فهرست کتاب


کنزالابرار

اسماعیل مناجاتی فراهانی (متخلص به مرادی)

در سوگ دو محسن شهید

سقط شد از اهل بیت عترت خیرالانام - محسنی اندر مدینه محسنی در راه شام
این یکی بود از ربابه زوجه مظلوم حسین - وان دگر از فاطمه دخت رسول عالمین
این یکی آزرده شد از جلد شمشیر عمر - وان دگر از ضربت شکر شریر بدگهر
آن یکی اندر بقیع مدفون گشته پیکرش - وان دگر از ضربت شمر شریر بدگهر
باعث این ظلم گردیده ابابکر و عمر - وان دگر از ضربت شمر شریر بدگهر
ای خدا این ظلم بی حد از مسلمانان را ببین - زاده چنین ظلمی در عالم هیچ قومی سر نزد
هیچ کس وارد نشد صحن سرای دیگری - بی اجازه صاحب آن خانه هرگز در نزد
کشته شد پیغمبر بی حد در این دنیای دون - آل آنان را کسی با نیزه و خنجر نزد
قصه کرب و بلا اندر همه عالم یکی است - تا قیامت سر زد از ذریه آدم نزد
در جهان یک طفل را آن هم در آغوش پدر - بر نشان تیر کردنش گروه بد سیر
هر کسی را دشمنش در خاک و خون غلطان کند - پیکرش را دفن باید کردنی عریان کند
هر گروهی عده ای را کشت بی جرم و گناه - اهل بیتش را نباید زار و سرگردان کند
هر کسی گر نهی منکر کرد باید کشته شد - اندر این ره پیکرش با خاک و خون آغشته شد
هر کسی حق گو شود باید به ناحق جان دهد - در ره گفتار خود هفتاد و دو قربان دهد

نوحه سینه زنی سر مهمان در تنور

یا حسین ای خلف شیر خدا - سرت از پیکر تو گشته جدا
چشم بگشا و ببین مادر تو - این زمان آمده اندر بر تو
در کجا مانده بگو پیکر تو - که بریدست سر اطهر تو
من فدای سرت ای نور دو عین - شه مظلوم حسین شه محروم حسین
مادرم خاک دو عالم ته سرم - ای عزیز دل و نور بصرم
شه بی غسل و کفن ای پسرم - از غمت خون شده اندر جگرم
تو مگو من ز شما بی خبرم - من به دنبال سرت نوحه گرم
من فدای سرت ای نور دو عین - شه مظلوم حسین شه مظلوم حسین
مگر این خانه شده وادی طور - نور حق کرده در این خانه ظهور
پس چرا رأس تو افتاده تنور - شده آغشته به خون آیه نور
من فدای سرت ای نور دو عین - شه مظلوم حسین شه مظلوم حسین
تو مگر زاده حیدر نبدی - تو مگر سبط پیمبر نبدی
تو مگر سید سرور نبدی - تو مگر از همه بهتر نبدی
تو مگر زاده کوثر نبدی - تو مگر پاک و مطهر نبدی
پس چرا کشته شدی نور دو عین - شه مظلوم حسین شه مظلوم حسین
پس چرا جای تو ویرانه شده - مسکنت کلبه این خانه شده
از غمت فاطمه دیوانه شده - شمع روی تو چه پروانه شده
من فدای سر تو نور دو عین - شه مظلوم حسین شه مظلوم حسین
چند روزیست که من نوحه گرم - در ره شام تو را همسفرم
میروم شام به همراه حرم - شمر آتش زده اندر جگرم
می کنم شام و سحر شیون و شیون - شه مظلوم حسین شه مظلوم حسین
بارک اله به تو ای نور بصر - خوب کردی تو ز نهی از منکر
دین حق را او رساندی به ثمر - از تو راضی است خدای اکبر
کردی احیا سنن پیغمبر - کرده بالعکس یزید کافر
آفرین بر تو ایا نور دو عین - شه مظلوم حسین شه مظلوم حسین
ای خوش آنروز به روز محشر - پیرنت را بکنم من بر سر
دادخواهم ز خدای اکبر - گویم ای دادگر و ای داور
ای ذنب قتلت نور دو عین - شه مظلوم حسین شه مظلوم حسین
ای مرادی بکن این قصه تمام - اهل بیت شه دین رفته به شام
اهل شامی همه اندر لب بام - شاد و خندان شده از قتل امام
کشته شد فاطمه را نور دو عین - شه مظلوم حسین شه مظلوم حسین

زبانحال حضرت رقیه (س

منم رقیه که از کربلا به شام خراب - اسیروار به ویرانسرا گذر کردم
خبر نگشت کسی من ز ناقه افتادم - نگاه در شب تاریک بر قمر کردم
نه خیمه و نه پناهی در آن شب یلدا - بزیر خار مغیلان شبی سحر کردم
که ناگهان در آندم رسید شمر لعین - به تازیانه زد و دست را سپر کردم
رسید قافله از کربلا به شام خراب - فغان کشیدم آنگاه ناله سر کردم
شنیدم از در و دیوارهای شام خراب - صدای ساز و دهل آه از جگر کردم
گهی نشانه سنگ جفا شدم من زار - میان کوچه و بازارها گذر کردم
به دور ما اسرا قاتلام و جلادان - به تازیانه زدند و من الحذر کردم
برهنه پا و یتیم و اسیر و سرگردان - بهر طرف بدویدم پدر پدر کردم
گرفته بود مرا ترس و وحشت دشمن - به جستجوی پدر هر طرف نظر کردم
حریم خسرو دین در فغان و شیون و شین - ز هجر روی پدر هر دو دیده تر کردم
در این دیار که ویدانه جایگاهم شد - به جای بالش پر خاک زیر سر کردم
ز هجر روی پدر هیچ شب نخوابیدم - به اشک دیده خود عالمی خبر کردم
شبی که باب من آمد خرابه دیدن من - شکایت از ستم شمر بدگهر کردم
خوش آمدی تو پدر جان دلم به تنگ آمد - تمام درد دل خویش با پدر کردم
اگر ز ظلم عدو تازیانه خوردم من - کشیدم این همه غم مثمر ثمر کردم
به آه خویش نمودم خراب کاخ یزید - بکوفتم همه را زیر و هم زبر کردم