیراهه گام نهادند و گفتند سحر است!
در تاریخ اسلام بسیار دیده شده که افرادى خشن و پرخاشگر همین که خدمت پیامبر مى رسیدند و آیات قرآن را مى شنیدند یک باره تغییر مسیر داده و نور اسلام در قلبهایشان درخشیدن مى گرفت، این به خوبى نشان مى دهد که جاذبه قرآن و فصاحت و بلاغت آن معجزه است.
راه دور نرویم، هم اکنون تمام کسانى که با ادبیات عرب آشنا هستند هر قدر قرآن را مى خوانند و تکرار مى کنند بیشتر لذت مى برند که سیر و خسته نمى شوند.
تعبیرات قرآن بسیار دقیق و حساب شده، توأم با عفت بیان و متانت، و در عین حال صریح و گویا، و در مورد لزوم قاطع و کوبنده است.
ذکر این نکته لازم است که عرب در آن عصر از نظر ادبیات، زبانى بسیار پیشرفته داشت، و نمونه هاى اشعار عصر جاهلیت، هم اکنون از بهترین نمونه هاى اشعار عرب محسوب مى شود.
معروف است همه ساله گروهى از بزرگ ترین ادباى حجاز جمع مى شدند، و عالى ترین نمونه هاى شعر خود را در بازار عکاظ که یک مرکز «تجارتى، ادبى» بود ارائه مى دادند و بهترین آنها به عنوان «شعر سال» برگزیده مى شد، و آن را مى نوشتند و در خانه کعبه آویزان مى کردند که در عصر ظهور پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) هفت نمونه از آن به نام «معلقات سبع» وجود داشت.
امّا بعد از نزول قرآن آنها را چنان بى رنگ در برابر فصاحت و بلاغت آن یافتند که یکى را پس از دیگرى از آنجا بیرون آورده و به طاق فراموشى زدند!
مفسران قرآن در آیات مختلف به ریزه کارى هاى عجیب آیات تا آن جا که در توان داشتند اشاره کرده اند، و شما مى توانید با مراجعه به آنها به حقیقت آنچه در بالا گفتیم آشناتر شوید.(38)
آشنایى با قرآن نشان مى دهد که این گفته پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)کم ترین اغراقى ندارد که فرمود:
«ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تحصى عجائبه و لا تبلى غرائبه;
قرآن ظاهرش آراسته و زیبا و باطنش ژرف و عمیق است. شگفتى هاى قرآن به شماره در نمى آید و عجائب قرآن هرگز کهنه نمى شود(39)».
امیرمؤمنان على(علیه السلام) شاگرد بزرگ مکتب قرآن نیز در نهج البلاغه در همین زمینه مى گوید: «فیه ربیع القلب و ینابیع العلم و ما للقلب جلاء غیره; بهار دل ها در قرآن است، و چشمه هاى دانش از آن مى جوشد، و براى قلب و جان آدمى صیقلى برتر از آن نیست(40)»!
* * *
فکر کنید و پاسخ دهید
1- فلسفه حروف مقطعه قرآن چیست؟
2- آیا قرآن فقط از یک نظر معجزه است؟ یا از چند نظر؟
3- چرا مخالفان، پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) را «ساحر» مى خواندند؟
4- فرق میان «فصاحت» و «بلاغت» چیست؟
5- «معلقات سبع» مربوط به کدام دوران و مفهومش چیست؟

درس هفتم: جهان بینى قرآن

قبل از هر چیز باید محیطى را که قرآن از آن برخاست از نظر فکرى و فرهنگى مورد توجّه قرار داد.
سرزمین حجاز به اعتراف همه مورخان از عقب افتاده ترین مناطق جهان در آن روز بود، به گونه اى که گاهى مردم عصر جاهلیت را اقوام وحشى یا نیمه وحشى مى خوانند.
