50 درس اصول عقاید برای جوانان

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

درس هشتم: یك دنیا شگفتى در یك پرنده كوچك

درس هشتم: یك دنیا شگفتى در یك پرنده كوچك
در این درس مى خواهیم از كشور بزرگ تن خود كه هنوز یك كوچه از هفت شهر آن را نگشته ایم بیرون آییم و در هر گوشه و كنار به سرعت سرى بزنیم و نمونه هایى از نظام شگفت انگیز موجودات برداریم:
نگاهى به آسمان تیره شب مى دوزیم یك پرنده استثنایى را در لابه لاى پرده هاى ظلمت همچون شبح اسرارآمیزى مى بینیم كه با شجاعت تمام به هر سو براى پیدا كردن طعمه خویش در پرواز است.
این پرنده همان «شب پره یا خفاش» است كه همه چیزش عجیب است امّا پروازش در دل تاریكى شب از همه عجیب تر.
حركت سریع خفاش در تاریكى شب بدون برخورد به مانع، به قدرى شگفت انگیز است كه هر قدر درباره آن مطالعه شود اسرار تازه اى از این پرنده اسرارآمیز به دست مى آید.
این پرنده در میان تاریكى با همان سرعت و شجاعتى حركت مى كند كه كبوتر تند پرواز در دل آفتاب و مسلماً اگر وسیله اى براى اطلاع از وجود موانع نداشت خیلى دست به عصا حركت مى كرد.
اگر او را در تونلى تاریك و باریك و پر پیچ و خم كه آن را به دوده آغشته باشند رها سازند از تمام پیچ و خم ها مى گذرد بدون این كه حتى یك بار به دیوار تونل برخورد كند و ذره اى دوده روى بال او بنشیند. این وضع عجیب خفاش معلول خاصیّتى در وجود او است شبیه خاصیّتِ رادار.
در این جا باید كمى با دستگاه رادار آشنا شویم تا به وضع آن در وجود كوچك خفاش پى ببریم.
در فیزیك در بحثِ صوت سخنى درباره امواج ماوراءِ صوت است این امواج همان امواجى هستند كه تناوب و طول آنها به قدرى زیاد است كه گوش انسان قادر به درك آنها نیست و به همین جهت آنها را ماوراءِ صوت مى نامند.
هنگامى كه چنین امواجى را به وسیله یك مبدأ فرستنده قوى ایجاد كنند، این امواج همه جا پیش مى روند ولى همین كه در یك نقطه از فضا به مانعى (مانند هواپیماى دشمن یا هر مانع دیگر) برخورد كند مانند توپى كه به دیوار بخورد باز مى گردند درست مانند صدایى كه ما در برابر یك كوه و یا یك دیوار بلند مى دهیم و از مقدار فاصله زمانى بازگشت این امواج مى توان فاصله آن مانع را دقیقاً اندازه گیرى كرد.
بسیارى از هواپیماها و كشتى ها به وسیله دستگاه رادار هدایت مى شوند و به هر مقصدى بخواهند مى روند و نیز براى پیدا كردن هواپیماها و كشتى هاى دشمن از رادار استفاده مى كنند.
دانشمندان مى گویند در وجود این پرنده كوچك دستگاهى شبیه رادار وجود دارد، به این نشان كه اگر آن را در اطاقى به پرواز در آوریم و در همان لحظه میكروفونى كه امواج ماوراءِ صوت را به امواج قابل شنیدن تبدیل مى كند، به كار اندازیم، همهمه گوشخراشى در اطاق به راه خواهد افتاد و در هر ثانیه 30 الى 60 مرتبه امواج ماوراء صوت از خفاش شنیده مى شود.
ولى این سؤال پیش مى آید كه این امواج به وسیله كدام عضو خفاش به وجود مى آید یعنى دستگاه فرستنده او كدام و دستگاه گیرنده او كدام است؟
دانشمندان در پاسخ این سؤال مى گویند: «این امواج به وسیله عضلات نیرومند حنجره خفاش ایجاد و از طریق سوراخ هاى بینى او بیرون فرستاده مى شود، و گوش بزرگ او دستگاه گیرنده امواجى است كه باز مى گردد».
