فهرست کتاب


کنزالابرار

اسماعیل مناجاتی فراهانی (متخلص به مرادی)

توسل به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه

خورشید عاشقان یا صاحب الزمان - از پرده شو عیان یا صاحب الزمان
اندر فراق تو جانم به لب رسید - عمرم تمام شد روزم به شب رسید
از بس ز دشمنان رنج و تعب رسید - امید عاشقان یا صاحب الزمان
یا صاحب الزمان پا در رکاب کن - عالم به باد رفت مولا شتاب کن
بنما قیام حق آخر صواب کن - بر باد شد جهان یا صاحب الزمان
ای زاده حسن فرزند بو تراب - از اشتیاق تو جانها شده کباب
تعجیل کن آقا عالم شده خراب - از ظلم ظالمان یاصاحب الزمان
ای عدل و دادگر ای معدنت مدار - بهر وجود تو عالم در انتظار
جانها در آتش است دلهاست بی قرار - بر لب رسیده جان یا صاحب الزمان
یا صاحب الزمان جانم فدای توست - چشمان منتظر در انتظار توست
چون قلب دوستان صحن سرای توست - ای منجی جهان یا صاحب الزمان
ای گلشن بهاران سرو جویبار - ای هاشمی تبار فرزند هفت و چار
مائیم دلفکار از دست روزگار - صد بار الامان یا صاحب الزمان
جانها فدای تو ای ماه مشرقین - زینب کند هنوز فریاد و شور و شین
آقا قیام کن خونخواهی حسین - نسل یزیدیان یاصاحب الزمان
در نهر علقمه از سوزش عطش - آید به گوش جان فریادالعطش
از سوز تشنگی اصغر نموده غش - بر تیر شد نشان یا صاحب الزمان
آقا شکسته شد پهلوی فاطمه - محسن شهید شد با شور و واهمه
مظلوم شد علی از ظلم دشمنان - فریاد و صد فغان یا صاحب الزمان
آن آتشی که زد بر خیمه ها شرر - از خانه ی علی گردید شعله ور
در کربلا شده این شعله مستمر - فریاد الامان یا صاحب الزمان
ای منجی جهان ای حجت خدا - جان مراد یا بر تو شود فدا
شمشیر تو بود لا سیف و لا فتی - برکش تو از میان یا صاحب الزمان

انتظار وصل یار

ای خدا از وصل یارم بی قرارم تا به کی - کی شود روزی بیاید در کنارم تا به کی
این شب هجران خدایا کی شود پایان رسد - از فراق روی او چشم انتظارم تا به کی
من فدای قامتت ای سرو ناز جویبار - بلبل شوریده اندر شاخسارم تا به کی
ای گل خوشبو بهار عمر من پایان رسید - جان من من در فراقت جان سپارم تا به کی
من گل روی تو را جانان من گم کرده ام - هم قرین محنت و هم سنگ خارم تا به کی
عاشق سرگشته ام اندر فراقت سوختم - روز و ماه و سال را دائم شمارم تا به کی
از چه رو پنهان شدی در ابر ظلمت ماه من - رو نما روشن نما این شام تارم تا به کی
جان رسیده بر لبم بار فراقت می کشم - یوسف گم گشته ام چشم انتظارم تا به کی
از می مینای او مستم خدایا جرعه ای - ده به منن هوشیار گردم من خمارم تا به کی
کی رسم بر وصل او پروردگار را همتی - کن ترحم بر من مسکین فکارم تا به کی
این شب هجران رسد پایان مرادی غم مخور - آید آخر از سفر آن گل عذلرم تا به کی

آخر انتظار به پایان می رسد

مژده ای دل بهار می آید - گل و بلبل کنار می آید
فصل سرما و ماه دی گذرد - موسم گل هزار می آید
غم مخور هجر یار آخر شد - یار سیمین عذار می آید
باغ و بستان پر از شکوفه شود - سرو در جویبار می آید
قهقهه کبک چهچهه بلبل - از سوی کوهسار می آید
آن سفر کرده باز خواهد گشت - چشم بگشا نگار می آید
همچو در از صدف شود ظاهر - لؤلؤ شاهوار می آید
جان به قربان قد و قامت او - شاه گردون وقار می آید
یوسف از مصر باز خواهد گشت - سوی باب کبار می آید
مژده ای اوست در کلام الله - وعده ی کردگار می آید
مثل جدش علی ابوطالب - شاه دلدل سوار می آید
ریشه ی کفر از جهان بکند - بر کفش ذوالفقار می آید
در پیشش صف کشند بهر نماز - عیسی از چرخ چار می آید
بعد دوران به کام خواهد شد - آن عدالت مدار می آید
هر که فرمان او پذیرا شد - او یقین رستگار می آید
منجی عالم حضرت مهدی - می شود آشکار می آید