از نظر عقیدتى سخت به بت پرستى عشق مى ورزیدند، و بت هاى سنگى و چوبى به اشکال مختلف بر تمام فرهنگ آنها سایه شوم و گسترده اى افکنده بود، حتّى مى گویند بت هایى را از خرما مى ساختند و در برابر آن زانو مى زدند و سجده مى کردند ولى در قحط سالى آن را مى خوردند!
با آن که از دختران، سخت نفرت داشتند تا آنجا که آنها را زنده به گور مى کردند، فرشتگان را دختران خدا مى خواندند! و خدا را تا سر حد یک انسان تنزل مى دادند.
از توحید و یگانه پرستى سخت تعجّب مى کردند و هنگامى که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) آنها را دعوت به یکتاپرستى کرد با نهایت تعجب گفتند: أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عُجَابٌ (41); «آیا این همه خدایان را مى خواهد تبدیل به خداى واحدى کند، این راستى چیزى عجیب و باورنکردنى است».
هر کس بر خلاف خرافات و افسانه هاى دروغین و پندارهاى آنها سخن مى گفت دیوانه اش مى گفتند.
نظام قبیلگى بر جامعه آنها سخت حکومت مى کرد و اختلاف در میان قبایل به قدرى بود که آتش جنگ در میانشان هرگز خاموش نمى شد و بارها و بارها صفحه زمین را از خون یکدیگر رنگین مى ساختند و حمام خون ایجاد مى کردند. به غارتگرى افتخار داشتند و کار عادّى روزانه آنها بود.
کسانى که تنها سواد خواندن و نوشتن را داشتند در تمام شهر مکه، که مهم ترین مرکز آنها بود انگشت شمار بودند و دانشمند و عالمى، جز به ندرت، در میان آنها پیدا نمى شد.
آرى از میان چنین محیطى، فردى درس نخوانده و مکتب و استاد ندیده، برخاست و کتابى آورد آنچنان پرمحتوا که بعد از چهارده قرن هنوز دانشمندان به تفسیر آن مشغولند و هر زمان حقایق تازه اى از آن کشف مى کنند.
ترسیمى که قرآن از جهان هستى و نظامات آن مى کند ترسیمى است بسیار دقیق و حساب شده، توحید را به کامل ترین نوعش ارائه مى دهد، و اسرار آفرینش زمین و آسمان و خلقت شب و روز و خورشید و ماه و نباتات و گیاهان و وجود انسان را، هر یک به عنوان آیت و نشانه اى از آن خداى واحد و یکتا در آیات مختلف و با بیانات کاملا متنوع برمى شمرد.
گاه به اعماق جان انسان فرو مى رود و سخن از توحید فطرى مى گوید: (فَإِذَا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِكُونَ);(42) «هنگامى که سوار بر کشتى مى شوند و در میان امواج خروشان و طوفان هاى کوبنده گرفتار مى آیند خدا را با توحید و اخلاص تمام مى خوانند، امّا هنگامى که آنها را نجات بخشیدیم و به خشکى رسیدند بار دیگر شرک و بت پرستى آغاز مى کنند».
و گاه از طریق عقل و خرد به توحید استدلالى مى پردازد و بر سیر آفاقى و انفسى تکیه مى کند: اسرار آفرینش زمین و آسمان، حیوانات و کوه ها و دریاها، ریزش باران، وزش نسیم، و ریزه کارى هاى جسم و روح انسان را بازگو مى کند.
و هنگام بیان صفات خدا عمیق ترین و جالب ترین راه را برمى گزیند. یک جا مى گوید: (لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْءٌ);(43) «هیچ چیز همانند او نیست».
در جاى دیگر مى گوید: «او خداوندى است که به جز او معبودى وجود ندارد.
بر اسرار درون و برون، پنهان و آشکار آگاه است.
بخشنده و بخشایشگر است.
سلطان و حکمروا است.
از هر عیب و نقصى منزه است.
ایمنى بخش و نگاهبان و مراقب و پیروز و قاهر و بلند مرتبه و با عظمت است.
از این شریک ها که براى او ساخته اند منزه مى باشد.