بنابراین خفاش در سیر و سیاحت شبانه خود مدیون گوش هاى خود است و یك دانشمند روسى به نام «ژورین» با تجربیاتى ثابت كرده كه اگر گوش هاى خفاش را بردارند نمى تواند بدون برخورد به مانع در تاریكى پرواز كند. در حالى كه اگر چشم او را به كلّى بردارند حركت او با كمال مهارت انجام خواهد یافت; یعنى خفاش با گوش خود مى بیند! نه با چشم خود! و این چیز عجیبى است. (دقّت كنید)
اكنون بیندیشید این دو دستگاه عجیب و حیرت انگیز را چه كسى در این جثه كوچك و ناچیز این پرنده به وجود آورده و طرز استفاده از آنها را چگونه به او تعلیم داده است كه بتواند در پناه این وسیله مطمئن از
خطرات فراوانى كه در حركات شبانه اش در پیش روى او است مصون بماند؟... راستى چه كسى؟
آیا ممكن است طبیعت فاقد عقل و شعور چنین عملى را انجام دهد؟ و دستگاهى را كه دانشمندان بزرگ با هزینه هاى زیاد مى سازند به این سادگى در وجود او قرار دهد؟
شایسته ستایش آن آفریدگارى است كارد چنین دلاویز، نقشى ز ماء و طینى
امیرمؤمنان على(علیه السلام) در نهج البلاغه در ضمن خطبه مفصلى كه پیرامون آفرینش خفاش بیان كرده مى فرماید:
«لا تمتنع من المضى فیه لغسق دجنته... فسبحان البارء لكل شىء على غیر مثال(9);
و هرگز به خاطر شدت تاریكى از راه باز نمى ماند... پاك و منزه است خدایى كه بدون الگوى قبلى همه چیز را آفریده است».
فكر كنید و پاسخ دهید
1- درباره آفرینش شب پره چه اطلاعات جالب دیگرى دارید؟
2- آیا مى دانید بال هاى شب پره، و طرز بچه دار شدن او و حتى طرز خواب او با حیوانات دیگر فرق دارد یعنى یك پرنده كاملا استثنایى است؟

درس نهم: دوستى حشرات و گل ها!

درس نهم: دوستى حشرات و گل ها!
در یك روز از روزهاى بهار كه هوا كم كم رو به گرمى مى رود سرى به باغ ها و مزارع سرسبز و زیبا بزنید; دسته هاى زیادى از حشرات كوچك، زنبوران عسل، مگس هاى طلائى، پروانه ها، و پشه هاى ریز را مى بینید كه آهسته و بدون سر و صدا به هر طرف مى دوند; از روى این گل برخاسته به سراغ دیگرى مى روند و از این شاخه به شاخه دیگر پرواز مى نمایند.
چنان گرم فعالیت و كارند، كه گویا نیروى مرموزى مانند یك كارفرماىِ جدّى بالاى سر آنها ایستاده و مرتباً به آنها فرمان مى دهد; بال ها و پاهاى آنها كه آغشته به گرد زردرنگ گلهاست قیافه كارگرانى كه لباس كار مى پوشند و با علاقه و جدّیّت در كارگاه خود مشغول به كارند; به آنها داده است.
راستى هم مأموریت و كار مهمّى دارند، این مأموریت به قدرى بزرگ است كه پروفسور رلئون برتن در این باره مى گوید:
«كمتر كسى مى داند كه بىوجود حشرات سبدهاى ما از میوه خالى خواهد ماند»...
و ما این جمله را به گفته او اضافه مى كنیم كه: «براى سال هاى بعد باغ ها و مزارع ما آن طراوت و سرسبزى و خرّمى را به كلّى از دست خواهد داد» بنابراین حشرات در واقع پرورش دهندگان میوه ها و تهیه كنندگان بذر گل ها هستند.
حتماً مى پرسید چرا؟ براى این كه حسّاس ترین عمل حیاتى گیاهان یعنى عملِ لقاح به كمك آنها انجام مى گیرد، لابد این نكته را تا كنون شنیده اید كه گل ها مانند بسیارى از حیوانات داراى دو قسمت نر و ماده هستند كه تا تلقیح و پیوند میان آنها صورت نگیرد; تخم و دانه و به دنبال آن میوه به دست نخواهد آمد.
