50 درس اصول عقاید برای جوانان

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

درس دهم: در جهان بى نهایت كوچك ها

درس دهم: در جهان بى نهایت كوچك ها
چون ما در لابه لاى شگفتى هاى این جهان آفرینش پرورش مى یابیم و به آنها عادت مى كنیم به همین جهت بسیار مى شود كه از اهمیّت موجودات شگفت انگیز آن غافل مى مانیم به عنوان نمونه:
1- حیوانات و حشرات بسیار كوچكى در اطراف ما زندگى مى كنند، كه جثه بعضى از اینها شاید به اندازه یكى دو میلیمتر بیشتر نیست، با این حال همانند یك حیوان بزرگ داراى دست و پا و چشم و گوش و حتى مغز و هوش و سلسله اعصاب و دستگاه گوارش هستند.
اگر مغز یك مورچه را در زیر میكروسكوپ بگذاریم و در ساختمان حیرت انگیز آن دقّت كنیم مى بینیم كه چه ساختمان عجیب و جالبى دارد، بخش هاى مختلف كه هر كدام فرمانده قسمتى از اندام كوچك مورچه هستند در كنار یكدیگر چیده شده اند و كمترین دگرگونى در وضع آنها قسمتى از بدن او را فلج مى كند.
عجیب این است در این مغز كوچك كه قطعاً از سر یك سنجاق بسیار كوچك تر است یك دنیا هوش و ذكاوت و تمدن و ذوق و هنر نهفته شده
است، به طورى كه جمعى از دانشمندان سالیان دراز از عمر خود را براى مطالعه در وضع زندگى این حیوان صرف كرده و نكات جالب و حیرت انگیز آن را در كتاب هاى خود براى ما جمع آورى كرده اند.
آیا كسى كه این همه هوش و ذكاوت و ذوق را در چنین موجود كوچكى جمع كرده است، مى تواند طبیعتى باشد كه به اندازه سر سوزنى هوش و ذكاوت ندارد؟
* * *
2- در دنیاى اسرارآمیز اتم - مى دانیم كوچك ترین موجودى كه تا كنون شناخته شده اتم و اجزاى آن است; اتم به قدرى ریز است كه نیرومندترین میكروسكوپ ها كه به اصطلاح كاهى را كوه نشان مى دهد از دیدن آن عاجز است.
اگر مى خواهید بدانید اتم چقدر كوچك است همین قدر بدانید كه یك قطره آب، بیش از تمام نفرات روى زمین اتم دارد، و اگر بخواهیم پروتون هاى یك سانتیمتر از یك سیم نازك را بشماریم و از هزار نفر هم كمك بگیریم و در هر ثانیه یكى از آنها را جدا كنیم 30 تا 300 سال (به اختلاف اتم ها) شب و روز باید بیدار بمانیم تا همه آنها را بشماریم.
حالا كه فهمیدیم یك سانتیمتر سیم نازك این اندازه اتم دارد فكر كنید آسمان و زمین، آب و هوا و كهكشان ها و منظومه شمسى ما چه اندازه اتم دارد؟ آیا فكر بشر از تصوّر آن خسته نمى شود و جز آفریننده جهان كسى سر از حساب آنها بیرون مى آورد؟
* * *
اتم ها درس توحید مى دهند
اتم شناسى از مهم ترین مباحث علمى امروز و از نشاط انگیزترین آنهاست، این موجود ریز به ما درس توحید مى دهد، زیرا در جهان اتم بیش از همه چهار قسمت جلب توجه مى كند.
1- نظام فوق العاده - تا كنون بیش از صد عنصر كشف شده كه تعداد الكترون هاى آنها به تدریج از یك شروع شده و به بالاتر از صد پایان مى پذیرد، این نظام عجیب هرگز نمى تواند مولود عوامل بدون شعور باشد.
2- تعادل قوا - مى دانیم دو الكتریسته مخالف یكدیگر را جذب مى كنند بنابراین الكترون ها كه بار الكتریكى منفى دارند; و هسته كه بار الكتریكى مثبت دارد; باید یكدیگر را جذب كنند.
و از طرف دیگر مى دانیم گردش الكترن ها به دور هسته نیروى دافعه (گریز از مركز) به وجود مى آورد بنابر این نیروى گریز از مركز مى خواهد الكترون ها را از محیط اتم دور سازد; و اتم تجزیه گردد و نیروى جاذبه مى خواهد الكترون ها را جذب كند و اتم را نابود سازد.
اینجاست كه باید دید چگونه با حسابى دقیق نیروى جاذبه و دافعه در اتم ها تنظیم شده كه نه الكترون ها فرار مى كنند و نه جذب مى شوند بلكه همیشه در حال تعادل به حركت خود ادامه مى دهند آیا ممكن است این تعادل را طبیعت كور و كر به وجود آورده باشد؟
3- هر كدام در مسیر خود - گفتیم بعضى از اتم ها، الكترون هاى متعدّدى دارند ولى نه این كه همه الكترون ها در یك مدار حركت كنند;
بلكه در مدارهاى متعدد، و میلیون ها سال این الكترون ها در فاصله هاى معین هر كدام در مرز خود با سرعت در حركتند، بدون این كه تضادى میان آنها رخ دهد.
آیا قرار دادن هر یك از آنها در مدارهاى معیّن و گردش با نظام حیرت زا موضوع ساده اى است؟
4- نیروى عظیم اتم - براى این كه به عظمت نیروى اتم پى ببرید فقط در نظر بگیرید كه:
در سال 1945 در صحراى بى آب و علفِ مكزیك یك آزمایش اتمى انجام شد; بمب بسیار كوچك اتمى روى یك برج فولادى رها شد، پس از انفجار، برج فولادى را آب كرد و سپس بخار نمود و برق و صداى مهیبى برخاست، هنگامى كه دانشمندان به سراغ آن آمدند اثرى از آن نبود.
در همین سال دو بمب كوچك بر روى كشور ژاپن پرتاب شد; یكى روى شهر ناكازاكى و دیگرى روى شهر هیروشیما، در شهر اول 70 هزار نفر نابود و همین مقدار مجروح شدند و شهر دوم 30 الى 40 هزار نفر تلفات و همین مقدار مجروح داشت كه ژاپن ناچار تسلیم بلاشرط در برابر آمریكا شد.
آیا تنها مطالعه اسرار یك دانه اتم كافى نیست كه انسان را به آفریدگار آن آشنا كند; لذا مى توان گفت كه به تعداد اتم هاى جهان دلیل بر وجود خدا داریم.
قرآن مجید مى گوید:
(وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ);(11)
«اگر تمام درختان روى زمین قلم شوند و دریاها مركب; هیچ گاه نمى توانند آفریده هاى خدا را بنویسند».
* * *
فكر كنید و پاسخ دهید
1- آیا از اسرار زندگى مورچگان چیزهاى دیگرى مى دانید؟
2- آیا مى توانید نقشه ساختمان یك اتم را روى تخته سیاه ترسیم كنید؟