او خداوندى است ایجاد کننده، آفریننده، طراح صورت ها و صاحب نام و صفات نیک، تمامى موجودات زمین و آسمان تسبیح او مى گویند، او شکست ناپذیر و حکیم است(44)».
در بیان و توصیف علم خداوند و ترسیم نامحدود بودنش زیباترین تعبیر را به کار برده مى گوید:
«اگر تمامى درختان روى زمین قلم شوند و دریا با هفت دریاى دیگر، مرکب گردد، با این حال کلمات خدا پایان نمى گیرد(45)».
قرآن پیرامون احاطه خدا به همه چیز و حضورش در همه جا تعبیرات بلندى دارد که مخصوص خود قرآن است (وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ);(46) «مشرق و مغرب از آن خداست به هر سو رو کنید رو به سوى خداست»!
(وَهُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ);(47) «او همه جا همراه شما و با شماست و آنچه را انجام دهید مى بیند».هنگامى که سخن از معاد و رستاخیز به میان مى آورد در برابر تعجب و انکار مشرکان مى گوید: «آنها گفتند خدا چگونه استخوان هاى پوسیده را زنده مى کند»؟!
«بگو همان کسى که روز اول آنها را آفرید به حیات نوین باز مى گرداند، و او بر همه چیز آگاه است».
«همان خدایى که از چوب درخت سبز آتش بیرون مى فرستد و شما با آن آتش مى افروزید» (همان خدایى که شعله آتش را در کنار آب قرار داده قادر است حیات را بعد از مرگ تجدید کند)!
«آیا کسى که آسمان ها و زمین را (با آن همه عظمت) آفریده است قادر نیست همانند آن را بیافریند، آرى قادر است، او آفریننده داناست»!
«قدرتش تا آن پایه است که هر چیزى را اراده کند، فرمان مى دهد موجود باش! آن نیز فوراً موجود مى شود» (در برابر چنین قدرتى بازگشت انسان ها به زندگى سهل و ساده است(48)).
آن روز که سخن از عکسبردارى و ضبط اصوات و کلمات در میان نبود قرآن درباره اعمال آدمى چنین مى گفت: (یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا (4) بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا);(49) «در روز رستاخیز زمین خبرهایش را باز مى گوید، چرا که خدا وحى و الهام به آن کرده».
و گاه از شهادت دست و پا و پوست بدن سخن مى گوید: (الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ);(50) «امروز بر دهان آنها مهر مى نهیم و دست و پاهایشان با ما سخن مى گویند».
(وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَیْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ كُلَّ شَیْءٍ); «به پوست هایشان مى گویند چرا به زیان ما گواهى دادید؟ پاسخ مى دهند خدایى که همه موجودات را به سخن درآورده ما را نیز به سخت درآورد (تا حقایق را بازگو کنیم(51)».
* * *
ارزش معارف قرآن و عظمت محتواى آن و همچنین پاک بودن این معارف از خرافات هنگامى روشن مى شود که آن را در کنار «تورات و انجیل تحریف یافته کنونى» بگذاریم، و دو بحث از این دو را با هم مقایسه کنیم، مثلا ببینیم تورات درباره آفرینش آدم چه مى گوید؟ و قرآن چه مى گوید؟
تورات درباره داستان انبیا چه مى گوید و قرآن چه مى گوید؟
تورات و انجیل خدا را چگونه توصیف مى کنند و قرآن چگونه توصیف مى کند؟
در این صورت به روشنى فرق میان این دو آشکار خواهد شد.(52)
فکر کنید و پاسخ دهید
1- ویژگى هاى محیطى که قرآن از آن برخاست چه بود؟
2- بت پرستى چه تأثیرى در افکار آنان داشت؟
3- فرق توحید فطرى و استدلالى چیست؟
4- منطق قرآن در معرفى پروردگار و صفاتش چگونه است؟ نمونه هایى را باز گویید.
5- چگونه بهتر مى توان به محتواى قرآن پى برد؟