ولى هیچ فكر كرده اید كه قسمت هاى مختلف گیاه كه حس و حركتى ندارد چگونه به سوى هم جذب مى شوند و چگونه گرده هاى نر كه در حكم نطفه مرد (اسپرماتوزوئید) هستند با تخمك ها كه حكم نطفه ماده (اوول) را دارند تركیب مى گردند و مقدّمات ازدواج میان آنها فراهم مى شود؟
این كار در بسیارى از موارد به عهده حشرات واگذار شده و در مواردى هم به عهده بادها.
ولى این موضوع به همین سادگى كه ما خیال مى كنیم نیست و این ازدواج مبارك و میمون و پربركت كه به خواستگارىِ حشرات صورت مى گیرد; تاریخچه و تشریفات و ماجراى طولانى و شگفت انگیزى دارد كه یك فراز آن را در این جا از نظر شما مى گذاریم.
دو دوست قدیمى و صمیمى:
دانشمندان علوم طبیعى پس از مطالعاتى به این نتیجه رسیده اند كه گیاهان و گل ها در نیمه دوم دوران دوم زمین شناسى به وجود آمده اند، و عجب این كه در همین دوران، حشرات نیز پیدا شدند و این دو، همیشه در طول تاریخ پرماجراى آفرینش، به صورت دو دوست صمیمى و باوفا زندگى كرده و مكمل وجود یكدیگر بوده اند.
گل ها براى جلب محبّت و شیرین كردن كام دوستان همیشگى، نوش یعنى شیرینى بسیار خوش طعمى در بن خود ذخیره كرده اند و هنگامى كه حشرات براى جابه جا كردن گرده هاى نر و فراهم آوردن مقدمات لقاح و بارورى قدم رنجه كرده و به درون گل وارد مى شوند! این شیرینى را به رایگان در اختیار آنها مى گذارند، این قند مخصوص و پر ارزش به قدرى در ذائقه حشرات خوش طعم است كه آنها را بى اختیار به سوى خود مى كشاند.
عدّه اى از گیاه شناسان معتقدند كه رنگ زیبا و عطر مطبوع گل ها نیز نقش مهمّى در جلب حشرات بسوى گل ها دارند; آزمایش هاى مختلفى كه روى زنبوران عسل به عمل آمده ثابت مى كند كه آنها رنگ ها را تشخیص مى دهند و بوى گل ها را درك مى كنند.
در واقع این گل ها هستند كه خود را براى حشرات مى آرایند و خوشبو مى كنند، به طورى كه پروانه هاى با ذوق و زنبوران عسل خوش سلیقه را، به سوى خود مى كشانند، آنها هم با آغوش باز این دعوت را پذیرفته و به زودى مقدّمات كار را فراهم ساخته و شیرینى آن را هم مى خورند. و همین شیرینى و قند مخصوص است كه عالى ترین غذاى حشرات محسوب مى شود و هنگامى كه روى هم انباشته شد، عسل را تشكیل مى دهد، زیرا حشرات موقعى كه به سراغ گل ها مى آیند مقدارى از این شیرینى را مى خورند و مقدار بیشترى را مانندِ مهمان هاىِ پررو! همراه خود برده در لانه خود ذخیره مى كنند، این پیمان محبّت و دوستى كه بر اساسِ منافع متقابل قرار دارد همواره بین گل ها و حشرات بوده و خواهد بود.