یک بحث تکمیلى براى درس دهم: چه پرشکوه است صفات خدا

صفات او
بهوش باشید به همان اندازه که: خدایابى یعنى پى بردن به وجود خدا از طریق مطالعه اسرار جهان آفرینش سهل و آسان است، شناسایى صفات خدا به دقّت و احتیاط فراوان احتیاج دارد.
لابد مى پرسید چرا؟ دلیل آن روشن است، زیرا خداوند هیچ چیزش با ما و آنچه دیده ایم و شنیده ایم شباهت ندارد; بنابراین نخستین شرط شناسایى صفات خداوند نفى تمام صفات مخلوقات از آن ذات مقدّس; یعنى تشبیه نکردن او به هیچ یک از موجودات محدود عالم طبیعت است، و این جا است که کار به جاى باریکى مى کشد، زیرا ما در دل این طبیعت، بزرگ شده ایم; تماس ما با طبیعت بوده، با آن انس گرفته ایم لذا ما میل داریم همه چیز را با مقیاس آنها بسنجیم.
به عبارت دیگر ما هر چه دیده ایم جسم و خواص جسم بوده، یعنى موجوداتى که داراى زمان و مکان معیّنى بوده اند; ابعاد و اشکال مخصوصى داشته اند، با این حال تصوّر خدایى که نه جسم دارد، نه زمان و نه مکان، و در عین حال به تمام زمان ها و مکان ها احاطه دارد، و از هر نظر نامحدود است; کارى است دشوار; یعنى احتیاج دارد که با دقّت در این راه گام برداریم.
امّا یادآورى این نکته بسیار لازم است که ما به حقیقت ذات خدا هرگز پى نخواهیم برد، و انتظار آن را هم نباید داشته باشیم، زیرا چنین انتظارى به این مى ماند که انتظار داشته باشیم اقیانوس بیکرانى را در ظرف کوچکى جاى دهیم، یا فرزندى که در درون شکم مادر است، از تمام جهان بیرون باخبر گردد، آیا چنین چیزى ممکن است؟
و اینجا است که یک لغزش کوچک ممکن است انسان را فرسنگ ها از جاده اصلى خداشناسى به دور اندازد و در سنگلاخ بت پرستى و مخلوق پرستى سرگردان سازد. (دقّت کنید) خلاصه این که باید متوجّه باشیم صفات خدا با صفات مخلوقات هرگز مقایسه نکنیم.
صفات جمال و جلال
معمولا صفات خدا را به دو دسته تقسیم مى کنند: صفات ثبوتیه یعنى آنچه خداوند آنها را داراست و صفات سلبیه یعنى آنچه خداوند از آنها منزّه است.
و اکنون این سؤال پیش مى آید که ذات خداوند داراى چند صفت است؟
پاسخ آن این است که: صفات خدا از یک نظر بى پایان و نامحدود و از نظرى در یک صفت خلاصه مى شود، زیرا تمام صفات ثبوتى خدا را مى توان در جمله زیر خلاصه کرد:
ذات خدا ذاتى است نامتناهى از هر جهت و داراى تمام کمالات.
در مقابل صفات سلبى نیز در این جمله خلاصه مى گردد:
ذات خدا از هیچ نظر نقصان ندارد.
ولى از نظر دیگر چون کمالات و نقائص درجات دارند، یعنى بى نهایت کمال و بى نهایت نقص را مى توان تصوّر نمود، لذا مى توان گفت خداوند بى نهایت صفات ثبوتى; و بى نهایت صفات سلبى دارد، زیرا هر کمالى تصوّر شود او دارد، و هر نقصى تصوّر شود خداوند از آن پیراسته است; پس صفات ثبوتى و سلبى خداوند نامحدود است.
