فهرست کتاب


کنزالابرار

اسماعیل مناجاتی فراهانی (متخلص به مرادی)

نوحه سینه زنی حضرت زینب (س در روز اربعین

گفت زینب به صد آه و فغان - بر سر قبر شاه شهیدان
ای برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی
آمدم آمدم ای حسین جان - ای برادر من از شام ویران
با همه کودکان و اسیران - دل شکسته همه زار و نالان
بس که من دیده ام داغ هجران - سر نگون کردی ای چرخ دوران
برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی
می روم من به شهر مدینه - مانده در شام ویدان سکینه
جمله را کشته اند اهل کینه - می کنم ناله از سوز سینه
ای برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی
کربلا کربلا بین چه ها شد - انقلابی در اینجا بپا شد
دست عباس از تن جدا شد - زین سبب خاک تو توتیا شد
ای برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی
ای برادر تو را زار کشتند - بی کس و بی مددکار کشتند
با دوصد زخم بسیار کشتند - تشنه لب قوم کفار کشتند
ای برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی
ای حسین جان علی اکبرت کو - شیر خواره علی اصغرت کو
قاسم و عون و هم جفرت کو - فضل عباس نام آورت کو
ای برادر چه شد یاورت کو - نعش بی سر بگو پس سرت کو
ای برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی
جسم تو مانده اندر بیابان - رأس تو رفته است شام ویران
پیکرت کرده اند تیرباران - من بمیرم برایت حسین جان
چون ندارم دگر تاب هجران - بی برادر شدم زار و نالان
آن زمان چون تو را سربریدند - خیمه ها را در آتش کشیدند
کودکانت چنین وضع دیدند - همچو آهن به صحرا دویدند
ای برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی
شمر ملعون بزد تازیانه - بر سرم تا که شد خون روانه
کوفه بردند ما را شبانه - با نی و با دف و با ترانه
بعد بر شام ویران رسیدم - ازدحام جماعت بدیدم
بس شماتت ز اعدا شنیدم - آه سرد از جگر بر کشیدم
ای برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی
آن زمان خطبه آغاز کردم - مشت اغیار را باز کردم
جمله گفتند ای وا مصیبت - شاه دین کشته شد ای جماعت
من به کهر مدینه روانم - کرده خالق مرا امتحانم
سنگ را همدم شیشه کردم - از خداوند اندیشه کردم
ای برادر کجائی کجائی - الامان الامان از جدایی

نوحه سینه زنی سکینه

ای ابوالفضل ای عموی مهربانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
نیست دیگر طاقت و تاب توانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
من سکینه دختر شیرین زبانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
از عطش خشکیده است آب دهانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
العطش گردیده است ورد زبانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
از عطش در کربلا جان می ستانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
کرده غش آن اصغر شیرین زبانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
یک مسلمان نیست در اینجا گمانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
پس چرا قحط است بر من آب و نانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
گو چه شد آن اکبر رعنا جوانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
یا حسین و یا علی ورد زبانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
من گلی از گلشن باغ جنانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
از سموم باد صرصر چون خزانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
بلبل شوریده اندر گلستانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
هم قرین محنت و آه و فغانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش
از شماتت خرد گشته استخوانم العطش - آه از سوز عطش آه از سوز عطش

شام غریبان حسین

امشب شام غریبان حسین است - امشب شام یتیمان حسین است
امشب شام عزیزان حسین است - امشب چون جسم عریان حسین است
امشب زهرا نگهبان حسین است - امشب قتل جوانان حسین است
امشب زینب نوا خوان حسین است - امشب آن خیمه سوزان حسین است
امشب کربلا در شور و شین است - امشب عالم در افغان حسین است