درسى از توحید
هنگامى كه انسان این نكات شگفت انگیز را در زندگى حشرات و گل ها مطالعه مى كند; بى اختیار از خود مى پرسد: این پیمان محبّت و دوستى را چه كسى میان گل ها و حشرات بسته؟
این شیرینى مخصوص و نوش خوش طعم را كه به گل ها داده؟ این رنگ جالب و زیبا و این عطر مطبوع را چه كسى به گل ها بخشیده كه حشرات را به سوى خود دعوت كند؟
این پاها و اندام ظریف حشرات، پروانه ها، زنبورهاى عسل، زنبوران طلائى را كه به آنها داده تا براى نقل و انتقال گرده گل ها مجهز و آماده باشند؟
چرا زنبوران مدتى رو به سوى یك نوع گل خاصى مى نهند و چرا تاریخ حیات و زندگى گل ها و حشرات در جهان آفرینش با هم آغاز مى گردد؟
آیا هیچ كس - هر قدر هم لجوج باشد، مى تواند باور كند كه این همه
جریان ها بدون نقشه و طرح قبلى صورت گرفته؟ و قوانین بى شعور طبیعى خود به خود این صحنه هاى حیرت انگیز را به وجود آورده است؟ نه هرگز...
قرآن مجید مى گوید:
وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتاً وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ (68) ثُمَّ كُلِی مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِی سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً (10);
«پروردگار تو به زنبور عسل الهام داد كه در كوه ها و درختان و داربست ها خانه اختیار كن، سپس از تمام گل ها بنوش، و در راهى كه پروردگارت تعیین كرده با آرامى گام بردار».
* * *
فكر كنید و پاسخ دهید
1- شیرینى بن گل ها و رنگ و بوى آنها چه فایده اى دارد؟
2- از شگفتى هاى زندگى زنبوران عسل چه مى دانید؟

درس دهم: در جهان بى نهایت كوچك ها

درس دهم: در جهان بى نهایت كوچك ها
چون ما در لابه لاى شگفتى هاى این جهان آفرینش پرورش مى یابیم و به آنها عادت مى كنیم به همین جهت بسیار مى شود كه از اهمیّت موجودات شگفت انگیز آن غافل مى مانیم به عنوان نمونه:
1- حیوانات و حشرات بسیار كوچكى در اطراف ما زندگى مى كنند، كه جثه بعضى از اینها شاید به اندازه یكى دو میلیمتر بیشتر نیست، با این حال همانند یك حیوان بزرگ داراى دست و پا و چشم و گوش و حتى مغز و هوش و سلسله اعصاب و دستگاه گوارش هستند.
اگر مغز یك مورچه را در زیر میكروسكوپ بگذاریم و در ساختمان حیرت انگیز آن دقّت كنیم مى بینیم كه چه ساختمان عجیب و جالبى دارد، بخش هاى مختلف كه هر كدام فرمانده قسمتى از اندام كوچك مورچه هستند در كنار یكدیگر چیده شده اند و كمترین دگرگونى در وضع آنها قسمتى از بدن او را فلج مى كند.
عجیب این است در این مغز كوچك كه قطعاً از سر یك سنجاق بسیار كوچك تر است یك دنیا هوش و ذكاوت و تمدن و ذوق و هنر نهفته شده
است، به طورى كه جمعى از دانشمندان سالیان دراز از عمر خود را براى مطالعه در وضع زندگى این حیوان صرف كرده و نكات جالب و حیرت انگیز آن را در كتاب هاى خود براى ما جمع آورى كرده اند.
آیا كسى كه این همه هوش و ذكاوت و ذوق را در چنین موجود كوچكى جمع كرده است، مى تواند طبیعتى باشد كه به اندازه سر سوزنى هوش و ذكاوت ندارد؟
* * *
2- در دنیاى اسرارآمیز اتم - مى دانیم كوچك ترین موجودى كه تا كنون شناخته شده اتم و اجزاى آن است; اتم به قدرى ریز است كه نیرومندترین میكروسكوپ ها كه به اصطلاح كاهى را كوه نشان مى دهد از دیدن آن عاجز است.
اگر مى خواهید بدانید اتم چقدر كوچك است همین قدر بدانید كه یك قطره آب، بیش از تمام نفرات روى زمین اتم دارد، و اگر بخواهیم پروتون هاى یك سانتیمتر از یك سیم نازك را بشماریم و از هزار نفر هم كمك بگیریم و در هر ثانیه یكى از آنها را جدا كنیم 30 تا 300 سال (به اختلاف اتم ها) شب و روز باید بیدار بمانیم تا همه آنها را بشماریم.