معروف ترین صفات خداوند
مشهورترین صفات ثبوتى خداوند همان است که در شعر معروف زیر جمع آورى شده است:
عالم و قادر و حىّ است و مرید و مدرک *** هم قدیم و ازلى پس متکلّم صادق
1- خداوند عالم است; یعنى همه چیز را مى داند.
2- قادر است یعنى بر همه چیز توانا است.
3- حىّ است یعنى زنده است، زیرا موجود زنده کسى است که هم علم دارد هم قدرت، و چون خداوند هم عالم است و هم قادر; بنابراین زنده است.
4- مرید است یعنى صاحب اراده مى باشد و در کارهاى خود مجبور نیست و هر کارى انجام مى دهد، داراى هدف و حکمت است و کم ترین چیزى در آسمان و زمین بدون فلسفه و هدف نیست.
5- خداوند مدرک است یعنى همه چیز را درک مى کند، همه را مى بیند و همه صداها را مى شنود و از همه چیز آگاه و باخبر است.
6- خداوند قدیم و ازلى است یعنى همیشه بوده و وجود او آغازى ندارد، زیرا هستیش از درون ذاتش مى جوشد، و به همین دلیل ابدى و جاودانى هم هست، زیرا کسى که هستیش از خود او است فنا و نیستى براى او معنا ندارد.
7- خداوند متکلم است یعنى مى تواند امواج صدا را در هوا ایجاد کند و با پیامبران خود سخن بگوید; نه این که خداوند زبان و لب و حنجره داشته باشد.
8- خداوند صادق است; یعنى هر چه مى گوید راست و عین واقعیّت است، زیرا دروغ گفتن یا از جهل و نادانى است و یا از ضعف و ناتوانى است، خداوندى که دانا و توانا است محال است دروغ بگوید.
* * *
و معروف ترین صفات سلبى او در شعر زیر جمع است:
نه مرکب بود و جسم، نه مرئى نه محل *** بى شریک است و معانى، تو غنى دان خالق
1- مرکب نیست یعنى اجزاى ترکیبى ندارد، زیرا در این صورت احتیاج به اجزاى خود پیدا مى کرد، در حالى که او احتیاج به هیچ چیز ندارد.
2- خداوند جسم نیست زیرا هر جسمى محدود و متغیّر و فناپذیر است.
3- خداوند مرئى نیست یعنى دیده نمى شود، زیرا اگر دیده مى شد جسم بود و محدود و فناپذیر بود.
4- خداوند محل ندارد زیرا جسم نیست تا نیازمند به محل باشد.
5- خداوند شریک ندارد، زیرا اگر شریک داشت; باید موجود محدودى باشد، چون دو موجود نامحدود از هر جهت ممکن نیست، بعلاوه وحدت قوانین این جهان نشانه یگانگى او است.
6- خداوند معانى ندارد یعنى صفات او عین ذات اوست.
7- خداوند محتاج و نیازمند نیست، بلکه غنى و بى نیاز است; زیرا یک وجود بى پایان از نظر علم و قدرت و همه چیز کمبودى ندارد.
قرآن مجید مى گوید: لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَیْءٌ (12); «هیچ چیز مانند او نیست».
* * *
فکر کنید و پاسخ دهید
1- آیا دلیل هاى دیگرى بر یگانگى خدا و شریک نداشتن او دارید؟
2- آیا شنیده اید بعضى از مذاهب، خدایان سه گانه قائلند و بعضى دوگانه؟ کدام مذهب است؟

ده درس عدل الهى