حالا كه فهمیدیم یك سانتیمتر سیم نازك این اندازه اتم دارد فكر كنید آسمان و زمین، آب و هوا و كهكشان ها و منظومه شمسى ما چه اندازه اتم دارد؟ آیا فكر بشر از تصوّر آن خسته نمى شود و جز آفریننده جهان كسى سر از حساب آنها بیرون مى آورد؟
* * *
اتم ها درس توحید مى دهند
اتم شناسى از مهم ترین مباحث علمى امروز و از نشاط انگیزترین آنهاست، این موجود ریز به ما درس توحید مى دهد، زیرا در جهان اتم بیش از همه چهار قسمت جلب توجه مى كند.
1- نظام فوق العاده - تا كنون بیش از صد عنصر كشف شده كه تعداد الكترون هاى آنها به تدریج از یك شروع شده و به بالاتر از صد پایان مى پذیرد، این نظام عجیب هرگز نمى تواند مولود عوامل بدون شعور باشد.
2- تعادل قوا - مى دانیم دو الكتریسته مخالف یكدیگر را جذب مى كنند بنابراین الكترون ها كه بار الكتریكى منفى دارند; و هسته كه بار الكتریكى مثبت دارد; باید یكدیگر را جذب كنند.
و از طرف دیگر مى دانیم گردش الكترن ها به دور هسته نیروى دافعه (گریز از مركز) به وجود مى آورد بنابر این نیروى گریز از مركز مى خواهد الكترون ها را از محیط اتم دور سازد; و اتم تجزیه گردد و نیروى جاذبه مى خواهد الكترون ها را جذب كند و اتم را نابود سازد.
اینجاست كه باید دید چگونه با حسابى دقیق نیروى جاذبه و دافعه در اتم ها تنظیم شده كه نه الكترون ها فرار مى كنند و نه جذب مى شوند بلكه همیشه در حال تعادل به حركت خود ادامه مى دهند آیا ممكن است این تعادل را طبیعت كور و كر به وجود آورده باشد؟
3- هر كدام در مسیر خود - گفتیم بعضى از اتم ها، الكترون هاى متعدّدى دارند ولى نه این كه همه الكترون ها در یك مدار حركت كنند;
بلكه در مدارهاى متعدد، و میلیون ها سال این الكترون ها در فاصله هاى معین هر كدام در مرز خود با سرعت در حركتند، بدون این كه تضادى میان آنها رخ دهد.
آیا قرار دادن هر یك از آنها در مدارهاى معیّن و گردش با نظام حیرت زا موضوع ساده اى است؟
4- نیروى عظیم اتم - براى این كه به عظمت نیروى اتم پى ببرید فقط در نظر بگیرید كه:
در سال 1945 در صحراى بى آب و علفِ مكزیك یك آزمایش اتمى انجام شد; بمب بسیار كوچك اتمى روى یك برج فولادى رها شد، پس از انفجار، برج فولادى را آب كرد و سپس بخار نمود و برق و صداى مهیبى برخاست، هنگامى كه دانشمندان به سراغ آن آمدند اثرى از آن نبود.
در همین سال دو بمب كوچك بر روى كشور ژاپن پرتاب شد; یكى روى شهر ناكازاكى و دیگرى روى شهر هیروشیما، در شهر اول 70 هزار نفر نابود و همین مقدار مجروح شدند و شهر دوم 30 الى 40 هزار نفر تلفات و همین مقدار مجروح داشت كه ژاپن ناچار تسلیم بلاشرط در برابر آمریكا شد.
آیا تنها مطالعه اسرار یك دانه اتم كافى نیست كه انسان را به آفریدگار آن آشنا كند; لذا مى توان گفت كه به تعداد اتم هاى جهان دلیل بر وجود خدا داریم.
قرآن مجید مى گوید:
(وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ);(11)
«اگر تمام درختان روى زمین قلم شوند و دریاها مركب; هیچ گاه نمى توانند آفریده هاى خدا را بنویسند».
* * *
فكر كنید و پاسخ دهید
1- آیا از اسرار زندگى مورچگان چیزهاى دیگرى مى دانید؟
2- آیا مى توانید نقشه ساختمان یك اتم را روى تخته سیاه ترسیم كنید؟